اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
ارزیابی «فمینیسم» بر اساس آرای بانو امین در تفسیر مخزن العرفان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 64
پنجشنبه ، 10 بهمن 1398 ، 09:55

چکیده: فمینیسم، واکنشی به برداشت فرودستی زنان و قشربندی اجتماعی مبتنی بر آن است که بر رفع آن چه ستم تاریخی بر آنان تلقی می­شود تأکید می­ورزد. گرچه برخی از اهداف فمینیسم حائز اهمیت است، اما راهکارهایی که برای نیل به آن اهداف ارائه می­دهند اشکالات فراوانی را در بر دارد که نیازمند نقد و بررسی است. در این مقاله به مقایسه این راهکارها با آراء بانو امین در تفسیر مخزن العرفان، با تأکید بر سه محور برابری زن و مرد، نقش مادری و نقش همسری زن پرداخته می­شود.

کلیدواژه­ها: بانو امین؛ تفسیر مخزن العرفان؛ فمینیسم، برابری زن و مرد؛ نقش مادری؛ نقش همسری.

 

 

 

مقدمه

   واژه فمینیسم از ریشه feminine (زنانه، مادینه، مونث) در اصل از ریشه لاتینی femina  اخذ شده است. این واژه نخستین بار در 1837م. وارد زبان فرانسه شد. برخی از اندیشمندان پیشنهاد تعریف دقیق و همه پسند از فمینیسم را غیرممکن یا بسیار دشوار می دانند و بر این باورند که ویژگی پاره پاره بودن اندیشه های گوناگون فمینیستی و دگرگونی آن­ها در طی زمان، گردآوردن همه ابعاد آن را در تعریفی یکتا ناممکن کرده است. اما بطورکلی شاید بتوان گفت: فمینیسم، آمیزه­ای از ایدئولوژی، گرایش­های فکری، بینش­های فلسفی، جنبش­ها و فعالیت­های اجتماعی – سیاسی است که با هدف احقاق حقوق زنان و رفع فرودستی آن­ها ایجاد شده است، گرچه در مورد علل این ظلم، راهکارها و استراتژی های رسیدن به آزادی اختلاف نظر وجود دارد.

   فمینیسم در طول زمان، دچار تحولاتی شده که می­توان آن­ها را در سه موج بررسی کرد: تمرکز اصلی موج اول بر روی اصلاح موانع قانونی برای برابری جنسیتی بود. (عمدتاً بدست آوردن حق رأی برای زنان). موج دوم، برخلاف موج اول طیف گسترده­ای از مباحث، اعم از مسائل مربوط به عرصه­های اجتماعی، اقتصادی و حقوقی، جنسیت، خانواده، محل کار و حقوق مربوط به باروری را شامل می­شد. در این موج زنان قائل به برابری با مردان و یا حتی برانداختن مرد مداری بودند. موج سوم فمینیسم به عنوان واکنشی علیه شکست­های موج دوم پدید آمد و در عین حال به تعدیل آن پرداخت. تعدد و انشعاب نگرش­ها، نرمش پذیری و پرداختن به نژاد و طبقه از ویژگی­های بارز این دوره بود. در ضمن، احیای نقش مادری نیز توسط پاره­ای از اندیشمندان این موج مدّنظر قرار گرفت. این موج تا به امروز ادامه دارد. البته پس از موج سوم، پسا فمینیسم پدید آمد که با طرح پرسش­های اساسی درباره معنای هویت زنان، سبب آشفتگی فمینیسم گردید. پسافمینیسم، چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته که به دلیل گوناگونی تعاریف و عدم نیاز بدان در این مقاله، از توضیح آن خودداری می­شود. 

   از سوی دیگر، فمینیسم در طی زمان به گرایش­های گوناگونی همچون لیبرال، مارکسیست، روانکاوانه، رادیکال، سوسیال، فمینیسم اسلامی و... منشعب شده که به تناسب موضوع مقاله (در جهت مقایسه با آرای بانو امین ) به بررسی پاره­ای از آن­ها می­پردازیم:

   فمینسیم لیبرال: به تبیین جایگاه زنان بر اساس حقوق برابر و رفع موانع مصنوعی در برابر مشارکت آنان در عرصه عمومی -که فراسوی خانه و خانه­داری واقع شده-  می­پردازد و اصرار به ابطال نقش مادری و همسری زنان دارد. زیرا طرفداران این گرایش معتقدند در ازدواج، همة بهره­مندی و رشد برای مرد و همة عقب­ماندگی برای زن است. لذا پیشنهاداتی اعم از خانوادة هسته­ای و ازدواج، خانوادة بدون ازدواج، سقط جنین، هم جنس بازی و... را مطرح می­کنند.

   فمینیسم مارکسیستی: نظام سرمایه­داری را عامل اصلی تبعیض جنسیتی بر شمرده و به رفع ستمگری اجتماعی طبقاتی تأکید دارد. این گروه معتقدند تابعیت زنان از نظام­های طبقاتی سرچشمه می­گیرد.

   فمینیسم روانکاوانه: نظام مردسالاری را نظام انقیاد و ستم بر زنان می­داند و با بهره­گیری از نظریه فروید، پدرسالاری را تبیین می­کنند (که چطور آموزش­های دوران کودکی بر ناخودآگاه انسان اثر گذاشته و در بزرگسالی بروز می­کند). در این رهیافت، اعتقاد بر این است که فرزندان نسبت به مادر حالت دو گانه دارند و احساس عشق و تنفر، نیاز و وابستگی در آنان در کنار هم رشد می­کند. از یک سو فرزند به مادر وابسته است و از سوی دیگر در فرهنگی رشد می­کند که مردانگی دارای ارزش است. از این رو فرزندان پسر به سرعت هویت خود را از زن جدا می­کنند و در بزرگسالی به جستجوی زن برای تملک بر او بر می­آیند.

   به عقیده این گرایش، هراس از مرگ به معنای ترس از متوقف شدن زندگی و ختم تکاپوهای روحی و معیشتی است و مرد اسیر این ترس است. اما زن به دلیل زایش و قدرت باروری، یا از این ترس برخوردار نیست و یا کمتر از مرد، از آن بیمناک است، بلکه این حسّ مردن است که آنان را به سوی کسب قدرت، مالکیت و تسلط پیش می­برد. مردان به دلیل حسد به نقش حیاتی تولید مثل زنان و میل به بروز و ظهور، به دنبال کسب حق پدری و نظارت و تسلط بر جسم آنان هستند.

   فمینیسم رادیکال: مرد سالاری در حوزة عمومی و خصوصی را زیر سؤال می­برد. عمده­ترین مفهوم در این جریان ستم جنسی به عنوان کهن­ترین و شدیدترین شکل نابرابری است؛ ستمی که زنان بواسطة زن بودن خود، متحمّل آن می­شوند. این گروه معتقدند هر زنی فارغ از طبقه، نژاد، گروه سنی و... منافع مشترکی با دیگر زنان دارد. توالی چنین تفکری، تلقی مردان به عنوان یک گروه دشمن و جدایی طلبی جنسیتی است.

   فمینیسم سوسیالیستی: از منظر این گروه، برای تحلیل وضعیت فرودستی زنان نباید صرفاً نگاه تک بعدی داشت (صرفاً طبقاتی مانند مارکسیست­ها یا صرفاً مردسالارانه مانند برخی رادیکال­ها). بلکه برای تغییر وضعیت موجود باید مبارزه­ای همزمان با نظام مردسالاری و سرمایه­داری انجام داد.

بیان مسأله

   در نقد و بررسی فمینیسم بر اساس آرای بانو امین در تفسیر مخزن العرفان چه می­توان گفت؟

   باورهای تبعیض­آمیز جوامع غربی دربارة زنان که نشان­دهندة ارزش و منزلت پایین آنان است، زمینة پیدایش فمینیسم را فراهم کرد. پاره­ای از این باورها از اندیشة تحریف شدة یهودیت و مسیحیت بر می­خیزد. زن در این میراث، سرچشمه خطا است، چرا که او آدم را فریفت تا از آن درخت بخورد و چون این عمل را مرتکب شد، خداوند حکم به برتری مرد بر وی داد: «الم و حمل تو را بسیار افزون گردانم؛ با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد» (پیدایش ۳:۱۷) در فلسفه یونان و الهیات یهودی- مسیحی، زن همچون همدمی ناقص برای مرد و تنها برای رفع نیاز مردان تعریف شده است. مردان با عقلانیت، تمدن و امور بزرگ مرتبط می­شوند، اما زنان با امور غیر عقلانی، شهوت و طبیعت ارتباط می­یابند. (گرو، 1379، ص70-51)

   در مقابل آموزه­های تحریف شدة یهودیت و مسیحیت، دین اسلام با شخصیت دادن به زن، از سایر ادیان سبقت گرفت. وقتی که زن نزد همة امت­ها در نهایت انحطاط به سر می­برد؛ اسلام آزادی و استقلال او را اعلام کرد و همة حقوق انسانی را به او بخشید و شایستگی و توانمندی او را در بسیاری از امور اجتماعی برابر مرد دانست (مطهری،1378ش، ص21). برای نمونه:

۱. عادت جاهلیت بر این بود که به قصد آزار زنان؛ آنان را طلاق می­دادند و پیش از انقضای عده رجوع می­کردند. قرآن کریم با قید «ان ظنا ان یقیما حدود الله» (بقره: 230) از این کار نهی نمود. (بانو امین، 1389ش، ج2، ص330)

۲. زن شوهر مرده را یا می­سوزاندند؛ یا با همسرش دفن می­کردند؛ یا بطور کلی او را از ازدواج مجدد باز می­داشتند و یا سپری شدن یک سال، نه ماه و... را برای ازدواج مجدد لازم می­دانستند. در حالی که اسلام عدة زن را به چهار ماه و ده روز تقلیل و به وی اختیار ازدواج مجدد داد. (همان، ص 339)

   اما فمینیسم بدون توجه به آموزه­های قرآن کریم، به ارائة راهکارهایی برای رفع فرودستی و مظالم وارد بر زن می­پردازد. برخی از راه حل­های فمینیستی که بر محور آزادی و بی­قیدی زن نسبت به هرگونه توصیه طبیعت، دین و ساختارهای جامعه و خانواده است. فمینیسم نقش مادری، همسری، روابط طبیعی جنسی و ساختار مذهب و خانوده را بی­ارزش تلقی کرده و تئوری ازدواج آزاد (زنان مجرد)، مادر میانجی، برابری زنان آزاد با زنان شوهردار، آزادی لذات و استفاده­های جنسی، جدایی رابطة جنسی از تولید مثل، تبعیت مرد از اراده جنسی زنان، همجنس­گرایی، تشابه حقوق و مسئولیت­های زن و مرد (بدون توجه به تفاوت­های موجود میان آنان ) و... را رواج داده است.

   بنابراین مناسب دیدیم به بررسی و نقد این راهکارها در مقایسه با آموزه­های اسلام پرداخته شود. توجه به آرای بانو امین (به عنوان یک زن عالم مسلمان)، گزینة مناسبی برای این مقایسه است. بنابراین به ارزیابی پاره­ای از نظریات فمینیسم با آرای ایشان پرداخته می­شود:

1. اصل برابری زن و مرد: از اصول اساسی فمینیسم و نیز مورد پذیرش اسلام است. بانو امین، از آیات «يا أَيُّهَا النّاس إِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَر وَ أُنثی وَ جَعَلناكُم شُعُوبا وَ قَبائِل لِتَعارَفُوا إِن أَكرَمَكُم عِند الّله أَتقاكُم» (حجرات:۱۳)؛ «أَنِّی لاّ أُضِيع عَمَل عامِل مِنكُم مِن ذَكر أَو أُنثی بَعضُكُم مِن بَعض» (آل عمران: 193)؛ «كُل نَفس بِما كَسَبَت رَهِينَة» (مدثر:38)؛ «مَن عَمِل صالِحا مِن ذَكَر أَو أُنثی وَ هُوَ مُؤمِن فَلَنُحيِيَنه حَياة طَيِّبَة وَ لَنَجزِيَهُم أَجرَهُم بِأَحسَن ما كانُوا يَعمَلُون» (نحل:۹۶) استفاده می­کند که زن و مرد هر دو انسان­اند و ماده و عنصر وجودی و هویت یکسانی دارند؛ ضمن آنکه در اراده و عمل مستقل­اند. بنابراین هر بشری - خواه زن باشد یا مرد- مسئول و در گرو اعمال خودش است. (بانو امین، 1389ش، ج2، ص326) نیز با استناد به نقلی از ضحاک می­نویسد: (هیچ فرقی در طاعت بین مرد و زن نیست. هر کس اطاعت کند ثواب یابد و هر کس معصیت کند جزا یابد. در عفو خدا بین زن و مرد هیچ فرقی نیست. تفاوت، تنها به علم و عمل است. در باب علم؛ قول خدای تعالی می­فرماید: «و الذین اوتوا العلم درجات»، «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون»، و در بارة عمل می­فرماید: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»، «امن هو قانت آناء الیل و اطراف النهار» (بانو امین، 1389ش، ج3، ص372 )

   بانو امین براساس آیاتی چون «هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ» (بقره:187)؛ «و لهنّ مثل الذی علیهنّ بالمعروف» (بقره:228) و... معتقد است که زن و مرد در تمام شئونات زندگی مانند کسب، ارث، تجارت، زراعت، تعلیم، تعلم، حقوق و غیر این­ها (بجز در قضاوت و ولایت و جهاد) مساوی­اند، مگر آنچه که اختصاص به یکی از این دو پیدا می­کند. (بانو امین، 1389ش، ج2، ص322)

   بنابراین اصل برابری زن و مرد را که فمینیسم مطرح می­کند، قرآن به شکلی خاصّ پذیرفته و از منظر اسلام، زن و مرد در انسانیت شریکند، با این قید که شالوده خلقت شان از نظر قوای جسمی، احساسات طبیعی و مزاجی متفاوت است؛ (همان، ص324). مرد قوة فکرش بیشتر است و زن حساس­تر است. (بنابراین حیات مرد تعقلی و حیات زن احساسی است.) متوسطین از مردان در خصوصیاتی چون دماغ، قلب، شرائن، اعصاب، قوای بدنی و جثه قوی­ترند و زنان شاخصه­هایی چون قلب حساس پرعاطفه، بردباری، فداکاری، نوع دوستی و... دارند که بواسطه آن­ها بر جنس مرد برتری یافته­اند. (بانو امین، 1389ش، ج2، ص326، ج13، ص 12)

   مدبر و ناظم عالم طبیعت هریک را برای کاری آفریده، لذا بر اساس آن، وظایف آنان در جامعه متفاوت خواهد بود. پس نه کار مرد از زن بطور شایسته برمی­آید و نه کار زن از مرد. امری که از منظر طرفداران فمینیسم نادیده گرفته شده است؛ آن­ها بدون توجه به اختلاف ذاتی زن و مرد و به تبع آن تمایز مسئولیت­ها و حقوق آن دو، معتقدند که زن و مرد از هر نظر مساوی­اند. پس باید حقوق و تکالیف یکسانی داشته باشند.

۲. بیهودگی نقش همسری: طرفداران فمینسم به شدت با مشروعیت خانواده و نقش همسری زن مخالف­اند. از دیدگاه آن­ها، شالودة خانواده بر پایه ظلم مرد نهاده شده و نقش همسری به معنای تسلط مرد، عقب ماندگی و بدبختی زن و برهم خوردن فردیت و آزادی او است. لذا آنان پیشنهاداتی اعم از خانواده بدون ازدواج، برابری زنان آزاد با زنان شوهردار، آزادی لذات و استفاده­های جنسی، هم جنس بازی و... را مطرح می­کنند. در حالی که در اسلام کانون خانواده مقدس است و زن به واسطه تشکیل خانواده، پیروی از شوهر و بارداری ثواب فراوانی معادل اجر هزار شهید -که ده برابر ثواب مردان است- دریافت می­کند. در این راستا، بانو امین روایتی را از میمونه از رسول خدا6 نقل می­کند: «بهترین مرد امت من کسی است که نسبت به همسر خود بهتر باشد و بهترین زن امت من زنی است که نسبت به همسر خود بهتر باشد؛ هر زنی که باردار گردد، در هر شبانه روز اجر هزار شهید را به او دهند که در راه خدا کشته می­شوند و هر یک از آن­ها را بر حور العین برتری می­دهند، چون برتری من بر کمتر کسی از امت من؛ و بهترین زنان امت من زنی است که در آن چه معصیت نباشد رضایت شوهرش را بدست آورد. بهترین مردان امت من مردی است که با خانواده­اش به لطف و مدارا زندگی کند. چنین مردی هر شبانه روز اجر صد شهید را دارد که در راه خدا کشته شوند. عمر گفت: چگونه است که زن اجر هزار شهید را دارد و مرد اجر صد شهید را دارد؟ فرمود: اجر زنان از اجر مردان نزد خدا بیشتر است و ثوابشان تمام­تر. و خداوند در بهشت اجر مرد را بلند گرداند، چنان چه زن از او راضی باشد. بعد از شرک به خدا هیچ گناهی بزرگتر از ستم شوهر به همسرش نیست. از خدا پروا دارید دربارة زن و یتیم که خداوند دربارة آن دو، از شما می­پرسد. هرکس به آن­ها احسان کند به رحمت و رضوان رسد و هرکس بدی کند در معرض سخط الهی قرار گیرد». (بانو امین، 1389ش، ج2، ص 323)

   از دلایل مخالفت فمینیسم با ازدواج، ستمی است که از سوی مرد بر زن تحمیل می­شود. در حالی که اسلام - برای مبارزه با این ظلم- تکالیفی را بر عهده مرد می­گذارد. مثلاً: «از معاذ روایت شده که از رسول خدا6 پرسید: حق زنان بر مردان چیست؟ فرمود: به صورت آن­ها نزنند؛ به گفتار زشت، آن­ها را نخوانند؛ از آن چه خود می­خورند و می­پوشند به آن­ها دهند و از آنان دوری ننمایند».

۳. عبث بودن نقش مادری: گروه کثیری از طرفداران فمینیسم نقش مادری را مطرود می­دانند. چون در نظرشان تولید مثل و مادری کردن، باری بر دوش زنان و منشأ اصلی سرکوب آنان است. درعوض تئوری­هایی پیشنهاد دادند چون: ازدواج آزاد (یا مادر مجرد، یعنی اینکه هر زنی حق دارد با مرد بیگانه آمیزش کند و یا از طریق تلقیح باردار شود)، جدایی رابطة جنسی از تولید مثل (به معنای جلوگیری از بارداری و حق سقط جنین که بر این اساس حتی زنی که هشت ماه از بارداری­اش گذشته، می­تواند به هر علتی فرزند خود را سقط کند)، مادر میانجی (یعنی زنی با دریافت مبلغی پول، جنین فرد دیگری را در رحم خود پرورش دهد) و... در حالی که نقش مادری در اسلام، از اهمیت فوق العاده­ای برخوردار بوده (زیرا این نقش به معنای تربیت نسل آینده است) و خداوند برای آن ثواب عظیمی قرار داده است. به عنوان نمونه، بانو امین به روایتی از رسول خدا6 اشاره می­کند:» آیا بس نیست شما را اینکه وقتی زنی حامله شود اجر مرابط را دارد (مرابط کسی است که در سر حدّ جبهة مسلمانان ایستاده تا دشمن وارد نشود) و چون فرزندش به دنیا بیاید، مثل کسی است که در راه خدا کشته شده و زمانی که به فرزندش را شیر دهد یا برای شیر دادن او از خواب بیدار شود، برای هر بار، ثوابی مثل آزاد کردن برده­ای از اولاد اسماعیل خواهد برد». (بانو امین، 1389ش، ج4، ص16) نیز ایشان می­نویسد: بالاترین وظیفة زن در جامعه این است که به فرزند خود شیر دهد و او را خوب تربیت کند تا قوای جسمانی او در اثر بهداشت صحیح، و قوای روحانی وی در اثر تلقین و تمرین به وظایف دینی و اجتماعی قوی گردد. (بانو امین، 1389ش، ج 12، ص370)

   از سوی دیگر، اسلام افزون بر ثواب اخروی، از اجر مادی این نقش نیز غافل نشده و برای زن حق دریافت اجرت در قبال شیر دادن به فرزند خود را قرار داده است (حتی اگر زن در ایام حمل طلاق داده شود، باید مرد نفقة او را تا هنگام وضع حمل بپردازد. پس از آن نیز، اگر بخواهد به کودک شیر دهد، بایستی اجرت شیر را به وی بدهد) (بانو امین،1389ش، ج12، ص369). درضمن برای رفاه حال زن، مرد را در هر حال - البته در حدّ وسع و توانایی- مکلّف به پرداخت حقّ زن و فرزند نموده، به گونه­ای که نمی­تواند فقر و تنگدستی را عذر قرار دهد.  

نتیجه­گیری 

   فمینیسم در تلاش برای رفع فرودستی زنان، یک سلسله قیود را از زن برداشت، اما قید­های دیگری برای او به ارمغان آورد. قید­های جدید - با بی­ارزش تلقی کردن نقش مادری، همسری، روابط طبیعی جنسی و ساختار مذهب و خانواده- هویّت زن را مورد تردید قرار داد. بنابراین ارزیابی و نقد این راهکارها در مقایسه با آموزه­های اسلام ضروری است. در این مقاله، براساس آرای بانو امین (به عنوان یک زن عالم مسلمان) و در سه محور برابری زن و مرد، نقش مادری و نقش همسریِ زن، به بررسی این امر پرداخته شده که نتایج زیر را در پی داشته است:

۱. اصل برابری زن و مرد که فمینیسم مطرح می­کند، در قرآن نیز به شکلی خاصّ پذیرفته شده، با این تفاوت که از منظر اسلام، شالودة خلقت آن دو از جهت قوای جسمی، احساسات طبیعی و مزاجی متفاوت است. پس به علت اختلاف طبیعت شان، وظایف آن­ها در جامعه متفاوت خواهد بود. درحالی که طرفداران فمینیسم بدون توجه به اختلاف ذاتی زن و مرد و به تبع آن تمایز مسئولیت­ها و حقوق آن دو، معتقدند که زن و مرد از هر نظر مساوی­اند و باید حقوق و تکالیف یکسانی داشته باشند.

۲. طرفداران فمینسم به شدت با مشروعیت خانواده و نقش همسری زن مخالف­اند. از دیدگاه آن­ها، شالودة خانواده بر پایة ظلم مرد بنا شده و نقش همسری به معنای تسلط مرد، عقب­ماندگی و بدبختیِ زن و برهم خوردن فردیت و آزادی او است. در حالی که در اسلام کانون خانواده مقدس است و زن با تشکیل خانواده و پیروی از شوهر، ثواب فراوانی را دریافت می­کند. در ضمن اسلام - برای مبارزه با این ظلم- تکالیفی را بر عهدة مرد می­گذارد.

۳. گروه کثیری از طرفداران فمینیسم نقش مادری را مطرود می­دانند. چون در نظرشان تولید مثل و مادری، باری بر دوش زنان و منشأ اصلی سرکوب آنان است. در حالی که نقش مادری در اسلام از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده (زیرا این نقش به معنای تربیت نسل آینده است) و خداوند برای آن ثواب عظیمی قرار داده است. از سوی دیگر، اسلام از اجر مادی این نقش نیز غافل نشده و برای زن حق دریافت اجرت در قبال شیر دادن به فرزند خود را مقرر کرده است. درضمن برای رفاه حال او، مرد را در هر حال - البته در حدّ وسع و توانایی- مکلف به پرداخت حق زن و فرزند نموده، به گونه­ای که نمی­تواند فقر و تنگدستی را عذر قرار دهد.

*** مباحثی که از فمینیسم در مقاله حاضر – به ویژه در مقدمه- ذکر شد، از منابعی اخذ گردیده که در فهرست یاد شده است.

 

منابع

قرآن کریم

1. اسحاقی، حسین، فمینیسم، مبانی، تاریخچه و نقد، قم، مرکز پژوهش­های اسلامی صدا و سیما، 1385.

2. امین، نصرت بیگم، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، اصفهان، گلبهار، 1389ش.

3. حسین­زاده، ابوالحسن؛ عباسیان، حسین، نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه­های فمینیسم اسلامی، انسان پژوهی دینی، سال دوازدهم، شماره سی و چهار، پاییز و زمستان 1394، (ص 228- 207).

4. خالقی، امیر حسین؛ پور عزت، علی اصغر، فمینیسم در مطالعات سازمان، مدیریت دولتی، دوره هفت، شماره سه، پاییز 1394، (ص458-437).

5. خسرو پناه، عبدالحسین، تبیین و تحلیل فمینیسم، طهورا، سال دوم، شماره چهارم، پاییز و زمستان 1388، (ص120-102).

6. سجادی، سید مهدی، فمینیسم در اندیشه پست مدرنیسم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

7. فولادی، محمد، فمینیسم، معرفت، شماره 32، ص 65-58.

8. کرمی، محمد تقی؛ محبوبی، نسیم السادات، فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان­ها، مطالعات راهبردی زنان، سال پانزدهم، شماره 59، بهار 1392، ص263-229.

9. گرو، زنان از دیدگاه مردان، ترجمه: محمد جعفر پوینده، چاپ سوم، تهران، انتشارات جامی، 1379ش.

10. مردیها، مرتضی، مبانی فلسفی فمینسیم رادیکال، فصلنامه سیاست، دوره 38، شماره 2، تابستان 1387، ص 242-225.

11. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، 1378ش.

12. مهریزی، مهدی، زن در تفسیر مخزن العرفان بانو امین اصفهانی، آیینه پژوهش، ص23-16.

13. ويکي پديا (fa.wikipedia.org)، فمینیسم.

14. یزدخواستی، بهجت؛ ربانی، حوریه، بررسی کیفی تاثیر فمینیسم رادیکال بر نقش زن در نهاد خانواده و مقایسه آن با تمهیدات اسلام (مطالعه موردی زنان شهر اصفهان)، جامعه شناسی کاربردی، سال 26، شماره 58، تابستان 1394، ص140-125.

 

 

 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: