اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
مقبولیت حدیث امام صادق7 در مدینه براساس مقایسه شاخص‌های حدیثی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 66
چهارشنبه ، 11 تیر 1399 ، 08:35

چکیده: اشتهار حضرت صادق7 به فقه در‌‌میان اهل سنت باعث شده تا در سال‌های اخیر، ابهاماتی درباره اهمیت و جایگاه حدیث ایشان در مدینه قرن دوم پدید آید و اشتغال حضرتش به حدیث و اقبال محدثان عامّی به ایشان مورد تردید قرار گیرد. برای حلّ این مسئله باید جایگاه حدیثی امام صادق7 را تا حد ممکن بازیابی کنیم.‌‌‌‌‌ برای این منظور،‌‌‌‌‌ مدلی کلی ارائه‌‌ می‌شود که بر اساس بررسی شاخص‌هایی کمّی و بعضاً کیفی، از جمله: تعداد شاگردان، تعداد روایات آن محدث در منابع متقدم، رجوع محدثان‌‌‌‌‌ پرکار به وی و‌‌ میزان توجه رجالیان و محدثان‌‌‌‌‌ و اظهار نظرهایشان درباره محدث است.‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌  بنا براین برای بازیابی جایگاه حدیثی امام صادق7‌‌ میان اهل سنت و در نیمه ابتدایی قرن دوم مدینه، باید به محدثان سرآمد و پرکار مدینه پرداخته شود؛ شهری که محل اقامت امام صادق و یکی از مهمترین مراکز حدیثی اسلامی بوده و مالامال از راویان اهل سنت و تقریباً تهی از راویان شیعی بوده است. پس از شناسایی محدثان مورد نظر و بررسی برخی از شاخص‌های حدیثی،‌‌‌‌‌ راویان بی‌اثر یا کم‌اثر در حدیث مدینه را کنار نهادیم و شاخص‌های تکمیلی از محدثان برگزیده را که مشایخ حدیث مدینه هستند مقایسه کردیم. در نهایت با مقایسه شاخص‌های آنان با امام صادق7‌‌‌‌‌ جایگاه حدیثی حضرتش در‌‌میان مشایخ حدیث مدینه بازیابی خواهد شد. این مقایسه نشان می‌دهد امام صادق از بالاترین جایگاه حدیثی و اقبال در بین محدثان اهل سنت مدینه در آن عصر برخوردار بوده‌اند.

کلیدواژه‌‌‌‌ها: امام صادق7؛‌‌‌‌‌ جایگاه حدیثی؛ حدیث اهل سنت؛‌‌‌‌‌ حدیث مدینه؛‌‌‌‌‌ شاخص‌های حدیثی.

 

درآمد

‌‌‌‌‌  حدیث امام صادق7 در‌‌میان فرقه‌های مختلف اسلامی،‌‌‌‌‌ اهمیت ویژه‌ای دارد. اما باید از دو منظر کاملاً متفاوت به این موضوع توجه شود، چرا که حدیث امام صادق7 در بین فریقین به لحاظ مبنایی از دو جایگاه متفاوت برخوردار است. از یک سو در‌‌میان شیعیان، امام و حدیث ایشان، از جایگاه بی‌بدیل و غیرقابل قیاس[1] هدایت،‌‌‌‌‌ عصمت و علم الهی برخوردار هستند که به فرض صحت انتساب روایت به امام، جای هیچ خدشه و تردیدی در آن وجود ندارد و به سان حدیث نبوی6 است.[2]

‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌ در بین عامه، امام صادق7 در حوزه معارف اسلامی و خصوصا حدیث و فقه، چهره شاخصی در قرن دوم است؛[3] اما حدیث و شخصیت حدیثی ایشان به مانند دیگر راویان قابل نقد و بررسی است. لذا محدثان‌‌‌‌‌ و رجالیان عامه،‌‌‌‌‌ اظهار نظرهای متعددی درباره شخصیت حدیثی و حدیث ایشان داشته‌‌‌‌‌اند، تا جایی که حتی در کتب نقد راویان حدیث مانند‌‌ میزان الاعتدال، از ایشان نام برده‌‌‌‌‌اند. (میزان الاعتدال، ج1 ، ص 414) این دیدگاه باعث‌‌می شود برای بررسی جایگاه حدیثی حضرت صادق7 در ‌‌میان عامه، رویکرد مقایسه بین حضرت صادق و محدثان‌‌‌‌‌ هم‌عصرش را در پیش بگیریم.

طرح مسئله

‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌ قسمت اعظم زندگی امام صادق7 در مدینه سپری شده است، شهری که آن را دارالهجره‌‌ می‌نامیدند و محل ظهور و بروز خاندان رسالت بود.‌‌‌‌‌ این شهر،‌‌‌‌‌ علی رغم حضور تقریبا دائمی و سکونت ائمه شیعه: تا اواخر قرن دوم در آن،‌‌‌‌‌ مرکز حدیث سنی بوده و اقامت محدثان شیعه در آن دیار ناچیز به نظر ‌‌می‌رسد.[4] حضور شاگردان محدثان مشهور و پرکاری از جمله ابن شهاب زهری و نافع مولی ابن عمر باعث ‌‌می‌شد تا حدیث مدینه در بین چنین طیف‌هایی از عامه تقسیم شود و فضا برای کار حدیثی اهل بیت: و شیعیان محدودتر گردد.[5] افرادی از قبیل مالک بن انس که نقشی مهم در حدیث اواسط قرن دوم مدینه ایفا کرده‌‌‌‌‌اند. (رجوع کنید به سرتاسرThe Origins of Islamic Law by Yasin Dutton و تهذیب الکمال،‌‌‌‌‌ ذیل ترجمه مالک بن انس)

‌‌‌‌‌  در چنین فضایی، فهم‌‌ میزان تعامل و تمایل طرفینی امام و محدثان سنی برای القا و دریافت حدیث، اهمیت بسزایی دارد، یعنی فهم این مطلب که حدیث امام از چه سطحی از اهمیت برخوردار بوده و تا چه ‌‌میزان مورد اقبال و توجه محدثان عامه بوده است. البته منظور از جایگاه، چیزی فراتر از گزارش‌های رجالی است. اینکه یک شیخ تا چه‌‌ میزان در القای حدیث و انتقال آن به راویان نقش داشته و حدیث وی تا چه‌‌‌‌‌ اندازه برای محدثان و راویان از اهمیت برخوردار بوده، تنها با گزارش‌های رجالی قابل فهم نیست.‌‌میزان توجه به حدیث یک شیخ و اهمیت آن بین افراد خبره و حرفه‌ای در عصر خویش، نقش بسزایی در بررسی روایات وی دارد. مرتبه ابتدایی در تعیین جایگاه حدیثی یک فرد،‌‌‌‌‌ مشغول بودن وی به حدیث بوده تا جایی که حتی بعضاً حدیث را به عنوان صناعت و حرفه دانسته‌‌‌‌‌اند.[6] مراتب بعدی ‌‌میزان اقبال و روی آوردن مردمان و خصوصاً محدثان و راویان حدیث،‌‌‌‌‌ به فرد و روایات وی است که در قالب مراجعه حدیثی و شاگردی و دریافت و انتقال روایات وی رخ‌‌ می‌دهد.

‌‌‌‌‌  این جایگاه به معنای اقبال همگان یا تمامی اهالی حدیث نیست، چرا که این فرضی تقریباً محال است و در مورد قریب به اتفاق مشایخ چنین امری رخ نداده است. بلکه جایگاه، برآیند اقبال و نظر اهالی حدیث به یک شیخ و روایات وی است. لذا عدم نقل یا بی‌توجهی یک یا دو منبع به حدیث یک شیخ را ‌‌‌نمی‌توان به علت جایگاه نازل وی در حدیث دانست.

‌‌‌‌‌  اینکه در شهر مدینۀ قرن دوم که فضای حدیثی تقریباً یکدست سنی داشته، حدیث امام صادق7 تا چه ‌‌میزان مورد توجه بوده و عامه چه قیمت و ارزشی برای آن قائل بوده‌‌‌‌‌اند، به پژوهشگر کمک ‌‌می‌کند تا بتواند از نقش قابل توجه تأثیرات دیدگاه‌های کلامی و مذهبی نسبت به گزینش یا عدم گزینش روایات وی تا حد قابل توجّهی عبور کند، چرا که روایات محدثان‌‌‌‌‌ در طول تاریخ دچار آفاتی گردیده که یکی از آنها سانسور یا انتخاب سلیقه‌ای[7] و یا حتی تدلیس در اسناد روایات، توسط صاحبان منابع بوده است؛ اتفاقی که در عصر حضور مشایخ اتفاق رخ داده و پس از آن و با گذشت زمان با افزایش و گسترش آفات ادامه یافته است.[8]

‌‌‌‌‌  درباره مسئله این پژوهش،‌‌‌‌‌ یعنی جایگاه حدیثی امام صادق7 در ‌‌میان عامه[9] در منابع تاریخی و رجالی قرون دوم و سوم ایشان به همان سبک معمول رجالی گزارش‌هایی وجود دارد،[10]‌‌‌‌‌ گزارش‌هایی که به تنهایی توان حل مسئله جایگاه حدیثی را درباره یک محدث ندارند. در منابع‌‌ میانی نیز گزارش‌‌‌‌ها و تحلیل‌هایی به چشم ‌‌می‌خورد که بی ارتباط به مسئله جایگاه امام صادق7 در حدیث عامه نیست. نمونه بارز آن ابن تیمیه است که در توجیه علت عدم نقل بخاری از امام صادق7 در الجامع الصحیح، حدیث امام صادق7 را با زهری مقایسه ‌‌می‌کند و آن را اصلاً در حد و ‌‌‌‌‌اندازه حدیث زهری ‌‌‌نمی‌داند. (منهاج السنه النبویه، ج7، ص533) در سال‌های اخیر نیز با عنوان اینکه امام صادق7 جایگاه حدیثی قابل توجهی در حدیث عامه نداشته‌‌‌‌‌اند، به توجیه پدیده عدم نقل بخاری پرداخته شده است. به عنوان نمونه احمد صنوبر در مقاله‌ای ضمن بررسی موضوع عدم نقل بخاری از امام صادق7،‌‌‌‌‌ علت را «عدم اشتغال امام به حدیث به صورت جدّی و اینکه ایشان محدث طراز اولی نبوده» بیان نموده است.[11] البته پیش از این نیز به شکل‌هایی دیگر به این موضوع پرداخته شد.[12]

‌‌‌‌‌  این در حالی است که اشتغال به فقه نه تنها لزوماً منافاتی با اشتغال به حدیث نداشته، بلکه بعضاً مؤید آن نیز بوده است و محدثی فقیه را بر محدثی که از فقه سررشته نداشته، ترجیح‌‌می داده‌‌‌‌‌اند.[13]

‌‌‌‌‌  محور و نتیجه اصلی که در این گونه نظریات ملاحظه‌‌ می‌شود، این است که امام صادق7 دارای جایگاه حدیثی ممتاز و یا حتی قابل قبولی برای اقبال راویان به ایشان و حدیثشان نبوده‌‌‌‌‌اند. لذا چنانچه به جای پرداختن به نقطه نظرات افراد مختلف، جایگاه حدیثی حضرت صادق7 را بازیابی کنیم، نتیجه‌ای جامع‌تر در دست خواهیم داشت و به پرسش‌های بیشتری پاسخ خواهیم داد. محدود سازی زمانی و مکانی به قرن دوم و شهر مدینه به دقت و کیفیت پژوهش کمک خواهد کرد.

‌‌‌‌‌  اما برای دستیابی به جایگاه امام صادق7 در حدیث قرن دوم مدینه، بسنده نمودن به تعابیر رجالیان و قضاوت‌های آنان کفایت ‌‌‌نمی‌کند.‌‌‌‌‌ برای این کار پیشنهاد نگارنده، تعیین شاخص‌هایی است که دقت بازیابی جایگاه و رتبه حدیثی را افزایش دهد. اکثر این شاخص‌‌‌‌ها کمّی است و با برخی شاخص‌های کیفی تلفیق ‌‌می‌شوند تا نتیجه کامل‌تری به دست آوریم. البته منابع در دست ما نیز نتایج ما را محدود خواهد ساخت، چرا که همانطور که اشاره شد،‌‌‌‌‌ حدیث مشایخ و محدثان‌‌‌‌‌ در منابع با سانسورها و محدودیت‌هایی مواجه شده است؛ اما با وجود چنین فیلترهای حدیثی و کلامی برای انتخاب روایات،‌‌‌‌‌ کنار هم قرار دادن این منابع،‌‌‌‌‌ نمونه‌هایی را به دست ‌‌می‌دهند که با واقعیت سازگاری دارد، گرچه تمام واقعیت را بازیابی ‌‌‌نمی‌کند.‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌  با این معیارها سعی خواهد شد تا محدثان‌‌‌‌‌ پرکار در مدینه شناسایی شده و سپس رقبای حدیثی امام صادق7 در فضای حدیثی عامه -که همان مشایخ اصلی حدیث مدینه هستند - شناسایی شوند. آنگاه در نهایت به سؤال اصلی این پژوهش خواهیم رسید که امام صادق7 در بین مشایخ حدیث مدینه در قرن دوم از چه جایگاه حدیثی برخوردار بوده‌‌‌‌‌اند؟

1. بازیابی جایگاه و سهم یک محدث متقدم در حدیث عصر خویش

الف. بازبینی اجمالی روش سنتی بررسی احوال راویان

‌‌‌‌‌  در بین متقدمان‌‌‌‌‌ حدیث و رجال،‌‌‌‌‌ یکی از روش‌های اظهار نظر درباره راوی،‌‌‌‌‌ مقایسه وی با راوی دیگری بوده است.‌‌‌‌‌ این روش در بین رجالیان عامه در قرون دوم و سوم رایج بوده است. به عنوان نمونه مقایسه‌های یحیی بن سعید قطان بین دو راوی شهرت دارد.[14] البته مسئله علم رجال،‌‌‌‌‌ تعیین جایگاه محدثان نیست، اما عملاً یکی از نتایجی که از آن برداشت ‌‌می‌شود تعیین جایگاه محدث است. معمولاً در تحقیقات به همین ابزار اکتفا‌‌ می‌شود، به این شکل که به آرای رجالیان درباره راوی مراجعه شده و با مبانی رجالی موجود، گزاره‌‌‌‌ها جمع‌بندی و اظهار نظر‌‌ می‌شود. در نتیجه با گزاره‌هایی، مختصر یا‌‌‌‌‌ مفصل، مواجه هستیم که یا تنها قضاوت رجالی درباره راوی است و یا توضیحاتی تفصیلی درباره وضعیت علمی، حفظ،‌‌‌‌‌ صداقت یا عدم صداقت،‌‌‌‌‌ وضعیت مذهبی و برخی موارد دیگر درباره راوی به دست‌‌ می‌دهد که نوعاً با اظهار نظر رجالی همراه است.

‌‌‌‌‌  به نظر ‌‌می‌رسد این روش با ابهامات و چالش‌هایی مواجه است، چالش‌هایی که برای رسیدن به هدف علم رجال وجود داشته و دارد، و نیز چالش‌هایی برای رسیدن به مقصود ما که تعیین جایگاه راوی در عصر خویش است. یکی از چالش‌های مهم این دیدگاه، بسنده کردن به گزارش‌های رجالی است، در حالی که توصیف‌های رجالی نوعاً با اخبار واحد به دست ما رسیده‌‌‌‌‌اند، اخباری که بعضاً در اصل انتساب آنها نیز تردید وجود دارد. همچنین محتمل است که بخشی از این توصیف‌‌‌‌ها به دست ما نرسیده باشد، چرا که برخورد گزینشی در گزاره‌های رجالی و تاریخی همچون برخورد گزینشی محدثان‌‌‌‌‌ در انتخاب روایات وجود داشته و با مقایسه‌ای ابتدایی‌‌میان منابع رجال یا تاریخ،‌‌‌‌‌ با آن مواجه خواهیم شد. در کنار این‌‌‌‌ها به هر ‌‌میزان محدث به قرون اول و دوم نزدیک تر باشد،‌‌‌‌‌ باز فهم درجه حدیثی،‌‌‌‌‌ نقش،‌‌‌‌‌ اهمیت و جایگاه و حتی مقبولیت او در عصر خودش مشکل‌تر خواهد شد، چرا که اظهار نظرها و توصیف‌های رجالی هم عصرانش درباره او بسیار ناچیز است و اکثر توصیف‌‌‌‌ها به قرن سوم و پس از آن باز‌‌می‌گردد. طبعاً این فاصله زمانی قابل توجه، باعث فروکاستن دقت و کیفیت اظهار نظرها خواهد شد. همچنین تطورات کلامی در مکاتب مختلف موجب تغییر نگرش‌‌‌‌ها شده و این تغییر نگرش‌‌‌‌ها طبعاً در توصیف‌های رجالی تاثیر داشته است. چه بسا محدثی که در قرن خویش مورد اقبال اهالی حدیث بوده اما در قرن‌های بعد به آن شکل مورد توجه قرار نگرفته است؛ یا در عصر خویش به صورت جدی مورد توجه حدیثیان نبوده، اما پس از مدت‌‌‌‌ها، به حدیث یا آثار وی توجه شده است. این مسئله حتی در مورد برخی از محدثان‌‌‌‌‌ نامی وجود دارد. مثلاً درباره محمد بن اسماعیل بخاری که اختلاف کلامی استادش ذهلی با وی باعث شد در اواخر عمر در انزوا به سر ببرد، تا حدی که صحیح وی نیز با طرق انگشت شماری به طبقه بعدی منتقل شود.[15] اما مدتی بعد به عنوان مهمترین کتاب حدیثی عامه شناخته شد. این یکی از چالش‌هایی است که در بستر تاریخ بوجود آمده است.

‌‌‌‌‌  موضوع مهم دیگر تفاوت‌‌میان وثاقت و مساهمت است. منظور نگارنده از تعیین درجه و جایگاه، لزوما وثاقت محدث نیست. با این توضیح که مثلاً چه بسا برخی از محدثان در گزارش‌های‌‌‌‌‌ رجالی،‌‌‌‌‌ ثقه معرفی شده‌‌‌‌‌اند، اما روایات ایشان ‌‌‌‌‌اندک بوده و احتمالاً اشتغال به حدیث نداشته‌‌‌‌‌اند. افرادی با این وصف بسیار پر شمار هستند. به عنوان نمونه، یکی از مدنی‌های هم عصر امام صادق7، ابوبکر بن عبیدالله العدوی (متوفی131) است که او را ثقه شمرده‌‌‌‌‌اند (مزی،‌‌‌‌‌ ج33،‌‌‌‌‌ ص119)، اما روایات شمارش شده وی کمتر از ده عدد است و هیچ یک از راویان حدیث به صورت مکرر به وی مراجعه نداشته است. در مقابل،‌‌‌‌‌ داشتن جایگاه در حدیث باعث ‌‌می‌شده راویان متعددی برای دریافت حدیث به شیخ مورد نظر رجوع کنند و به حدیث و شخصیت حدیثی وی بپردازند؛ به این خاطر، روایات وی متعدد شود و با طرق مختلف منتقل گردد. همچنین در بسیاری از موارد، نقل روایات متعدد توسط راویان گسترده و متفاوت، نشانی از خوش نامی و احتمالاً وثاقت شیخ نیز بوده است. به هر روی، روش سنتی و معمول برای تعیین وثاقت یک محدث -که بعضاً به اشتباه با جایگاه راوی و اشتغال وی به حدیث،‌‌‌‌‌ مترادف فرض شده- گردآوری اقوال رجالیان و جمع‌بندی نظرات مختلف مبتنی بر قواعد رجالی است.‌‌‌‌‌

ب. چالش‌های درونی روش سنتی:

‌‌‌‌‌  برخی معضلات موجود در روش سنتی دامن‌گیر تعیین نقش و جایگاه محدث نیز خواهد شد.

‌‌‌‌‌  اولاً عدم اشراف کامل برخی از رجالیان نسبت به محدث و قضاوت‌های غیر دقیق است که نمونه‌های فراوانی در کتب حدیثی و تراجم رجال دارد. مثلا در گزارشی، یحیی بن سعید قطان،‌‌‌‌‌ امام صادق7 را با مجالد مقایسه و ضعیف‌تر‌‌ می‌انگارد و ذهبی این را از لغزشهای او ‌‌می‌شمارد.‌‌‌‌‌ (سیر اعلام النبلاء،‌‌‌‌‌ ج6،‌‌‌‌‌ ص 363)

‌‌‌‌‌  ثانیاً عوامل غیر علمی بر گزارش‌‌‌‌ها یا قضاوت‌های رجالی اثر گذاشته است؛ مسائلی همچون حسادت،‌‌‌‌‌ رقابت،‌‌‌‌‌ کدورت‌های شخصی،‌‌‌‌‌ و یا تعلق خاطر قومی و قبیله‌ای یا روابط شاگرد و استادی. به عنوان نمونه، ذهبی پس از ذکر مواردی از حمله‌های بزرگان حدیث و مذاهب به یکدیگر، درباره اختلافات مالک و ابن اسحاق و تضعیفات وی، خاستگاه بسیاری از این تضعیفات را اشتباهات ائمه جرح ‌و تعدیل ‌‌می‌داند که ریشه در کینۀ درونی دارد و لذا ارزش و اعتبار علمی ندارد.‌‌‌‌‌ وی بسیاری از انتقادات اقران درباره یکدیگر را غیرقابل اعتنا دانسته است،‌‌‌‌‌ خصوصاً در مواردی که جماعتی منصف او را موثق دانسته باشند. (ذهبی،‌‌‌‌‌ سیر اعلام النبلاء،‌‌‌‌‌ ج 7،‌‌‌‌‌ ص 40)

‌‌‌‌‌  ثالثاً تعصبات مذهبی و کلامی چه بسا باعث قضاوت‌هایی تند و غیرمنصفانه نسبت به شخصیت حدیثی یک محدث‌‌ می‌شود.‌‌‌‌‌ در این باره تاج‌الدین سبکی به ‌عنوان قاعده‌ای اصولی از توجه به این نوع تضعیفات به‌ شدت منع نموده و در مورد‌‌‌‌‌ امامی که عدالت او محرز شده، جرح را مردود دانسته است. وی علت اصلی این‌گونه تضعیف‌ها را تعصب مذهبی ‌‌می‌داند. و جالب اینکه پذیرش این جرح‌ها را باعث هلاک شدن تمامی ائمه دانسته است.‌‌‌‌‌ به گفتۀ او، امامی نیست مگر این‌که مورد جرح، آن‌ هم جرحی جدّی قرارگرفته است. (سبکی، طبقات الشافعیه الکبری، ج 2، ص 9) گلدزیهر نیز در آثار خود به این چالش اشاره‌ کرده است. وی معتقد است در مواردی نادر ‌‌می‌توان به توافق علما بر وثاقت یک راوی دست ‌یافت و اغلب صفات بسیار متناقضی برای یک راوی بکار ر‌فته است. او نمونه‌ای از نظرهای متناقض بخاری و احمد حنبل یا ابو حاتم و نسایی ارائه ‌‌می‌دهد.[16]

‌‌‌‌‌  همچنین مواردی دیگر از جمله تدلیس ‌‌می‌توان برشمرد، که به همین مقدار بسنده‌‌ می‌شود، بدان روی که بررسی آفات و عوارض موجود در گزارش‌های رجالی، از عهده این مقاله خارج است. با توجه به وجود این مشکلات و مسائل درگزارش‌های موجود و نیز عدم جامعیت گزارش‌‌‌‌ها، برای درک وضعیت حقیقی موقعیت محدث،‌‌‌‌‌ لازم است راهکاری جامع‌تر ارائه گردد.

2. مدل پیشنهادی بازیابی جایگاه یک محدث در حدیث عصر خویش

‌‌‌‌‌  راهکار پیشنهادی این پژوهش، استفاده از شاخص‌هایی نوعاً کمّی و بعضاً کیفی در بستر تاریخ و حدیث است که برخی از آنها یاد‌‌ می‌شود.‌‌‌‌‌

الف. تعداد روایات و شاگردان محدث

‌‌‌‌‌  تعداد روایات محدث تا حد زیادی نشان دهنده جایگاه وی در روزگار حیات او است. ‌‌می‌توان توقع داشت که هر چه اثرگذاری او بیشتر بوده، احادیث این شخصیت قدرت نفوذ بیشتری داشته و پرشمارتر نقل‌‌می‌شده است. همچنین رجوع‌‌‌‌‌ تعداد بیشتری از راویان برای اخذ روایات محدث مورد نظر نیز رابطه مستقیم با جایگاه محدث مورد نظر دارد. مسئله‌ای که از دیرباز مورد توجه محدثان و رجالیان بوده و در ترجمه هر محدث به ذکر شاگردان او ‌‌می‌پرداختند.[17]

ب. مراجعه راویان مشهور و پرکار

‌‌‌‌‌  شخصیت علمی و‌‌ میزان فعالیت حدیثی شاگردان محدث نیز از شاخص‌های مهم در این بررسی است. رجوع راویانی که خود داعیه‌دار و پرکار و احتمالاً معتبر بوده و اشتغال به حدیث داشته‌‌‌‌‌اند، به یک محدث و نقل روایات وی،‌‌‌‌‌ نشانگر اعتبار و جایگاه ویژه آن محدث است. هر قدر مراجعات و گزارش‌های حدیثی آنها از استاد بیشتر باشد،‌‌‌‌‌ اهمیت بیشتری را نشان‌‌ می‌دهد.‌‌‌‌‌

ج. داوری‌های رجالیان و محدثان

‌‌‌‌‌  داوری‌های گزارش شده درباره محدث ما از چند جهت قابل استفاده‌‌‌‌‌اند.‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌  اول اینکه آیا هم عصران وی درباره او اظهار نظر کرده‌‌‌‌‌اند یا خیر؟ اگر نوع هم عصران هیچ اظهار نظری نکرده باشند،‌‌‌‌‌ احتمالاً حدیث و شخصیت علمی وی مورد توجه و اقبال نبوده و ارزش خاصی برایش قائل نبوده‌‌‌‌‌اند. برعکس چنانچه اکثریت هم عصرانی که اهل داوری کردن درباره محدثان بوده‌‌‌‌‌اند، در مورد محدث ما اظهار نظر کرده باشند،‌‌‌‌‌ نشان ‌‌می‌دهد در کانون توجهات هم عصرانش قرار داشته است.

‌‌‌‌‌  ثانیاً نظر مثبت جمع قابل توجهی از هم عصران،‌‌‌‌‌ اعتبار حدیث و مقبولیت وی در آن دوران را نشان‌‌ می‌دهد.

‌‌‌‌‌  ثالثاً دوره زمانی زندگی رجالیانی که اظهار نظرهای نخستین را درباره محدث ما داشته‌‌‌‌‌اند نیز اهمیت دارد و دوران اعتباریابی محدث و روایاتش در جامعه علمی را نشان ‌‌می‌دهد.‌‌‌‌‌

د. نقل حدیث در منابع مربوطه

‌‌‌‌‌  میزان نقل روایات محدث در منابع حدیثی و مرتبط با حدیث نیز نشانگر ‌‌میزان نفوذ روایات وی و توجه صاحبان منابع به آن است. طبعاً منابعی که هم عصر وی و یا با ‌‌‌‌‌اندکی فاصله زمانی پس از وفات محدث هستند، ارزش بیشتری در این بررسی خواهند داشت.‌‌‌‌‌ تعداد منابع بیشتر و گسترده‌تر به لحاظ مکتب و جغرافیای حدیثی،‌‌‌‌‌ که از محدث نقل حدیث کرده‌‌‌‌‌اند،‌‌‌‌‌ نشانگر مبادله و نفوذ و مقبولیت بیشتر روایات وی خواهد بود.

ه. پایگاه اجتماعی و وضعیت مذهبی

‌‌‌‌‌  پایگاه اجتماعی و وضعیت مذهبی عاملی است که شاید تأثیری عیان در گسترش و نفوذ روایات نداشته است و ‌‌‌نمی‌توان به راحتی به آن دست یافت و طبعاً برای دسترسی به آن لازم است پژوهشی مجزا صورت گیرد. اما‌‌ می‌توان نشانه‌هایی از آن را بررسی کرد. مثلاً در این پژوهش ‌‌می‌توان به نسب افراد پرداخت، چرا که نسب در تعاملات ‌‌میان اعراب نقشی غیرقابل چشم‌پوشی داشته است. مثلاً ‌‌می‌بینیم نسب راویان همواره مورد توجه محدثان و رجالیان بوده است.‌‌‌‌‌ این نکته که محدث از موالیان بوده یا از قبائل مشهور و معتبر، از ابتدا مورد توجه منابع تاریخی،‌‌‌‌‌ رجالی و بعضاً حتی حدیثی قرار گرفته است. این موضوع نیز ‌‌می‌توانسته در پذیرش و قدرت نفوذ روایات فرد نقش ایفا کند. حتی در مواردى روایات فرد در بین اقوام او مبادله ‌‌می‌شده و وجود قبیله‌ای مهم و پرتعداد، کمکی شایان به گسترش روایات او ‌‌می‌کرده است. همچنین حسن یا سوء مذهب راوی در تقویت یا تضعیف محدثان کارساز بوده است.‌‌‌‌‌ این نکته را‌‌ می‌توان از اظهار نظر برخی صاحبان منابع دربارۀ افرادی که مذاهبی همچون جهمی یا قدری داشته‌‌‌‌‌اند پی گرفت.[18] البته این را‌‌ می‌توان شاخصی سلبی در نظر گرفت، به این معنی که وضعیت مذهبی در مورد جایگاه بسیاری از محدثان‌‌‌‌‌ نقش ملموسی ایفا ‌‌‌نمی‌کند؛ اما در مورد برخی از آنان، وضعیت خاص مذهبی، باعث بدبینی و عدم اقبال به حدیث ایشان شده است.

‌‌‌‌‌  به نظر ‌‌می‌رسد جمع‌بندی مجموع این شاخص‌‌‌‌ها تأثیر بسزایی در بازیابی جایگاه حقیقی محدث در عصر خویش خواهد داشت.[19] این روشی است که ‌‌می‌توان آن را روش ترکیبی – حدیثی، تاریخی- نامید. اما ابتدا باید به پیش فرض‌های تسهیل گرِ پژوهش توجه شود.

3. پیش فرض‌های تسهیل‌گر

‌‌‌‌‌  به نظر ‌‌می‌رسد استفادۀ ضابطه مند از پارامترهای مختلف حدیثی و تاریخی در فهم جایگاه یک محدث در روزگار و بوم خویش کمک شایانی خواهد کرد و برخی از ابهامات را از بین خواهد برد، روشی که معضل وجود فاصله زمانی،‌‌‌‌‌ مکانی و فرهنگی موجود را تا حد امکان آسان کند. لازمۀ این امر، ارائۀ مدلی است که بتوان به شکلی نسبتاً یکسان و استاندارد در مورد محدثان مختلف اعمال کرد. علی القاعده وجود حلقۀ علمی قوی و مراجعۀ افراد شاخص و پرتعداد به محدّث مورد نظر،‌‌‌‌‌ نشانگر وجود جایگاه و نقش اثرگذار در حدیث است. لذا همانطور که اشاره شد، مدل مورد نظر، مبتنی بر مقایسۀ شاخص‌هایی از این دست با هم عصران آن محدث خواهد بود. اما برای درک بهتر مبانی نگارنده، نیاز به تبیین پیش فرض‌هایی است.

‌‌‌‌‌  پیش فرض اول این که شاید یک محدث در عصر خویش، خصوصاً دو قرن اول، از جایگاه قابل توجهی برخوردار بوده و بسیار مقبول واقع ‌‌می‌شده، اما در یک تغییر تاریخی،‌‌‌‌‌ نگاه محدثان قرون بعدی خصوصا قرن سوم و چهارم - یعنی زمان شکل‌گیری مهمترین کتب و منابع حدیث – تغییر ‌‌می‌کند و منفور واقع ‌‌می‌گردد، لذا با سانسور دسته جمعی مواجه ‌‌می‌شود. این معضل، از احتمال بالایی برخوردار نیست، اما ناگزیر است؛ چرا که ما برای قریب به اتفاق پژوهش‌های مربوط به دو قرن اول، ناچار به استفاده از منابع و گزارش‌هایی هستیم که در قرن سوم و پس از آن شکل گرفته‌‌‌‌‌اند. این معضل، تا حدی خطا را در پژوهش‌های مربوطه وارد ‌‌می‌کند، اما باعث کنار گذاردن پژوهش نخواهد شد؛ بلکه ‌‌می‌دانیم قدری تقریب در پژوهش ما وجود خواهد داشت که احتمالاً فاصلۀ زیادی تا واقعیت ندارد. بهره‌برداری از شاخص‌های متعدد به ما کمک ‌‌می‌کند با وجود احتمال خطا،‌‌‌‌‌ به هدف نزدیک‌تر شویم.

‌‌‌‌‌  پیش فرض دوم این که طبعاً آغاز راه برای بررسی جایگاه یک محدث، انتخاب گروهی از محدثان برای مقایسه است. برای انتخاب جامعه‌ای که بنا است با محدث ما مقایسه شوند،‌‌‌ نمی‌توانیم شاخص‌های تمامی محدثان‌‌‌‌‌ آن عصر و بوم را بررسی کنیم؛ بلکه محدثانی را که دارای سهم احتمالی در حدیث بوده‌‌‌‌‌اند، انتخاب‌‌ می‌کنیم. این انتخاب مبتنی بر تعداد روایات نقل شده از محدث و برخی خصوصیات ابتدایی مثلاً سکونت یا عدم سکونت در مدینه است. برای این منظور، برای تعداد روایات حدی را تعیین ‌‌می‌کنیم و محدثی را که روایاتش کمتر از آن تعداد نقل شده باشد کنار ‌‌می‌گذاریم. این حد به شکلی تعیین ‌‌می‌شود که نسبت به حضور حداکثری محدثان‌‌‌‌‌ مؤثر و صاحب جایگاه، اطمینان داشته باشیم.‌‌‌‌‌ طبعاً در این حالت به اسناد روایات موجود اعتماد نموده‌ایم و از آفات احتمالی موجود در اسناد روایات چشم‌‌ می‌پوشیم. آفاتی که معمولاً در نظریات پژوهش گران غربی به آن توجه شده است.[20] چرا که تعداد شاگردان حدیثی محدثان‌‌‌‌‌ ما از ‌‌میان این اسناد شمارش شده‌‌‌‌‌اند و در صورت وجود آفاتی در سند، پژوهش ما نیز دچار آن آفت خواهد شد. همچنین مسیر شناخت شاگردان این محدثان،‌‌‌‌‌ اعتماد به همین اسناد است. گرچه آفت‌های احتمالی موجود در اسناد نیز احتمال خطا در نتیجه‌گیری ایجاد ‌‌می‌کند، اما استفاده از منابع متعدد به طور اطمینان‌آوری ما را به واقعیت نزدیک خواهد کرد. نهایتاً به نظر ‌‌می‌رسد این پیش فرض‌های ساده کننده با محدودسازی دایره اطلاعات و شواهد موجود حدیثی، ما را با جامعه آماری و نتایجی مواجه ‌‌می‌سازد که به حقیقت نزدیک هستند.‌‌‌‌‌

4. بازیابی جایگاه حدیثی امام صادق7 در ‌‌میان اهل سنت مبتنی بر مدل ترکیبی

الف. مراحل بازیابی جایگاه حدیثی امام صادق7 در مدینۀ نیمۀ اول قرن دوم

‌‌‌‌‌  با توجه به روش ارائه شده، گام‌های دستیابی به جایگاه امام صادق7 در ‌‌میان اقران آن حضرت،‌‌‌‌‌ به این ترتیب است:

گام نخست: مشخص کردن جامعۀ آماری مورد نظر:

‌‌‌‌‌  شرایط افرادی که در یک دوران زندگی ‌‌می‌کنند مشابه است و مقایسه ‌‌میان هم عصران،‌‌‌‌‌ نتایج دقیق‌تر در بر خواهد داشت،‌‌‌‌‌ لذا جامعۀ آماری ما اقران امام صادق7 هستند.‌‌‌‌‌ به هر حال، فرهنگ و آداب حدیثی،‌‌‌‌‌ مشایخ حدیثی،‌‌‌‌‌ شاگردان و راویان اثرگذار شیخ،‌‌‌‌‌ نوع تعامل مذاهب کلامی مختلف با محدثان و بسیاری از دیگر عوامل در شکل‌گیری جایگاه حدیثی محدثان یک دوران،‌‌‌‌‌ تأثیر مشابهی دارد؛ لذا در‌‌میان ایشان،‌‌‌‌‌ مقایسه‌ای دقیق‌تر صورت خواهد گرفت.

مرحله دوم: محدودسازی جغرافیایی

‌‌‌‌‌  مشایخ و راویان حدیث یک شهر و شرایط حاکم بر حدیث آن دیار، از جمله سفرهای راویان حدیث و صاحبان منابع حدیثی به آن منطقه،‌‌‌‌‌ تمایزهایی بین فضای حدیثی هر شهر و مکتب پدید ‌‌می‌آورد. لذا در صورت مقایسۀ شاخص‌های حدیثی محدثان مدینه به نتایج دقیق‌تر خواهیم رسید.

‌‌‌‌‌  در مرحله بعدی به دنبال پرکارترین راویان هستیم. با این توضیح که کاملترین جامعه آماری برای ما،‌‌‌‌‌ تمامی محدثان‌‌‌‌‌ مدنی هم عصر امام صادق7 هستند.‌‌‌‌‌ مطابق شمارش نرم افزار «جوامع الکلم» محدثان‌‌‌‌‌ مدینه در طبقه ششم (طبقه امام صادق7 در نرم افزار جوامع الکلم) سیصد و بیست و شش نفر است. اما بررسی شاخص‌های تک تک آنان از عهده این پژوهش خارج است. علاوه بر آن نیازی به بررسی تک تک این افراد احساس ‌‌‌نمی‌شود، چرا که در بررسی گذرا و اجمالی،‌‌‌‌‌ تعداد روایات گزارش شدۀ گروه انبوهی از این محدثان، ‌‌‌‌‌اندک است، به گونه‌ای که تعداد روایات گزارش شده برای چهل و نه نفر از محدثان،‌‌‌‌‌ یک عدد بوده است. همچنین برای هشتاد و هشت نفر،‌‌‌‌‌ بین دو تا چهار روایت شمارش شده است. طبعاً قریب به اتفاق این جماعت مشغول به حدیث نبوده‌‌‌‌‌اند و در فضای علمی حضور نداشته‌‌‌‌‌اند. برای اینکه بدانیم این افراد یعنی محدثان‌‌‌‌‌ پرکار در حدیث مدینه در حدود سال‌های 125 الی 160 (سال‌های تقریبی حیات اقران امام صادق7) چه کسانی بوده‌‌‌‌‌اند،‌‌‌‌‌ به محدود نمودن راویان با اوصاف فوق و تهیه لیستی از اسامی آنان‌‌ می‌پردازیم.[21]

   در این بین،‌‌‌‌‌ برای بیست و شش نفر از محدثان‌‌‌‌‌ مدنی هم عصر امام صادق7،‌‌‌‌‌ بیش از پنجاه روایت گزارش شده است. به نظر ‌‌می‌رسد نفرات اصلی جریان حدیث مدینه را باید از‌‌میان این گروه جستجو کنیم. این جامعه آماری،‌‌‌‌‌ مجموعه‌ای مناسب برای مقایسه محدثان خواهد بود.‌‌‌‌‌

گام دوم: بررسی شاخص‌های حدیثی برای تعیین درجه هر محدث

‌‌‌‌‌  در ‌‌میان شاخص‌های پیشنهادی برای شمارش تعداد روایات محدثان مورد نظر،‌‌‌‌‌ مراجعه به کتب متقدمان،‌‌‌‌‌ نتایج دقیق‌تری در پی دارد. این گونه شمارش، از تکرار روایاتی که از این منابع در کتب متأخر نقل شده، جلوگیری خواهد کرد؛ لذا به روایاتی اصیل‌تر و با تکرار کمتر دست خواهیم یافت. برای این کار، روایات محدث در مجموعه‌ای از کتب متقدم را به کمک نرم افزارهای حدیثی شمارش ‌‌می‌کنیم. طبعا هرچه دایرۀ کتب گسترده‌تر باشد، نتیجه‌ای دقیق‌تر در دست خواهیم داشت.[22]

برای شمارش تعداد راویان حدیث هر محدث نیز علاوه بر نرم افزار، از شمارش مزّی در «تهذیب الکمال» بهره خواهیم جست، چرا که مِزّی نمونه‌ای کم نظیر برای شمارش راویان هر محدث تا پایان قرن هشتم ارائه کرده است. البته ‌‌‌نمی‌توان دقت کامل و شمارش جامع راویان را در تهذیب الکمال ادعا کرد؛ اما با توجه به جامعیت نسبی این اثر،‌‌‌‌‌ شمارش آن،‌‌‌‌‌ مبنای این پژوهش خواهد بود.‌‌‌‌‌ شاخص‌های دیگر نیز با استفاده از منابع رجالی،‌‌‌‌‌ تاریخی و حدیثی خصوصا «تهذیب الکمال» و «تهذیب التهذیب» استخراج خواهند شد.

‌‌‌‌‌  به هر روی،‌‌‌‌‌ پس از بررسی شاخص‌های تعیین شده،‌‌‌‌‌ راویان ما به دو گروه تقسیم خواهند شد: گروه اول که با توجه به شاخص‌های ابتدایی، از مشایخ مؤثّر بر حدیث مدینه نبوده‌‌‌‌‌اند. از جمله عدم توجه رجالیان،‌‌‌‌‌ فقدان یا ناچیز بودن راویان مدنی از محدث، سکونت در شهری دیگر و عدم ارتباط با حدیث مدینه. گروه دوم‌‌‌‌‌ با توجه به شاخص‌های ذکر شده احتمالاً از افراد مقبول و شناخته شده در حدیث مدینه بوده‌‌‌‌‌اند و باید آنان را از مشایخ حدیث مدینه در‌‌میان عامه دانست.

گام سوم: بررسی شاخص‌های تکمیلی

‌‌‌‌‌  در مورد گروه اول،‌‌‌‌‌ نیازی به بررسی شاخص‌های دیگر نیست؛ چرا که در همان شاخص‌های اولیه تکلیف آنان مشخص شده و بررسی شاخص‌های دیگر بیهوده خواهد بود. اما برای گروه دوم شاخص‌هایی تکمیلی نیز بررسی ‌‌می‌شوند، از جمله اعلام یا عدم اعلام نظر رجالیان نام آور و محدثان‌‌‌‌‌ برجسته در قرن دوم و سوم (افرادی که معمولاً دربارۀ محدثان‌‌‌‌‌ اعلام نظر ‌‌می‌کرده‌‌‌‌‌اند)، دیدگاه رجالیان مذکور درباره هر یک از مشایخ (توثیق،‌‌‌‌‌ تضعیف، مدح، ذم)،‌‌‌‌‌ تعداد راویان حدیث شیخ مورد بررسی با این ملاک که بیش از ده روایت از شیخ نقل کرده باشند و خود شاگرد نیز از راویان پرکاری باشد که بیش از پنجاه روایت از وی نقل شده است[23]،‌‌‌‌‌ وجود روایت شیخ در کتب مشهور و معتبر حدیثی قرن دوم و سوم با این هدف که آیا روایات شیخ به حدی از شهرت و مقبولیت رسیده بوده که به دست صاحبان این منابع رسیده و مقبول آنها واقع شده باشد؟

منابع منتخب ما به شرح ذیل هستند:

1. موطا مالک بن انس (مدنی/179)[24]‌‌‌‌‌ 2. مسند عبدالله بن مبارک (خراسانی/181)‌‌‌‌‌ 3.‌‌‌‌‌ مسند شافعی (مکی/204)‌‌‌‌‌ 4. مسند طیالسی (بصری/203)‌‌‌‌‌ 5. مصنف عبدالرزاق صنعانی (یمنی/211) 6. مسند حمیدی (مکی/219)‌‌‌‌‌ 7. مسند سعید بن منصور(خراسانی/227)‌‌‌‌‌ 8. مسند ابن الجعد (مکی/230)‌‌‌‌‌ 9. مصنف ابن ابی شیبه (کوفی/235) 10. مسند اسحاق بن راهویه (خراسانی/238)‌‌‌‌‌ 11. مسند احمد بن حنبل (بغدادی/241)‌‌‌‌‌ 12. مسند عبد بن حمید (خراسانی/249)‌‌‌‌‌ 13. مسند دارمی (سمرقندی/255)‌‌‌‌‌ 14. صحیح بخاری (بخارایی/256)‌‌‌‌‌ 15. صحیح مسلم (خراسانی/261)‌‌‌‌‌ 16. سنن ابن ماجه (قزوینی/275) 17. سنن ابی داود سجستانی (بصره/275) 18. جامع ترمذی (ماورا النهر/279)‌‌‌‌‌ 19. مسند بزار (بصری/292)‌‌‌‌‌ 20. سنن کبرای نسایی (خراسانی/303)‌‌‌‌‌ 21. مسند ابی یعلی (موصلی/307)‌‌‌‌‌ 22. صحیح ابن خزیمه (نیشابوری/311)

   مسئلۀ قابل توجه این که صاحبان این منابع،‌‌‌‌‌ از مناطق،‌‌‌‌‌ بوم‌‌‌‌ها و مکاتب مختلف بوده و بسیاری از آنها رابطۀ شاگرد و استادی با یکدیگر نداشته‌‌‌‌‌اند، چرا که به جهات زمانی و مکانی و حتی کلامی، با یکدیگر فاصله و تفاوت داشته‌‌‌‌‌اند و بعضاً از یکدیگر تأثیر قابل توجّهی نپذیرفته‌‌‌‌‌اند. این موضوع به ما کمک خواهد کرد تا برای سنجش جایگاه و مقبولیت یک محدث،‌‌‌‌‌ جامعه گسترده‌تری داشته باشیم، گرچه فاصلۀ زمانی محدثان‌‌‌‌‌ مورد بررسی تا تألیف این منابع، حدودا بین سی تا صد و پنجاه سال است و در این بین - همانطور که اشاره شد- ممکن است تغییر دیدگاه‌های مکاتب کلامی و عوامل دیگر باعث تغییر دیدگاه نسبت به یک محدث شده باشد.

   شاخص پایانی، موقعیت اجتماعی و مذهب است، که اصالت مدنی یا مهاجر بودن و یا از موالیان بودن در آن مؤثر و مورد توجه محدثان‌‌‌‌‌ بوده است. همچنین چنانچه در مورد مذهب محدث گزارش‌های منفی وجود داشته، در موقعیت حدیثی وی بی‌تأثیر نبوده است.

گام چهارم: مقایسه مجموع شاخص‌های حدیثی

    در مرحلۀ پایانی برای بازیابی جایگاه و‌‌میزان مقبولیت حدیث هر یک از محدثان و مشایخ،‌‌‌‌‌ تمام شاخص‌‌‌‌ها در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت تا جایگاه حدیثی امام صادق7 در‌‌میان اهل سنت عصر ایشان تا حد مطلوبی بازیابی گردد.‌‌‌‌‌

اسامی و جدول روایات و راویان پرکار مدنی در عصر امام صادق7

   این افراد، بیست و پنج نفری هستند که بیشترین تعداد روایت در بین راویان مدنیِ هم عصر امام صادق7 از ایشان گزارش شده است.‌‌‌‌‌ در ادامه با دو جدول، تعداد روایات و راویان آنان مقایسه ‌‌می‌گردد.‌‌‌‌‌ پیش از آن به بررسی اجمالی وضعیت حدیثی آنان در منابع رجالی پرداخته‌ایم تا اگر خصوصیت شاخصی در آن پدیدار شد، از لیست نهایی ما خارج نشوند.

1. ثور بن زید الدیلی(135)[25] که او را قدری مذهب و از خوارج دانسته‌‌‌‌‌اند و مزّی ده راوی برای حدیث او برشمرده است.(تهذیب‌التهذیب ج2 ص32 به نقل از ابن عبدالبر، التمهید و ‌‌میزان الاعتدال)

2. داود بن الحصین(135) که اموی ، از موالیان خاندان عثمان بن عفان و در زمره خوارج بوده؛ روایات او از عکرمه بر طبق نظر رجالیان عامه قابل پذیرش نیست و دلیل آن را هم مذهب بودن وی با عکرمه در گروه شراه (یکی از فرقه‌های خوارج) بیان داشته‌‌‌‌‌اند. مزی گزارش ‌‌می‌کند که به همین خاطر، مالک نسبت به داود کراهت داشته است. (تهذیب التهذیب ج3ص182)

3. سمی القرشی المخزومی(131) یکی از اقران مدنی حضرت صادق7 است که تعداد راویان حدیث او با شمارش مزی کمتر از یک سوم راویان امام صادق7 است.‌‌‌‌‌ همچنین،‌‌‌‌‌ یحیی بن سعید در برابر این سؤال که سمی اثبت است یا قعقاع، قعقاع را محبوب‌تر از سمی در نزد خود دانسته است. نکته قابل توجه درباره سمی این است که جزء اقران مدنی امام صادق7 است. یحیی بن سعید نیز درباره وی اظهار نظر کرده و عیناً همان عبارت "احبّ الیّ منه" را که درباره مجالد نسبت به امام صادق7 آورده، تکرار کرده است؛ تنها با این تفاوت که وی را با قعقاع مقایسه کرده است. (تهذیب التهذیب ج4 ص 239)

4. سهیل بن ابی صالح الذکوان(138). ذکوان راوی دیگری است که یحیی بن سعید این بار نیز،‌‌‌‌‌ در مقایسه بین او و محمد بن عمرو، همان عبارت «احبّ الیّ» را درباره طرف مقابل او یعنی محمد بن عمرو به کار برده است. یحیی بن معین و ابوحاتم‌‌‌‌‌ نیز حدیث او را حجت ‌‌‌نمی‌دانسته‌‌‌‌‌اند (ابن عدی، ج۴، ص۵۲۲) و یحیی گزارش داده است که اهل حدیث از حدیث او پرهیز‌‌ می‌کرده‌‌‌‌‌اند. البته شاید این پرهیز حاصل فراموشی باشد که پس از فوت برادرش رخ داد و بسیاری از روایات را از یاد برد. (تهذیب التهذیب ج4ص264) این‌‌‌‌ها در حالی است که مطابق شمارش مزی، تعداد شاگردان او از امام صادق7 کمی بیشتر نشان داده است و بخاری به صورت مقرون از وی نقل روایت کرده است.

5. ضحاک بن عثمان الحزامی (153). مطابق گزارش‌های ابن ابی حاتم برخی مانند احمد حنبل، وی را موثق و برخی مانند ابازرعه رازی وی را قوی ندانسته‌‌‌‌‌اند. (ابن ابی حاتم،‌‌‌‌‌ ج 4،‌‌‌‌‌ ص460)

6.طلحه بن یحیی القرشی(146). (البته چنانکه مزی اشاره ‌‌می‌کند، وی ساکن کوفه بوده (مزی، ج13ص441)) و از محل سکونت شاگردان وی نیز همین بر‌‌ می‌آید. لذا در دایره مشایخ مدنی قرار ‌‌‌نمی‌گیرد).

7. عبدالحمید بن جعفر الانصاری(153). وی توسط احمد حنبل توثیق شده، اما یحیی بن سعید از نظر منفی سفیان بن سعید درباره وی خبر داده است. (ابن ابی حاتم، ج6، ص 10)

8. عبدالرحمن بن اسحاق العامری المدنی(141-150) بهتر است او را بصری بدانیم.‌‌‌‌‌ چرا که در آنجا اقامت گزیده است، (ابن ابی حاتم ،‌‌‌‌‌ ج5،‌‌‌‌‌ ص 212)

9. عبدالرحمن بن حرمله اسلمی(145)

10. عبدالرحمن بن معاویه الانصاری(130)

11. عبدالله بن الحسن بن الحسن بن علی ابن ابی‌طالب(145)

12. عبدالله بن سعید الفزاری(147). یحیی بن سعید ضمن صالح شمردن وی،‌‌‌‌‌ برخی احادیث وی را منکر دانسته است.‌‌‌‌‌ ابن حبان هم نظری مشابه یحیی، در اشتباهات حدیثی عبدالله دارد. گرچه تعداد مشایخ و راویان وی به‌‌‌‌‌اندازه امام صادق7 ندانسته‌‌‌‌‌اند، اما مشایخ و راویان زیادی را برایش شمرده‌‌‌‌‌اند. (مزی، ج 15 ص 37)

13. عبدالله بن محمد القرشی(150-158)

14. عمر بن ابی سلمه القرشی(132)

15. عمر بن دینار المدنی(125-130)

16. عمر بن محمد العمری(145) که احادیثش کم شمار بوده‌‌‌‌‌ (مزی، ج21 ص 499) یحیی بن معین او را نقد کرده است. لذا ذهبی و ابن حجر وی را در زمره ضعفاً نام برده‌‌‌‌‌اند. (المغنی فی الضعفا ج 2 ص 473،‌‌‌‌‌ لسان المیزان ج7ص32 و‌‌میزان الاعتدال ج4ص313)

17. عمرو بن یحیی الانصاری(140). یحیی بن معین روایت وی را با ارزش ندانسته و مره او را مورد رضایت ندانسته است. (المغنی فی الضعفا، ج2، ص473) و یحیی بن معین او را قوی نشمرده است. (المغنی فی الضعفا، ج2ص491)

18. کثیر بن عبدالله المزنی(137)

19. محمد بن عبدالرحمن الاسدی(131) که او را کثیر الحدیث دانسته‌‌‌‌‌اند. (تهذيب التهذيب ج 9 ص308)

20. محمد بن عمر بن علی ابن ابی‌طالب(130)

21. محمد بن عمرو بن علقمه اللیثی(145). در زمره راویانی است که یحیی بن سعید وی را محدثی قابل قبول و مطلوب ‌‌‌نمی‌پندارد. همچنین یحیی در یکی از معروف‌ترین مدل‌های بررسی شخصیت‌های حدیثی که توسط وی رخ‌‌ می‌داده، یعنی نقد محدث با روش مقایسه با محدثی دیگر،‌‌‌‌‌ محمد بن عجلان را از محمد بن عمر موثق‌تر دانسته است. (تاریخ ابن معین، ج3، ص225)‌‌‌‌‌ همانند برخی دیگر از مقایسه‌‌‌‌ها یحیی در این بررسی هم شخصیتی ضعیف و غیرقابل اعتماد را در برابر شخصیت مورد نظر خود قرار ‌‌می‌دهد. یحیی دربرابر سؤالی که از حدیث محمد بن عجلان از مقبری از ابوهریره‌‌ می‌شود، پاسخ ‌‌می‌دهد که این حدیث با حدیث یحیی سعید انصاری تخالف دارد،‌‌‌‌‌ و در سؤال دیگری که از حدیث محمد بن عجلان از شعبه از عبدالله ابن ابی قتاده شده بود، با حالتی متعجب و طعنه‌آمیز برخورد‌‌ می‌کند.‌‌‌‌‌ همچنین مالک بن انس،‌‌‌‌‌ محمد بن عجلان را نه از اهل علم‌‌ می‌دانسته و نه اگاه به فن حدیث. (العقیلی المکی، ج8، ص70)  یحیی در کنار مقایسه محمد بن عمرو با محمد بن عجلان،‌‌‌‌‌ اعلام‌‌ می‌کند که دانشیان حدیث،‌‌‌‌‌ به روایت وی اعتنا نکرده و احادیثش را‌‌‌ نمی‌نویسند، مگر در مواردی که اصحاب اسناد،‌‌‌‌‌ تمایلی به آن داشته باشند.‌‌‌‌‌ همچنین یزید بن عبدالله را بر محمد بن عمرو ترجیح داده است.‌‌‌‌‌ (تاریخ ابن معین، ج1، ص116) در مجموع،‌‌‌‌‌ یحیی بن سعید قطان،‌‌‌‌‌ محمد بن عجلان را مضطرب الحدیث انگاشته و بخاری در کتاب الضعفا از وی نام برده است.‌‌‌‌‌ (المغنی فی الضعفا ج2ص613)

22. مسلم بن ابی کریمه. از‌‌میان پانصد و چهل و دو روایتی که نرم افزار برایش بر‌‌می‌شمرد، بیش از پانصد و سی روایت تنها در مسند ربیع بن حبیب نقل شده است. همچنین تقریباً تمامی روایات وی از جابر بن زید نقل شده است.‌‌‌‌‌ محدثی اباضی مذهب (الصفدی، ج17، ص359) که وی را صاحبِ ابن عباس‌‌می دانسته‌‌‌‌‌اند. بخاری وی را عمّانی الاصل دانسته و ساکن عراق بوده است. (مزی، ج ۸ ص ۱۴۵) این در حالی است که ظاهراً مسلم ساکن مدینه بوده است. منابع نخستین تاریخ و رجال وی را شناسایی نکرده و مجهول دانسته‌‌‌‌‌اند. (ابن جوزی، ج3، ص118) اگر احتمال انتساب و مسندسازی روایات او را صحیح انگاریم و یا گزارش روایات متعدد توسط ربیع از وی را گزارش شاگرد از استاد بواسطه تعلقات مذهبی خاص بدانیم و یا هر احتمال دیگر،‌‌‌‌‌ روایات وی مورد اعتنای مدنیّین و دیگر اهالی حدیث نبوده است.

23. یحیی بن عبیدالله القرشی(141). یحیی بن سعید ابتدا از وی نقل حدیث داشته، اما بعدها حدیث وی را به علت ضعف آن ترک نموده است.‌‌‌‌‌ (ابن ابی حاتم،‌‌‌‌‌ ج9، ص167) ابن عیینه هم وی را ضعیف می‌دانسته.‌‌‌‌‌ (همان)

24. یزید بن عیاض اللیثی: گزارش‌‌‌‌ها نشان‌‌ می‌دهد که روایتش مورد توجه اهل مدینه نبوده است. ظاهرا در مدینه بدنام تر از دیگر مناطق بوده است و راویان اصلی حدیث وی، از مناطقی همچون مصر و مدائن بوده‌‌‌‌‌اند.‌‌‌‌‌ (رجوع کنید به:‌‌‌‌‌ تهذیب الکمال ذیل ترجمه عبدالله ابن وهب القرشی المصری و علی بن ابی سیف القرشی المدائنی)

25. یعقوب بن عتبه الثقفی(128). (انتقال جدول به صفحه بعدی)

ج. اقران مدنی پرکار و برجسته امام صادق7

محمد بن عمرو اللیثی،‌‌‌‌‌ ضحاک بن عثمان حزامی،‌‌‌‌‌ محمد بن عبدالرحمن اسدی،‌‌‌‌‌ اسلمی،‌‌‌‌‌ داود بن حصین قرشی،‌‌‌‌‌ سهیل بن ابی صالح الذکوان،‌‌‌‌‌ احتمالاً مهمترین مشایخ حدیث مدینه در نیمه قرن دوم هستند.‌‌‌‌‌

   میزان روایات و شاگردان مدنی و تعداد نقل از آنها تا حدّ قابل قبولی نشان دهندۀ جایگاه و سهم احتمالی آنان در حدیث مدینه است. لذا به بررسی پارامترهای تکمیلی درباره ایشان‌‌ می‌پردازیم تا اطلاعات بیشتری برای مقایسه در دست داشته باشیم. در ادامه با استفاده از این جداول - که نشانگر تعداد روایات،‌‌‌‌‌ راویان،‌‌‌‌‌ اظهار نظر رجالیان و محدثان،‌‌‌‌‌ وضعیت قومی(اصالت مدنی) و مذهبی و شاگردان شاخص راویان ما هستند - برداشت‌‌‌‌ها و تحلیل‌های آسان‌تری خواهیم داشت.

 

نام راوی

سال وفات

داود بن الحصین 135

سهیل بن ابی صالح الذکوان

138

محمد بن عبدالرحمن الاسدی

131

محمد بن عمرو اللیثی

145

ضحاک بن عثمان

153

امام صادق g

148

تعداد روایات

142

350

278

527

132

605

تعداد راویان به شمارش مزی

11

66

20

50

28

38

تعداد راویان به شمارش جوامع الکلم

36

201

31

235

45

261

 

   همانطور که در جدول پیداست،‌‌‌‌‌ بیشترین تعداد حدیث نقل شده در بین راویان مدنی عامّی آن دوران،‌‌‌‌‌ مربوط به امام صادق7 است. مسئله‌ای که شاید پیش از مقایسه و بررسی،‌‌‌‌‌ دور از ذهن به نظر ‌‌می‌رسید، چرا که بسیاری از روایات و راویان امام صادق7 از دید منابع حدیثی عامه به دور مانده‌اند؛ مسئله‌ای که باید عامل اصلی آن را اختلاف دیدگاه‌های کلامی و مذهبی (از قبیل رفض و...) و بدبینی عامه به راویان شیعی امام7 دانست. این برخورد پیش از آن نیز درباره امام باقر7‌‌‌‌‌ اتفاق افتاده بود.‌‌‌‌‌ (رجوع كنيد به ارزینا لالانی،‌‌‌‌‌ نخستین‌‌‌‌‌اندیشه‌های شیعی،‌‌‌‌‌ پیشین،‌‌‌‌‌ ص 138 و 139) چنانکه از بسیاری شاگردان پرکار امام صادق7 در منابع نخستین عامه اثری نیست.‌‌‌‌‌ (رجوع کنید به‌‌میراث مکتوب شیعه، حسین مدرسی طباطبایی)

   در عین حال، روایات نقل شده از حضرت صادق7 با ششصد و پنج عدد، بالاترین تعداد را دارا است. بیشترین روایات نقل شده پس از ایشان،‌‌‌‌‌ متعلق به محمد بن عمرو با پانصد و بیست و هفت مورد و سپس مربوط به سهیل بن ابی صالح با سیصد و پنجاه عدد است.[26]

   در ادامه به بررسی نظر رجالیان شاخص و پرکار درباره محدثان‌مان‌‌ می‌پردازیم و نشان‌‌می دهیم که نظرشان درباره محدثان‌‌‌‌‌ ما، مثبت (ü) یا منفی (×) بوده و یا هیچ نظری درباره حدیث محدث مورد نظر نداشته‌‌‌‌‌اند (-) که احتمالاً نشانگر اهمیت نداشتنِ محدث مورد نظر یا بی اطلاعی رجالی از وی بوده است.

    این بخش نشان ‌‌می‌دهد افرادی که در طبقه و شهر خود از دیگران شاخص‌تر بوده‌اند، اولاً تا چه ‌‌میزان مورد توجه بزرگان حدیث و رجال بوده‌اند و اصلاً در بوته امتحان آنان قرار گرفته و توجهی به آنان ‌‌می‌شده یا خیر. ثانیاً به لحاظ حدیثی چه ‌‌میزان مورد قبول بوده‌اند؟ طبعاً راویانی که تأثیر قابل توجهی در حدیث نداشتند و از نقل و انتقال روایت سهم قابل توجهی نداشتند، به علل مختلف از جمله سطح پایین دانش یا بد نامی (ضعف‌های محدث) مورد اعتنا قرار ‌‌‌نمی‌گرفتند.‌‌‌‌‌ حتی شاید در مواردی بتوان جرح را بر عدم اظهار نظر اولویت داد، چرا که مبنای اظهار نظرها از هر جنس، جلب توجه رجالی و حضور در فضای حدیثی بوده است. چه بسا عامل جرح،‌‌‌‌‌ تشدّد دانشیان رجال یا اختلاف دیدگاه‌های مذهبی و حتی حسادت یا عواملی از این دست بوده باشد.

   باید پذیرفت چنانچه راوی قرن دوم در عصر خویش جایگاه حدیثی داشته، معمولاً از دید افرادی که داوری‌های رجالی داشته‌اند دور نمانده است. لذا اگر افرادی همچون سفیان بن عیینه، یحیی بن سعید، احمد بن حنبل، یحیی بن سعید و مالک بن انس به یکی از محدثان نپردازند، باید در اهمیت حدیث وی در‌‌میان حدیثیان آن عصر،‌‌‌‌‌ تردید کرد. همچنین اگر این افراد یا اکثر آن‌ها در ضعف (مشخص) یک راوی همداستان باشند، در مقبولیت وی در آن دوران نیز باید تردید کنیم. آراء‌‌‌‌‌ رجالیان به این شکل است:

آراء رجالیان مشهور درباره مشایخ حدیثی مدینه

 

داود بن الحصین

سهیل بن ابی صالح

محمد بن عبدالرحمن

محمد بن عمرو

ضحاک بن عثمان

جعفر بن محمد g

مالک (179)

ü

×

-

×

-

ü×

سفیان بن عیینه (197)

×

ü

-

-

-

×

یحیی بن سعید (198)

-

×

-

×

×

×

یحیی بن معین (223)

ü

×

ü

ü×

ü

ü

محمد بن سعدکاتب (230)

ü

ü

ü

×

ü

ü

احمد حنبل (241)

-

-

-

-

ü

-

محمد بن اسماعیل بخاری (256)

-

×

-

-

-

ü×

احمد بن عبدالله عجلی (261)

ü

ü

ü

-

-

ü

ابوزرعه رازی (264)

×

ü

-

-

×

ü

ابوحاتم رازی (323)

×

×

ü

ü

ü×

×

دیگران

علی بن مدینی : ×

جوزجانی : ×

 

نسایی:ü

دراوردی : ×

شعبی : ü

 

نسایی : ü

احمدبن صالح : ü

یعقوب بن شیبه : ×

شعبه بن حجاج : ü

علی بن مدینی : ü

جوزجانی : ×

عبداله بن مبارک : ü

ابن‌‌‌نمیر : ü

مصعب زبیری : ü

علی بن مدینی : ü

ابوداود سجستانی : ×

ابی بکر بن عیاش : ×

نسایی : ü

عمروبن ابی المقدام : ü

ابوحنیفه : ü

شافعی : ü

درآوردی : ü

عثمان بن ابی شیبه : ü

حفص بن غیاث : ü

 

 

در ادامه شاگردان شاخص بررسی شده‌‌‌‌‌اند.[27]

 

 

شاگردان شاخص،‌‌‌‌‌ نسب و کتب روایت‌گر احادیث مشایخ حدیثی مدینه

 

 

 

 

 

نام راوی

محمد بن عبدالرحمن الاسدی [28]

محمد بن عمرو اللیثی [29]

ضحاک بن عثمان [30]

داود بن الحصین[31]

سهیل بن ابی صالح ذکوان[32]

امام صادقg‌‌‌‌‌ [33]‌‌‌‌‌

شاگردان شاخص

مدینه: عمرو بن الحارث المدنی المصری،

مصر: عبدالله بن لهیعه الحضرمی المصری،‌‌‌‌‌ حیوه بن شزیح المصری،‌‌‌‌‌ سعید بن مقلاص المصری،‌‌‌‌‌ عم

مدینه: اسماعیل بن جعفر انصاری،‌‌‌‌‌ عبدالعزیز بن محمد الدراوردی،‌‌‌‌‌ انس بن عیاض،‌‌‌‌‌ یحیی بن سعید الاموی

دیگر مناطق: یزیدبن‌‌‌‌هارون الواسطی،‌‌‌‌‌ حمادبن سلمه البصری،‌‌‌‌‌ عبده بن سلیمان الکوفی،‌‌‌‌‌ خالدبن عبدالله الطحان الواسطی،‌‌‌‌‌ یحیی بن سعید قطان،‌‌‌‌‌ حمادبن اسامه الکوفی،‌‌‌‌‌ الفضل بن موسی السینانی،‌‌‌‌‌ عبدالوهاب بن عطا البصری،‌‌‌‌‌ النضر بن شمیل المروزی،‌‌‌‌‌ عبدالوهاب بن عبدالمجید البصری،‌‌‌‌‌ یزید بن زریع البصری،‌‌‌‌‌ سعید بن عامر البصری،‌‌‌‌‌ محمد بن عبید کوفی،‌‌‌‌‌ عبدالله بن ادریس کوفی،‌‌‌‌‌ یعلی بن عبید کوفی،‌‌‌‌‌ عبدالرحمن بن محمد کوفی،‌‌‌‌‌ یحیی بن زکریا الهمدانی،‌‌‌‌‌ عباد بن عباد البصری،‌‌‌‌‌ سفیان بن عیینه،‌‌‌‌‌ عبدالرحیم بن سلیمان المروزی،‌‌‌‌‌ عبدالله بن‌‌‌نمیر‌‌‌‌‌ الهمدانی،‌‌‌‌‌ عیسی بن یونس الهمدانی،‌‌‌‌‌ شجاع بن الولید السکونی،‌‌‌‌‌ معمتر بن سلیمان التیمی،‌‌‌‌‌ ابوبکر بن عیاش الکوفی،‌‌‌‌‌ سفیان الثوری

مدینه: محمدبن ابی فدیک،

محمدبن عمرالواقدی،

دیگر مناطق: عبدالکبیر بن عبدالمجید البصری

مدینه: ابراهیم بن اسماعیل،‌‌‌‌‌ ابن اسحاق القرش،‌‌‌‌‌ ابراهیم بن ابی یحیی

مدینه: عبدالعزیز بن محمد الدراوردی،‌‌‌‌‌ سلیمان بن بلال،‌‌‌‌‌ عبدالعزیز بن ابی حازم،‌‌‌‌‌ مالک بن انس،‌‌‌‌‌ محمد بن جعفر انصاری،‌‌‌‌‌ اسماعیل بن جعفر انصاری،‌‌‌‌‌ یعقوب بن عبدالرحم،‌‌‌‌‌ عاصم بن علی،‌‌‌‌‌ عبدالله بن عمر العدوی،‌‌‌‌‌ عبدالله بن جعفر السعدی،

دیگر مناطق: وهیب بن خالد بصری،‌‌‌‌‌ حماد بن سلمه بصری،‌‌‌‌‌ خالد بن عبدالله واسطی،‌‌‌‌‌ جریر بن عبدالحمید کوفی،‌‌‌‌‌ سفیان ثوری،‌‌‌‌‌ روح بن القاسم بصری،‌‌‌‌‌ عبدالعزیز بن مختار بصری،‌‌‌‌‌ سفیان بن عیینه،‌‌‌‌‌ علی بن عاصم واسطی،‌‌‌‌‌ الوضاح بن عبدالله الیشکری الواسطی،‌‌‌‌‌ زهیر بن معاویه الکوفی،‌‌‌‌‌ معمر بن ابی عمرو البصری،‌‌‌‌‌ اسماعیل بن عیاش الحمصی،‌‌‌‌‌ شعبه بن حجاج البصری،‌‌‌‌‌ زهیر بن محمد المروزی،‌‌‌‌‌ ابراهیم بن طهمان الهروی،‌‌‌‌‌ محمد بن حازم الکوفی،‌‌‌‌‌ ابراهیم بن محمد

مدینه: سلیمان بن بلال،‌‌‌‌‌ حاتم بن اسماعیل، موسی بن جعفر علیه السلام،‌‌‌‌‌ محمد بن جعفر‌‌‌‌هاشمی،‌‌‌‌‌ ابراهیم بن ابی یحیی،‌‌‌‌‌ عبدالعزیز بن محمد الدراوردی،‌‌‌‌‌ انس بن عیاض، مالک بن انس،‌‌‌‌‌ مسلم بن خالد زنجی،‌‌‌‌‌ یزید بن الهاد،‌‌‌‌‌ السری بن خالد،‌‌‌‌‌ اسماعیل بن جعفر

دیگر مناطق: سفیان الثوری،‌‌‌‌‌ حفص بن غیاث الکوفی،‌‌‌‌‌ ابن جریج المکی،‌‌‌‌‌ یحیی بن سعید القطان،‌‌‌‌‌ سفیان بن عیینه،‌‌‌‌‌ وهیب بن خالد البصری

نسب

جد وی اسود از مهاجرین حبشی به مصر بوده است و وصیت خود وی را به عروه بن زبیر سپرده است لذا به وی لقب یتیم عروه داده‌‌‌‌‌اند

از‌‌میان اجداد وی علقمه بن وقاص شناخته شده‌تر است وی را قلیل الحدیث دانسته‌‌‌‌‌اند و اهل مدینه بوده است متمایل به طیف اموی بوده و از عایشه،‌‌‌‌‌ عمربن خطاب،‌‌‌‌‌ عبدالله بن عمر، معاویه،‌‌‌‌‌ عمربن العاص نقل روایت ‌‌می‌نموده

الحزامی

پدرش حصین از موالیان عمرو بن عثمان بن عفان و از امویان بوده است

پدرش ابوصالح روغن فروش بوده است و حدیثش را از عایشه و سعدبن ابی وقاص و عبدالله بن عمر و معاویه و ابن عباس اخذ‌‌می کرده وی از موالیان بوده است

 

مذهب

 

 

--------

 

 

 

                 
 

 

   این نظرات نشان ‌‌می‌دهد که مشایخ حدیث مدینه در اواسط قرن دوم،‌‌‌‌‌ به صورت قابل توجهی مورد قضاوت و اظهار نظرهای رجالیان نخستین و پرکار قرار نگرفته‌‌‌‌‌اند و یحیی بن معین نقطه عطف توجه قضاوت کنندگان درباره این افراد است. این وضعیت درباره امام صادق7 متفاوت است و چهار شخصیت مهم و اثرگذار حدیث در قرن دوم درباره ایشان نظر داده‌‌‌‌‌اند. نیز در مجموع تمامی ده شخصیت برجسته حدیث که درباره خصوصیات حدیثی هم عصرانشان اظهار نظر کرده‌‌‌‌‌اند،[34] درباره امام صادق7 نیز،‌‌‌‌‌ نظر داده‌‌‌‌‌اند و این نشان ‌‌می‌دهد حدیث امام صادق،‌‌‌‌‌ یکی از کانون‌های اصلی توجه اهالی حدیث بوده است. در این‌‌میان، شش نفر به مدح و یا وثاقت حدیث حضرتش پرداخته‌‌‌‌‌اند و چهار نفر به حدیث ایشان نقد وارد کرده‌‌‌‌‌اند. به نظر ‌‌می‌رسد در این بین، یحیی بن سعید مهمترین و مشهورترین نقد را وارد آورده است.

   اما مطلب قابل توجه دیگر،‌‌‌‌‌ گستره نظرات درباره شخصیت حدیثی و حدیث حضرت صادق است.‌‌‌‌‌ شافعی که درباره هیچ یک از مشایخ فوق اظهار نظر نکرده، در مناظره‌اش با اسحاق بن راهویه، امام را ثقه‌‌ می‌شمارد.‌‌‌‌‌ (مزی،‌‌‌‌‌ ج 5،‌‌‌‌‌ ص 74) همین طور حفص بن غیاث در نقدی که به دیدگاه برخی از اهالی بصره داشته، شخصیت حدیثی حضرت را به شدت مدح‌‌ می‌کند. (ابن عدی،‌‌‌‌‌ ج 2،‌‌‌‌‌ ص356) نسایی نیز امام را ثقه‌‌ می‌انگارد.‌‌‌‌‌ (مغلطای،‌‌‌‌‌ ج3،‌‌‌‌‌ ص227) عثمان بن ابی شیبه (همان) نیز چنین موضعی دارد. ابی‌بکر بن ابی عیاش نظر مثبتی درباره حدیث حضرت ندارد و دراوردی (تهذیب التهذیب،‌‌‌‌‌ ج1،‌‌‌‌‌ ص 310) نیز درباره حدیث امام و نقل مالک از ایشان گزارش ‌‌می‌دهد. همه این‌‌‌‌ها نشان‌‌ می‌دهد در آن دوران (فارغ از نظر مثبت یا منفی رجالیان و محدثان) حدیث امام صادق7 به صورت جدی و متمایز از اقران مدنی ایشان، مورد توجه حدیثیان و رجالیان و اهل علم بوده است. در کنار ایشان،‌‌‌‌‌ سهیل بن ابی‌صالح نیز مورد توجه گسترده قرار گرفته است.‌‌‌‌‌ نُه نفر از گروه ده نفرۀ مذکور درباره او‌‌‌‌‌ نظر داده‌‌‌‌‌اند که چهار نفر حدیث وی را ستوده و پنج نفر نکوهیده‌‌‌‌‌اند. از جمله نظرات،‌‌‌‌‌ دیدگاه یحیی بن معین است که حدیث وی را حجت و قوی ندانسته است (ابن عدی،‌‌‌‌‌ ج4،‌‌‌‌‌ ص522) و دراوردی حضرتش را ضعیف‌‌می داند. (الخطیب،‌‌‌‌‌ ج1،‌‌‌‌‌ ص 241) اما شعبی و نسایی وی را ستوده و در مقام مقایسه - گرچه حدیث وی نظر بسیاری از دانشیان حدیث قرن دوم و سوم را جلب نموده - اما هرگز با جایگاه امام صادق7 برابری ندارد، نه به لحاظ تعداد، نه به لحاظ افراد مهم مانند شافعی و نه به لحاظ تایید و مقبولیت.‌‌‌‌‌ همچنین داود بن الحصین که مورد توجه هفت نفر از گروه ما قرار گرفته و چهار نفر از آنان حدیثش را ستوده و سه نفر مذمت نموده‌‌‌‌‌اند. در کنار ایشان،‌‌‌‌‌ علی بن مدینی و جوزجانی مذمتش کرده‌‌‌‌‌اند. وی نیز در رتبه‌ای به مراتب پایین تر از امام صادق7 و سهیل قرار‌‌ می‌گیرد. بقیه مشایخ نیز کمتر مورد اقبال رجالیان قرار گرفته‌‌‌‌‌اند و ظاهراً در عصر خویش کمتر مورد توجه بوده‌‌‌‌‌اند.‌‌‌‌‌

   اما راویان فراوانی از وی حدیث نقل کرده‌‌‌‌‌اند. این یکی از مصادیق قابل توجه است که گرچه بخش قابل توجهی از اظهار نظرها درباره وی مثبت نیست، اما در همان دوران چنین اقبالی به حدیث وی بوده است.

   یکی از شاخص‌های مهم دیگر که نشانگر‌‌میزان نفوذ حدیث مشایخ است،‌‌‌‌‌ اقبال راویان شاخص آن دیار به حدیث آنان است. در اواسط قرن دوم، افراد شاخصی در حدیث مدینه فعال و حلقۀ اصلی انتقال روایات به نسل‌های بعدی بوده‌‌‌‌‌اند؛‌‌‌‌‌ افرادی همچون مالک بن انس و سلیمان بن بلال و عبدالعزیز بن محمد دراوردی که روایات بسیاری از مشایخ مدنی نقل کرده‌‌‌‌‌اند.

   با این حال در مورد برخی از مشایخ شش گانۀ فوق،‌‌‌‌‌ مراجعۀ راویان وضعیت متفاوتی دارد. مثلاً در مورد محمد بن عمرو اللیثی که در بین شش گانۀ فوق بیشترین مراجعات راویان به او بوده است. البته این موضوع در بین شاگردان وی قابل توجه است که اکثریت آنها مربوط به خارج مدینه بوده‌‌‌‌‌اند. بیشترین روایات وی را یزید بن‌‌‌‌هارون از واسط گزارش کرده است. (به عنوان نمونه روایت پرتکرار وی از محمد بن عمرو،‌‌‌‌‌ «اهتز العرش لوفاه سعد بن معاذ» است که در بسیاری از منابع قروم سوم و چهارم گزارش شده است.‌‌‌‌‌ از جمله: مسند احمد ج 31، ص441) همچنین راویان بصری و کوفیِ وی از تمام راویان دیگر پرشمارتر هستند و احتمالاً مدتی طولانی در عراق اقامت داشته است. البته یحیی بن سعید قطان - که قطب مهمی در حدیث بصره بوده - به وی خوش بین نبوده، اما بصری‌‌‌‌ها مهمترین راویان وی هستند که در رأس ایشان حماد بن سلمه است. راویان شاخص مدنی وی، اما کم تعداد هستند.

   اسماعیل بن جعفر انصاری که حدود یکصد روایت محمد بن عمرو را گزارش کرده، در بین مدنی‌‌‌‌ها بیشترین روایت را از وی نقل کرده است، گرچه اسماعیل شخصیتی در رتبۀ مالک و سلیمان بن بلال نیست. عبدالعزیز بن محمد نیز روایاتی از وی گزارش داده، اما دیگر مدنی‌هایی که از وی نقل کرده‌‌‌‌‌اند، کم تعداد بوده و در حدیث مدینه از درجه بالایی برخوردار نیستند. در مجموع به نظر‌‌می رسد اقبال اصلی به حدیث محمد در خارج مدینه بوده، و مدنی‌‌‌‌ها روایاتی از وی نقل کرده‌‌‌‌‌اند؛‌‌‌‌‌ اما این نقل گسترده و فراگیر نبوده و افرادی همچون مالک بن انس و سلیمان بن بلال به حدیث وی توجهی نداشته‌‌‌‌‌اند.‌‌‌‌‌ لذا از این جهت‌‌‌ نمی‌توان جایگاه ممتازی در حدیث مدینه برای وی در نظر گرفت.‌‌‌‌‌ شاید علت در این است که برخی از‌‌‌‌‌ رجالیان قرن دوم و سوم او را توثیق نکرده و حتی‌‌‌‌‌ مذمت و تضعیف کرده‌‌‌‌‌اند (ابن عدی، ج7، ص457، ابن ابی شیبه، ج7، ص380) که بعید ‌‌می‌نماید.‌‌‌‌‌ دلیل این مطلب آن است که - همانطور که اشاره شد - راویان مناطق دیگر، مراجعات فراوانی به وی داشته‌‌‌‌‌اند. نیز این احتمال پدید ‌‌می‌آید که یا اقامت وی در مناطق دیگر بوده و یا در مدینه به حدیثش خوش بین نبوده‌‌‌‌‌اند.

   در مرتبه بعدی سهیل بن ابی صالح قرار دارد که شاگردان شاخص وی از محمد بن عمرو کمتر هستند، اما مدنی‌‌‌‌ها نقش جدّی‌تر دارند. عبدالعزیز بن محمد بیشترین روایت را از وی نقل کرده و سلیمان بن بلال،‌‌‌‌‌ مالک بن انس و محمد بن جعفر انصاری از وی روایات نسبتا زیادی نقل کرده‌‌‌‌‌اند. شاید همین‌‌‌‌ها باعث شده تا احمد حنبل وی را با محمد بن عمرو مقایسه و وی را اثبت بداند. راویان غیرمدنی وی نیز پرشمار هستند که اکثریت ایشان از بصره و کوفه بوده و شاگردان مهم دیگری همچون سفیان بن عیینه در بین آنها وجود دارند.

   در مورد امام صادق7 نیز راویان شاخص فراوانی در فضای عامّه مبادرت به گزارش حدیث ایشان کرده‌‌‌‌‌اند. جدا از امام کاظم7 که در منابع عامه بیشترین نقل از پدر را داشته‌‌‌‌‌اند و در مدینه بوده‌‌‌‌‌اند،‌‌‌‌‌ سلیمان بن بلال،‌‌‌‌‌ حاتم بن اسماعیل،‌‌‌‌‌ عبدالعزیز بن محمد،‌‌‌‌‌ مالک بن انس از مهمترین شاگردان مدنی ایشان هستند. در کنار اینها،‌‌‌‌‌ راویان کوفی و بصری نیز به حدیث حضرت اقبال داشته‌‌‌‌‌اند و افراد اثرگذاری همچون سفیان ثوری و سفیان بن عیینه و ابن جریج و یحیی بن سعید از آن جمله هستند. در مورد سه شیخ دیگر وضعیت متفاوت است و اصلاً در این رتبه نیستند.

   به نظر ‌‌می‌رسد در ‌‌میان این مشایخ، بیشترین شاگردان مربوط به محمد بن عمرو، سپس سهیل بن ذکوان و پس از آن امام صادق7 بوده و همچنین نفوذ روایات امام صادق7 در مدینه از تمامی پنج نفر دیگر بیشتر بوده است.‌‌‌‌‌

   در مورد شرافت نسب،‌‌‌‌‌ حضرت صادق7 شرایطی متفاوت از دیگر مشایخ دارد. در دورانی پس از حیات پیامبر6 مسلمانان، مدینه را به عنوان محور فرهنگی و حدیثی مسلمانان ‌‌می‌شناختند که در این‌‌ میان، انتساب به بیت رسالت، اهمیت بسیار بالایی دارد. امام صادق7 از سویی فرزند امیرالمؤمنین علی7 و از سویی دیگر فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها و به تبع آن فرزند پیامبر اکرم6 بوده‌ و پدران ایشان،‌‌‌‌‌ امام باقر7 و امام سجاد7 و امام حسین7 فرزندان پیامبر و حاملان علوم نبوی بوده‌اند.‌‌‌‌‌ این مزیت مورد توجه دانشیان عامّه نیز قرار گرفته، از جمله ذهبی که ذیل ترجمه حضرت، آن را ستوده است. (سیر اعلام النبلا، ج6، ص362)، در حالی که دیگر اقران نه تنها از این شرافت نسب بی‌بهره بوده‌‌‌‌‌اند، بلکه بعضاً از موالیان و یا از اقوامی هستند که سوابق تیره‌ای در اجداد آنان دیده‌‌ می‌شود.‌‌‌‌‌ خود حضرت صادق را نیز شیخ بنی‌‌‌‌هاشم دانسته‌اند. (همان)لذا موقعیت اجتماعی‌‌‌‌‌ حضرتش را باید در جایگاهی متفاوت از هم عصرانشان دانست.

   در مورد منابع قرن دوم و سوم نیز به نظر ‌‌می‌رسد حدیث امام صادق7 برای آنان شناخته شده و قابل قبول است. گرچه مطابق انتظار، از جایگاه حدیثی و علمی حضرت به حدیث ایشان پرداخته نشده، اما به ‌جز صحیح بخاری در دیگر کتب حدیثی روایات حضرتش ذکر شده است. این در حالی است که درباره پر روایت‌ترین اقران حضرت، مثل محمد بن عمرو لیثی، برخی از کتب روایتی از ایشان نقل نکرده‌اند.

   همچنین حداقل برخی از اقران امام صادق7 انحراف اعتقادی بارزی داشته‌اند که یا قدری یا از خوارج بوده‌‌‌‌‌اند، مکاتبی که مورد انتقاد عامه بوده‌‌‌‌‌اند.‌‌‌‌‌

   در جمع‌بندی شاخص‌‌‌‌ها به نظر ‌‌می‌رسد به لحاظ جایگاه حدیثی و اقبال به حدیث مشایخ در سالهای منتهی به نیمه اول قرن دوم،‌‌‌‌‌ امام صادق7 در ‌‌میان عامه، جایگاهی ممتاز دارد. پس از ایشان، سهیل بن ذکوان، جایگاه بعدی را در توجه محدثان به حدیثش و‌‌‌‌‌ انتقال روایات در حدیث عامه داشته است.

جمع‌بندی

   بسیاری از هم عصران امام صادق7 در مدینه را که از آنان به عنوان محدث یاد شده،‌‌‌ نمی‌توان یک محدّث حرفه ای دانست؛ بلکه شاید هرگز در زمره محدثان‌‌‌‌‌ نگنجند؛ چرا که تعداد روایات نقل شده از آنان بسیار ‌‌‌‌‌اندک بوده است. همچنین حدیث ایشان برای انتقال، مورد توجه محدثان قرار نگرفته و راویانی به ایشان رجوع نکرده‌‌‌‌‌اند و به تبع آن، نوعاً مورد توجه حدیثیان و رجالیان قرار نگرفته‌‌‌‌‌اند و درباره ایشان اظهار نظری نشده است.

   گروهی را که‌‌ می‌توان در زمرۀ محدثان‌‌‌‌‌ آن دوران برشمرد، جماعتی بیست و شش نفره‌‌‌‌‌اند که بیش از پنجاه روایت ایشان در منابع متقدم عامه منعکس شده است. از این بین، شانزده نفر را ‌‌‌نمی‌توان محدّث اثرگذار در حدیث مدینه دانست. قرائن مختلفی نشان‌‌می دهد که آنان نقش قابل توجهی در حدیث مدینه ایفا ‌‌‌نمی‌کرده‌‌‌‌‌اند، از جمله زندگی در خارج مدینه و عدم ارتباط با راویان مدنی،‌‌‌‌‌ نداشتن شاگردانی که پایبند به نقل روایات ایشان باشند و عدم اقبال رجالیان به ایشان. اما پنج نفر از محدثان‌‌‌‌‌ مدینه را ‌‌می‌توان مشایخ حدیث آن دیار دانست که در کنار امام صادق7 نقش اصلی و محوری در حدیث مدینه داشته‌‌‌‌‌اند.

   شاخص‌‌‌‌ها نشان ‌‌می‌دهد حدیث این افراد در مدینه اهمیت دارد و مورد اقبال و توجّه محدثان عامه بوده است. این مشایخ در طبقۀ خود سهم قابل توجهی در القای حدیث و انتقال آن به راویان داشته‌‌‌‌‌اند.‌‌‌‌‌

   ایشان علاوه بر تعداد روایات فراوان،‌‌‌‌‌ مورد توجه و اقبال دانشیان هم عصر و نیز منابع حدیثی بوده‌‌‌‌‌اند. همچنین در‌‌میان شاگردان پرکار ایشان، افراد پرکار و مطرح حدیثی حضور داشته‌‌‌‌‌اند و مراجعات زیادی جهت دریافت حدیث به آنها داشته‌‌‌‌‌اند.‌‌‌‌‌ این شاخص‌‌‌‌ها معمولاً ارتباط مستقیم با یکدیگر دارند. تحقّق سطح بالای این شاخص‌‌‌‌ها در یک محدث، جایگاه وی در حدیث منطقه و طبقه او را نشان ‌‌می‌دهد. با این اوصاف آنان را از مشایخ حدیث مدینه قلمداد‌‌می کنیم. این افراد را‌‌می توان رقبای اصلی حدیث امام صادق7 در مدینه دانست. اگر شاخص‌های پیش گفته را در کنار شاخص‌های دیگری - از جمله اظهار نظر مهم‌ترین رجالیان قرن دوم و سوم عامه درباره این مشایخ و نقل منابع حدیثی مهم قرون دوم و سوم از ایشان،‌‌‌‌‌ همچنین نسب و سلامت مذهبی از دیدگاه عامه – در نظر بگیریم، به نظر‌‌ می‌رسد با وجود تمامی محدودیت‌های کلامی و مذهبی که از مسئله جایگاه امامت شیعه و ارتباط شیعیان با ایشان پدید‌‌ می‌آورد و باعث سانسور روایات حضرت در ‌‌میان محدثان عامه ‌‌می‌شد،‌‌‌‌‌ نه تنها امام صادق7‌‌‌‌‌ اشتغال جدی به حدیث حتی در ‌‌میان عامه داشته‌‌‌‌‌اند، بلکه نقش منحصر به فردی در حدیث عامه داشته‌‌‌‌‌اند و بالاترین جایگاه حدیثی در‌‌میان اقران امام صادق7 در مدینه مربوط به خود آن حضرت است.

منابع

1. ابن قَايْماز الذهبي،‌‌‌‌‌ شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان،‌‌‌‌‌ ميزان الاعتدال في نقد الرجال،‌‌‌‌‌ بيروت،‌‌‌‌‌ لبنان،‌‌‌‌‌ دار المعرفة للطباعة والنشر.

2. أبي محمد القضاعي الكلبي المزي،‌‌‌‌‌ یوسف بن عبد الرحمن بن يوسف،‌‌‌‌‌ أبو الحجاج،‌‌‌‌‌ جمال الدين ابن الزكي،‌‌‌‌‌ تهذيب الكمال في أسماء الرجال،‌‌‌‌‌ بيروت،‌‌‌‌‌ مؤسسة الرسالة.

3. ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي،‌‌‌‌‌ تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد،‌‌‌‌‌ منهاج السنة النبوية فی نقض كلام الشيعة القدرية،‌‌‌‌‌ جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية.

4. ابن قَايْماز الذهبي،‌‌‌‌‌ شمس‌الدين أبوعبدالله محمدبن أحمدبن عثمان،‌‌‌‌‌ سير أعلام النبلاء،‌‌‌‌‌ القاهرة،‌‌‌‌‌ دارالحديث.

5. ابن تقي الدين السبكي،‌‌‌‌‌ تاج الدين عبد الوهاب،‌‌‌‌‌ طبقات الشافعية الكبرى،‌‌‌‌‌ هجر للطباعة والنشر والتوزيع.

6. نرم افؤار جوامع الكلم.

7. ابن فوزي عبد المطلب،‌‌‌‌‌ رفعت،‌‌‌‌‌ توثيق السنة فی القرن الثانی الهجری أسسه واتجاهاته،‌‌‌‌‌ مكتبة الخنانجی بمصر.

8. ابن حجر العسقلاني،‌‌‌‌‌ أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد،‌‌‌‌‌ تهذيب التهذيب،‌‌‌‌‌ الهند،‌‌‌‌‌ مطبعة دائرة المعارف النظامية.

9. ابن عدي الجرجاني،‌‌‌‌‌ ابو أحمد،‌‌‌‌‌ الكامل في ضعفاء الرجال،‌‌‌‌‌ بيروت-لبنان،‌‌‌‌‌ الكتب العلمية.

10. أبو محمد عبد الرحمن بن محمد بن إدريس بن المنذر التميمي،‌‌‌‌‌ الحنظلي،‌‌‌‌‌ الرازي ابن أبي حاتم،‌‌‌‌‌ الجرح والتعديل،‌‌‌‌‌ الهند،‌‌‌‌‌ طبعة مجلس دائرة المعارف العثمانية - بحيدر آباد الدكن.

11. ابن قَايْماز الذهبي،‌‌‌‌‌ شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان،‌‌‌‌‌ المغني في الضعفاء.

12. أبو زكريا يحيى بن معين بن عون بن زياد بن بسطام بن عبد الرحمن المري بالولاء،‌‌‌‌‌ البغدادي،‌‌‌‌‌ معرفة الرجال عن يحيى بن معين وفيه عن علی بن المدينی وأبی بكر بن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن نمير وغيرهم/ رواية أحمد بن محمد بن القاسم بن محرز،‌‌‌‌‌ دمشق،‌‌‌‌‌ مجمع اللغة العربية.

13. ابن حماد العقيلي المكي،‌‌‌‌‌ أبو جعفر محمد بن عمرو بن موسى،‌‌‌‌‌ الضعفاء الكبير،‌‌‌‌‌ بیروت،‌‌‌‌‌ دار المكتبة العلمية.

14. ابن عبد الله الصفدي،‌‌‌‌‌ صلاح الدين خليل بن أيبك،‌‌‌‌‌ الوافي بالوفيات،‌‌‌‌‌ بيروت،‌‌‌‌‌ دار إحياء التراث.

15. ابن محمد الجوزي،‌‌‌‌‌ جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي،‌‌‌‌‌ الضعفاء والمتروكون،‌‌‌‌‌ بیروت،‌‌‌‌‌ دار الكتب العلمية.

16. مغلطاي بن قليج بن عبد الله البكجري المصري الحكري الحنفي،‌‌‌‌‌ أبو عبد الله،‌‌‌‌‌ علاء الدين،‌‌‌‌‌ إكمال تهذيب الكمال في أسماء الرجال،‌‌‌‌‌ الفاروق الحديثة للطباعة والنشر.

17. ركات بن أحمد بن محمد الخطيب،‌‌‌‌‌ أبو البركات،‌‌‌‌‌ زين الدين ابن الكيال،‌‌‌‌‌ الكواكب النيرات في معرفة من الرواة الثقات،‌‌‌‌‌ بیروت،‌‌‌‌‌ دار المأمون.

18. ابن أسد الشيباني،‌‌‌‌‌ أبوعبدالله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال،‌‌‌‌‌ مسند الإمام أحمد بن حنبل،‌‌‌‌‌ مؤسسة الرسالة.

19. طبرى آملى كبير،‌‌‌‌‌ محمد بن جرير بن رستم‏،‌‌‌‌‌ المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب7،‌‌‌‌‌ کوشانپور1415.

20. محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ،‌‌‌‌‌ التميمي،‌‌‌‌‌ أبو حاتم،‌‌‌‌‌ الدارمي،‌‌‌‌‌ البُستي،‌‌‌‌‌ المجروحين من المحدثين والضعفاء والمتروكين،‌‌‌‌‌ دار الوعي – حلب.

21. محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة البخاري،‌‌‌‌‌ أبو عبد الله،‌‌‌‌‌ التاريخ الكبير،‌‌‌‌‌ حيدر آباد،‌‌‌‌‌ الدكن،‌‌‌‌‌ دائرة المعارف العثمانية.

22. صنوبر،‌‌‌‌‌ احمد،‌‌‌‌‌ اسباب عدول الامام بخاری عن التخریج للامام الصادق فی صحیحه،‌‌‌‌‌ موتمر الانتصار للصحیحین،‌‌‌‌‌ جامعه الاردنیه.

23. أبو الفضل أحمدبن علي بن محمد بن أحمدبن حجر العسقلاني،‌‌‌‌‌ تقريب التهذيب،‌‌‌‌‌ سوريا،‌‌‌‌‌ دار الرشيد.

24. أبو بكر بن أبي شيبة،‌‌‌‌‌ عبد الله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي،‌‌‌‌‌ الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار،‌‌‌‌‌ الرياض،‌‌‌‌‌ مكتبة الرشد.

25. أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني،‌‌‌‌‌ لسان الميزان،‌‌‌‌‌ لبنان،‌‌‌‌‌ مؤسسة الأعلمي للمطبوعات بيروت.

26. أبو بكر بن أبي شيبة،‌‌‌‌‌ عبد الله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي،‌‌‌‌‌ الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار،‌‌‌‌‌ الرياض،‌‌‌‌‌ مكتبة الرشد.

27. پاکتچی،‌‌‌‌‌ احمد،‌‌‌‌‌ دائره المعارف بزرگ اسلامی،‌‌‌‌‌ مدخل اصحاب حدیث.‌‌‌‌‌

28. میانجی،‌‌‌‌‌ محمود احمدی،‌‌‌‌‌ بخاری و ابوحنیفه دو جریان متقابل،‌‌‌‌‌ نشریه علوم حدیث، شماره 9.

29. پاکتچی،‌‌‌‌‌ احمد،‌‌‌‌‌ مدخل جعفر صادق7،‌‌‌‌‌ امام،‌‌‌‌‌ دائره المعارف بزرگ اسلامی،‌‌‌‌‌ جلد 18.

30. لالانی، ارزینا،‌‌‌‌‌ نخستین ‌‌‌‌‌اندیشه‌های شیعی،‌‌‌‌‌ ترجمه دکتر فریدون بدره‌ای، انتشارات فرزان، چاپ دوم، 1395.

31. مدرسی طباطبایی،‌‌‌‌‌ حسین، ‌‌میراث مکتوب شیعه در سه قرن نخستین،‌‌‌‌‌ نشر مورخ ، 1386.

32. معارف،‌‌‌‌‌ مجید،‌‌‌‌‌ فقهی زاده،‌‌‌‌‌ عبدالهادی، شفیعی، سعید، نقد و بررسی نظریه گلدتسیهر درباره تقدم نقد حدیث بر نقد متن،‌‌‌‌‌ مجله حدیث پژوهی،‌‌‌‌‌ شماره 10.

33. پاکتچی،‌‌‌‌‌ احمد،‌‌‌‌‌ پژوهشی پیرامون جوامع حدیثی اهل سنت، جلد اول،‌‌‌‌‌ ،‌‌‌‌‌ نشر دانشگاه امام صادق7، چاپ اول،‌‌‌‌‌ 1392.

34. گلدتسیهر، ایگناتس، شاخت، یوزف، فان اس، یوزف، موتسکی،‌‌‌‌ هارالد،‌‌‌‌‌ تاریخ‌گذاری حدیث روش‌‌‌‌ها و نمونه‌‌‌‌ها، انتشارات حکمت، 1394.

35. کرمی،‌‌‌‌‌ احمدرضا،‌‌‌‌‌ پایا‌ن‌نامه نقش انگیزه‌‌‌‌ها و دیدگاه‌های بخاری نسبت به عدم نقل از امام صادق7 در الجامع الصحیح،‌‌‌‌‌ دانشگاه حدیث پردیس تهران،‌‌‌‌‌ 1393.

36. غیب غلامی الهرساوی،‌‌‌‌‌ حسین، الامام البخاری و فقه اهل العراق،‌‌‌‌‌ دلیل ما،‌‌‌‌‌ 1387.

37. كلينى،‌‌‌‌‌ محمد بن يعقوب‏،‌‌‌‌‌ الكافي،‌‌‌‌‌ دار الکتب الاسلامیه – 1407.

38. فرمانیان،‌‌‌‌‌ مهدی ،‌‌‌‌‌ فرق تسنن،‌‌‌‌‌ ادیان.

39.‌‌‌‌‌ یوزف فان اس،‌‌‌‌‌ کلام قرن 1 تا 3،‌‌‌‌‌ دانشگاه ادیان و مذاهب.

40. مایکل کوک،‌‌‌‌‌ تاریخ‌گذاری روایات آخرالزمان،‌‌‌‌‌ دارالحدیث 1390.

1. Yasin Dutton،‌‌‌‌‌ The Origins of Islamic Law،‌‌‌‌‌ Publisher Taylor & Francis Ltd،

2. j brown،‌‌‌‌‌ the canonization of al-bukhari and muslim

3.                  براون‌‌‌‌‌ جاناتان، The Canonization of al-Bukhari and Muslim.‌‌‌‌‌ Brown،‌‌‌‌‌ انتشارات BRILL،‌‌‌‌‌ 2007



1. در منابع شیعی روایاتی صراحت بر این دارند که احدی را‌‌‌ نمی‌توان با اهل بیت: مقایسه نمود. از جمله مناشدات امیر المومنین7 با خوارج که به تبیین جایگاه اهل بیت: و غیرقابل قیاس بودن انان با دیگران تصریح نموده‌‌‌‌‌اند. (ر ک المسترشد فی امامه علی بن ابی‌طالب،‌‌‌‌‌ ص399)

2. امام صادق7 درباره حدیثشان‌‌ می‌فرمایند که همان حدیث پدرشان و آن همان حدیث اجدادشان و آن حدیث نبوی بوده که همان کلام خداوند است. (کافی، ج1، ص53)

3. برای مطالعه بیشتر ر ک مدخل جعفر صادق7،‌‌‌‌‌ امام،‌‌‌‌‌ احمد پاکتچی،‌‌‌‌‌ دائره المعارف بزرگ اسلامی.

1. مراجعه به کتب رجالی فریقین و بررسی اجمالی اقامت محدثان‌‌‌‌‌ و مشایخ حدیث بیانگر این مهم است.

2. جوزف فان‌‌‌‌‌ اس در فصل دوم پژوهش خود با عنوان کلام و جامعه در سده دوم و سوم هجری،‌‌‌‌‌ به جریان‌های کلامی مدینه در قرن دوم اشاره نموده و هیچ اشاره ای به وجود جریانی شیعی و امامی نکرده است. نبودنِ افراد متمایل به اهل بیت: و دیدگاه‌های امامیه در بین چهره‌های شاخص و پرکار حدیث مدینه در نیمه ابتدایی قرن دوم، جمع بندی فان اس را تأیید‌‌ می‌کند.

1. صناعت حدیث اصطلاحی است که در منابع مربوط به حدیث و رجال از آن استفاده شده است.‌‌‌‌‌ ظاهرا نخستین بار، ابن حبان از آن استفاده کرد. وی در مورد ابوحنیفه معتقد است که حدیث صناعت او نبوده است. (همچنین برای ملاحظه منابع علم الحدیث، بنگرید:‌‌‌‌‌ المجروحین، ج3، ص60)

1. به عنوان نمونه لالانی در پژوهش خود با عنوان نخستین‌‌‌‌‌اندیشه‌های شیعی به نقش حدیثی امام باقر7 در‌‌میان عامه و چنین آفاتی در حدیث عامه پرداخته است.‌‌‌‌‌ (ر ک لالانی، ارزینا،‌‌‌‌‌ نخستین‌‌‌‌‌اندیشه‌های شیعی،‌‌‌‌‌ امام محمد باقر در حوزه‌های اهل حدیث ص 137 تا 144)

2. به عنوان نمونه اختلافات بخاری و مشایخ وی با ابوحنیفه و تاثیرات ان در نقل ایشان خصوصاً بخاری از ابوحنیفه. (ر ک محمود احمدی‌‌میانجی،‌‌‌‌‌ بخاری و ابوحنیفه دو جریان متقابل، نشریه علوم حدیث، شماره 9)

3. منظور از عامه در این مقاله اهل سنت و جماعت هستند.‌‌‌‌‌ و گروهی همچون زیدیه از منظور این پژوهش خارج هستند.‌‌‌‌‌ گروه مد نظر،‌‌‌‌‌ جریانی است که تمایز مبنایی با شیعیان در جانشینی پیامبر داشتند و در قرن دوم متشکل از اصحاب رای و اصحاب اثر بودند و در ادامه همه گی به عنوان اهل سنت شناخته شدند.‌‌‌‌‌ (ر ک پاکتچی،‌‌‌‌‌ اصحاب حدیث، ص 114 الی 118،‌‌‌‌‌ فرمانیان، فرق تسنن، ص18)

4. ر ک گزارش‌های مزی از کتب متقدم تاریخی و رجالی ذیل ترجمه جعفر بن محمد و گزارش‌های مدرسی طباطبایی در‌‌میراث مکتوب شیعه سرتاسر فصل دوم.

1. صنوبر،‌‌‌‌‌ احمد، اسباب عدول الامام بخاری عن التخریج للامام الصادق فی صحیحه، موتمر الانتصار للصحیحین، جامعه الاردنیه.

2. احمد صنوبر در مقاله خود که در موتمر الانتصار للصحیحین ارائه نموده در پاسخ به این سوال تاریخی که چرا بخاری در صحیح خود از امام صادق g نقل حدیث نکرده است،‌‌‌‌‌ این فرضیه را ارائه ‌می‌دهد که بر مبنای اشتغال امام صادق7 به فقه و دریافت روایات بصورت تقریبا انحصاری از پدر،‌‌‌‌‌ ایشان از دایره تخصصی حدیث در مدینه خارج بوده‌‌‌‌‌اند و لذا حدیث ایشان برای طالبان حدیث جذابیت لازم را نداشته است. و لذا علت عدم توجه مصنفین حدیث و برتری دادن روایات دیگر محدثان‌‌‌‌‌ بر امام صادق7 را همین بیان‌‌ می‌کند.‌‌‌‌‌ همچنین وی مانند ابن تیمیه، حدیث امام صادق7 را با زهری و برخی دیگر مقایسه نموده است.

3. برای بررسی کامل‌تر بنگرید: کرمی، مقالۀ منتشر نشدۀ‌‌‌‌‌ امام صادق7 فقیه یا محدث و تاریخ فقه و حدیث‌‌‌‌‌ و تعامل آنان با یکدیگر. البته محدثانی که صنوبر آنان را با امام صادق7 مقایسه نموده،‌‌‌نمی توان از اقران امام صادق7 دانست؛ چرا که زهری و عبیدالله بن عمر از تابعین بوده‌‌‌‌‌اند و ابی الزناد در طبقه بعد از امام صادق7 بوده و حدیث محدثانی را که در یک طبقه نیستند،‌‌‌ نمی‌توان با یکدیگر از جهت‌‌ میزان احتیاج و مراجعه محدثان قیاس کرد. اما به هرحال، صنوبر عدم اشتغال امام صادق7 به امر حدیث و کناره گیری از آن را عامل عدم اقبال راویان و صاحبان منابع حدیثی دانسته است.

1. تاریخ کبیر، ج2، ص333. همچنین درباره یحیی بن معین بنگرید: تاریخ ابن معین روایه ابن محرز، ج1، ص114،‌‌‌‌‌ نیز سنن دارمی ج1، ص52، ج3، ص226و238و336.

1. برای سیر توجه به این اثر و تقدس یابی ان رجوع کنید‌‌‌‌‌ the canonization of al-bukhari and muslim by j brown

1. معارف،‌‌‌‌‌ مجید،‌‌‌‌‌ فقهی‌زاده،‌‌‌‌‌ عبدالهادی، نقد و بررسی نظریه گلدتسیهر درباره تقدم نقد حدیث بر نقد متن، به نقل از‌‌‌‌‌ (muslim studies,1971,p.‌‌‌‌‌ 28) ذهبی نیز نمونه‌ای از این جهت‌گیری را ذکر‌‌ می‌کند. (دانشنامه جهان اسلام،‌‌‌‌‌ مدخل جوزجانی ابواسحاق ابراهیم بن یعقوب بن اسحاق سعدی)

1. این موضوع از همان قرون اولیه مورد توجه محدثان قرار گرفت و به عنوان نمونه بخاری در کتب تاریخ خود ذیل نام راویان به ان پرداخته است.‌‌‌‌‌ البته سبک بخاری اشاره به تمامی راویان نبود و برگزیده‌ای از آنان را ذکر ‌‌می‌نمود.

1. موارد پرشماری از این قبیل گزارش شده است.‌‌‌‌‌ مثلا نظر سفیان بن عیینه درباره عبدالحمید بن جعفر انصاری را چنین اظهار داشته‌‌‌‌‌اند: کان یضعفه من اجل القدر (تهذیب التهذیب،‌‌‌‌‌ ج6، ص 112).‌‌‌‌‌ نیز ابن حجر درباره داود بن حصین به این شکل جمع‌بندی ‌‌می‌کند: ثقه الا فی عکرمه و رمی برأی الخوارج. (تقریب التهذیب،‌‌‌‌‌ ج1،‌‌‌‌‌ ص 198)

2. طبعاً استفاده از این شاخص‌‌‌‌ها کاملترین مدل پیشنهادی نیست. در پژوهش‌های آتی ‌‌می‌توان شاخص‌های بیشتری برای رسیدن به نتایج دقیق‌تر به کاربست، از جمله بررسی تعداد طرق روایات محدث و نیز بازیابی وابستگی محدث به جریان‌های حدیثی دوران که البته نیاز به بررسی‌های موشکافانه تاریخی دارد. نمونه‌های متعدد کاربست این روش را ‌‌می‌توان در پژوهش‌های غربی جست و جو نمود. ازجمله علم الکلام و المجتمع اثر فان اس که در آن به بررسی جریان‌های کلامی و حدیثی قرن دوم مسلمانان در بوم‌‌‌‌ها و مناطق مختلف پرداخته است.‌‌‌‌‌ همچنین پایان نامه "گفتمان‌های حدیثی نزد جریان‌های متقدم امامیه" اثر محمد‌‌‌‌هادی گرامی.

1. از جمله نقش حلقه مشترک‌‌‌‌ها در اسناد روایات و اسناد شیرجه‌ای (یعنی کنار گذاشتن سلسبه سند و استفاده از مسیری دیگر برای رسیدن به پیامبر یا راوی حدیث از پیامبر) و رفع دادن روایات تا پیامبر6،‌‌‌‌‌ بنگرید:‌‌‌‌‌ مایکل کوک، تاریخ‌گذاری روایات، ترجمه مرتضی کریمی‌نیا.

1. با توجه به دقت نظر قابل قبول نرم افزار «جوامع الکلم»،‌‌‌‌‌ از این نرم افزار برای تهیه لیست اسامی و محدود سازی مورد نظر استفاده شده است.

2. گرچه ‌‌‌نمی‌توان برای شمارش‌های صورت گرفته تا حال ادعای دقت کامل داشت، اما برخی از شمارش‌‌‌‌ها دقیق‌تر‌‌ می‌نماید.‌‌‌‌‌ بر این مبنا شمارش روایات محدثان توسط نرم افزار جوامع الکلم منبع شمارش روایات در این مقاله است. از نقاط قوت این گردآوری، گوناگونی منابع است. منابعی از دسته صحاح و مستخرجات، مسانید، سنن و موطآت،‌‌‌‌‌ معاجم، فقه، رجال و تواریخ،‌‌‌‌‌ علوم حدیث، علوم قران،‌‌‌‌‌ اخلاق،‌‌‌‌‌ مناقب و شمائل،‌‌‌‌‌ اجزاء و فوائد. همچنین استفاده از صد و دوازده منبع باعث شده تا بسیاری از منابع معتبر و موجود در بین مصادر این نرم افزار قرار بگیرند. منابع نرم افزار نهایتا مربوط به قرن پنجم هستند و این باعث جلوگیری از تکرار و پایین آمدن دقت شمارش شده است.‌‌‌‌‌ ضعف اصلی آن نیز ایندکس نشدن موردی برخی محدثان و راویان در‌‌‌‌‌ برخی از منابع است. در مجموع نرم افزار جوامع الکلم،‌‌‌‌‌ شمارشی نسبتا جامع را به پژوهشگران ارائه ‌‌می‌دهد و مورد استفاده در این پژوهش است.

1. اعداد داخل کمانک، سال وفات محدث مربوط است.

 

1. به سال وفات راویان اشاره شده تا نزدیکی زمانی و تقدم و تاخر آنان نسبت به امام صادق7 مشخص باشد.

1. تعداد راویان از امام صادق7 و اقران ایشان نیز از دو جهت بررسی شدند:‌‌‌‌‌ ابتدا تعداد شمارش شده توسط مزی،‌‌‌‌‌ سپس راویان شمارش شده در نرم افزار جوامع الکلم.‌‌‌‌‌

 

1. منظور ما از شاگردان شاخص افرادی هستند که بیش از 500 روایت از ایشان نقل شده و بیش از 20 روایت از شیخ مورد نظر ما یعنی امام صادق7 و اقران ایشان نقل کرده است .‌‌‌‌‌ البته بین شمارش نرم افزار و مزی تقریباً نسبتی برقرار است که باعث اطمینان آوری بیشتری‌‌می شود این نسبت در اکثر موارد بین دو تا سه برابر است؛ یعنی شمارش نرم افزار 2 تا 3 برابر شمارش مزی است و درباره تمامی این راویان صدق ‌‌می‌کند.

1. مزی، ج25، ص645،‌‌‌‌‌ ابن ابی حاتم، ج7، ص321، تهذیب التهذیب، ج3، ص630.

2. مزی، ج26، ص212 ،‌‌‌‌‌ ابن ابی حاتم، ج8ص30، تهذیب التهذیب، ج3، ص662.

3. تهذیب التهذیب، ج4، ص447.

4. الحنفی، ج4، ص244،‌‌‌‌‌ تهذیب التهذیب، ج1، ص561.

5. ابن عدی الجرجانی، ج4، ص522، الخطیب ، ج1، ص 241.

6. مغلطای،3:227،تهذیب التهذیب، ج۱، ص۳۱۰.

 

1. این افراد بیشترین اظهار نظرها را در کتب رجالی و تواریخ درباره شخصیت‌های حدیثی داشته‌‌‌‌‌اند و نقش اصلی کتب رجالی عصر خود و پس از ان را ایفا ‌‌می‌کنند.‌‌‌‌‌ طبعاً افراد دیگری نیز به این امر همت داشته‌‌‌‌‌اند، اما هیچ یک تا این ‌‌‌‌‌اندازه پرکار و مشهور نیستند. 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: