اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
پوشش زنان در ادیان توحیدی شبه جزیره در صدر اسلام مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 63
پنجشنبه ، 10 بهمن 1398 ، 09:09

چکیده: یهودیت و مسیحیت هر کدام به دلایلی در جامعة عربستان عصر نزول از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند. نظام دینی یکتاپرست آنان از نظر اخلاقی از نظام‌های شرک و چندگانه‌پرستی متراکم‌تر بود. سنت دینی یهودیان و مسیحیان پوشش را برای زنان واجب دانسته و آن را نشانة عفت و پاک‌دامنی می‌داند. در حالی که روایت‌های مختلفی در بارة پوشش زنان و دختران عرب وجود دارد، تا اندازه‌ای روشن است که زنان اهل کتاب پوشیده‌تر از زنان عرب بودند. اشعار، نقاشی‌ها، و ادبیات برجای مانده از آن دوران نشان می‌دهد که برخی از زنان اهل کتاب تمام بدن و نیز سر و صورت خود را می‌پوشاندند. "جلباب" که قرآن کریم پوشیدن آن را برای زنان و دختران مسلمان لازم دانسته است، یک واژة حبشی است که مسیحیان در آن‌جا ساکن بودند و این نشان می‌دهد که پیش از آنان که اسلام حجاب را بر زنان مسلمان واجب کند، پیروان اهل کتاب پوشش کاملی داشته‌اند.

کلیدواژه­ها: زنان اهل کتاب؛ حجاب؛ عربستان؛ عصر رسالت.

 

 

مقدمه

 جامعه عرب در روزگار پیش از اسلام، ترکیبی بود از نظام‌ها و نیز شبه‌نظام‌های دینی مختلف. از بت‌پرستی و چندگانه‌پرستی گرفته تا نظام‌های دینی یکتاپرست. هر کدام از این ادیان در معابد ویژه‌ای تمرکز داشتند. با این حال، در نزدیکی‌های آغاز رسالت پیامبر اسلام6 این مسیحیت بود که بیش از دیگر ادیان گسترش یافته بود. یهودیت نیز به دلایل مختلف در میان مردم آن زمان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.[1] آن‌ها ملتی برخوردار از یک سنت دینی شفاهی فربه بودند که به آنان این امکان را می‌داد تا با اعتماد به ‌نفس بیشتری نسبت به ادیان بومی از باورداشت‌های خود سخن بگویند. شناخت عربستان پیش از اسلام، و وضعیت دینی و فرهنگی‌اش برای مسلمانان، بیش‌تر از این نظر مهم است که آنان را با زمینه‌های شکل‌گیری و تکوّن آموزه‌های اسلام آشناتر می‌کند.

    مسألة حجاب و پوشش زنان در شمار بحث‌انگیزترین تکالیف دینی زن مسلمان در جهان امروز است. نرخ این مشاجرات به گونه‌ای است که حجاب زوایای زیادی پیدا کرده و از یک موضوع صرفاً دینی به یک مسألة دامنه‌دار در حوزه‌های مختلف علمی، تاریخی، و اجتماعی تبدیل شده است. برای فهم معنا و کارکرد حجاب، شاید مناسب‌ترین راه توجه به بستر پیدایش و شکل‌گیری این آموزه است. این بررسی تاریخی به ما نشان می‌دهد که پیامبر اسلام6 در چه وضعیتی از درک دینی و فرهنگی از حجاب، زنان مسلمان را به پوشیدن سر و بدن خود از چشم نامحرم امر فرمودند. مقالة پیش رو به وضعیت حجاب زنان یهودی و مسیحی عربستان در هنگام پیدایش اسلام ناظر است.

یهودیان و مسیحیان عربستان در عصر بعثت 

   بستر تاریخی دینداری در عربستان، چندگانه‌پرستی و کیش‌های بومی بود. با این حال، اشاعه و نفوذ مذاهبی که به خدای یگانه معتقد بودند و از مدت‌ها پیش در عربستان رسوخ یافته و پیروانی داشتند، سبب سستی و تحوّل بت‌پرستی شده بود. این وضع تا عصر بعثت پیوسته شدّت یافته بود. بعید نیست که یهودیان نخستین کسانی باشند که یکتاپرستی را به عربستان آورده باشند. حضور ادبیات یهودیان در شعر عرب جاهلی نشان می‌دهد که آنان در شمار پرنفوذترین گروه‌های مذهبی عربستان عصر نزول بوده‌اند. اگر چه تاریخ ورود آنان به عربستان روشن نیست؛ ولی نشانه‌هایی وجود دارد که معلوم می‌کند یهودی‌ها قرن‌ها قبل از میلاد به مناطق شمال غرب عربستان از قبیل نواحی تیماء، خیبر، یثرب، و فدک مهاجرت نموده و ثروتمند شده بودند.[2]

   در این که یهودیان چرا و به چه منظوری به سوی شبه‌جزیره عربستان گسیل شده بودند، اسناد و شواهد محکمی در دست نیست. جواد علي می‌گوید: "ما نصوص تاريخي محكمي كه بر اساس آن بتوانيم دربارۀ يهود در جزيرةالعرب سخن بگوييم نداريم، مانند اين‌كه در چه زماني به آنجا آمده و چه كارهايي مي­كرده­اند و... اما به هر حال، اصل وجود يهود در جزيرةالعرب مسلم است. اما احتمالاً ورود يهود به جزيرةالعرب در عهد بخت نصر بوده است.[3] محمدعلي قطب نیز در این زمینه می‌گوید:

   حضور يهود در شبه جزيره اصيل نبوده، بلكه عارضي است. اما دربارۀ زمان ورود آنها به شبه جزيره اختلاف وجود دارد. هر كسي به ادله­اي استناد مي­كند و روايات و قرائني را به عنوان تأييد نظر خود ارائه مي­كند. در واقع اينها مرجحات و اجتهاداتي است كه غرض آنها در اكثر موارد، خدمت به حقيقت تاريخي است. سپس مي­گويد: به نظر ما علت مهاجرت يهود به جزيرةالعرب حملۀ بختنّصر به آنهاست.[4]

   به هر روی پیشینة یهودیان در شبه جزیرة عربستان نباید به پیش از سال 586 قبل از میلاد باز گردد. در این سال وقتی نبوکد نصر حکومت یهودیه را تصرف و معبد یهودیان را ویران کرد، شمار زیادی از یهودیان را به همراه صدقیا پادشاه آنان به بابل برده و آنان را تبعید نمود. این نخستین حضور یهودیان در مناطق عرب‌‌نشین به شمار می‌آید. البته موج دوم مهاجرت یهودیان به این مناطق به سال 70 میلادی باز می‌گردد که این بار نیز معبد توسط رومیان تخریب شده و یهودیان مجبور شدند اورشلیم را ترک کنند.[5]

   یهودیان در شبه‌جزیره، از آن‌جا که دین خود را یک دین نژادی می‌دانستند کسی را به آن دعوت نمی‌کردند؛ امّا در نشر اساطير و قصص رجال و روایات تاریخی خود در ميان مردم تلاش مي‌كردند. آنان به‌ عنوان قصه‌گویان در جلسه‌های مردم شرکت کرده و داستان‌های سنت مکتوب و شفاهی خود را برای آنان روایت می‌کردند و از اين راه، فرهنگ و آداب و رسوم خود را در میان اعراب منتشر می‌کردند. از این نظر فرهنگ یهودی در عربستان آن روزگار فرهنگی شناخته شده بود.[6] با این حال، یهودیان عربستان نتوانسته بودند خود را از فرهنگ عرب‌ها دور نگه دارند. آنان از فرهنگ عربی رنگ گرفته بودند؛ مثل عرب‌ها لباس مي‌پوشيدند و با اعراب ازدواج مي‌كردند و به زبان عربي سخن گفته و شعر می‌سرودند:

   يهوديان جزيره با زبان و لهجة عربي سخن مي­گفتند و دليلي بر اينكه آنها به زبان عبري سخن مي­گفته­اند، نداريم. تنها افرادي كه با حرفة كتابت و سحر سروكار داشتند، لغت عبري را مي­دانستند و كتب مقدس را براي افرادي كه آشنا به اين زبان نبودند، مي­خوانده و تفسير مي­كردند. در ميان يهوديان شبه جزيره، كسي كه معروف به فقاهت و تأليف باشد، وجود نداشته است. يهوديان يثرب سحر و كهانت مي‌دانستند و مشركان براي اين امور به نزد آنها مي‌آمدند.[7]

   احوال مسیحیان شبه‌جزیره با دینداران یهودی قدری متفاوت بود. در این زمینه شواهد قطعی وجود ندارد. کهنه‌ترین روایات از حضور مسیحیان در سرزمین عربستان به سدة نخست میلادی، یعنی شش قرن پیش از اسلام باز می‌گردد. این روایت در عهد جدید وجود دارد: "و به اورشلیم هم نزد آنانی که قبل از من رسول بودند نرفتم، بلکه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت کردم." (غلاطیه 1: 17) دور از ذهن نیست که مراد پولس از "عرب" سرزمینی باشد که آن زمان نبطیان بر آن فرمان می‌راند و از سال 106 میلادی بخشی از ایالت غربی امپراطور روم شده بود.[8]

   گزارش‌های پراکندة دیگری مربوط به سده‌های دوم و سوم وجود دارد که بر اساس آن‌ها در سال 225 در قطر کلیسا و یا اسقفیه وجود داشته است و نیز شواهدی در دست است که در سدة چهارم میلادی در مناطق جنوب شرقی شبه‌جزیره و شهرهای مهمی چون حیره جوامع مسیحی حضور داشته‌اند.[9]

   مسیحیت در عربستان کم‌تر حاصل مهاجرت مسیحیان و بیشتر نتیجة تبلیغ رسولان و مبلغّان مسیحی است. نخستین هیئت تبلیغی مسیحیان در سال 356 میلادی به ریاست تئوفیلوس هندی و در زمان حکومت کنستانتینوس دوم به سوی جنوب عربستان، یعنی یمن گسیل شدند. مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین منطقه‌ای که در نتیجة این تبلیغات مسیحی شدند، منطقة نجران بود. مردم این منطقه همان‌هایی هستند که در نهایت و پس از ظهور اسلام با رسول اکرم6 مباهله کردند. گروهی از عرب‌های منطقه نجران متأثر از تبلیغات مسیحیان جذب آموزة طبیعت الهی داستن عیسی7 شدند و از بت پرستی به این دین روی آوردند. با این حال، مهاجرت نیز از اسباب فراوانی جمعیت مسیحیان در عربستان بود. در دوره‌های کشتار و شکنجة شاهان ایرانی، بویژه شاپور دوم (310- 379 میلادی) و یزدگرد دوم (399-420 میلادی) مسیحیان برای نجات جان خویش راهی عربستان آن روز شدند.

پوشش زنان در شبه‌جزیره

  جامعه عرب در دوران جاهلیت ترکیبی بود از نظام‌های پدرسالاری و مادرسالاری که مردها به هر حال دست بالا را داشتند. در این نظام جاهلی زنان اوضاع خرسند‌ کننده‌ای نداشتند. ساختار بشدت مردانه حقوق آنان را نادیده گرفته بود. ولادت دختر برای پدران نشانة بدی بود و اسباب رنجش پدران می‌شد. (نحل 58 و 59) در قبایل زیادی از عربستانِ آن روز، زنان حق غذا خوردن در کنار شوهران خود را نداشتند. شاید گفتة خلیفه دوم در مورد وضعیت زنان در جاهلیت گواه خوبی باشد: «کنا فی الجاهلیة لانعد النساء شیاًء.» یعنی ما پیش از اسلام زنان را به هیچ می‌انگاشتیم.[10] آزاردهنده‌تر این است که زنان خود نیز این وضعیت را پذیرفته بودند و وقتی از آنان پرسیده می‌شد بهترین زن چه کسی است: بهترین زن کسی است که پسری در شکم، پسری در بغل و پسری که پشت سرش راه می‌رود، داشته باشد.[11]

   منابع تاریخ جاهلی در بارة میزانِ فعالیت اجتماعی بانوان روایت یکسانی ندارند. آن‌چه مسلم است همة زنان چنین حقی نداشته‌اند[12] و تلاش برای یافتن رویّه‌ای یکسان ممکن نیست.[13] روابط اجتماعی و آداب و رسوم، شهر به شهر، قبیله به قبیله و حتی گروه به گروه مختلف و بوده است. همانند فعالیت‌های اجتماعی زنان، پوشش آنان نیز رویّة یکسانی نداشته است؛ در قبیله‌ای زنان با کمترین لباس نزد مردان حاضر می‌شدند و از آنان پذیرایی می‌کردند و در قبیلة دیگر هنگام خروج از منزل از پوشش کامل استفاده کرده‌ و تا بازگشت به خانه از آن جدا نمی‌شدند.[14] گونه‌گونی پوشش و زینت زنان با محیط اجتماعی و طبیعی آنان نسبت معناداری داشت. برای نمونه در زندگی صحرایی که ارتباط میان دو جنس زن و مرد کم‌تر بود، پوشش زنان ساده‌تر و یک‌دست بود، به ویژه این‌که آنان برای فرار از آسیب‌های طبیعی از پوشش بیشتری استفاده می‌کردند. شرایط سخت‌ صحرا زنان بادیه‌نشین را مجبور به پوشاندن سر و صورت می‌کرد، همان‌گونه که مردان نیز چنین می‌کردند.[15] با این حال، برخی منابع می‌گویند زنان ساکن بادیه، به دلیل شرکت فعال در تحصیل معاش، نسبت به زنان شهری از آزادی بیشتری برخوردار بودند. این زنان بیابانی حجابی نداشتند و آزادانه با مردان در اجتماع اختلاط می­کردند.[16]

   پوشاندن سر و صورت نزد زنان جاهلی، خلاف رویه بود و زنان بدون حجاب در جامعه ظاهر می‌شدند.[17] آن‌گونه که جاحظ می‌گوید: بین زنان و مردان جاهلیت، حجابی نبود و آنان به سهولت با هم معاشرت و گفت‌وگو می‌کردند و نگاه به همدیگر هیچ عار و ننگ نبود.[18] زمخشری نیز می‌گوید: "پوشش آنان به گونه‌ای بود که مواضع مهیّج و تحریک‌کننده مانند گردن و سینه نمایان بود".[19] از دیگر شواهدی که در این زمینه می‌توان ارایه داد طواف برهنة زنان در خانة خداست؛ از شواهد تاریخی بر می‌آید که برخی از زنان به صورت عریان در اطراف کعبه طواف می‌کردند.[20] بررسی اشعار جاهلی نشان می‌دهد که در جاهلیتِ پیش از اسلام، موسم حج فصلی برای خودنمایی زنان بر مردان بوده است. برخی از برای دل‌بری کردن به صورت عریان طواف می‌کردند تا خواستگار مورد نظرشان پیدا شود.[21]

   به دلیل همین دل‌بری‌هاست که تاریخ عرب زن را همواره "فتنه" می‌خوانده است. ادبیات جاهلی عرب زن را همواره به صورت کنیزی بازیگر دل‌فریب، خدعه‌گر، شیطان‌صفت، عشق‌باز و معرفی کرده است و تمام این خصلت‌ها با کمک قدرت جنسی زنانه و توانایی آنان در طنازی معطوف می‌شده است. در ادبیات عرب، روسپیان نقشی به مراتب مهم‌تر از زنان پاکدامن عفیف دارند. به نظر می­رسد روسپیان سمبل زنان حقیقی­اند، زنان بدون ماسک و حجاب: "یک روسپی یک زن حقیقی است، چرا که ماسک فریب را از چهره خود برداشته و دیگر به تظاهر به این که عشق می­ورزد، و یا به ادعای پاکی و اخلاص نیازی ندارد.[22]

   مطالعة برخی روایات که از پیامبر بزرگوار اسلام6 به دست ما رسیده است نیز از وضعیت پوشش زنان در آن روزگار حکایت دارد. برای نمونه از عایشه نقل است که می‌گوید:

   رسول خدا6 به منزل آمد در حالی‌که دختری در خانه‌ام بود. رسول خدا پارچه‌ای را که دور کمرش بسته بود به من داد و گفت: این پارچه را به دو نیم قسمت کن، یک نیم را به این دختر، و نیم دیگر را به دختری که در منزل امّ‌السلمه است بده، زیرا فکر می‌کنم این دو دختر بالغ شده‌اند.[23]

   این روایت و روایاتی از این دست که تعدادشان کم نیست، نشان می‌دهد که برهنه‌گی در عرب جاهلیت رفتاری چندان زشت نبوده است. اگر چه بی‌لباسان و یا کم‌لباسان معمولاً از سرِ فقر و ناداری این پوشش را بر می‌گزیدند و در نقطة مقابل آنان، ثروتمندانی بودند که با پوشیدن لباس‌های بلند و گشاد در سطح جامعه رفت و آمد می‌کردند. بدین‌سان لباس و پوشش افزون بر جنبه‌های اخلاقی نشان ‌دهندة طبقة اجتماعی زنان نیز بود.

پوشش زنان اهل کتاب

   سنت دینی یهودیان و مسیحیان اشارات روشنی به حجاب و مفاهیم در پیوند با آن دارد. در این سنت علاوه بر تأکید به رعایت عفاف و پاك‌دامنی و تأكید بر حجاب زنان، همواره قوانینی برای حفظ عفت عمومی وجود داشته است. در این سنت پوشش به گونه‌ای تثبیت شده بود که نشانه‌ای از پاک‌دامنی و تعهد اخلاق جنسی بود. در نقل ماجرای ازدواج اسحاق با رفقه، در سفر پیدایش آمده است: "رفقه چشمان خود را بلند كرد و اسحاق را دید و از شتر فرود آمد، زیرا كه از خادم پرسید، این مرد كیست كه در صحرا به استقبال ما می‌آید و خادم گفت آقای من است. پس برقع خود را گرفته خود را پوشانید.» (پیدایش 24: 64-65) همچنین در کتاب مقدّس لزوم پوشش موی سر (اعداد 5: 18) با واژگانی برقع (غزل غزل‌ها 4: 1)، چادر و نقاب (امثال 3، 15) آمده است. در اسفار حضرت موسی بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان و پرهيز از هرگونه آرايش براي ديگر مردها، تأكيد شده است. (پیدایش 38: 15) در كتاب «روت» در باب استفاده از"چادر" می‌خوانیم: "و بوعز (مردی از بنی اسرائیل) خطاب به روت (عروس نعومی و از زنان بنی­اسرائیل) گفت: چادری كه برِ توست بیاور و بگیر، پس آن را بگرفت و او شش كیل جو پیموده و بر آن گذاشت و به شهر رفت.» (روت، 3: 15) در کتاب مقدّس واژه «چادُر» و «برقع»، كه به معناي روپوش صورت است، كيفيت پوشش زنان اهل کتاب را نشان مي‏دهد.

   افزون بر کتاب مقدس، در سنت تلمودی نیز بر مسألة حجاب و پوشش زنان تأکید فراوان شده است. تلمود آموزش می‌دهد که اگر رفتار زن فضيحت‌آميز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ مهريه طلاق دهد و زناني كه در موارد زير به رفتار و كردار آنها اشاره مي‏شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ مهريه به ايشان تعلّق نمي‏گيرد: زني كه از اجراي قوانين ديني يهود سرپيچي مي‏كند، براي مثال، بدون پوشاندن سرِ خود، به ميان مردان مي‏رود؛ در كوچه و بازار پشم مي‏ريسد و با هر مردي از روي سبك‌سري به گفت‏وگو مي‏پردازد، زني كه در حضور شوهر خود، به والدين او دشنام مي‏دهد و زن بلندصدا كه در خانه با شوهر خود به صداي بلند درباره امور زناشويي صحبت مي‏كند و همسايگانِ او مي‏شنوند كه چه مي‏گوید.[24]

   در سنت تلمودی تمام بدن زن "عورت" شمرده شده و نسبت به رعایت پوشش و حجاب در تمام بدن او تأکید شده است.[25] در این سنت شایسته نیست دختران یهودی بدون پوشش کامل از منزل خارج شوند. این کار موجب نزول بلا شده و اسباب روی‌گردانی خدا از قوم اسرائیل خواهد شد. در تفسیری که اشعیا از تخریب اول معبد (586 قبل میلاد) دارد، دلیل این ویرانی معبد و اسارت اسرائیل بی‌حجابی زنان یهودی عنوان شده است.[26]

   از دیگر مؤیدهای قوانین سرسختانه و شدید عفاف و وجوب پوشش نزد اهل کتاب و بویژه یهودیان، تفکیک محل عبادت زنان از مردان در کنیسه‌ها، مجاز نبودن به اخذ شغل اجرایی و قضایی زنان، ناشایسته شمردن اشعاری که در وصف زیبایی زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده است که در متن مقدّس صریحاً بیان شده است.[27]

ویل‌دورانت در الزام حجاب برای زنان یهودی می‌نویسد:

   اگر زنی به نقض قانون یهود می­پرداخت چنان که مثلا بی­آنکه چیزی بر سر داشته باشد به میان مردم می­رفت و یا در شارع عام نخ می­رشت یا با هر سختی از مردان درددل می­کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه­اش تکلم می­نمود همسایگانش می­توانستند سخنان او را بشنوند، در این صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.[28]

   المسیری نیز در دایرةالمعارف یهود، یهودیت و صهیونیزم می‌نویسد: "نپوشاندن موي سر، خلافي بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مي‏ساخت. اين نگاه افراطي در جامعه ديني و فرهنگي زمان يهود‌، محدوديت زنان را در عرصه‌هاي شدت مردسالاري آن دوران مي‌رساند كه بعضاً از ممنوعيت مدرسه دختران كاملاً آشكار است."[29]

   سنت یهودی خلوت مردان و زنان را بد می‌داند و آموزش زنان توسط مردان را نهی می‌کند. "در این سنت گفت‏وگوي علني ميان ذكور و اِناث، حتّي بين زن و شوهر از طرف فقهاي دين ممنوع گرديده بود ....‌. دختران را به مدرسه نمي‏فرستادند و در مورد آنها كسب اندكي علم را به ويژه چيز خطرناكي مي‏شمردند. با اين ‌همه تدريس خصوصي براي اِناث مجاز بود."[30]

   خاخام دکتر مناخم برایر[31] در کتاب زن یهودی در ادبیات ربّانی می‌نویسد: "رسم زنان یهودی این بوده است که سر پوشیده در انظار عمومی ظاهر می‌شدند به گونه‌ای که گاهی اوقات حتی همة صورت جز یک چشم را می‌پوشاندند."[32] در همین کتاب او از ربّی‌های نامدار یهودی توصیه‌هایی این‌گونه در بارة حجاب بیان می‌دارد: "پسندیده نیست دختران اسرائیل با سرهای برهنه در ملاء عام قدم بزنند.... نفرین بر مردی که اجازه دهد موهای همسرش دیده شود. زنی که موهای آراستة خود را در معرض دید دیگران بگذارد با خود فقر و تنگدستی می‌آورد."[33] در سنت ربّی‌های یهودی نیایش با خدا در حضور یک زن برهنه ممنوع است و آشکار شدن موی سر زنان به معنای برهنگی است و سبب می‌شود دعا به استجابت نرسد.

   دکتر مناخم برایر در بارة تجربة تاریخی جوامع یهودی از حجاب زنان می‌نویسد:

   در دورة تانایتک قصور و کوتاهی زنان یهودی در پوشاندن موی سرشان توهین به عفت عمومی و حیاء جامعه شمرده می‌شده است. به همین دلیل وقتی سرشان برهنه می‌شد، به موجب این لغزش و گناه چهارصد زوزیم جریمه می‌شدند.[34]

   البته حجاب و پوشش زنان یهودی همواره به معنای پاکدامنی و رعایت عفت عمومی نبوده است. در تاریخ یهودیت، پوشش نمادی از بلندنظری و اصالت اجتماعی و نشانة عزّت نفس بوده است. به همین دلیل پوشش را نباید همواره به معنای رعایت اخلاق جنسی و یا عفاف دانست.

   در عهد جدید و سنت دینی مختص به مسیحیان نیز تأکید بر پوشش ادامه دارد. مسیحیان نه تنها آموزه‌های عهد عتیق در باب پوشش را نسخ نکرده‌اند، بلکه پوشش زن در مسيحيت آن‌قدر مورد تأکید است که زنان ترجيح مي‌دهند بیش‌تر خانه‌نشين و مطيع شوهران خود باشند و كمتر وارد اجتماع مي‌شدند. از طرفي، مردان را نيز ملزم به رعايت شديد چشم مي‌نمود و سفارش مي‌كرد "كسي كه به زني نظر شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا كرده است." (متی، 1: 28) در این سنت، تزيين موي سر و آرايش آن و تنظيم آنها در آيينه و سوراخ كردن گوش‏ها و آويختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قيمتي، رنگ كردن مو و تغيير صورت ظاهري را نيز از موارد مغایر با عفاف شناخته و ممنوع شده‌اند. پطرس صريحاً بيان مي‌كند كه «شما را زينت ظاهري نباشد از بافتن موي و متحلي شدن به طلا و.." (اول پطرس 3: 1-6). پولس نیز در رسالة خود به تیموتائوس می‌گوید: "همچنين زنان، خويشتن را بيارآيند به لباسِ مزّين به حيا و پرهيز؛ نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رختِ گران‏بها...زن با سكوت به كمال اطاعت تعليم گيرد و زن را اجازت نمي‏دهم كه تعليم دهد يا بر شوهر مسلّط شود؛ بلكه در سكوت بماند". (تیموتائوس 2: 9- 15)

   برخی دیگر از آیات عهد جدید در باب پوشش و عفت زنان را این‌گونه می‌توان بیان کرد:

   زنان جوان خِرد‌انديش، عفيفه، خانه‏نشين، نيكو و مطيع شوهران خود باشند. دستورات ديني پاپ‏ها و كاردينال‏هاي مسيحي كه براساس آن، پوشاندن صورت الزامي و تزيين موي سر و آرايش آن و تنظيم آنها در آيينه و سوراخ كردن گوش‏ها و آويختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قيمتي، رنگ كردن مو و تغيير صورت ظاهري ممنوع بود. (اول پطرس 3: 1-6)

   همچنين زنان پير در سيرت متقي باشند و نه غيبت‏گو و نه بنده شراب زياده؛ بلكه معلمات تعليم نيكو تا زنان جوان را خِرَد بياموزند كه شوهردوست و فرزنددوست باشند و خردانديش، عفيفه، خانه‏نشين، نيكو و مطيع شوهران خود كه مبادا كلام خدا متهم شود. (تیطس2: 1-6)

   در رسالة اول پولس به قرنتیان در باب دلیل لزوم پوشش برای زنان این‌گونه می‌خوانیم:

   اما می‌خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را رسوا می‌نماید. اما هر زنی که سر برهنه دعا و یا نبوّت کند، سر خود را رسوا می‌سازد، زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی‌پوشد، موی سر را نیز ببُرد؛ و اگر زن را موی سر بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد. زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد. چون که او صورت و جلال خداست؛ اما زن جلال مرد است. زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است. و نیز مرد به جهت زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می‌باید عزّتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان. ... در دل خود انصاف دهید: آیا شایسته است زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟ آیا خود طبیعت به شما نمی‌آموزد که اگر مردی موی دراز دارد، او را عار می‌باشد؟ و اگر زن موی دراز دارد او را فخر است، زیرا که موی به جهت پرده بدو داده شد؟ و اگر کسی ستیزه‌گر باشد، ما و کلیساهای خدا را چنین عادتی نیست. (اول قرنتیان 11: 3- 15)

   ترتولیان (160–220 م)، یکی از برجسته‌ترین الاهیدان‌های دورة آباء مسیحی و در حقیقت پایه‌گذار مسیحیت لاتینی، در رساله‌ای با عنوان پوشش دختران که به او منسوب است، به مسألة پوشش زنان پرداخته است. البته مسألة اصلی او در این رساله، ضرورت پوشش سر توسط دختران در هنگام دعا و حضور در کلیساست. زیرا در میان آباء کلیسا پوشیدن زنان شوهردار مورد توافق بود، ولی در بارة دوشیزگان چنین توافقی نبود. او در این رساله می‌نویسد: "ای زنان جوان شما در خیابان‌ها با حجاب ظاهر می‌شوید، در حالی‌که باید در کلیسا و در میان غریبه‌ها و برادرانتان خود را بپوشانید."[35] البته در ادامة رساله یادشده ترتولیان به ضرورت پوشش زنان مسیحی در تمام عرصه‌های زندگی توجه کرده و آنان را به رعایت حجاب توصیه می‌کند.

   با این‌که کتاب مقدس و سنت دینی یهودیان و مسیحیان بر پوشش زنان تأکید زیادی دارد، ولی واقعیت اجتماعی در بارة زنان شبه‌جزیره در عصر رسالت ماجرای دیگری است که باید با استناد به شواهد تاریخی آن را فهمید. واقعیت آن است که آگاهی‌های اعتمادآفرینی در این زمینه وجود ندارد. شاید کهن‌ترین گزارش در این زمینه به قدیس ترتولیان بازگردد. او اشاره دارد که در عربستان سر و صورت زنان مسیحی پوشیده بوده و تنها یک چشمشان پیداست. برخی شواهد تاریخی نیز نشان می‌دهد که در میان مسیحیان نجران پوشاندن صورت امری معمول بوده است. باز گردد. در حالی‌که برخی شواهد تاریخی تا اندازه‌ای از وضعیت به‌ نسبت مطلوب پوشش در میان زنان یهودی و مسیحی روایت می‌کنند؛ برخی دیگر از مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که یهودیان و مسیحیان بیش از آن‌که به سنت دینی خود پای‌بند باشند، از اختلاط فرهنگی با عرب‌ها تأثیر پذیرفته ‌بودند. این مطالعات نشان می‌دهد آنان بیشتر از فرهنگی که در آن می‌زیستند تاثیر پذیرفته بودند تا سنت دینی خودشان. جواد علی در این زمینه می‌گوید:

   يهود جزيرةالعرب در اموري مانند لباس پوشيدن و ... بر خصائص نژادي خود چندان محافظت نمي‌كردند. از اين رو، لباس عربي مي­پوشيدند و با اعراب ازدواج مي­كردند و شعر عربي مي­گفتند. يهوديان در قلعه­ها زندگي مي­كردند و قدرت بسط نفوذ خود و تشكيل حكومت را نداشتند، بلكه در سايۀ رؤساي قبايل زندگي كرده و مبالغي را ساليانه به آنها پرداخت مي­كردند تا رؤساي قبايل از آنها حمايت كنند و مانع تعدي ديگران به آنها شوند و در همين راستا، با قبايل هم پيمان مي‌شدند.[36]

   در نقطة مقابل، برخی مطالعات اجتماعی نشان می‌دهد زنان یهودی و مسیحی در شبه جزیرة عربستان در عصر رسالت پوشیده‌تر از زنان صحرانشین و اعراب بوده‌اند. آنان لباس بلند و پوشیده‌ای داشتند ولی سر و گردن خود را نمی‌پوشیدند و البته برخی شواهد نشان می‌دهد گروهی از آنان، از دستمالی برای پوشش سر نیز استفاده می‌کردند. شهید مطهری معتقد است که یهودیان پوششی به مراتب سخت‌گیرانه‌تر از آن‌چه بعدها اسلام آن را واجب شمرد داشته‌اند:

   در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می‌کردند حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می‌خواست وجود داشت. در بین این ملت‌ها وجه و کفین هم پوشیده می‌شد، بلکه در بعضی از ملت‌ها سخن از پوشیدن زینت زن و چهره زن نبود، سخن از پنهان کردن زن و به اصطلاح «قایم» کردن زن بود و این فکر به صورت عادت سفت و سختی درآمده بود. اسلام گرچه پوشانیدن وجه و کفین را واجب نکرد ولی تحریم هم نکرد، یعنی اسلام علیه پوشانیدن چهره قیام نکرد و باز گذاشتن را واجب ننمود و در نتیجه ملت­های غیرعرب که مسلمان شدند از همان عادت و رسم دیرین خود تبعیت کردند.[37]

   نقاشی‌ها و ادبیات و اشعار برجای مانده از آن دوره نشان می‌دهد زنان یهودی و مسیحی در عربستان آن روز پوشیده‌تر از دیگران بودند. در متن مسیحی شهدای حمیر که گویا به ماجرای اصحاب اخدود مربوط است و اندکی پیش از ظهور اسلام و آغاز رسالت در منطقة نجران رخ داده است، عباراتی وجود دارد که تأکید می‌کند زنان مسیحی پوشش کاملی داشته‌اند؛ به گونه‌ای که از این سند بر می‌آید آنان به طور معمول صورت خود را نیز می‌پوشاندند.[38] در تصویرسازی‌هایی که از حضرت مریم و نیز زنان مقدس مسیحی در شبه جزیره باقی مانده است، زنان از لباس‌هایی پوشیده برخوردارند به گونه‌ای که حتی سر آنان نیز پوشیده است.

   در آیات قرآن نیز شواهد و قرائنی در دست است که می‌تواند دلیلی برای وجود پوشش در میان زنان یهودی و مسیحی در زمان آغاز رسالت پیامیر باشد. برای نمونه آیة 59 سورة احزاب: "یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یو ذین و کان الله غفورا رحیما؛ یعنی: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو جلبابهای خود را بر خویش فرو افکنند (نزدیک خود سازند)، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (‌و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنان سر زده، توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده مهربان است." در این آیه کلمة جلابیب جمع جلباب به معنای یک لباس بلندی است که زنان بر روی دیگر لباس‌های خود می‌پوشند، یک واژة حبشی است که در قرآن به‌کار رفته است. تأکید قرآن بر این واژه نشان می‌دهد که زنان ساکن حبشه که مسیحی بوده‌اند از این نوع پوشش برخوردار بوده‌اند.[39] استفادة قرآن کریم از این واژه و نیز درک معنای آن توسط مخاطبان رسول خدا نشانة این است که این پوشش فراگیری زیادی داشته است، به گونه‌ای که کسی از معنا و چرایی انتخاب آن پرسش نکرد.

   از این شواهد بر می‌آید که اسلام مبدع حجاب و پوشش کلی و نیز پوشش سر نبوده است؛ امّا آن را تأیید کرده و بر اهمیت آن تأکید کرده است. قرآن کریم از مردان و زنان با ایمان به اصرار می‌خواهد که دیدگان خود را از نامحرم فرو بسته و پاک‌دامنی پیشه سازند، سپس به زنان با ایمان سفارش می‌کند که با روسری موها، گردن و سینه‌های خود را بپوشانند:

   و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بى­‏نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏­اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏­اى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى­دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد. (سوره نور: 31)

   این که قرآن کریم در این آیه و در آیاتی مشابه اینگونه از مفاهیم هم‌دامنه با حجاب سخن می‌گوید و مخاطبان توان فهم آن‌ها را دارند، نشان می‌دهد که آنان با این مفاهیم آشنا بوده‌اند و این آشنایی می‌تواند مستند به پوششی باشد که زنان اهل کتاب در مناطق مختلف عربستان عصر نزول داشته­اند.

   افزون بر آیه‌ای که در بالا به آن اشاره شد، می‌توان به پاره‌ای از روایات نیز در این زمینه اشاره داشت. روایاتی که کنیزان و یا پیروان دیگر ادیان را از پوشش سر معاف می‌دارد نشانة دیگری است بر این که آنان بدن خود را می‌پوشانده‌اند و تنها در زمینة پوشش سر و صورت رخصت داشتند.[40] و البته در نظر فقهای امامیه بهتر آن است که آن‌ها نیز سر و موی خود را بپوشانند.[41] و برخی از فقهای شیعه به استحباب حجاب برای آنان حکم داده‌اند.[42] فضای حاکم بر روایات یاد شده نشان می‌دهد که این روایات می‌توانند به معنای اجازة پوشش سر باشند، چون پوشیدن سر در حقیقت به معنای مشابه‌شدن کنیزان با آزاده‌ها بود و برخی روایات نشان می‌دهند خلیفة دوم (برای نمونه) کنیزان را از این پوشش نهی می‌کرده‌اند.

جمع­بندی

   یهودی‌ها و مسیحی‌ها دو جریان فکری ریشه‌دار در عربستان زمان نزول بوده‌اند. آنان بر خلاف ادیان بومی و چندگانه‌پرست از سنت دینی متراکمی برخوردار بودند سنتی که پوشش را بر زنان آنان الزام می‌کرد. با این حال، دانسته‌های اعتمادآفرینی در دست نیست که نشان دهد آنان به مثابه اقلیت ساکن در آن منطقه، توانسته باشند هم‌چنان بر سنت دینی خود پافشاری کرده و پوششی را برگزینند که برابر سنت دینی‌شان باشد. برخی‌ها ممکن است از سرِ گمان تصوّر کنند: "قوم مغلوب (اقلیت) همواره شیفته تقلید از شعائر و آداب و طرز لباس و مذهب و دیگر عادات و رسوم ملت غالب است."[43] و به همین دلیل این اندیشه را تقویت کنند که زنان اهل کتاب مانند زنان عرب پوشش مطلوبی نداشته‌اند. با این حال، شواهد تاریخی منبع قابل اعتمادتری هستند.

   شواهد تاریخی روایت متفاوتی دارند. بر اساس این شواهد پوشش زنان اهل کتاب از اعراب ساکن منطقة عربستان بیشتر بوده. روایات و شواهدی وجود دارد که مسیحیان و یهودیان در پوشیدن سر و صورت خود نیز جدی بودند. در آیات قرآن کریم کلمات و مفاهیمی در بارة حجاب بکار رفته است که برای مردم عربستان آن روز آشنا بودند. این مفاهیم بیشتر در مناطق مسیحی نشین مثل نجران و یا حبشه بکار رفته و مورد استفاده بود. این بدان معناست که پوشش مورد تأکید اسلام در زنان اهل کتاب آن منطقه، پوششی رایج بوده است.

 

منابع

نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی ثوبه الجدید، ج 4، ص 487، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت:، چاپ اول، 1421ق.

مقدمه ابن خلدون، عبدالرحمن بن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، بناه نشر و ترجمه،1345.

حلبی تقی، ابوالصلاح(1403)، الکافی، گردآوری رضا استادی، اصفهان.

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار.

عبدالعظیم محمد، شریف(1389)، زن در اسلام مسیحیت و یهودیت، ترجمة مهدی گلجان، دفتر مطالعات و تحقیقات زن و خانواده، ص. 77.

پاکتچی، احمد، حجاب در دایرةالمعارف بزرگ اسلام، ج 20، صص. 121- 141.

کهن، آبراهام(1356)، گنجینه‌ای از تلمود، ترجمه گوگانی، ص 186.

سالتز، ادین اشتاین، سیری در تلمود، ترجمه باقر طالبی، ص 205.

ويل دورانت(1367)، تاريخ تمدن، ترجمه احمدآرام و ديگران، چ سوم، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، ج 12، ص 30.

المسيري، عبدالوهاب(1383)، دايرةالمعارف يهود، يهوديت و صهيونيسم، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي تاريخ خاورميانه.

السعداوی، نوال، چهره عریان زن عرب.

عفیفی، عبدالله، المرأة العربیه فی ضلال الاسلام.

جاحظ، رسائل، ج2.

زمخشری، الکشاف عن حقایق التنزیل و.

انصاری، فاضل، العبودیه، الرق و المرأه.

نجیب محفوظ، خان خلیلی.

سنن ابوداود.

بخاری، صحیح بخاری، ج6.

احمد امین سلیم، جوانب من تاریخ و حضارة العرب فی العصور القدیمه.

آمنه فتنت مسکه برّ، واقع المرأه الحضاری فی الاسلام.

انصاری، فاضل، العبودیه، الرق و المرأه.

أمل نصیر، صورة المرأه فی الشعر الاموی.

علي احمد، صالح، 1960م، محاضرات في تاريخ العرب، الدول العربية قبل الاسلام، بغداد، مكتبه المثني.

جواد علي، 1976م، تاريخ مفصل عرب قبل از اسلام، بغداد، دارالعلم، مكتبة النهضة.

قطب، محمد علي، 1405ق، معارك النبی مع اليهود والاستيراتيجية العربيةالموحدة، قاهره، مكتبة مدبولی.

حتّي، فيليپ خليل، 1366، تاريخ عرب، ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران آگاه.

حسن، حسين علي، 1405ق، حضارة العرب فی عصر الجاهلية، بيروت، المؤسسة الجامعية للدراسات والنشروالتوزيع.

لامنس، اچ، عربستان باختری در روزهای قبل از هجرت، در فصلنامه تاریخ اسلام شماره 27، پاییز 1385.

Brayer, Menachem M (1986), The Jewish woman in Rabbinic literature: A psychological perspective, haboken. P. 239.

Griffith, Sidney H(2002), "Christians& Christianity" in Encyclopedia of Quran, V. 1, Brill. PP307-315.

 Trimingham, J. Spencer(1979), Christianity among the Arabs in Pre-Islamic Times, Longman, London.



1. لامنس، اچ، عربستان باختری در روزهای قبل از هجرت، در فصلنامه تاریخ اسلام شماره 27، پاییز 1385.

1. علی احمد، صالح، 1960م، محاضرات فی تاريخ العرب، الدول العربية قبل الاسلام، بغداد، مكتبه المثنی، ج. 1، ص. 171.

2. جواد علی، 1976م، تاريخ مفصل عرب قبل از اسلام، بغداد، دارالعلم، مكتبة النهضة. ج. 6، ص. 511 تا 514.

1. قطب، محمد علی، 1405ق، معارك النبی مع اليهود والاستيراتيجية العربيةالموحدة، قاهره، مكتبة مدبولی، ص 16 و 17.

2. حتّی، فيليپ خليل، 1366، تاريخ عرب، ترجمة ابوالقاسم پاينده، تهران آگاه، ص 78.

3. حسن، حسين علی، 1405ق، حضارة العرب فی عصر الجاهلية، بيروت، المؤسسة الجامعية للدراسات والنشروالتوزيع، ص 177. 178

1. جواد علی، همان، 558 تا 560.

[8] . Griffith, Sidney H(2002), "Christians& Christianity" in Encyclopedia of Quran, V. 1, Brill. PP307-315.

[9] . Trimingham, J. Spencer(1979), Christianity among the Arabs in Pre-Islamic Times, Longman, London. P. 77.

1. بخاری، صحیح بخاری، ج 6، ص69.

1. احمد امین سلیم، جوانب من تاریخ و حضارة العرب فی العصور القدیمه، ص253.

2. آمنه فتنت مسکه برّ، واقع المرأه الحضاری فی الاسلام، ص140.

3. جواد علی، همان، ج 5، ص 526.

4. انصاری، فاضل، العبودیه، الرق و المرأه، ص250.

5. أمل نصیر، صورة المرأه فی الشعر الاموی، ص 105.

6. السعداوی، نوال، چهره عریان زن عرب، ص222.

1. عفیفی، عبدالله، المرأة العربیه فی ضلال الاسلام، ص120.

2. جاحظ، رسائل، ج 2، ص 148.

3. زمخشری، الکشاف عن حقایق التنزیل و...، ج3، ص62.

4. انصاری، فاضل، العبودیه، الرق و المرأه، ص253.

5. پیشین.

6. نجیب محفوظ، خان خلیلی، ص 40.

1. سنن ابوداود، ص 642.

1. کهن، آبراهام (1356)، گنجینه‌ای از تلمود، ترجمه گوگانی، ص 186.

[25]. Talmud, Suta 8a.

1. کهن، همان، ص. 187

2. سالتز، ادین اشتاین، سیری در تلمود، ترجمه باقر طالبی، ص 205.

3. ويل دورانت (1367)، تاريخ تمدن، ترجمه احمدآرام و ديگران، چ سوم، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، ج 12، ص 30.

1. المسيری، عبدالوهاب (1383)، دايرةالمعارف يهود، يهوديت و صهيونيسم، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های تاريخ خاورميانه.

2. دورانت، ویل، همان، ص 66.

3. Menachem m. Brayer.

4. Brayer, Menachem M (1986), The Jewish woman in Rabbinic literature: A psychological perspective, haboken. P. 239

5. Brayer (1986), p. 240.

[34]. Brayer(1986), p. 239.

1. عبدالعظیم محمد، شریف (1389)، زن در اسلام مسیحیت و یهودیت، ترجمه‌ی مهدی گلجان، دفتر مطالعات و تحقیقات زن و خانواده، ص 77.

1. جوادعلی، همان، 558-560.

1. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۹، ۵۲۵٫.

2. پاکتچی، احمد، حجاب در دایرةالمعارف بزرگ اسلام، ج 20، صص. 121- 141.

1. پاکتچی، احمد، همان، ص 124.

1. طوسی، محمد (1400)، الاقتصاد، ص 258.

2. حلبی تقی، ابوالصلاح (1403)، الکافی، گردآوری رضا استادی، اصفهان، ص 139.

3. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی ثوبه الجدید، ج 4، ص 487، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت:، چاپ اول، 1421ق.

1. مقدمه ابن خلدون، عبدالرحمن بن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، بناه نشر و ترجمه،1345.

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: