اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
عـفــت، خاسـتـگاه و گســترة آن از نـگاه قــرآن و حـدیــث مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 64
پنجشنبه ، 10 بهمن 1398 ، 09:52

چکیـده: عفت به معنای تسلیم و انقیاد شهوت در برابر عقل آدمی، از مهم‌ترین اصول و ارزش‌های اخلاقی در مکتب اسلام است. گرچه این مفهوم از سوی برخی به ‌درستی فهم و هضم نشده و همواره آن را با مفهوم حجاب و پوشش (عفاف و حجاب) خلط نموده‌اند، خاستگاه عفت را باید در سه عنصر: عقلانیت، قناعت و غیرت جستجو نمود. بر همین مبنا، دامنة گسترده‌ای از شؤون حیات مادّی و معنوی انسان‌ها همچون:‌ عفت جنسی، عفت شکم، عفت چشم و عفت ‌زبان را فرا می‌گیرد که آثار و کارکردهای آن در تعیین سرنوشت دنیا و آخرت آدمی، تأثیر بسزایی خواهد داشت.

کلیـدواژه­ها: عفت؛ عقلانیت؛ سلامت؛ خاستگاه؛ ابعاد؛ آموزه‌های اسلامی.

 

 

1. مقـدمــه و طــرح مســألــه

   یکی از فضائل والای دینی و اسلامی، عفت است که با مفهوم عامّ خود در آموزه‌های قرآن و عترت مورد توجّه و تأکید فراوان قرار گرفته است.

   متأسفانه از یک‌سو مفهوم دقیق، عمیق و وسیع عفت، به ‌درستی فهم نمی‌شود و به محض ذکر آن، ذهن‌ها و فکرها به سوی حجاب و پوشش اسلامی رفته و به ‌نوعی میان مفهوم عفت و حجاب اسلامی و انواع و مصادیق آن دو، به ‌نوعی خلط می‌شود به‌ گونه‌ای که همواره عفاف و حجاب را مترادف با یکدیگر و در یک راستا قرار می‌دهند. عده‌ای نیز عفت را صرفاً مخصوص بانوان دانسته، از حوزة تکالیف مردان جدا می‌انگارند. منشأ این انگارة نارسا را باید در تلقی نادرست و خلط مبحثی دانست که از سوی برخی درباره دو ارزش والای انسانی یعنی عفاف و حجاب پدیدار شده است، در حالی که عفت مفهومی عام‌تر نسبت به حجاب دارد چنانکه از لابه‌لای متون اسلامی استنباط می­شود. مقالة حاضر می‌کوشد تا مفهوم‌شناسی دقیق عفت در آثار اندیشمندان اسلامی و خاستگاه عفت را تقریر کند تا در سایة شناختِ درخورِ واژة عفت و منزلت شایسته و خاستگاه آن، گسترة این خصلت ارزشمند را روشن سازد.

2. مفهــوم­شـناسـی عـفــت

   لغت‌شناسان در تعریف عفت چنین نوشته‌اند: «العفة: الکفّ عما لایحل ّو لایجْملُ» (ابن منظور،1414: 9/253) عفت یعنی خویشتن‌داری از آنچه حلال و زیبنده نباشد. «و عفّ عن‌المحارم والاطماع‌ الدنیة» (فراهیدی، 1410: 1/92) یعنی فلانی از امور حرام و درخواست‌های بی‌ارزش دست کشید. برخی دیگر نیز عفت را حفظ نفس از تمایلات و شهوات نفسانی آن دانسته‌اند همان‌گونه که تقوا را به معنای حفظ نفس از محرمات و آنچه موجب خلاف و گناه می‌شود، گرفته‌اند. (مصطفوی، 1360ش: 8/180)

   عفت در اصطلاح شریعت عبارت است از: پیدایش حالتی برای نفس که بدان سبب از غلبة شهوت امتناع می‌ورزد و شکم و دامن خویش را از خواسته‌های حرام بلکه مشتبه و نیز از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و آمیزش‌های ناپسند و از مقدمات و لوازم آن‌ها نیز باز می‌دارد. (مشکینی اردبیلی، 1383ش: 135) نیز گفته‌اند عفت این است که قوة شهوت، مطیع و منقاد عقل باشد، در خوردن و نکاح و آمیزش، از حیث کمّ و کیف و از آنچه عقل باز می­دارد اجتناب کند. این حد اعتدال است که در عقل و شرع پسندیده است. دو طرف افراط و تفریط آن ناپسند است که در همة اخلاق و احوال، حد وسط مطلوب است؛ زیرا که «خیر الأمور أوسطها». (نراقی، بی‌تا، 2/21)

   گروهی از علمای علم اخلاق و لغت‌شناسان برای عفت قائل به مراتب و درجاتی شده‌اند و آن را متناسب با آن مرتبه و درجه تعریف می‌کنند و معتقدند که تمایلات نفسانی با توجّه به اختلاف اشخاص و موارد آن تغییر می‌کند. مثلاً نوع تعفف و عفت فقیر در آیه «273 سورة بقره»: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ... يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ...» بدین گونه است که عفت وی به وسیلة قناعت کردن در آنچه برای او میسر است و حفظ کردن قلب از تمایلات و شهوات به گونه‌ای که خلافی از او آشکار نگردد حاصل می‌شود؛ امّا عفت در ثروتمند مطابق آیه «6 سوره نساء»: «...وَ مَنْ کَانَ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کَانَ فَقِيراً فَلْيَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ...» عبارت است از نگهداری نفس در مورد شهواتی که از آن امکان می‌یابد، نظیر گسترش مال و ثروت؛ لذا عفت در نکاح در آیة «33 سورة نور»: «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ نِکَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...» عبارت است از: نگهداری نفس دربارة شهواتش، به هر وسیله‌ای که امکان‌پذیر باشد از قبیل: روزه و انصراف و عبادت و یاد خدا و تفکر؛ عفت و تعفف در زنان پیر و سالخورده نیز در آیة «60 سورة نور»: «... أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ...» عبارت است از: حفظ و نگهداری نفوس دربارة آنچه نفس‌های آنان، آن را آرزو می‌کند از قبیل خودآرایی و خودنمایی و آشکارکردن زینت و زیورآلات. (مصطفوی، 1360ش: 8/180؛ طریحی، 1375ش: 5/102)

3. اهمـیت و منـزلـت عـفــت

   آیات قرآن و روایات اسلامی، عفت را از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین فضائل انسانی و ارزش‌های اسلامی می­داند، به گونه‌ای که بدون دارابودن آن نمی‌توان به قله‌های معرفت و کمالات دنیوی و اخروی نائل شد. عفت باید در تمام مراحل شؤون و ابعاد زندگی فرد مسلمان حضور و ظهور داشته باشد تا به‌ عنوان سد بزرگی در برابر خواهش‌های شیطانی و تمایلات نفسانی و سایر طمع‌کاری‌ها و آزمندی‌های مخالف با فطرت انسانی، قرار گیرد. اهمیت و منزلت بی‌نظیر این حقیقت ارزشمند اسلامی را می‌توان در لابه‌لای متون مقدس اسلامی به شرح ذیل مشاهده کرد.

3-1. عـفـت، شـاخصـة بـارز اهـل ایمـان

   قرآن کریم در ترسیم و تصویر سیمای روشن مؤمنان حقیقی و راستین، آنان را واجد اوصاف و ارزش‌های والای اخلاقی فراوانی از جمله فضیلت عفاف می­داند که با عنصر ایمان و پارسایی آنان عجین شده است:

   «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ‌ * إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ‌» (المؤمنون/6-5)

   قرآن کریم در بیان صفات برجسته مؤمنان، عفت را بعد از نماز و زکات و پرهیز از لغو مطرح کرده و حتی آن را بر مسألة امانت و پایبندی به عهد و پیمان نیز مقدم داشته است. (مکارم شیرازی، 1384ش، اخلاق در قرآن: 2/323)

   امیرمؤمنان علی7 در ضمن توصیه‌های خویش به محمّدبن ابی‌بکر در هنگام ابلاغ حکم انتصاب وی به ولایت مصر چنین می‌فرماید: «ای محمّدبن ابی‌بکر! بدان که برترین عفت، داشتن ورع در دین خداست و عمل کردن به دستورات او؛ و من تو را سفارش می‌کنم که در کار نهان و آشکار و درون و برونت، از خدا پروا داری». (محمدی ری شهری، 1377ش: 8/382)

   بنابراین، ادّعای ایمان به خدا و تقوای الهی بدون رعایت عفت، نوعی دروغ و فریفتن خویش است که با اصول توحید و معاد ارتباطی نخواهد داشت؛ همچنان که امام علی7 در توصیف سیمای حقیقی پارسایان در خطبة متقین، آنان را به رعایت عفت در روح و جانشان وصف می‌نماید: «حَاجَاتُهُمْ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌ» (نهج‌البلاغه، خطبه 193)، «نیاز‌هایشان سبک است و جان‌هایشان عفیف و با مناعت.»

   از همین‌رو، چنین انسان‌های پارسایی در پیشگاه خداوند، از محبوبیت و قرب والایی برخوردارند و همواره مورد لطف و محبّت پروردگار خویشند. رسول خدا6 در همین باره چنین می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْحَيِیَّ الْمُتَعَفِّفَ وَ يُبْغِضُ الْبَذِیَّ السَّائِلَ الْمُلْحِفَ» (محمدی ری شهری، 1384ش: 8/382): «خداوند شخص باحیای برخوردار از مناعت طبع را دوست می‌دارد و از سائل و قیح و سمج نفرت دارد.»

3-2. عـفـت، سـرچشـمة فضائـل و کمـالات انسـانـی

   عفت سرچشمه‌ و معدن تمام فضائل و خصلت‌های ارزشمند اسلامی و اخلاقی است. حضرت علی7 می‌فرماید: «الْعَفَافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَايَا، عَلَيْكَ بِالْعَفَافِ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ شِيَمِ الْأَشْرَاف» (همان): «عفت، انسان را حفظ می‌کند و از زشتی‌ها بیرون می‌کشد. بر تو باد که عفت را پیشة خود سازی که این خوی، بهترین خصلت انسان‌های شرافتمند است.»

   در حدیث دیگری می‌فرماید: «الْعِفَّةُ رَأْسُ كُلِّ خَيْرٍ» (همان): «عفت در رأس همه خوبی‌هاست.» نیز می‌فرماید: «الْعِفَّةُ أَفْضَل ُ الْفُتُوَّة» (همان): «عفت برترین جوانمردی است.»

3-3. عـفـت، والاتـرین عبـادات و سـرمایـة انسـانی

   آموزه‌های اسلامی، از عفت به‌عنوان برترین و والاترین نوع عبادت فرد مؤمن یادکرده و سرمایة عفت و پاکدامنی را ماندگارترین سرمایه انسان در دوران زندگی وی، برشمرده‌اند. امام حسین7 به نقل از پدر بزرگوارشان امام علی7 چنین می‌فرماید: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْعَفَافُ» (نراقی، بی‌تا: 22): «برترین عبادت، عفاف است.» در حدیثی دیگر، برترین عبادت‌ها را تنها در عفت می­داند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ شَیْءٌ وَاحِدٌ وَ هُوَ الْعَفَافُ» (احسان بخش، 1371ش: 3/295): انسان مسلمان برای آنکه وظیفة بندگی خویش و طریق عبادت پروردگار را به‌جای آورد، باید آن را در عفاف بیابد که فرموده‌اند: «أَزْيَنُ الشِّيَمِ الْحِلْمُ وَ الْعَفَاف» (آمدی، 1378ش: 1/183): «آراسته‌ترین خصلت‌ها به‌کار بستن حلم و عفت است.»؛ «إِنَّ الْحَيَاءَ وَ الْعِفَّةَ مِنْ خَلَائِقِ الْإِيمَانِ وَ إِنَّهُمَا لَسَجِيَّةُ الْأَحْرَارِ وَ شِيمَةُ الْأَبْرَار» (همان، 1/245): «به‌ راستی که حیا و عفت از اخلاق اهل ایمان و آن‌ دو، شیوة آزادگان و نیکان است.»

   نیز، آن را خصلت هوشمندان و زیرکان بیان داشته است: «الْعِفَّةُ شِيمَةُ الْأَكْيَاس سَبِيَّةَ الشِّدَّة الْأَرْجَاس» (آمدی، 1378ش: 2/478): «عفت، خوی زیرکان و طمع، خصلت پلیدان است.» نیز، آن را بهترین همنشین و علامت خردمندان و قناعت پیشگان می­داند: «عَلَيْكَ بِالْعِفَّةِ فَإِنَّهَا نِعْمَ الْقَرِين» (آمدی، 1378ش:2/478): «ملازم عفت باش که آن نیکو همدمی است.»؛ «يُسْتَدَلُّ عَلَى عَقْلِ الرَّجُل بِالْعِفَّةِ وَ الْقَنَاعَة» (آمدی، 1378ش: 2/863): «بر خردمندیِ آدمی بدین گونه پی‌برده می‌شود که خود را به زیور عفت و قناعت آراسته دارد.»

   در تعالیم اسلامی، از عفت به‌عنوان زیور فقر مؤمن و برترین اعمال و بهترین نوع دخیرة مسلمان یاد شده است. امام علی7 می‌فرماید: «الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْر» (محمدی ری شهری، 1377ش: 8/382): «عفت، زیور و زینت تهیدستی است.» نیز می‌فرماید: «بر شما باد که ملازم عفت و امانت‌داری باشید؛ زیرا که آن‌ها شریف‌ترین کارهای پنهانی شما و برترین اعمال آشکارتان و برترین پس‌انداز‌هایتان می‌باشد.» (احسان بخش، 1371ش: 3/291)

   بنابر فرمایش امام علی7، فرد تهیدست با ناداری به ‌شدت دست و پنجه نرم می‌کند ولی عفت سبب می­شود که انسان عفیف را هم‌تراز با مقام فرشتگان برشمرده که اجر شهید نیز از آن فراتر نخواهد رفت، آنجا که فرمود:

   «مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِی سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ» (نهج‌البلاغه، حکمت 474): «کسی که در راه خدا جهاد کند و شهید شود، اجرش بزرگ‌تر از آن کسی نیست که بتواند گناه کند ولی چنین نکند و عفت ورزد؛ چرا که انسان عفیف نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان خدا شود.»

4. خـاسـتـگاه عـفــت

   با مراجعه به متون اصیل روایی، ریشه‌ها و زیرساخت‌های عفت را می‌توان حداقل در سه محور اصلی مورد شناسایی و تحلیل قرار داد که ذیلاً بدان اشاره می‌شود.

4-1. عقـل

   عقل از بزرگ‌ترین مواهب الهی در حق انسان است تا به مدد آن راه صلاح را از مسیر ضلالت امتیاز دهد و به سرمنزل مقصود نائل گردد. عقل یکی از منابع و ابزارهای شناخت دین در کنار قرآن و سنت است. لذا انسان خردمند با استعانت از موهبت عقل، عفت را در نهاد خویش نهادینه می‌سازد. امام علی7 در این‌باره می‌فرمایند: «مَنْ عَقَلَ عَفّ» (محمّدی ری‌شهری، 1377ش: 8/382): «آنکه خرد ورزد، عفیف گردد.»

   عقل سبب فرو کاستن از شهوات نفسانی انسان و حرکت او به سوی عفت می‌گردد. آن حضرت می‌فرماید: «إِذَا كَمُلَ الْعَقْلُ نَقَصَتِ الشَّهْوَة» (آمدی، 1378ش: 1/314): «آنگاه که عقل آدمی، کامل گردد، خواهش‌ها و شهوات وی فرو کاهد» نیز می‌فرماید: «لَا عَقْلَ مَعَ شَهْوَة» (آمدی، 1378ش: 2/833): «با داشتن عقل، شهوت در کار نیست.» در بیانی دیگر فرمود: «الصَّبْرُ عَنِ الشَّهْوَةِ عِفَّةٌ وَ عَنِ الْغَضَبِ نَجْدَة» (محمّدی ری‌شهری، 1377ش: ‌8/382): «خویشتن‌داری از شهوت عفت است و خویشتن‌داری از خشم شجاعت.»

4-2. قنـاعــت

   دومین ریشة عفاف را باید در قناعت نفس و مناعت طبع پی گرفت. امام علی7 قناعت را اصل و ریشه عفت می­داند و چنین می‌فرمایند: «وَ أَصْلَ الْعَفَافِ الْقَنَاعَةُ وَ ثَمَرَتَهَا قِلَّةُ الْأَحْزَان» (محمّدی ری‌شهری، 1377ش: 8/382): «ریشة عفت، قناعت است و میوه‌اش کم شدن اندوه‌ها.»

   حضرت علی7 به نقش تعیین کنندة قناعت و آثار و برکات آن در پاکی درون و عفت نفس، این‌گونه اشاره و تأکید می‌نمایند: «مَنْ قَنِعَتْ نَفْسُهُ أَعَانَتْهُ عَلَى النَّزَاهَةِ وَ الْعَفَاف» (آمدی، 1378ش: 2/672): «هر که نفسش قانع شد، او را در عفت و پاکی کمک کرد» و در بیانی دیگر، می‌فرماید: «مَنِ اقْتَنَعَ بِالْكَفَافِ أَدَّاهُ إِلَى الْعَفَاف» (آمدی، 1378ش: 2/678): «هر کس به آنچه او را بس باشد، بسازد و قناعت کند؛ این‌کار او را به سوی عفاف بکشاند.»

   امام علی7 همچنین فرمود: «لَيْسَ مَعَ الشَّرَهِ عَفَاف» (آمدی، 1378ش: 2/596): «با وجود آزمندی بسیار، عفاف پدیدار نگردد.» آن حضرت در حدیثی دیگر، می‌فرماید: «لا قناعة مع الشره» (آمدی، 1378ش: 2/833): «با وجود حرص بسیار، هیچ قناعتی در کار نخواهد بود.»

4-3. غیــرت

   غیرت یکی دیگر از زمینه‌ها و بسترهای عفت است. البته غیرت منحصر در مسائل جنسی و حوزه ناموسی نیست بلکه در مسائل دینی و تربیتی فرزندان و حتی در مسائل مالی و امثال آن نیز جریان دارد از امام صادق7 فرمود: «غیور یکی از اوصاف خداوند است و به سبب همین سبب زشتی‌های درونی و بیرونی را حرام می­داند.» (نراقی، بی‌تا: 1/265) ارتباط مستقیم و تنگاتنگ میان عفت و غیرت در کلام حضرت علی7 آشکار است: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِه» (محمّدی ری‌شهری، 1377ش: 8/382): «ارزش آدمی به اندازة همت اوست و عفت او نیز به اندازة غیرتش.» نیز می‌فرماید: «دَلِيلُ غَيْرَةِ الرَّجُلِ عِفَّتُه» (آمدی، 1378ش: 1/401): «راهنمای غیرت مرد، عفت اوست.»

5. ابعــاد و گسـترة عـفــت

   عفت ابعاد و انواع گوناگونی دارد که حوزه‌های مختلف شخصیّت آدمی، اعم از گفتاری، رفتاری و حتی دیداری و شنیداری را شامل می‌شود. رعایت زینت عفاف در تمامی شؤون یادشده می‌تواند گامی در راه اصلاح درون و مبارزه با رذایل اخلاقی و ناهنجاری‌های اجتماعی انسان، تلقی گردد. ابعاد و انواع گوهر عفاف را می‌توان در موارد ذیل دسته‌‌بندی کرد:

5-1. عـفــت جـنـسـی (عـفـت دامـن)

   غریزه جنسی از سرکش‌ترین غرائز موجود در نهاد آدمی است که چنانچه به طرز صحیح و منطقی مهار و مدیریت نشود، صدمات و لطمات جبران ناپذیری به ‌بار خواهد آورد. این غریزه را خداوند، از مهم‌ترین مواضع آزمایش بندگان قرار داده است.

   برخی از مکاتب بشری در برخورد با پدیدة غرایز جنسی راه افراط یعنی آزادی جنسی را پیشنهاد داده‌اند گروهی دیگر نیز، راه تفریط یعنی سرکوبی غرایز جنسی را در پیش گرفته‌اند.

   ولی آیین اسلام، راه اعتدال را در پیش گرفته است، به ‌گونه‌ای که آن را بخشی از ساختمان فطرت آدمی می‌داند و برای مهار و مدیریت صحیح آن راهکارهایی ارائه می‌کند.

   یکی از مهم‌ترین این راهکارها و گام‌برداشتن در مسیر عفت دامن، پیشنهاد ازدواج و تشکیل خانواده است که آن را برابر با دستیابی به نیمی از سهم دین وی دانسته است. رسول خدا6 دربارة اهمیت ازدواج فرموده است: «مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِی نِصْفهِ ِالْآخَرِ» (پاینده، 1378: 56)، «هر کس ازدواج نماید به ‌درستی که نیمی از دین خود را به ‌دست آورده است، پس باید با رعایت تقوا در به‌ دست آوردن نصف دیگر آن بکوشد.» لذا به کسانی که به هر دلیلی شرایط و امکانات مادّی و معنوی ازدواج برای آنان فراهم نیست، رعایت عفت و خویشتن‌داری را توصیه می‌کند «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ نِکَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...» (النور/33).

   پیشنهاد این عفت منحصر به دوران تجرد ناشی از عدم ازدواج برای جوانان نیست. امیرمؤمنان7 نیز در ‌بارة اطلاق این دامها می‌فرماید: «الشَّهَوَاتُ مَصَايِدُ الشَّيْطَانِ» (آمدی، 1378ش: 1/99): «شهوت‌ها دام‌های شیطان‌اند».

   نیز هشدار می­دهد: «إِيَّاكُمْ وَ غَلَبَةَ الشَّهَوَاتِ عَلَى قُلُوبِكُم فَإِنَّ بِدَايَتَهَا مَلَكَةٌ وَ نِهَايَتَهَا هَلَكَةٌ» (آمدی، 1378ش: 1/160): «بر شما باد، به دوری کردن از اینکه شهوات در دل‌های شما رخنه افکنند؛ زیرا که ابتدای آن بندگی کردن و آخر آن، هلاکت و تباهی است.»

   در بارة عدم رعایت عفت جنسی امام باقر7 در ضمن نصایح خویش به یکی از اصحاب خویش به نام نجم می‌فرماید: «ای نجم! همة شما در بهشت با ما هستید، ولی چقدر زشت است که کسی از شما در حالتی که پردة شرم را کنار زده و زشتی‌هایش آشکار شده باشد، داخل بهشت شود. نجم گفت: آیا واقعاً همة ما اهل بهشتیم؟ فرمود: آری، مگر اینکه شکم و فرج خود را حفظ نکنید.» (مجلسی، 1403: 68/270)

   خداوند افراد عفیف را دوست می‌دارد. پیامبر اکرم6 می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْحَيِیَّ الْمُتَعَفِّف» (مجلسی، 1403: 68/270): «به ‌راستی که خداوند دوست‌دار هر فرد باحیا و پاکدامنی است.»

   در مورد تأثیر عفاف، امام صادق7 می‌فرماید: «عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ» (مجلسی، 1403: 68/270): «نسبت به زنان مردم عفت ورزید تا نسبت به زنان شما عفت ورزند.»

5-2. عـفــت شکــم (عـفــت در خــورد و خــوراک)

   یکی دیگر از انواع غرائز آدمی، غریزة خوردن و آشامیدن است که از دقت در مورد آن به عفت شکم تعبیر می­شود.

   در قرآن، ضمن اشاره این که انواع مواهب آسمانی و زمینی، را در اختیار انسان قرار داده، از ضرورت رعایت الگوی مصرف و پرهیز از اسراف یاد می‌کند و چنین دستور می‌دهد: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاَ تُسْرِفُوا» (الاعراف/31).

   قرآن کریم در آیات و تعابیر دیگری از ضرورت رعایت عفت در شکم یاد کرده و از مفاهیمی همچون لقمة حلال، رزق پروردگار، غذای حلال پاکیزه، به ‌عنوان مصادیق عفت در خوردنی‌ها نام می‌برد: «فَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلاَلاً طَيِّباً...» (النحل/114؛ المائده/88)؛ «فَکُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّباً...» (الانفال/69)؛ «کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ...» (سبأ/15)؛ «کُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعَامَکُمْ...» (طه/54).

   دسته‌ای دیگر از آیات، انواعی از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها را یاد می‌کند که ریشة گوهر عفاف را در آدمی می­خشکاند، جنس لقمه‌های حرام و شبهه‌ناک نمونه­های آن در نصوص وحیانی چنین است:

* مال مردم خوری: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَيْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ...» (النساء/29)، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در میان خود اموال‌تان را به ناحق مخورید مگر اینکه به وسیلة دادوستد و یا رضایت طرفین باشد...»

* خوردن مال یتیم: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا يَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» (النساء/10)، «آن کسانی که ظالمانه و بیرحمانه اموال یتیمان را می‌خورند، جز این نیست که در شکم خود آتش فروخورند و به‌زودی در آتش درآیند.»

* رباخواری: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَأْکُلُوا الرِّبَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (آل‌عمران/130)، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! ربا مخورید، در حالی که چند برابر سرمایه است و از خدا بترسید تا که رستگار شوید.»

* امام علی7 در تعبیری دقیق و کوتاه، شکم را دشمن انسان می­داند: «بَطْنُ الْمَرْءِ عَدُوُّهُ» (آمدی، 1378ش: 1/343): «شکم انسان، دشمن اوست.»

* آن حضرت در تعبیر دیگری، لقمة حرام را بدترین نوع طعام می­شناساند: «بِئْسَ الطَّعَامُ الْحَرَام» (آمدی، 1378ش: 1/343). حضرتش ضمن نصایح خود به فرماندار خویش عثمان بن حنیف بر پرهیز شدید وی از لقمه‌های شبهه‌ناک این‌چنین تأکید می‌ورزد: «فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْه» (نهج‌البلاغه، نامه 45)، «آنچه از غذاها را که حلال بودنش برایت روشن و قطعی نبود، از دهان بیرون انداز.»

* البته رعایت عفت شکم باعث پیدایش و گسترش فرهنگ سلامتی و طبعاً جامعة سالم خواهد شد. امام علی7 نیز در این‌باره می‌فرماید: «قِلَّةُ الْأَكْلِ تَمْنَعُ كَثِيراً مِنْ أَعْلَالِ الْجِسْم» (آمدی، 1378ش: 2/537): «کم‌خوری جلوی بسیاری از بیماری‌های جسمی را می‌گیرد.»

5-3. عـفــت در نـگاه (عـفــت چشــم)

   در مکتب اسلام، نگاه کردن چشم به محیط پیرامونی خود نیز تابع احکام، دستورات و شرایط ویژه و در عین‌حال منحصر به ‌فردی است که "عفت چشم" نام دارد.

   قرآن کریم همة افراد جامعه ایمانی یعنی هم مردان و هم زنان را به‌طور مساوی به رعایت عفت در نگاه‌های غرض‌آلود دستور داده و آن را مقدمة مهار شهوات جنسی و عفت دامن همگانی دانسته است.

   «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ‌* وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ...» (النور/31-30).

   تقدیم مردان بر زنان در رعایت و کنترل چشم در مفاد این آیه می­رساند که ابتدا باید مردان عفت پیشه کنند و از نگاه‌های آلوده و غیرمجاز پرهیز کنند، هرچند صراحت آیه هر دو گروه مردان و زنان مؤمن را به‌طور مساوی به رعایت عفت در نگاه‌ها دستور داده است.

   در روایات اسلامی نیز بر اهمیت کنترل نگاه‌ها و ضرورت عفت چشم بسیار تأکید شده است. رسول اکرم6 در حدیث خویش، نگاه غرض‌آلود به نامحرم را تیر آلودة شیطان می­داند: «النَّظِرَةُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ فَمَنْ تَرَكَهَا خَوْفاً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى أَعْطَاهُ إِيمَاناً يَجِدُ حَلَاوَتَهُ فِی قَلْبِهِ» (نراقی، بی‌تا: 2/18)، «نظر انداختن، تیر زهرآلودی است از تیرهای شیطان؛ پس هر که خود را از بیم خدای تعالی از آن نگاه دارد، خداوند ایمانی به او عطا فرماید که شیرینی آن را در دل خویش بیابد.» آن حضرت همچنین در حدیث دیگری، آسیب چشم‌چرانی را متذکر شده و آن را زنای چشم داشته است: «برای هر عضوی از اعضا آدمی بهره‌ای از زناست، چشم‌ها نیز زنا می‌کنند و زنای آن‌ها نگریستن است.» (نراقی، بی‌تا، 2/18)

5-4. عـفــت در بیــان و کــلام (عـفــت زبــان)

   یکی دیگر از ابعاد عفت را باید در موضوع عفت زبانی و گفتاری کلام جستجو نمود.

   زبان ابزار سخن‌گفتن و رابطه برقرار کردن در میان مردم است و نسبت به سایر اعضا و جوارح بدن، موقعیت و امتیاز فوق‌العاده‌ای دارد.

   همین برای آن قائل به لزوم عفت در کلام و رعایت ادب می‌شوند. غیبت، تهمت، افتراء، دروغ، عیب‌جویی، مسخره کردن، دادن القاب زشت و... از جمله آزارها و آفات زبان هستند.

   در این‌باره پیشوایان معصوم: با تعابیر و شیوه‌های گوناگونی از لزوم رعایت عفت در بیان و کلام سخن گفته‌اند. پیامبراکرم6 در حدیث خود از ضرورت مهار زبان یاد کرده است: «إِنَّ أَكْثَرَ خَطَايَا ابْنِ آدَمَ فِی لِسَانِه» (مجلسی، 1403: 7/307): «بیش‌ترین حجم اشتباهات انسان در زبان اوست.» امام صادق7 نیز درباره لزوم مراقبت از زبان در راستای عفت سخن چنین می‌فرماید: «عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ عَارِفاً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِهِ» (مجلسی، 1403: 71/310): «بر انسان عاقل واجب است که به زمان خویش آگاه باشد، به شأن و ارزش خود روی آورد و زبان خویشتن را حفاظت نماید».

   در برخی دیگر از احادیث، از ضرورت تفکر و ارزیابی قبل از سخن گفتن به ‌عنوان ابزار کنترل زبان و نیز حرکت در جادة عفت کلام یاد کرده‌اند. حضرت علی7 در این‌باره می‌فرماید: «(شخصیّت) آدمی در زیر زبانش نهفته است، پس کلام خود را بسنج و آن را بر عمق و دانش خود عرضه کن، اگر آن کلام برای خدا و در راه خدا بود آن را بگو؛ و اگر غیر از این بود، سکوت کردن از سخن گفتن بهتر است.» (مجلسی، 1403: 72/285) به مقایسه فرد عاقل با احمق در هنگام سخن‌گفتن پرداخته، چنین می‌فرماید: «لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ» (نهج‌البلاغه، حکمت 40)، «زبان عاقل، در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق، پشت زبان اوست.» یعنی اینکه انسان عاقل اول سخن را می‌سنجد و بعد آن را می‌گوید، اما فرد احمق پس از گفتن، سخن را می‌سنجد و می‌بیند که بدحرفی زده است.

   برخی دیگر از احادیث، از سکوت پسندیده به ‌عنوان راهکار عملی در تحقق عفت سخن یاد کرده‌اند. رسول خدا6 فرموده است: «مِنْ حُسْنِ إِسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَا لَا يَعْنِيهِ» (ورام ابن فراس، 1378ش: 1/208)، «از جمله نشانه‌های برجستة مسلمان بودن آدمی، ترک سخنان بیهوده و نامربوط است.» ایشان در حدیثی دیگر، آفت پرحرفی را چنین توصیف می‌نماید: «هر کس سخنش زیاد شد لغزش‌های وی نیز زیاد می‌گردد و هر کس که لغزشش زیاد شد، گناهانش افزون می‌شود و آن‌که گناهانش افزون شد، آتش بر او سزاوارتر است.» (شبّر، 1374ش: 2/249)

   فحاشی نیز آفت زبان است. رسول خدا6 دربارة چنین افرادی می‌فرماید: «خداوند؛ فحش‌دهندگان بد دهن و فریادکنندگان در بازار را دوست نمی‌دارد.» (شبّر، 1374ش: 2/255)، همچنان که در حدیث دیگری می‌فرماید: «داخل شدن در بهشت به هر انسان ناسزاگو و فحش‌دهنده حرام است.» (شبّر، 1374ش: 2/256)

6. نتـائــج مقـالــه

   مهم‌ترین نتائج و دستاوردهای مقالة حاضر را می‌توان در موارد ذیل تبیین نمود:

1- عفت به‌عنوان بنیادی‌ترین فضیلت اخلاقی در فرهنگ و معارف اسلامی از منزلت ویژه‌ای برخوردار است به ‌گونه‌ای که همواره به ‌عنوان نماد بارز اهل ایمان، سرچشمه فضائل و کمالات انسانی معرفی شده است.

2- برخی مفهوم دقیق، وسیع و جامع واژۀ عفت و تعفف را به ‌درستی درک و نکرده و عمدتاً به ‌نوعی آن را با مفهوم حجاب بانوان خلط نموده‌اند.

3- منشأ عفت را باید در سه مؤلفة اساسی: عقلانیت، قناعت و غیرت، یافت. فرد مؤمن با تمسک و توسل بدان‌ها تعفف می­ورزد، غلبة شهوات و نفسانیات بر عقل را مانع می­شود.

4- عفت دارای ابعاد و گسترة وسیعی در حیات مادّی و معنوی انسان‌های مسلمان است، به‌گونه‌ای که شمول آن در قلمرو عفت دامن، عفت در خورد و خوراک، عفت در نگاه و نیز عفت در بیان و گفتار، شاهد گویایی بر این مدعاست.

 

کتـابنـامــه

قـرآن کـریـم

نهـج‌البـلاغـه، 1380ش، ترجمه محمّد دشتی، بوشهر، نشر موعود اسلام.

1. آمدی، عبدالواحد، 1378ش، غررالحکـم و دررالکلـم، ترجمه و شرح: سیّدهاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

2. ابن منظور، محمّد بن مکرم، 1414ق، لسـان‌العــرب، بیروت، دار صادر.

3. احسان‌بخش، صادق، 1371ش، آثــارالصادقیـن، رشت، روابط عمومی ستاد برگزاری نماز جمعه رشت.

4. پاینده، ابوالقاسم، 1378ش، نهـج‌الفصاحـه، تهـران، انتشارات دنیای دانش.

5. راغب اصفهانی، حسین بن محمّد، بی‌تا، المفـردات فی غـریـب‌القرآن، تهران، انتشارات مرتضوی.

6. شبرّ، سیّد عبدالله، 1374ش، الأخــلاق، ترجمه: محمّدرضا جباران، قـم، انتشارات هجرت.

7. طریحی، فخرالدین، 1375ش، مجمـع‌البحـرین، تحقیق: سیّد احمد حسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی.

8. فراهیدی، خلیل بن احمد، 1410ق، العیـن، قـم، انتشارات هجرت.

9. مجلسی، محمّدباقر، 1403ق، بحـارالانــوار، بیروت، دارالأضواء.

10. محمّدی ری‌شهری، محمّد، 1377ش، میـزان‌الحکـمـة، قـم، دارالحدیث.

11. مشکینی اردبیلی، علی، 1383ش، درس‌هــایـی از اخـلاق، ترجمه: حسین استاد ولی، تهران، انتشارات الهادی.

12. مصطفوی، حسن، 1360ش، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

13. مکارم شیرازی، ناصر، 1379ش، تفسـیر نمـونــه، تهـران، دارالکتب الاسلامیه.

14. نراقی، محمّدمهدی، بی‌تا، جـامـع‌السعــادات، قـم، مؤسسُة مطبوعاتی اسماعیلیان.

15. ورام ابن ابی‌فراس، مسعود بن عیسی، 1378ش، مجمـوعـة ورام، قـم، انتشارات مکتبة الفقیه.

 

 

 

 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: