نقش احادیث معصومین: در معناشناسی واژه¬های قرآن کریم چاپ
شماره سفینه - سفینه 61
چهارشنبه ، 21 فروردين 1398 ، 18:49

چکیده: یکی از منابع مهم در معناشناسی واژه­های قرآن کریم، احادیث معصومین: است که داناترین افراد به معانی قرآن کریم بوده­اند، لذا احادیث تفسیری آنان برای ما جایگاه استواری دارد و در تفسیر قرآن یکی از منابع اصلی به شمار می­رود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که، احادیث شریف در معناشناسی واژه­های قرآن می­تواند نقش­های مختلفی از جمله، عبور از معنای ظاهری لفظ، تعیین معنای مراد و مقصود از واژه در قرآن، انتخاب یکی از دو معنای واژه، ایجاد معانی جدید برای واژه و تعیین مصداق برای واژه را ایفا کند. این مقاله از نوع تحقیقات بنیادین است که با روش توصیفی تحلیلی به این موضوع می­پردازد.

کلیدواژه­ها: معناشناسی؛ حدیث؛ معصومین؛ واژه؛ قرآن کریم.

 

 

مقدمه

اهل بیت: آگاه­ترین افراد به تفسیر قرآن کریم بوده­اند که مطابق روایات وارده، به همه معانی وحی نازل بر رسول خدا6 و قرآن آگاهی داشتند. (کلینی، ج 1، ص 228-229) برای حجّیت سخنان اهل بیت: در تفسیر قرآن، می‏توان به نصوصی استناد کرد، از جمله: آیه تطهیر (احزاب:33) و آیات ﴿أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكم‏﴾ (نساء:59) ﴿فَسَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُون‏﴾ (نحل:43؛ انبیاء:7) حدیث متواتر ثقلین و احادیث قطعی دیگری مانند این سخن که رسول خدا6 در روز غدیر، ضمن معرفی امام امیرالمؤمنین7 فرمود: «ای گروه مردمان! در قرآن تدبّرکنید. آیات آن را نیک دریابید، به محکمات آن بنگرید و از متشابه آن پیروی نکنید. به خدا سوگند، نواهی آن را برایتان روشن و تفسیر آن را برای شما آشکار نمی‏کند، مگر آن کسی که من دستش را گرفته، به سوی خود بالا آورده‏ام.» (طبرسی، ج 1، ص 146؛ حرعاملی، ج 27، ص 193) دلایل عقلی فراوان نیز بر این حقیقت گواه است. در مقاله پیش رو منظور از حدیث، احادیث منقول از معصومین:، یعنی رسول خدا6 و اهل بیت آن حضرت است. البته روایات صحابه و تابعین نیز در درجه­های بعدی قابل استفده است. اما در این جا به دلیل اهمیت ویژه روایات معصومین: بحث را محدود به روایات آن بزرگواران می­کنیم. باید دانست علی­رغم آثارِ در خور و شایسته ای که در معرفی و روش­شناسی تفسیراهل بیت: انجام گرفته، آن گونه که شایستة منزلت و جایگاه آنان است، تفسیرشان کمتر روش­شناسی شده است.

   یکی از ابعاد روشی تفسیری پیامبراکرم6 و اهل بیت: اهتمام به تفسیر واژه­های غریب و نامانوس است؛ به عبارتی دقیق­تر، واژه­های حساس و مهم و عموماً مورد اختلاف مفسران و یا واژه­هایی که دیگر مفسران در تفسیر آن دچار خطا شده­اند. احادیث شریف معصومان در معناشناسی واژه­های قرآن نقش­های مختلفی را می­توانند ایفا کنند. به نظر برخی از پژوهشگران، هیچ واژه­ای از قرآن کریم را نمی­توان یافت که مردم عصرنزول به معنای آن کاملا جاهل بوده باشند و معنای آن درروایات پیامبر6 و اهل بیت: بیان و آشکار نشده باشد؛ از این رو برای روایات اهل بیت: در تفسیر واژه­های قرآنی باید در جستجوی نقش­ها و کارکردهای مهم­تر و حساس­تری برآمد و باید به کشف نکات دیگری در زمینه معنی­شناسی رفت. (طیب حسینی، ص 67) در این پژوهش برخی از مهم­ترین نقش­های احادیث معصومین: در معناشناسی واژه­های قرآن کریم که می­تواند مورد تأمل بیشتر و مطالعه دقیق­تر قرار گیرد، بررسی می­شود.

1. عبور از معنای ظاهری لفظ

   قرآن کریم وحی الهی است که ازجانب خداوند متعال بر قلب مقدس رسول خدا6 نازل شده و با هدف هدایت بشر، معارف والای خود را، در قالب الفاظ مادی و محسوس و رایج در میان قوم عرب زمان نزول- جهت فهم آنان- بیان کرده است. بنابراین طبیعی است که بسیاری از کلمات و واژه­های قرآنی در همان معنای مادی و حسی و رایج میان مردم به کار نرفته باشد و به صورت مجاز در معنایی نزدیک و مرتبط با آن واژه به کارگرفته شوند. البته بسیاری از کاربردهای مجازی الفاظ در قرآن برای مفسران شناخته شده است؛ اما ممکن است، مفسران به دلیل ناآگاهی از معنای مجازی برخی الفاظ، و یا معنای مجازی مقصود در یک آیه مورد نظر، آن لفظ را به معنای شناخته شده و رایجش تفسیرکنند. بنابراین با مراجعه به حدیث معصومین: می­توان معنای مجازی و مقصود آن را کشف کرد و بدین وسیله می­توان ثابت کرد که معنای رایج آن واژه مورد نظر خداوند نبوده است. به چند نمونه توجه کنید.

1-1. واژة «عرش» در معنای لغوی خود به معنی تخت پادشاه (ابن فارس، ذیل ماده «عرش») یا به معنای شیء مسقف (راغب، ذیل ماده «عرش») است. در قرآن کریم نیز به این دو معنا آمده است. (یوسف:100؛ حج: 45؛ نمل:42)، اما هیچ یک از این دو معنا متناسب با واژة «عرش» در آیه شریفه ﴿وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلىَ الْمَاء﴾ (هود: 7) نیست. اکثر مفسران نتوانسته­اند معنای درستی از این واژه مناسب با سیاق این آیه شریفه به دست آورند. تفسیری که اغلب مفسران زمان تابعین از این واژه کرده­اند، نشان می­دهد که برداشت آن­ها از واژه «عرش» معنای حسّی و رایج آن، یعنی تخت پادشاه، بوده است. (طبری، ج 12، ص 4-5؛ ابن کثیر، ج 4، صص 265- 266؛ فخر رازی، ج 17، ص 319؛ بیضاوی، ج 3، ص 128؛ آلوسی، ج 6، ص 205) اما در روایتی از امام صادق7 واژة «عرش» در این آیه به «علم» معنا شده است یعنی علم خداوند به این تعلق گرفت که همه چیز را از آب خلق کند. (عروسی حویزی، ج 2، ص 338؛ بحرانی، ج 1، ص 518)

1-2. صدوق در كتاب معانى الاخبار از حضرت صادق7 آورده که در مورد معنای «ید» در آیة ﴿يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَیَّ﴾ (صاد:75) فرمود: در كلام عرب، دست تنها به معناى جارحه یعنی عضوى از بدن انسان نيست، بلكه به معناى قوه و نعمت هم آمده است، چنانکه در قرآن هم به معنى قوه بکار رفته است. مانند اين آيه كه در باره قوت داود7 مى‏فرمايد: ﴿وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ﴾ (صاد:17) و در باره بناى آسمان مى‏فرمايد: ﴿وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ﴾ (ذاریات:47) آن گاه در معناى﴿وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ﴾ (مجادله:22) فرمود: يعنى آنها را به روحى از خود تقويت نمود. و وقتى گفته مى‏شود براى فلانى نزد من يدى است بيضاء، مقصود اين است كه فلانى نعمت فراوانى به من داده و حق بزرگى بر من دارد. (شیخ صدوق، معانی الاخبار، صص 16- 15)

2. تعیین معنای اصلی از واژه در قرآن

   واژه­های به کار رفته در قرآن کریم ممکن است معانی متعددی اعمّ از حقیقی یا مجازی داشته باشند، که با توجه به سیاق آیه نتوان آن راتشخیص داد. تعیین معنای مقصود از یک واژه در یک آیه از قرآن، گاهی چنان دشوار است که بدون راهنمایی و بیان امام معصوم، مفسر به خطا می­افتد و به مراد واقعی آیه پی نمی­برد. به چند نمونه توجه کنید:

2-1. واژه «السائحون» در آیة ﴿التَّئبُونَ الْعَبِدُونَ الحْمِدُونَ السَّئحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ‏﴾ (توبه:112) از ماده «سیح» در فرهنگ عربی به معنای سیر و سیاحت در زمین است. «ساحَ فی الاَرضِ» یعنی به سیاحت وگردش در زمین پرداخت. (ابن فارس، ذیل ماده «سیح»؛ ابن منظور، ج 6، ذیل ماده «سیح») در قرآن نیز به همین معنا آمده است: ﴿فَسِيحُواْ فىِ الْأَرْض﴾ (توبه:2) اما این معنا با سیاق آیه مورد نظر سازگار نیست. یعنی هیچ رابطه عقلانی و معرفتی میان توبه و حمد و رکوع و سجود با سیر و سیاحت دیده نمی­شود. لذا رسول خدا6 آن واژه را به «روزه­داران» معنا و تفسیرکرده­اند. (زمخشری، ج 2، ص 314؛ طبرسی، ج  5، ص 113؛ عروسی حویزی، ج 2، ص 272-274؛ حاکم نیشابوری، ج 2، ص 335)

2-2. واژه «نعیم» در آیه ﴿ثُمَّ لَتُسَلُنَّ يَوْمَئذٍ عَنِ النَّعِيم‏﴾ (تکاثر:8) شخصی می­پنداشت خدای متعال از غذای لذیذی که او نزد امام صادق7 می­خورد بازخواست خواهد شد. اما امام صادق7 واژه «نعیم» را به نعمت محمد و آل محمد: تفسیر می­کند و می­فرمایند: خداوند بزرگ­تر و کریم­تر از آن است که طعام پاکیزه­ای به شما ببخشد و از آن لذت ببرید، سپس در قیامت نسبت به آن، از شما بازخواست کند، اما شما نسبت به نعمت محمد و آل محمد بازخواست خواهید شد. (بحرانی، ج 5، ص 746؛ قمی، ج 2، ص440؛ طبرسی، ج 10، ص 813)

   شاید گفته شود امام7 صرفاً مصداقی از مصادیق آن واژه را بیان کرده­اند، ولی در واقع امام به نکته­ای بسیار مهم ناظر به معنا و مفهوم آیه شریفه توجه داده­اند که اغلب از دید لغت­شناسان مغفول مانده است، و آن این که مقصود از «نعیم»    نعمت­های حقیقی و بزرگ و معنوی (غیرمادی) است، برخلاف نعمت که در معنای نعمت­های مادی و این جهانی کاربرد دارد. (طیب حسینی، ص 70)

2-3. در تفسير قمى ذيل آيه شريفه ﴿لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم﴾ (مائده:66) در معنای واژه­های «فوق» و «تحت»، امام صادق7 مخاطب آیه را قوم يهود و نصارا می­داند. و آیه را چنین معنی می­کند که از بالا به وسيلة باران و از پایين به وسيلة رويش گياهان و مواد غذايى متمتع مى‏شوند. (قمی، ج 1، ص 171)

   نمونه­های فراوانی از این دست تفاسیر را می­توان در میان روایات تفسیری اهل بیت: جستجو کرد.

3. انتخاب یک معنا از معانی واژه

   یکی دیگر ازکارکردهای حدیث در معناشناسی واژه­های قرآن کریم، انتخاب یکی از دو یا چند معنای واژه است. این نقش بیشتر مختص به مواردی است که یک واژه دارای چند معنا باشد و سیاق آیات نیز تحمل آن چند معنا را داراست. در چنین مواردی یکی از نقش­های حدیث در حوزه معناشناسی واژگان، آن است که یکی از دو معنای واژه را بر دیگری ترجیح دهد. به چند نمونه توجه کنید.

3-1. دربارة ریشه و معنای واژه «اسم» در آیه شریفه ﴿بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَحیم﴾ دانشمندان و مفسران اختلاف نظر دارند. (راغب اصفهانی، ج 1، ص 871؛ قرشی، ج 7، ص 219؛ فراهیدی، ج 7، ص 318) نحویان بصره واژه «اسم» را مشتق از «سمو» به معنای عُلوّ، و نحویان کوفه این واژه را مشتق از «وَسم» به معنای علامت و نشانه می­دانند. (زمخشری، ج 1، ص 5؛ اندلسی، ج 1، ص 27)

   امام رضا7 «اسم» را به معنای علامت و نشانه تفسیر می­کند، و می­فرماید: کسی که ﴿بسم الله﴾ می­گوید، معنایش این است که خود را با یکی از نشانه­های الهی         - «سِمَةٌ مِن سِماتِ الله» یعنی عبادت – نشانه­گذاری می­کند. پرسیدم «سِمَةٌ» یعنی چه؟ فرمودند: یعنی نشانه. (صدوق، ص 3)

3-2. واژه «قُروء» جمع «قُرء» در آیه شریفه است: ﴿وَ الْمُطَلَّقَاتُ يَترَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ﴾ (بقره:228) اهل لغت واژه «قرء» را در اصل به معنای جمع و اجتماع دانسته­اند. (مصطفوی، ج 9، ص 218؛ راغب اصفهانی، ج 1، ص 668) اما در اطلاق این کلمه در مورد زن، معانی مختلفی نقل شده است. ابن فارس می­گوید: «قرَاتِ المَراةُ» را در زمان طُهر و پاکی زن بر وی اطلاق می­کنند. و «قُرء» به معنای وقت است که گاه بر وقت طُهر زن وگاه بر وقت حیض زن اطلاق می­شود. (ابن فارس، ذیل ماده «قری») اما راغب اصفهانی می­گوید: «قَرَاتِ المرأة» یعنی حیض شدن (راغب اصفهانی، ذیل ماده «قری») این اختلاف در معنای «قرء» در اکثر کتاب­های لغت و تفاسیر دیده می­شود. این دو معنا اثری فقهی در آیه شریفه دارد، لذا هر دو معنا با هم نمی­تواند صحیح باشد. از این رو مفسران هر یک مطابق مذهب فقهی خود این واژه را تفسیرکرده­اند، که هیچ یک قابل اطمینان و اعتماد­بخش نمی­تواند باشد. اما در روایات اهل بیت: همان معنای اصلی که ابن فارس ذکرکرده، تأیید شده و «قُرء» به جمع شدن خون در میان دو حیض یعنی همان زمان طهر و پاکی زن تفسیر شده است. (زمخشری، ج 1، ص 271؛ ابن عربی، ج 1، ص 183؛ قرطبی، ج 3، ص 113) ابوبصیر از امام صادق7 نقل می­کند که حضرت فرمودند: عده زنی که حائض می­شود و حیض او مرتب است، سه قرء می­باشد و قرء، جمع شدن خون در فاصله میان دو حیض است. (کلینی، ج 6، ص 91؛ طوسی، ج 8، ص 117)

4. ایجاد معنی جدید برای واژه

   یکی دیگر از نقش­های احادیث تفسیری پیامبر و اهل بیت: در حوزة معناشناسی واژه­ها، ایجاد و توسعه در معنای واژه­هاست. گاه ممکن است واژة به کار رفته در قرآن، معنای شناخته شده­ای در فرهنگ و لغت عرب داشته باشد که در یک آیه نیز به همان معنا به کار رفته است، اما در حدیث برای آن، معنای دیگری مرتبط با معنای اصلی آن واژه بیان می­شود. بدین ترتیب حدیث توسعه­ای در معنای آن واژه و در نتیجه توسعه­ای در معنای آیه ایجاد می­کند. به چند نمونه توجه کنید:

4-1. واژه «انحَر» در آیه ﴿فَصَلّ‏ لِرَبِّكَ وَ انحَر﴾ (کوثر:2) فعل امر از «نَحر» است و در لغت به سینه و نیز به گودی زیر گلوی انسان یا حیوان «نَحر»گویند. (ابن فارس، ذیل ماده«نحر»؛ ابن منظور، ج 14، ص 68، ذیل ماده «نحر») «نَحَرَ البَعیرَ»، یعنی نیزه را در نحر شتر فرو کرد. (زمخشری، ص 622، ذیل ماده «نحر»)، که مقصود از آن قربانی کردن شتر می­باشد. به این ترتیب معنای «وَانحَر» در این آیه شریفه، به گفتة برخی از مفسران، امر کردن به قربانی کردن شتر است. (طبری، ج 3، ص 312؛ طبرسی، ج 10، ص 837؛ قرطبی، ج 21، ص 218؛ طوسی، ج 10، ص 418؛ مجلسی، ج 16، صص 311-312)

   اما در احادیث متعددی که از رسول خدا6 و حضرت علی7 و امام صادق7 نقل شده است، واژه «وَانحَر» در آیه ذیل به معنای بالا بردن دست­ها تا نزدیکی صورت به هنگام تکبیرة الاحرام در نماز است. مثلا امام صادق7 با بالا آوردن دو دست خود تا مقابل صورتشان، در حالی که رو به قبله بود، واژه «وَانحَر» را برای شخصی که می­پرسید، معنا کرد. (طبرسی، ج 10، ص 837؛ بحرانی، ج 10، ص 440) در روایت دیگری که حضرت علی7 از پیامبر6 نقل کرده، به بالا آوردن دست­ها تا نزدیکی صورت، برای تکبیرة الاحرام در نماز سفارش شده است. (طبرسی، ج 10، ص 837) در روایتی دیگر از امام باقر7 «وَانحَر» به «اعتدال در ایستادن به هنگام نماز و پشت و سینه را راست و رو به قبله نگه داشتن» معنا و تفسیر شده است. (کلینی، ج 3، ص 336؛ حرّ عاملی، ج  5، ص 489)

   معنای مورد اشاره این روایت به عنوان معنای سوم برای «وَانحَر» در این آیه تلقی می­شود، که معنایی کاملا دینی و اسلامی است. این معنای مورد اشارة حدیث در منابع کهن لغت واز زبان بعضی لغویان هم چون ابن اعرابی و فرّاء نیز نقل شده. ابن الاعرابی می­گوید: «نَحره» یعنی این که شخص به هنگام نماز راست بایستد. (ابن منظور، ج 14، ص 69، ذیل واژه «نحر») فراء می­گوید: یعنی این که نحر و سینه خود را رو به قبله بدارد. (همان)

4-2. واژه «قَتل» و «اَحیا» در آیه ﴿مَن قَتَلَ نَفْسَا ... وَ مَنْ أَحْيَاهَا﴾ (مائده:32) به گمراه کردن یا هدایت افراد (بحرانی، ج 2، صص 438-440)؛ تعمیم «طعام» در آیه ﴿فَلْيَنظُرِ الْانسَانُ إِلىَ‏ طَعَامِه﴾ (عبس:24) به علم که غذای روح است (بحرانی، ج 8، ص 214-215)؛ تفسیر واژه «‏ماءٍ مَعینٍ» در آیه ﴿إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكمُ‏ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكمُ بِمَاءٍ مَّعِين‏﴾ (ملک:30) به غیبت امام (همان، ج 8، ص 81-82) که در روایات تفسیری از امامان معصوم: دیده می­شود، نمونه­ای از ایجاد و توسعه معنای جدید برای واژگان است.

5. تعیین مصداق برای واژه

   یکی دیگر از کاربردهای حدیث معصومین در حوزه معناشناسی واژگان، تعیین مصداق برای واژگان قرآن است. به چند نمونه بنگرید:

5-1. در تفسیر آیه ﴿غَيرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّين‏﴾ (فاتحة الکتاب:7) از رسول خدا روایت شده است که فرمودند: منظور از ﴿الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ﴾ قوم یهود و مراد از ﴿الضَّالِّين‏﴾، مسیحیان می­باشد. (سیوطی، ج 2، صص 1237-1238)

5-2. از ابن عباس روایت شده که «نزدیکان پیامبر» در آیة ﴿قُل لَّا أَسْلُكمُ‏ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فىِ الْقُرْبى﴾ (شوری:23) علی، فاطمه و دو پسرآنان هستند. (بحرانی، ج 6، ص 86)

5-3. اهل البیت در آیة ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمْ تَطْهِيرًا﴾ (احزاب:33) علی، فاطمه، حسن، حسین: هستند. (همان، ج 6، ص 275؛ حاکم نیشابوری، ج 2، ص 416)

5-4. ذاالقربی در آیة ﴿وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبىَ‏ حَقَّهُ‏﴾ (اسراء:26) حضرت فاطمه سلام الله علیها می­باشد. (کلینی، ج 1، ص 543)

5-5. گاهی پیامبر6 در تفسیر آیات، به بیان لفظی اکتفا نمی­کرده؛ بلکه مطالب آیات را برای افراد مجسم می­کرده است. مثلا از ابن مسعود نقل شده است که: رسول خدا6 خطی را برای ما ترسیم کرد و فرمود: این راه خداست. پس در سمت راست و چپ آن خط،خط­های دیگری را کشید و فرمود: این­ها راه­های متفرقی هستند که بر هر یک از آن­ها شیطانی است که انسان را به سوی آن دعوت می­کند. سپس آیه را خواند: ﴿وَ أَنَّ هَذَا صرَاطِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَ لَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِه‏...﴾ (انعام:153) (حاکم نیشابوری، ج 2، ص 318)

نتیجه­گیری

   قرآن کریم درطول رسالت پیامبراکرم6 بر ایشان نازل شد. با توجه به آن که بخش عمده­ای از آیات نیازمند تفسیر بود، رسول اکرم6 و پس از ایشان ائمه معصومین: در طول زندگی پربرکت خودشان، با دلایل نقلی- اعم از آیات قرآن کریم و روایات و احادیث- و تحلیل عقلی فراوانی که موجود است، آیات قرآن را تفسیر وتبیین و در بعضی موارد به معناشناسی واژگان آنها می­پرداختند. بنابراین یکی از منابع مهم معناشناسی واژه­های قرآن کریم - برای تفسیر قرآن- احادیث و روایات معصومان است. در این پژوهش، این نتیجه حاصل شد که توجه به احادیث معصومین در معناشناسی واژه­های قرآن تاثیر و نقش انکارناپذیری دارد. این روایات و احادیث در معناشناسی واژه­های قرآن، چنان اهمیتی دارد که تفسیر قرآن بدون مراجعه به این روایات، به تفسیری نادرست یا ناقص از قرآن منتهی می­شود. احادیث شریف در معناشناسی واژه­های قرآن نقش­های مختلفی می­تواند ایفا کند. برخی از نقش­های حدیث در این زمینه عبارت بودند از: عبور از معنای ظاهری لفظ، تعیین معنای مراد و مقصود از واژه در قرآن، تعیین یکی از دو معنی واژه، ایجاد معانی جدید برای واژه، و تعیین مصادیق برای واژه­های قرآن.

منابع

قرآن کریم

1. ابن العربی، محمدبن عبدالله، احکام القرآن، بی­جا، بی­نا، بی­تا.

2. ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، معانی الاخبار، قم: موسسة النشرالاسلامیة، 1403ق.

3. ابن فارس، ابوالحسن احمد، ترتیب مقاییس اللغه، تحقیق و ترتیب علی عسکری، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1387ش.

4. ابن کثیر، اسماعیل، تفسیرالقرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1419ق.

5. ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق.

6. اندلسی، ابوحیان، البحر المحیط فی التفسیر، تحقیق صدقی محمدجمیل، بیروت، دار الفکر،1420ق.

7. آلوسی، محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق.

8. بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیرالقرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، 1416ق.

9. بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل واسباب التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1418ق.

10. حاکم نیشابوری، ابوعبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دار المعرفه، بی­تا.

11. حرعاملی، محمدبن حسن، تفصیل وسائل الشیعه، قم: موسسة آل البیت لاحیاء التراث، 1414ق.

12. رازی، فخرالدین، التفسیرالکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی­تا.

13. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بی­جا، دفتر نشر الکتاب،1404ق.

14. زمخشری، محمود بن عمر، اساس البلاغه، بیروت، دار صادر، 1965م.

 15. ____________، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ق.

16. سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار ابن کثیر، 1407ق.

17. طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج، مصحح محمدباقر موسوی خرسان، مشهد، نشر المرتضی،1304ش.

18. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، 1415ق.

19. طبری، محمدبن جریر، جامع البیان، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1420ق.

20. طوسی، خواجه نصیرالدین، اساس الاقتباس، تحقیق مدرس رضوی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1335ش.

21. طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی­تا.

22. طیب حسینی، سیدمحمود، درآمدی بر دانش مفردات قرآن، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1392ش.

23. عروسی حویزی، عبدالعلی، نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، 1415ق.

24. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم، انتشارات هجرت، 1410ق.

25. قرشی، سیدعلی اکبر، قاموس القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1371ش.

26. قرطبی، محمدبن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو، 1364ش.

27. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیرقمی، قم، دارالکتاب، 1367ش.

28. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، بیروت، دار الاضواء،1413ق.

29. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق.

30. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1360ش.