اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سر مقاله مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 63
پنجشنبه ، 10 بهمن 1398 ، 09:12

 

1. خدای حکیم، به حکمت رسای خود بنیان خانواده را سنگ زیرین بنای استوار زندگی انسانی نهاده است. برای این هدف، غرائزی در درون دو جنس نوع انسان جای داده و کششی در درون آنها مقرر داشته تا در پی آن کشش، کوششی مستمرّ برای تداوم حیات پیش گیرند و زندگی به سبب این کشش و کوشش در دنیا تداوم یابد.

2. بدین روی خدای بزرگ یکی از آیات (نشانه­های) خود را این آیت می­داند که: «از جنس خودتان زوجی برای شما آفرید تا به او آرامش گیرید و میان شما دوستی محکم و مهرورزی قرار داد»؛ آیتی استوار از خدای منّان که خلقت انسان و تاریخ دیرسالِ حیات بشر بر بسیط خاک، شاهد صدق بر صداقت آن است.

3. لازمۀ قطعی این حکمت خردپسند الهی که در حیات انسان جریان داشته است و دارد، آن است که روابط و تعاملات میان این دو جنس تابع ضابطه­ای روشن و منطقی باشد؛ رابطه­ای که هر کس پیرو عقل سلیم باشد، از آن تبعیت کند. در سوی دیگر، هر کس تبعیت نکند، داغ خردستیزی را بر پیشانی خود نهاده باشد. وجود چنین فرآیندهایی در تمام جوامع، چه جوامع کهن و چه معاصر – با وجود اختلاف در مصداق و نوع این روابط – فطری بودن اصل اصیل «ضرورت قانونمندیِ تعامل میان دو جنس» را نشان می­دهد.

4. روشن است که محور اصلی این قانونمندی، بانوان هر جامعه­اند، به ادلّۀ روشن که همگان می­دانند و این عیان را نیازی به بیان نیست. بدین روی، یکی از مبانی بدیهی در زندگی اجتماعی در تمام جوامع، «پذیرش یک شیوۀ مقبول در باب پوشش بانوان» بوده و هست. این شیوه یکی از همان اصولی است که هر کس در هر زمانی نپذیرد، خردستیزی خود را امضا می­کند. وجود اختلاف در مورد نوع این پوشش، فرع بر اصل «فطری بودن ضرورت پوشش مقبول» بوده و هست. حجاب مورد نظر دین اسلام نیز یکی از مصادیق این اصل گریزناپذیر است.

5. آنچه در کمال اختصار بیان شد، واقعیتی است عقلی که به راحتی می­تواند تحت الشعاع شهوتِ گناه آلوده  قرار گیرد؛ مانند دیگر موارد که شهوتها نور عقل موهبتی الهی را           می­پوشانند و مسیر دیگری برای حیات انسان رقم می­زنند. شیطان نیز در این مسیر بیکار ننشسته و با تمام خدم و حشم و نیروهای پیاده نظام و سواره نظام خود به میدان آمده تا «آن مسیر دیگر» را پیش پای آدمیان نهد. در برخی از مراحل زندگی فردی یا اجتماعی انسانها، پیروزی نسبی ابلیس و یارانش را دیده­ایم و می­بینیم.

6. دریغا که برخی پیشرفت­های زندگی مادّی بشر (مانند انقلاب صنعتی در چند سدۀ پیش) دیدۀ بعضی از ابناء بشر را خیره کرد و راه را بر عقل آنها بست. شهوت تکاثر و جمع مال – که بدون هیچ ضابطه­ای خردپسند به گونۀ مسابقه­ای پر شور و بی­هدف روشن جریان یافت – چنان بر تمام ابعاد تولید و مصرف و سبک زندگی چنگ انداخت که اصول انسانیِ مورد قبول دهها سده را زیر پای خود لِه کرد. چرخ دنده­های صنعت، همه برای تأمین غریزۀ سیری ناپذیر «نفع شخصی افراد» به کار افتاد و همۀ مبانیِ چند صد ساله را قربانی گرفت. همگان دیدند که: «از قضا سرکنگبین صفرا فزود / روغن بادام خشکی می­نمود».

7. مسیر غلط اصالت تجارت و سودآوری، بشر را به صنعتی به نام «پیام بازرگانی» کشاند؛ صنعتی که از آغازین گامهایش با صنایع دیداری – شنیداری و پیدایش رسانه­های فراگیر گره خورد و چنان تغییر مشهودی در زندگی پدید آورد که تاریخ بشر هرگز به خود ندیده بود. این تغییر، از مغرب زمین آغاز شد و در گذر زمان، به تدریج یا سرعت، به مشرق زمین رسید.

8. این تغییر، کم کم دانشهای دیگر را به خدمت گرفت؛ لذا به مرور، مبانی ویژه­ای برای توجیه این فرآیند تغییر را از دانش حقوق، روانشناسی و دیگر دانشها وام گرفتند و ترفند شیطانیِ «توجیه» را بیش از دیگر ترفندها اصل قرار دادند. برق سکّه­های طلا، چشم برخی از دانشوران را خیره کرد و آنها را به خدمت گرفت؛ آنگاه صدای معدود دانشمندان فطرت گرا در جوامع شرقی و غربی، در غوغای رسانه های فراگیر و سحر و افسون آنها گم شد و به جایی نرسید.

9. دست اندازیِ جنود ابلیس به مبانی دینی نیز رسید و باب توجیه­های ضدّ فطرت بر ادیان فطری الهی گشوده شد. پدیدۀ دیرآشنای تحریف معنوی این بار به شکلی دیگر رخ نمود. نصوص وحیانی برای تأمین اهداف شهوت پرستان تفسیر به رأی شد. بدین روی دانشوران دلسوز دین برای بدیهی­ترین اصول زندگی انسانی نیاز مند دفاع شدند؛ به گونه­ای که – به عنوان نمونه در ایران – نخستین رساله­های مستقلّ فارسی در اثبات ضرورت حجاب بانوان در اوایل قرن چهاردهم شمسی، همزمان با حکم حکومتی کشف حجاب نوشته می­شود؛ آنچه پیش از آن به دلیل بدیهی بودن نیاز به شرح و تفصیل و تک نگاری نداشت.

10. مروری گذرا بر تاریخ ادبیات و هنر این دیار، پرده­های غم­انگیزی از این تلاش ضدّ فطرت را نشان می­دهد. چه مایه شعر و داستان و هنر و ادب را برای این روند ضدّ ادب به کار گرفتند! همین قصّۀ تلخ، خود پژوهش­های درازدامن می­طلبد. خلاصه اینکه سودای نام و نان برخی را برای همیشۀ عمر، و بعضی را برای دوره­ای کوتاه به این لغزشگاه کشاند و آثاری پدید آمد که عرق شرم بر پیشانی هنر و ادب نشاند.

11. این فرآیند با گسترش شتابناک موج رسانه­ای و فضای مجازی همچنان شدت می­گیرد. همزمان، جدال دیرینِ حق طلبان معدود شرقی و غربی با تجارت مدارانِ انسان ستیز به سختی جریان دارد. همین سان جهادِ دین مداران در دفاع از نصوص وحیانی و دلالت روشن آنها بر مبانی فطری و خردپسند صحنه­هایی در تاریخ پدید آورده که – انصاف را – برخی از آنها  کم مانند یا بی­مانند هستند.

12. فصلنامۀ سفینه با همکاری مرکز تحقیقات زن وخانواده برای فتح باب در این مسیر، به این میدان کارزار فرهنگی گام نهاد؛ بدان امید که بتواند برخی از شاخص­های سبک زندگی مهدوی را بار دیگر به یاد آورد؛ شاخص­هایی از آن گونه که در دعای منقول از حضرت بقیة الله ارواحنا فداه خوانده­ایم: «... و علی مشایخنا بالوقار و السکینة، و علی النساء بالحیاء و العفّة، و علی الشباب بالإنابة و التوبة ...»

بدان امید که این گام کوتاه در آن آستان بلند مقبول افتد. ایدون باد. 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: