اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
تأثیر امام محمد باقر7 بر حدیث شیعه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 61
چهارشنبه ، 21 فروردين 1398 ، 18:44

چکیده: حدیث، از دانش‌های اختصاصی اسلام است که توسط مسلمانان ابداع شد و سامان یافت. نقش ائمه شیعه، به ویژه صادقین، در بالندگی آن، بسیار مهم است. این نوشتار، تلاش‌های امام باقر را در این حوزه بررسی کرده است که با فعالیت‌های فرهنگی ایشان، تحولی عظیم در فرهنگ شیعه به وجود آمد؛ شاگردان ائمه و احادیث منقول از ایشان فزونی و فرهنگ پرسشگری و مراجعه به اهل‌بیت رواج یافت و اصحاب ائمه از نظر علمی و فرهنگی ارتقا یافتند. اقدامات میدانی امام باقر در حوزۀ حدیث چشمگیر و زمینه‌ساز جهش عظیم حدیث در دوران امام صادق شد؛ اقداماتی نظیر نشر حدیث پیامبر، عرضۀ حدیث، ترغیب به حدیث‌پژوهی، تربیت محدثان زبده‌ای چون گروه اول اصحاب اجماع، تأثیرگذاری بر محدثان اهل‌سنت و معرفی غالیان از مهم‌ترین آن‌هاست. ایشان با تبیین مسائلی چون حجیت کلام اهل‌بیت، لزوم دقت در سماع، پرهیز از اعتماد به روات ضعیف و لزوم مراجعه به ثقات، ابداع مشیخه‌نویسی، تبیین اصول نقد متن حدیث و پرهیز از انکار شتاب‌زدۀ حدیث، زمینۀ مساعدی را برای برجای نهادن میراث حدیثی بی‌نظیر در حوزه‌های تفسیر، عقاید، فقه، اصول، اخلاق و سیره فراهم ساختند.

کلیدواژه­ها: امام باقر؛ حدیث شیعه؛ علوم حدیث؛ قواعد حدیث؛ راویان حدیث.

 

 

مقدمه

   دانشمندان علم حدیث، تاریخ حدیث شیعه را، در دوران حضور معصومان:، به سه دورۀ عصر تولد (از دوران امام علی تا پایان امامت امام سجاد7 به سال 94ه-)، دورۀ شکوفایی، انتشار و تدوین اصول اولیه (عصر صادقین: از سال 94 تا 148 ه-) و دورۀ تبویب و تدوین جوامع اولیه (از آغاز امامت امام کاظم 7تا پایان غیبت صغری به سال 260ه-) تقسیم می‌کنند. (ر.ک: معارف، 1381: ص 202) زندگی و امامت امام باقر7 سرآغاز عصری بود که حدیث شیعه در آن شکوفا و معارف آن منتشر شد. بی‌شک شخصیت عظیم علمی امام باقر7، تأثیری بسزا در این شکوفایی داشت. لقب‌ باقر، (شکافنده)‌ (قمی، 1388: ص767) به‌ جایگاه‌ خاص‌ ایشان در نشر معارف‌ الهی و روشن‌ ساختن‌ زوایای علوم‌ آن‌ اشاره دارد. در دوران‌ امامت‌ ایشان، هستۀ‌ اولیۀ‌ دانشمندان‌ محدث‌ و فقیه‌ شیعی شکل گرفت. دربارۀ‌ ایشان گفته‌اند: «آن اندازه دانش که‌ از امام‌ باقر7، در زمینۀ تفسیر، کلام‌، فقه‌ و احکام حلال و حرام بر جای مانده، از هیچ‌ یک از فرزندان‌ حسنین: بر جای نمانده است.» (ابن‌شهرآشوب، 1956: ج 3، ص 327) با این حال نقش ایشان در پی‌ریزی دانش‌های حدیثی و تبیین قواعد و اصول آن، امری است که متأسفانه تاکنون مفغول مانده است. همة آنچه که تاکنون دربارة نقش امام باقر در توسعه و ترویج دانش‌های حدیثی نگاشته شده است، در حد صفحاتی چند در لابلای کتاب‌های تاریخ حدیث است که طبعاً نمی‌تواند آینة تمام‌نمای کوشش‌های ایشان باشد. از میان انبوه کتاب‌ها و مقالاتی که به بررسی ابعاد علمی شخصیت آن حضرت پرداخته‌اند، تنها مقاله‌ای با عنوان «امام باقر و حفظ و صیانت حدیث» درخور توجه و به بحث ما مربوط است. (غروی نائینی، 1385) مقالة یادشده با وجود نقاط قوت بسیاری که دارد و از نخستین تلاش‌ها در راستای تبیین نقش امام باقر در صیانت از حدیث به شمار می‌رود، به لحاظ اینکه تنها به موضوع جایگاه ایشان در صیانت از حدیث پرداخته و از مقولة نقش آن جناب در پایه‌ریزی دانش‌های حدیثی و قواعد علم‌الحدیث غفلت نموده است، دارای کاستی‌هایی است. به هر روی مقاله حاضر در صدد رفع این کاستی برآمده و در تلاش است تا کوشش‌های آن حضرت را در حوزة پی‌ریزی قواعد علم‌الحدیثی و آموزش آن به محدثان و نیز دریافت و تبلیغ حدیث بررسی نماید.

1. شاخصه‌های فرهنگی، اجتماعی و علمی دوران امام باقر7

   با مقایسه دوران امامت امام باقر7 با دوران‌های پیش و نیز دوران‌های پس از امامت فرزندش امام صادق7، می‌بینیم که این دوره دارای ویژگی‌ها و شاخصه‌های ممتاز و منحصر به فردی است به شرح زیر است:

1-1. کثرت شاگردان ایشان در مقایسه با ائمۀ پیشین؛ به گونه‌ای که طوسی در رجال خود، تنها نام 468 نفر را در ردیف اصحاب محدث امام باقر7 یاد کرده است. (طوسی، 1415: ص 123-151)

1-2. کثرت احادیث منقول از این امام؛ به گونه‌ای که روایات منقول از ایشان در مقایسه با سایر امامان پیشین و نیز امامان پسین، به غیر از امام صادق7، بسیار در خور توجه است؛ مسند ایشان حدود شش جلد است و تنها یکی از یاران ایشان به نام محمد بن مسلم، به گفتۀ خود، سی‌هزار مسئله از ایشان سؤال کرده است. (ابن‌شهرآشوب، 1956: ج 3، ص 327) دربارۀ جابر بن یزید جعفی هم گفته‌اند که او هفتادهزار حدیث از امام باقر7 دریافت داشته است. (حرعاملی، 1414: ج20، ص 151)

1-3. کثرت کتب و اصول تألیف‌شده؛ چنان‌که گفته‌اند بیشتر اصول چهارصدگانه شیعه در این دوران و دوران امام صادق7 تدوین شده است. (معارف، 1374: ص193)

1-4. کشمکش بر سر قدرت و ضعف حکومت حاکم؛ سال‌های امامت امام باقر مقارن با سال‌های پایانی حکومت بنی‌امیه و دوران افول قدرت آنان بود. امام‌ باقر7 با پنج خلیفۀ‌ اموی معاصر بود (ر.ک: یعقوبی، بی‌تا: ج 2، ص 269-320) که بیشتر آنان مدت زمان کمی فرصت حکومت پیدا کردند و همین امر در کنار عوامل دیگری مانند قیام زید (ر.ک: مفید، 1414: ج 2، ص 171؛ ابن‌اثیر، 1966: ج 5، ص 242) و به فاصلۀ دو سال پس از آن، قیام یحیی، (ر.ک: ابن‌اثیر،1966: ج 5، ص 271) باعث شد تا میزان فشارها و کنترل‌ها بر روی امام باقر7، در مقایسه با ائمه پیشین، کمتر شود و ایشان امکان برقراری ارتباط با مردم و نشر علوم اسلامی را داشته باشند.

1-5. صدور فرمان کتابت حدیث؛ کتابت‌ و تدوین‌ رسمی حدیث‌ که از زمان خلیفۀ دوم ممنوع‌ شده بود، (خطیب بغدادی، 1974: 52) در این دوره، به فرمان عمر بن‌ عبدالعزیز لغو و فرمان کتابت و تدوین عمومی و رسمی حدیث صادر شد. (دارمی، 1349: ج 1، ص 126) این‌ فرمان‌ سبب‌ شد تا زمینه‌ برای کتابت‌ و تدوین‌ حدیث‌ توسط‌ شیعیان‌ و برگزاری جلسات‌ علنی آموزش‌ حدیث‌ توسط امام‌ باقر7 آماده‌ شود؛ هر چند شیعیان پیش از این فرمان نیز به فرمان امامان معصوم به نقل و کتابت حدیث اشتغال داشتند. (معارف، 1381: ص 208)

2. شاخصه‌های حدیث‌پژوهی در دوران امام باقر7

   مجموع عوامل پیش‌گفته باعث شد تا فرهنگی مخصوص در رابطه با حدیث در آن دوران شکل گیرد که مهم‌ترین شاخصه‌های این فرهنگ را در موارد زیر می‌توان شماره کرد:

2-1. آغاز پرسش‌گری: فتوحات به دست‌آمده و آشنایی مسلمانان با فرهنگ‌های سایر ملل باعث پیدایش شبهات و پرسش‌هایی جدید در اذهان مسلمانان این دوران شد و دانشمندان مشهور آن دوران، که از پاسخگویی به این شبهات عاجز بودند، به باب علم پیامبر6 روی آوردند. قتاده، که نزد بسیاری از فقها، از جمله ابن‌عباس شاگردی کرده است، اذعان می‌کند که تنها نزد امام باقر7 حیران و مضطرب می‌گشته است. (محمدی ری‌شهری، 1416: ج 2، ص 979) عبدالله بن عطاء عالمان را نزد هیچ‌کس متواضع‌تر از زمانی که نزد امام باقر7 بوده‌اند، نمی‌بیند. او حکم بن عتیبه را نزد امام باقر به سان کودکی قلمداد می‌کند که نزد معلمش نشسته است. (مفید، 1414: ج 2، ص 160) محمد بن مسلم پاسخ همۀ سؤالاتش را نزد امام باقر می‌یابد و حدود سی‌‌هزار حدیث نزد ایشان فرامی‌گیرد. (ابن‌شهرآشوب، 1956: ج 3، ص 327) البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که خود امام باقر7 در روی آوردن اصحاب به پرسش‌گری و ترغیب آنان به تحقیق و تفحص نقشی درخور داشتند؛ چنان‌که در حدیثی از ایشان می‌خوانیم:

   العِلمُ خَزائنٌ وَ المَفاتِیحُ السُّؤالُ فَاسألُوا یَرحَمُکُمُ اللهُ فَإنَّهُ یُؤجَرُ فِی العِلمِ أربَعَهٌ: السّائلُ وَ المُتَکَلِّمُ وَ المُستَمِعُ وَ المُحِبُّ لَهُم؛ (صدوق، 1362: ص 245)

2-2. ارتقای علمی و فرهنگی شیعیان و اصحاب ائمه: اغلب راویان، در دوره‌های پیشین، حدیث را بیشتر برای تیمن و تبرک، می‌آموختند، اما در این دوران، با ارتقای فرهنگی اصحاب، دیگر نه فقط برای تیمن و تبرک، بلکه برای یادگیری اصولی و کشف لایه‌های ناپیدای علوم، به خوان دانش اهل‌بیت مراجعه می‌کردند. بدیهی است که سؤالات افرادی مانند زراره، حمران بن اعین، ابان بن تغلب و ...، که فقیهانی به نام بودند، نمی‌توانست از روی تیمن و تبرک باشد. امام نیز با تبیین جایگاه حدیث، یارانش را در این مسیر تأیید و یاری می‌کردند؛ ایشان حدیث اهل‌بیت را زنده‌کننده دل‌ها معرفی می‌کردند: «إنَّ حَدیثُنا یُحیی القُلوبَ.» (صدوق، 1362: ص 22) و مردم را به تمسک به سنت پیامبر فرامی‌خواندند: «قالَ رَسولُ اللهِ: مَن تَمَسَّکَ بِسُنّتِی فِی اختِلافِ أمّتِی کانَ لَه أجرُ مِائهَ شَهیدٍ.» (برقی، 1330: ج1، ص27) و بدین‌سان، با تبیین جایگاه و اهمیت حدیث، سطح فرهنگی اصحاب و نوع دید آنان نسبت به کلام اهل‌بیت را ارتقا می‌بخشیدند.

2-3. کثرت مراجعۀ مردم به اهل‌بیت: جایگاه‌ ویژۀ‌ اهل‌بیت: در نقل‌ احادیث‌ پیامبر6، که‌ در صد سال گذشته فراموش‌ شده‌ بود، در این دوران برای تمامی مسلمانان‌ شناخته‌ شد. عموم محدثان، در این دوران، بهترین‌ سند احادیث‌ پیامبر6 را طریقی می‌دانستند که‌ از طریق‌ ائمۀ اهل‌بیت به‌ رسول اللّه‌6 می‌رسید. (عینی، بی‌تا: ج 7، ص 174؛ مبارکفوری، 1990: ج 9، ص270) مجموع این عوامل باعث شد زمینۀ خوبی برای فعالیت در عرصه علم و فرهنگ، به ویژه در عرصۀ دانش حدیث، برای امام باقر7 فراهم شود. در ادامه مهم‌ترین فعالیت‌های ایشان در عرصۀ حدیث را بررسی می‌کنیم.

3. تأثیرات امام باقر7 بر حدیث شیعه

3-1. انتشار و همگانی نمودن حدیث از طریق جلسات عمومی و خصوصی

   پس‌ از فرمان‌ کتابت حدیث توسط عمر بن‌ عبدالعزیز، (دارمی، 1349: ج 1، ص 126) افراد زیادی به‌ این کار اقدام‌ کردند. امام باقر7، که با تأسی به سلف صالح خود، به فرمان منع کتابت حدیث، بی‌اعتنا بودند، (معارف، 1381: ص 201) با آزاد شدن نگارش حدیث و مناسب شدن جوّ عمومی، فرصت بهتری را برای بسط دانش پیامبر6 و امامان پیشین پیدا کردند. مسلمانان، به ویژه شیعیان، که ایشان را تنها وسیلۀ مطمئن برای دستیابی به علوم پیامبر می‌دانستند، در جلسات عمومی - که در مسجد ‌النبی، مسجد کوفه و موسم حج برگزار می‌شد- یا در جلسات خصوصی - که اغلب در منزل امام و در ساعات بین نماز ظهر و عصر و ساعات ابتدایی شب برگزار می‌شد (طوسی، 1363: ج 1، ص 256)- به محضر ایشان می‌رسیدند و احادیث ایشان را ثبت و منتشر می‌ساختند. امام باقر7، علاوه بر جلسات عمومی و اختصاصی، گاه نیز از روش نامه‌نگاری در نشر حدیث بهره می‌بردند؛ نامۀ امام به سعدالخیر، نمونه‌ای از این نوع فعالیت‌هاست. (کلینی، 1363: ج 8، ص 52)

3-2. نشر حدیث از طریق پایه‌گذاری سیستم ارجاع به افراد متخصص

   علاوه بر روش‌های پیش‌گفته که کم و بیش در دورۀ امامان پیشین هم از آن‌ها استفاده می‌شد، در این دوره روشی دیگر نیز برای تبلیغ و انتشار حدیث توسط امام باقر7 ابداع شد که سیستم ارجاع به افراد و اصحاب متخصص بود؛ امام‌ باقر7 خطاب‌ به‌ ابان‌ بن‌ تغلب‌، از شاگردانِ فقیه‌ خویش،‌ فرمودند:

   «در مسجد مدینه‌ بنشین‌ و برای مردم‌ فتوا بده. من‌ دوست‌ ‌دارم‌ که افرادی مانند تو را‌ در میان‌ شیعیانم‌ ببینم‌.» (نجاشی، 1415: ص 10)

   ایشان‌ در پاسخ‌ به‌ پرسش‌های سلیم‌ بن‌ ابی‌حیه‌، او را به ابان بن تغلب ارجاع می‌دهند و روایت‌های ابان را به منزلۀ روایت خود معرفی می‌نمایند. (نجاشی، 1415: ص 13) امام صادق7 نیز عبدالله بن ابی‌یعفور را، که برای رسیدن به محضر امام با مشکلاتی مواجه است، برای یافتن پاسخ پرسش‌های خود، به‌ محمد بن‌ مسلم ارجاع‌ می‌دهند؛ چرا که به بیان امام، او احادیث بسیاری را از امام باقر7 شنیده بوده و نزد ایشان بسیار شناخته‌شده بود. (حر عاملی، 1414: ج 27، ص 144)

3-3. نشر حدیث از طریق پایه‌گذاری فرهنگ عرضه حدیث

   روش دیگر نشر حدیث که در زمان امام باقر7 آغاز و در دوره‌های بعد گسترش یافت، روش عرضۀ احادیث نبوی بود؛ بدین ترتیب که محدث، حدیثی را که به واسطۀ دیگران از رسول خدا6 به دست آورده و در فهم معنای آن عاجر است، نزد امام7 می‌آورد و نخست از صحت انتساب آن به پیامبر جویا می‌شود و در صورت صحت انتساب، مفهوم آن را از امام فرامی‌گیرد. این روش بی‌تردید یکی از بهترین روش‌ها برای روایت و درایت حدیث است که تا این دوران سابقه نداشته است. به‌ این‌گونه‌ مراجعات‌ در اصطلاح‌ علم‌ حدیث‌ عرضۀ‌ حدیث‌ گویند. (دربارۀ عرضه حدیث و کیفیت و شواهد آن در زمان معصومان ر.ک: مسعودی، 1376: ص 29-54) نتیجۀ این‌ مراجعات‌ صدور احادیث‌ جدیدی بود که‌ برخی از آنان‌ به‌ صورت‌ قواعد حدیثی شناخته‌ می‌شود. ویژگی این‌گونه‌ قواعد حدیثی آن است‌ که مقیاس‌ صحیح‌ و راهکار مواجهه‌ با احادیث‌ را برای محدثان‌ و فقیهان روشن‌ می‌سازد. برای مثال در روایتی از امام باقر7 می‌خوانیم:

   «اِنَّ حدیثُنا صَعبٌ مستصعبٌ لایؤمنُ بِه اِلا ملکٌ مقربٌ اَو نبیٌ مرسلٌ اَو عبدٌ امتحنَ اللهُ قلبَه للاِیمانِ فَما عرفَت قُلوبُکم فَخُذُوه وَ ما اَنکَرت فَرُدُّوهُ ِالَینا» (صفار، 1362: ص 41)

   قاعده‌ای که از این حدیث می‌توان برداشت کرد، پرهیز از تکذیب و انکار شتاب‌زدۀ حدیث است؛ چرا که انکار شتاب‌زده ممکن است به انکار سخن معصوم بیانجامد و انکار سخن معصوم، کفر است؛ چنان‌که در نقل دیگری از روایت فوق هم در ذیل حدیث به این مطلب اشاره شده است:

   «وإنَّما الْهالِكُ أنْ يُحَدَّثَ أحَدُكُمْ بِشَئٍ مِنْهُ لا يَحْتَمِلُهُ، فَيَقُولُ: "وَاللهِ مَا كانَ هَذا وَاللهِ مَا كانَ هَذا،" وَالإنْكارُ هُوَ الْكُفْرُ.» (کلینی، 1363: ج 1، ص 401)

3-4. گستراندن عرضۀ احادیث نبوی

   امام‌ باقر7 در جامعه‌ای می‌زیست که به سبب وجود حاکمانی نااهل، در طول ده‌ها سال از سنت و سیرۀ رسول خدا6 فاصله گرفته بود و سنت پیامبر فراموش شده بود.‌‌ ایشان با بیان‌ احادیث‌ پیامبر سعی می‌نمودند تا مردم‌ را با فرهنگ‌ ناب‌ نبوی آشنا سازند و سنت و سیرۀ ایشان را در جامعه احیا نمایند. امام پیوسته‌ به‌ راوی بودن‌ خود تأکید می‌کرد؛ چنان‌که خطاب به جابر می‌فرماید:

   «ای جابر، به‌ خدا سوگند اگر ما از جانب‌ خودمان‌ برای مردم حدیث بگوییم، یقیناً هلاک خواهیم ‌شد؛ آنچه که ما برای مردم‌ بیان‌ می‌کنیم‌، بر‌گرفته‌ از احادیث‌ نبوی است‌ که از بزرگان و پیشینیان به ما به ارث رسیده است و از این‌ سخنان، آن‌چنان‌ که مردم از طلا و نقره‌شان نگهداری می‌کنند، محافظت می‌نماییم.» (صفار، 1362: ص320)

   و نیز در پاسخ جابر که از امام می‌خواهد، هرگاه حدیثی برای او بازگو می‌کند، سندش را نیز بیان کند، می‌فرماید:

   «حَدَّثَنِی اَبی عَن جَدّی عَن رسولِ‌اللهِ عَن جَبرئیلَ عَن اللهِ تَبارکَ و تَعالی وَ کُلُّ ما اُحَدِّثُکَ بِهذَا الاِسنادِ.» (حر عاملی، 1414: ج 27، ص 98)

3-5. ترغیب به حدیث‌پژوهی

   یکی از اقدامات حدیثی امام باقر7 ترغیب مردم به حدیث‌پژوهی و فراگرفتن حدیث است. این امر بیشتر از طریق بیان و تبیین پاداش عالمان و متعلمان انجام شده است؛ چنان‌که در حدیثی از ایشان می‌خوانیم:

   إنَّ الّذِی تَعَلّمَ العِلمَ مِنکُم لَه مِثلُ أجرُ الّذِی یُعلّمُه وَ لَه الفَضلُ عَلَیه تَعَلّمُوا العِلمَ مِن حَمَلَ-ﺔِ العِلمِ وَ عَلّمُوهُ إخوانَکُم کَما عَلَّمَکُم العُلَماءُ. (صفار، 1362: 24)

   امام، علاوه بر ترغیب مردم به دانشجویی، عالمان را نیز به آموزش دادن به دیگران ترغیب می‌کردند:

   مَن عَلّمَ بابَ هُدیً فَلَهُ مِثلُ أجرُ مَن عَمِلَ بِهِ وَ لایَنقُصُ أولئِکَ مِن أجُورِهِم شَیئاً. (کلینی، 1363: ج 1، ص 35)

3-6. تربیت شاگردان زبده

   مناسب‌ بودن‌ شرایط عمومی جامعه موجب‌ شد‌‌ راویان‌، عالمان و فقیهان‌ از تودۀ‌ مردم‌ متمایز شوند. در دوره‌های پیشین، کمتر افرادی پیدا می‌شدند که تمام زندگی خود را وقف حدیث و دانش نمایند و اغلب محدثان، ضمن آنکه به کسب و کار روزمره می‌پرداختند، در کنار آن به نقل روایات پیامبر نیز اهتمام می‌ورزیدند. اما در این دوران شرایطی فراهم شد که برخی از مردم، توانستند تمام وقت خود را صرف حدیث و دانش نمایند و حوزه‌ها و جلسات درس و بحث فراهم کنند و حتی از این راه ارتزاق نمایند. این امر باعث شد افرادی متخصص و زبده در علوم و فنون حدیث تربیت یابند. امام باقر7 پیشگام عرصۀ تربیت افراد متخصص و صاحب رأی در حدیث و تفسیر و سایر علوم بودند. طوسی در رجال خود، نام 468 نفر را در ردیف اصحاب محدث امام باقر7 یاد کرده است. (طوسی، 1415: ص123-151) ایشان به حدی به شاگردان خود توجه داشتند که در آستانۀ شهادتشان، فرزندشان امام صادق7 را به تعلیم و تربیت آن‌ها سفارش می‌کند و امام صادق7، در پاسخ پدرشان عرض می‌کنند:

   «آنان را به گونه‏ای پرورش می‏دهم که از جهت علوم دینی به کمال برسند و در هر شهری که باشند، به دانش شخص دیگری نیازمند نباشند.» (کلینی، 1363: ج 1، ص 306)

   از مهم‌ترین این افراد، زراره بن اعین، معروف بن خربوذ، برید بن معاویه، فضیل بن یسار، ابوبصیر اسدی و محمد بن مسلم را می‌توان نام برد که به گروه اول اصحاب اجماع معروف‌اند. (طوسی، 1404: ج 2، ص 507) امام صادق7 از چهار نفر از یاران مشترک خود و پدر بزرگوارشان بسیار نام برده و آنان را با عباراتی همچون أربعةُ نُجَباء، أمناءُ اللهِ علی حلالِه و حرامِه‏ (طوسی: 1404: ج 1، ص 398)، القَوّامُونَ بِالْقِسْطِ، السّابِقُونَ السّابِقون (طوسی: 1404: ج1، ص 399)، أوتادُ الارضِ، أعلامُ الدینِ (طوسی، 1404: ج2، ص507)‏، حُفّاظُ الدّینِ و أمناءُ أبی‏ (طوسی، 1404: ج1، ص 348) می‌ستود و ایشان را به بهشت بشارت می‌داد‏. عظمت و کارایی این گروه به اندازه‏ای است که امام صادق7 در رثای آنان می‌فرمایند:

   «اگر آنان نبودند آثار نبوت منقطع‏ می‌شد و از بین می‌رفت.» (طوسی، 1404: ج 1، ص 398)

و می‌فرمودند:

   «ایشان، چه در دنیا باشند و چه از دنیا رفته باشند، همواره‏ زینت شیعه هستند.» (طوسی، 1404: ج 2، ص 508)

همچنین ایشان دربارۀ جمعی از یاران پدرشان می‌فرمایند:

   «کسی را نیافتم‌ که‌ یاد ما و احادیث‌ پدرم‌ را زنده‌ نماید؛ مگر زراره‌، ابوبصیر مرادی، محمد بن‌ مسلم‌ و برید بن‌ معاویه و اگر ایشان‌ نبودند کسی را توان‌ یافتن‌ و استنباط راه‌ هدایت‌ نبود. آنان‌ پاسداران‌ دین‌ و امینان‌ پدرم‌ بودند.» (حر عاملی، 1414: ج 27، ص 144؛ طوسی، 1404: ج 1، ص 348)

3-7. تاثیرگذاری بر محدثان اهل‌سنت

   از دیگر فعالیت‌ها و اقدامات امام باقر7 در عرصۀ حدیث، می‌توان بر تأثیر بسزای ایشان بر محدثان عامه اشاره کرد. منع‌ نگارش‌ حدیث‌ باعث کمبود منابع در عرصۀ حدیث شد و این امر بیش از همه کار محدثان‌ اهل‌سنّت را دشوار ساخت. آنان‌ از بیشتر احادیث‌ پیامبر6 اطلاع‌ کامل‌ نداشتند و شاید همین امر باعث شد که به‌ قیاس‌ و استحسان‌ روی آورند. پس از رفع ممنوعیت تدوین حدیث، آنان که سال‌های سال از گنجینۀ روایات نبوی محروم بودند، در جستجوی احادیث پیامبر، به امام باقر7 و پس از ایشان به امام صادق7 رسیدند و ایشان را گنجینه‌ای از دانش یافتند و به همین سبب پای درس ایشان نشستند و این امر مقدمات تأثیرگذاری ایشان بر محدثان اهل‌سنت را فراهم ساخت. بسیاری از راویان‌ غیرشیعی، روایت‌ رسول‌ خدا6 را از صادقین: نقل‌ کرده‌اند. حجاج بن ارطاه، حکم بن عتیبه، سلیمان بن اعمش، عبدالله بن عطاء، عبدالرحمان اوزاعی، عبدالملک بن جریج، عطاء بن ابی‌رباح، ابن‌شهاب زهری، ابواسحاق سبیعی و ... از مهم‌ترین راویان اهل‌سنت هستند که از امام باقر حدیث نقل کرده‌اند. (مزی، 1985: ج 26، ص 139) سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، شعبه بن حجاج، ضحاک بن مخلد، عبدالعزیز بن عمران زهری، عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج، مالک بن انس، ابوحنیفه، یحیی بن سعید قطان و ... نیز از مهم‌ترین محدثان اهل‌سنت هستند که از امام صادق7 روایت نقل کرده‌اند. (مزی، 1985: ج 5، ص 75) برخی از آن‌ها مثل اعمش، (صفار، 1362: ص 77، 211، 436؛ طوسی، 1363: ج 4، ص 158؛ 1364: ج 9، ص 315، حر عاملی، 1414: ج 2، ص295، 390؛ ج3، ص48، 79، 182، 306 و ...) و اسماعیل‌ بن‌ ابی‌زیاد سکونی، (کلینی، 1363: ج1، ص12، 23، 46، 71؛ ج2، ص47، 54، 79 و ...) و افراد دیگر، روایاتشان‌ در جوامع‌ شیعی هم‌ نقل‌ شده‌ و موثق‌ تلقی می‌شود.

   در مجموع در مهم‌ترین منابع حدیثی اهل‌سنت، اعم از صحاح و سنن و مستدرکات آن‌ها، حدود 542 روايت و با حذف مكررات 334 روايت از امام باقر آمده است كه این میزان روایت، در مقایسه با تعداد روایات ائمه پیش از امام باقر در منابع اهل‌سنت، به جز روایات امام علی7، عددی درخور توجه است؛ هرچند در مقایسه با سایر افرادی که اهل‌سنت آن‌ها را هم‌طبقۀ امام باقر می‌دانند، تعداد روایات کمتری از ایشان گزارش کرده‌اند. (جهت اطلاع از میران رویکرد اهل‌سنت به روایات امام باقر ر.ک: امینی، 1387: ص 168)

3-8. تبیین راهکارهای دریافت، نقد و فهم حدیث

یکی از اقدامات امام باقر7 در حوزۀ حدیث، تبیین برخی قواعد و چارچوب‌های کلی علم حدیث و راهکارهای دریافت، نقد و فهم حدیث است که در ادامه به برخی از این قواعد اشاره می‌کنیم:

3-8-1. تبیین حجیت کلام اهل‌بیت

   یکی از مباحث اساسی در دانش حدیث، حجیت کلام معصومان است. در صدر اسلام برخی از مسلمانان با سر دادن شعار انحرافی «حَسبُنا کِتابَ‌اللهِ» (بخاری، 1988: ج 5، ص 138) و پس از آن منع تدوین حدیث، (ابوریه، بی‌تا: ص 47) بنای انحراف از سنت و سیره پیامبر و معصومان را پی‌ریزی کردند. امام باقر7 در راستای مبارزه با این انحراف و ترغیب مردم به پیروی از سنت پیامبر و معصومان، به تبیین دلایل حجیت کلام اهل‌بیت می‌پرداختند؛ چنان‌که به نقل از پیامبر6 می‌فرمایند:

   فِی کُلِّ خَلفٍ مِن أمّتِی عَدلاً مِن أهلِ‌بَیتِی یَنفِی عَن هذَا الدِّینِ تَحرِیفَ الغالِینَ وَ انتِحالَ المُبطِلینَ وَ تأویلَ الجُهّالَ وَ إنَّ أئِمّتَکُم وَفدُکُم إلَی اللهِ فَانظُرُوا مَن تُوفدُوا فِی دِینِکُم وَ صَلَواتِکُم. (حمیری، 1413: ص 77) «پس از من، در هر دوره‌ای، فردی عادل از اهل‌بیت من در میان مردم خواهد بود که تحریفات دین را می‌زداید و اقدامات دشمنان را باطل می‌سازد و تأویلات افراد جاهل را نفی می‌کند. به راستی که پیشوایان شما نماینده شما نزد خدا هستند؛ پس بنگرید که چه کسانی را در دین و باورهایتان به نمایندگی انتخاب می‌کنید.»

3-8-2. توجه دادن به لزوم دقت در سماع حدیث

   یکی از مسائل مهم در علم حدیث، کیفیت تحمل حدیث است. در میان طرق تحمل حدیث نیز روش «سماع»، بنا به دلایلی، از جمله ارتباط مستقیم راوی با شیخ حدیث، جایگاه ویژه‌ای دارد. (دربارۀ طرق تحمل حدیث و اصول و قواعد مربوط به آن ر.ک: مدیرشانه‌چی، 1372- ب: ص170) امام باقر7، راویان را به دقت در سماع فرا می‌خوانند؛ چنان‌که می‌فرمایند:

   إذا جَلَستَ إلی عالِمٍ فَکُن عَلی أن تَسمَعَ أحرصُ مِنکَ عَلی أن تَقُولَ وَ تَعَلّم حُسنَ الإستِماعِ کَما تَتَعَلّمُ حُسنَ القَولِ وَ لاتَقطَع عَلی أحدٍ حَدیثَهُ؛ (مجلسی، 1983: ج 1، ص 222) «زمانی که نزد عالمی نشستی، برای شنیدن، از سخن گفتن حریص‌تر باش؛ خوب گوش دادن را فرا بگیر همان‌گونه که خوب سخن گفتن را یاد می‌گیری. سخن کسی را که حدیث می‌گوید، قطع نکن.»

   نکتۀ جالب در این حدیث، پرهیز از قطع نمودن کلام شیخ حدیث است؛ چرا که قطع نابجای سخن شیخ حدیث ممکن است به تقطیع حدیث بیانجامد که خود آفتی در حدیث به شمار می‌رود. (دربارۀ تقطیع حدیث و پیامدها و شرایط آن، ر.ک: مدیرشانه‌چی، 1372- الف: ص 128) امام در حدیثی دیگر حتی مراحل تحمل و ادای حدیث را نیز تبیین کرده‌ و آن را در خوب شنیدن، خوب حفظ کردن، عمل کردن به آموخته‌ها و انتشار و همگانی نمودن آن خلاصه کرده‌اند:

   عَن جَعفَر بنِ مُحمّد عَن أبیهِ قالَ: جاءَ رَجُلٌ إلَی النّبِیِّ فَقالَ: یا رَسولَ اللهِ مَا العِلمُ؟ قالَ: الإنصافُ، قالَ ثُمَّ مَه؟ قالَ: الإستِماعُ لَه، قالَ: ثُمَّ مَه؟ قالَ: الحِفظُ لَه، قالَ: ثُمَّ مَه؟ قالَ: العَمَلُ بِهِ، قالَ: ثُمَّ مَه؟ قالَ: نَشرُهُ. (صدوق: 1362: ص 287)

3-8-3. توجه دادن به مسئلة پرهیز از اعتماد به راویان ضعیف

   یکی دیگر از اصول علم روایت حدیث، پرهیز از اعتماد به راویان ضعیف است. امام باقر7 در این زمینه نیز سخنان درخور توجهی دارند؛ چنان‌که می‌فرمایند:

   مَن عَرَفَ مِن عَبدٍ مِن عُبَیدِاللهِ کِذباً إذا حَدّثَ وَ خُلفاً إذا وَعَدَ وَ خِیانَهً إذا ائتَمَنَ ثُمّ ائتَمَنَهُ عَلی أمانَهٍ کانَ حقاً عَلَی اللهِ أن یَبتَلیَهُ فِیها ثُمّ لا یُخلّفَ علیهِ وَ لا یأجُرَه؛ (حر عاملی، 1414: ج 19، ص 88) هرکس دروغ بنده‌ای را بفهمد یا خلف وعده‌اش را ببیند و بر خیانتش شاهد باشد و با این حال او را بر امانتی، امین گرداند، بر خداست که او را در آن مسئله دچار مصیبت کند و هیچ پاداشی بر او قرار ندهد.

   بدیهی است که احادیث اهل‌بیت: یکی از مهم‌ترین مصادیق امانت است که می‌تواند مشمول این سخن امام قرار بگیرد. امام در جای دیگر، مردم را از روی آوردن به دانشمندان ستمگر و نیز عابدان جاهل نهی می‌کنند؛ چرا که هر دو گروه یادشده از مهم‌ترین عوامل انحراف و گمراهی به شمار می‌روند. (مجلسی، 1983: ج 1، ص 207)

3-8-4. توجه دادن به لزوم اعتماد به راویان موثق

   امام، علاوه بر نهی مردم از اعتماد به راویان غیرقابل اعتماد، آنان را به پی‌جویی دربارۀ راویان و شناسایی راویان موثق و اخذ سخنان آنان فرامی‌خواند. ایشان دربارۀ آیة ﴿فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ﴾ (عبس/24) یکی از مصادیق طعام را دانشی می‌داند که انسان به دست می‌آورد و اینکه انسان باید دقت کند که دانش خود را از چه کسی فرامی‌گیرد. (کلینی، 1363: ج 1، ص50) ایشان می‌فرمایند:

   سارِعُوا فِی طَلَبِ العِلمِ فَوَالّذِی نَفسِی بِیَدِهِ لَحَدیثٌ واحِدٌ فِی حَلالٍ وَ حَرامٍ تَأخُذُهُ عَن صادِقٍ خَیرٌ مِنَ الدّنیا وَ مَا حُمّلَت مِن ذَهَبٍ وَ فِضّهٍ؛ (حر عاملی، 1414: ج 27، ص 98)

3-8-5. تبیین بحث وجود احادیث جعلی

   یکی از مسائل علم حدیث، پذیرش وجود احادیث جعلی است؛ چنان‌که بپذیریم احادیث جعلی در منابع روایی ما کم و بیش وجود دارد، ضرورت علم رجال و دانش‌های مرتبط با کشف احادیث مجعول نیز از این رهگذر تبیین می‌شود. امام باقر7 با استناد به سخن پیامبر6، وجود احادیث جعلی و دروغین را در لابلای میراث حدیثی موجود در میان مسلمانان تأیید و در این زمینه به مؤمنان هشدار می‌دهند. (حمیری، 1413: ص 92) امام حتی در موارد لازم نمونه‌هایی از احادیث جعلی را که در میان مردم مشهور شده است، ذکر و جعلی بودن آن‌ها را اثبات نموده‌اند؛ چنان‌که می‌فرمایند:

   إنّ أوّلَ مَن استَحَلَّ الأمَراءَ العَذابَ لَكذبهٌ كَذَبَها أنسُ بنُ مالكِ عَلى رسولِ اللهِ صلّى اللهُ عليهِ و آلِهِ وَ سَلّمَ سمّر يدَ رَجُلٍ إلى الحائطِ وَ مِن ثَمّ استَحَلَّ الأمراءُ العذابَ؛ (صدوق، 1966: ج 2، ص 541) نخستین چیزی که شکنجه نمودن را برای حکام جایز قلمداد کرد، دروغی بود که انس بن مالک بر رسول خدا بست که پیامبر دست مردی را با میخ به دیوار کوفت. و از اینجا بود که شکنجه کردن حلال شمرده شد.

   امام در این سخن، نه تنها جاعل و مجعول را معرفی می‌کنند، بلکه پیامدهای آن را نیز یادآور شده‌اند. 

3-8-6. ابداع شیوۀ مشیخه‌نویسی

   یکی از روش‌های محدثان برای اختصار اسناد، روش مشیخه‌نویسی است؛ به این صورت که احادیث را بدون ذکر اسناد در کتاب خود می‌آورند و آنگاه در آخر کتاب یا در جای دیگر، طرق خود را به راویان و کتب به طور مفصل گزارش می‌کنند و بدین ترتیب از تکرار اسناد جلوگیری می‌کنند. (ر.ک: مدیرشانه‌چی، 1372- الف: ص 22) شاید بتوان گفت که حدیث معروف امام باقر7 خطاب به جابر، بتواند اولین سنگ‌ بنای مشیخه‌نویسی باشد. در این حدیث جابر از امام می‌خواهد که هرگاه حدیثی برای او بیان می‌کند، سند آن را نیز بازگو کند. امام در پاسخ به او به سند «حَدَّثَنِی اَبِی عَن جَدِّی عَن رَسولِ اللهِ6 عَن جبرئیلَ عنِ اللهِ تبارکَ و تعالی» اشاره فرموده و سپس فرمودند:

   «هرگاه برای تو حدیثی بازگو می‌کنم، سند آن، این است.» (حرعاملی، 1414: ج 27، ص 97)

3-8-7. تبیین اصول نقد متن حدیث

   یکی از مسائل مهم در دانش حدیث، مبانی و اصول نقد متن روایات و شناسایی روایت‌های مجعول است. امام در این زمینه نیز با ارائۀ راهکارهایی، محدثان را راهنمایی و باب‌هایی را پیش روی آنان گشوده‌اند؛ چنان‌که در حدیثی به نقل از پیامبر، مخالفت حدیث با قرآن را یکی از معیارهای شناسایی حدیث مجعول معرفی می‌کند: «سَیُکذَبُ عَلَیَّ کاذبٌ کَما کُذُبَ عَلی مَن کانَ قَبلِی فَما جاءَکُم عَنّی مِن حَدیثٍ وَافَقَ کِتابَ اللهِ فَهُوَ حَدِیثِی وَ مَا خَالَفَ کِتابَ اللهِ فَلَیسَ مِن حَدیثِی» (حمیری، 1413: ص 92) ایشان، در جای دیگر موافقت حدیث با سنت قطعی پیامبر را ملاک تشخیص صحت حدیث معرفی می‌فرماید؛ چنان‌که به نقل از رسول خدا6 می‌فرماید: «مَن تَمَسَّکَ بِسُنّتِی فِی اختِلافِ أمّتِی کانَ لَه أجرُ مِائهَ شَهیدٍ.» (برقی، 1330: ج 1، ص 27) که یکی از مهم‌ترین مصادیق اختلاف، اختلاف بر سر صحت یا عدم صحت حدیث است. 

 

3-8-8. پرهیز از انکار شتاب‌زدۀ حدیث

   گفتیم که شناسایی احادیث مجعول، امری مهم در دانش حدیث است. با این حال باید توجه داشت که افراط در این امر نیز ممکن است موجب گمراهی شود؛ چرا که گاه سطحی‌نگری در این زمینه ممکن است به رد سخن معصوم بیانجامد که پیامد آن کفر و انحراف است. امام در بیانی شیوا و مشهور، مؤمنان را از این خطر آگاه و در این زمینه به آن‌ها هشدار می‌دهند؛ آنجا که می‌فرمایند:

   اِنَّ حدیثُنا صَعبٌ مستصعبٌ لایؤمنُ بِه اِلا ملکٌ مقربٌ اَو نبیٌ مرسلٌ اَو عبدٌ امتحنَ اللهُ قلبَه للاِیمانِ فَما عرفَت قُلوبُکم فَخُذُوه وَ ما اَنکَرت فَرُدُّوهُ ِالَینا و إنَّما الْهالِكُ أنْ يُحَدَّثَ أحَدُكُمْ بِشَئٍ مِنْهُ لا يَحْتَمِلُهُ، فَيَقُولُ: "وَاللهِ مَا كانَ هَذا وَاللهِ مَا كانَ هَذا،" وَالإنْكارُ هُوَ الْكُفْرُ. (صفار، 1362: ص 41؛ کلینی، 1363: ج 1، ص 401)

3-9. معرفی غالیان و منحرفان و راویان غیرقابل اعتماد و برخورد با آنان

   با صدور فرمان تدوین حدیث، با توجه تشنگی پديدآمده از منع قبلی که دهها سال به طول انجاميده بود، حديث‌نويسی و کتابت رسمی و عمومی حدیث به طور گسترده‌ای آغاز شد. بدیهی است که در این میان، بسیاری از احاديث ساختگی نیز، که در طول سال‌های ممنوعیت کتابت حدیث، با حمایت بنی‌امیه و به دست جاعلان حدیث جعل شده و بخشی از فرهنگ مسلمانان را شکل داده بود، با نام حدیث، در متون حدیثی وارد شد. این نوشته‌ها، که اغلب بدون نظارت دقیق و نقد جدی، به طور گسترده در محافل علمی و عمومی مسلمانان ارائه می‌شد، آفتی برای حدیث به شمار می‌رفت. علاوه بر این، آفتی خاص گریبان شیعه را گرفته بود و آن جریان غالیان بود که دست جعل آنان، جریان حدیث شیعه را آلوده می‌کرد. ماجرای قصه‌پردازان و داستان‌های دروغین و اسرائیلی آنان هم کم و بیش در جامعۀ اسلامی رواج داشت. مجموع این عوامل باعث می‌شد که ساحت مقدس حدیث رسول خدا6، به احادیث جعلی و دروغین آلوده شود و عموم مردم هم که توانایی شناخت حدیث مجعول از غیرمجعول را نداشتند، به همۀ این احادیث به دیدۀ قبول می‌نگریستند. در این فضای آشفته که گاه شناسایی افراد دروغگو و مغرض غیرممکن می‌نمود، امام به معرفی و رسوا نمودن راویان کذاب و دروغگو و جاعل می‌پرداختند تا مؤمنان از مراجعه به آنان خودداری کنند. یکی از این افراد بنان است که امام او را معرفی و و لعن نموده و کذب او را آشکار ساخته است. (طوسی، 1404: ج 2، ص 590)

3-10. بر جای نهادن میراث حدیثی منحصر به فرد

   یکی دیگر از اقدامات امام باقر7 در حوزۀ علوم حدیث، بر جای نهادن میراث حدیثی منحصر به فرد است. آنچه از احادیث ایشان در زمینه‌های مختلف به دست ما رسیده است، نشان از فعالیتی فراگیر در همۀ حوزه‌های علوم اسلامی دارد. از آنجا که ژرف‌پژوهی و سؤال از دليل قرآنی و غير قرآنی احکام و معارف، مطرح‌ ساختن شبهه‏های متنوع در حضور امام، پرسش دربارۀ ملاحم و فتن دوره‌های پیشین، سؤال‏ از تفسير قرآن و عرضۀ آيات و روايات بر ايشان و کندوکاو در تمامی مباحث علمی، فلسفی و کلامی از ويژگی‌‌های راویان و محدثان این دوره است، لذا موقعيت اين دوران اقتضا می‌نمود که امام باقر7 در تمامی علوم اسلامی سخن بگويد و در حافظۀ تاريخ، ميراث پربهايی را از خود به يادگار گذارد. (مفید، 1414: ج 2، ص 162) در ادامه به حوزه‌های مختلفی که آثاری از امام باقر7 در آن به دست ما رسیده است، اشاره می‌کنیم:

3-10-1. میراث حدیثی امام باقر7 در زمینه قرآن و تفسير آن

   سفارش امام باقر7 به خواندن، حفظ کردن، تدبر در قرآن و عمل به آن در بسياری از متون حديثی آمده‏ است. (برای نمونه ر.ک: کلینی، 1363: ج 8، ص 52) امام باقر7 از صوتی خوش بهره‌مند بودند؛ چنان ‌که دربارۀ ايشان آمده است که از خوش‌ صدا‌ترين مردم در تلاوت‏ قرآن به شمار می‌رفتند. (کلینی، 1363: ج 2، ص 616) علاوه بر این، ایشان در زمینۀ تفسیر قرآن و تبیین قواعد آن نیز اقدامات ارزنده‌ای به سامان رسانده‌اند. قتاده، فقيه و مفسر بصره به حضور امام باقر7 می‌رسد. امام، برای امتحان او تفسیر آیه‌ای را از او می‌پرسد که وی آن آیه را با رأی خود تفسیر می‌کند. آنگاه امام، او را از تفسير به رأی بر حذر می‌دارند و آن را عامل هلاک و اهلاک معرفی می‌کنند و می‌فرمایند:

   وَیحَکَ یا قَتادَهُ إنّما یَعرِفُ القرآنَ مَن خُوطِبَ بِهِ؛ (کلینی، 1363: ج 8، ص312) وای بر تو ای قتاده، قرآن را فقط کسی [کامل] می‌شناسد که مخاطب واقعی قرآن‏ است.

   در روایات تفسیری امام باقر7 گاه تبیین مفهوم یک آیه مورد توجه قرار گرفته است؛ چنان‌که در تبیین آیۀ ﴿وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَی﴾ (طه/82) آن را به معنای طرد و عقاب الهی دانسته‌اند. (کلینی، 1363: ج 1، ص 110) گاه به بیان شأن نزول یا سبب نزول آیه پرداخته‌اند؛ چنان‌که دربارۀ آیۀ ﴿فَکبْکبُواْ فِيهَا هُمْ وَ الْغَاوُونَ﴾ (شعراء/94) فرموده‌اند که این آیه دربارۀ قومی نازل شده است که حق را با زبانشان توصیف کردند، اما در مقام عمل با آن مخالفت نمودند. (کلینی، 1363: ج 1، ص 48) گاه نیز به بیان مصادیق یک آیه پرداخته‌اند؛ چنان‌که در معرفی مصداق اتم ﴿هَلْ يَستَوِی الَّذِينَ يَعلَمُونَ و الَّذِينَ لايَعلَمُون إنَّما يَتَذَکرُ أولُوالأَلبابِ﴾ (زمر/9) فرمودند:

   إنّمَا نَحنُ الّذِینَ یَعلَمُونَ وَ الّذِینَ لا یَعلَمونَ عَدُوُّنا وَ شِیعَتُنا أُولُوا الألبابِ. (کلینی، 1363: ج 1، ص 212)

   گاه نیز به تبیین آیات متشابه پرداخته و مراد آیه را روشن نموده است؛ چنان‌که در پاسخ به سؤالی دربارۀ يد و انتساب آن به «الله» به کاربست مجازی يد در قدرت اشاره کرده و فرموده‏اند:

   «يد به معنای دست، در کلام عرب به قوت و نعمت هم معنا می‌شود؛ چنان‌که خداوند متعال می‌فرمايد: ﴿وَ اذْکرْ عَبدَنا داودَ ذا الأيْدِی﴾ (ص/17) و می‌فرمايد: ﴿و َالسَّماءَ بَنَيناهَا﴾؛ (ذاریات/47) ... و وقتی گفته می‌شود: "فلانی نزد من دست‌های بسیاری دارد،" مراد اين است که احسان، نيکويی و کرامت دارد و در عبارت «لَهُ عِندی يَدٌ بَيضاءٌ»، يد به معنای نعمت است. (صدوق، 1388: ص16)

   به هر روی بخشی از فعالیت‌های حدیثی امام باقر7، به حوزۀ روایات تفسیری مربوط می‌شود. ابن‌نديم کتابی با عنوان تفسير قرآن را به امام باقر7 نسبت داده است که ابوالجارود از ایشان روایت کرده است. (ابن‌الندیم، بی‌تا: ص 36) به نظر می‌رسد که اين تفسير، همان تفسير ابوالجارود معروف است که بخش‌هایی از آن در تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی آمده است. (معرفت، 1380: ج 2، ص160 و ص 183) به جز ابوالجارود، ابان بن تغلب (ابن‌الندیم، بی‌تا: ص 276) و جابر بن يزيد جعفی (بغدادی، بی‌تا- ب: ج 1، ص 249؛ آقابزرگ طهرانی، 1983: ج 4، ص250) نيز کتاب‌هايی در تفسير داشته‏اند که بايد برگرفته از روايات تفسيری امام باقر7 باشد.

3-10-2. میراث حدیثی امام باقر7 در زمینۀ اعتقادات

   در دهه‌های نخستین اسلام مباحث اعتقادی چندان در میان تودۀ مردم رواج نداشت، اما در دوران امام باقر7، با رواج مباحث کلامی و اعتقادی در میان مردم، پرسش‌های اصحاب نیز در این زمینه رو به فزونی نهاد و چنین شد که بخشی از میراث حدیثی امام باقر7 را مباحث اعتقادی تشکیل داد؛ چنان‌که کمتر صفحه‌ای از صفحات کتاب‌ التوحید اصول کافی را می‌توان مشاهده کرد که روایتی از امام باقر7 یا فرزند وی در آن نباشد؛ برای مثال زراره می‌گوید:

   از امام باقر7 پرسیدم: «آیا زمانی بوده که خدا باشد، ولی چیزی نبوده باشد؟» امام فرمود: «آری. خدا بوده و چیزی نبوده است.» پرسیدم: «پس خدا کجا بوده است؟» امام باقر7 که به پشتی خویش تکیه داده بودند، راست نشستند و فرمودند: «ای زراره، سخنِ محالی گفتی؛ چرا که از مکانِ لا‌مکان پرسیدی.» (کلینی، 1363: ج 1، ص 90؛ مجلسی، 1983: ج 54، ص 160)

   از دیگر مسائل اعتقادی مورد بحث در این دوره مسئلۀ صفات خداست. امام7، در این زمینه، با نفی گرایش‌های افراطی تعطیل و تشبیه، بر تنزیه ذات باری از هر‌‌گونه کیفیت و ویژگی‌های جسمانی تأکید و ازلی بون صفات ذات، همانند علم، را تبیین کرده است. (کلینی، 1363: ج 1، ص107)

3-10-3. میراث حدیثی امام باقر7 در زمینۀ فقه و احکام شرعی

   بيشترين احاديث نقل‌شده از امام باقر7 در موضوع فقه است. از آنجا که احکام فقهی از مسائل مورد ابتلا و روزمرۀ مسلمانان و شيعيان بود، فهم آن احکام یکی از دغدغه‌های اصلی مردم عادی و فقيهان‏ فرهیخته‌ گردید. علاوه بر این، تغييرات و تحولات پديدآمده پس از رحلت پيامبر6 موجب دوگانگی فرهنگ فقهی شيعه و اهل‌سنّت شد و این دوگانگی باعث کثرت سؤال در این موضوعات گردید. گذشته از این‌ها، تدوين احاديث فقهی و نقل آن از طرق صحيح و قابل اعتماد به امری رایج نزد اصحاب امام در این دوران تبدیل شد و این امر موجب شد که مجموعۀ عظيمی از اين احاديث به‏ نسل‌های آينده انتقال يابد. با مراجعه به کتاب وسائل الشيعه، که تنها به بیان احاديث فقهی پرداخته است، روايات نسبتاً فراوان امام باقر7 در فقه را می‌توان ملاحظه کرد. روايات نقل‌شده از ايشان از جهت کثرت، پس از روايات امام صادق7، در ردۀ دوم قرار دارد که متون برخی از این احادیث با سلسله‌سند امامان معصوم به پيامبر6 می‌رسد.

3-10-4. میراث حدیثی امام باقر7 در زمینۀ اصول استنباط

   آموزش اصول، قواعد کلی اجتهاد و استنباط، روش اجتهاد و پرورش شاگردان فقيه از دیگر فعالیت‌های امام باقر7 است. بی‌شک پرورش این شاگردان و ورزیده ساختن آنان، نیازمند تبیین قواعد این دانش است. فرمان امام باقر7 به ابان بن تغلب مبنی بر نشستن در مسجد و افتاء برای مردم هم نمایان‌گر به بار نشستن این تلاش‌هاست. (نجاشی، 1415: ص73) بر این اساس می‌توان بخشی از قواعد علم اصول استنباط را در احادیث امام باقر7 ردیابی کرد. برای نمونه قاعدۀ فراغ از امام باقر7 نقل شده است:

   «کلَّ ما شَککتَ فيهِ مِمَّا قَد مَضَی فَامضِهِ کمَا هُو؛ هرگاه در چيزی که محل و زمان آن گذشته است شک کردی، بنا را بر آنچه بايد باشد، بگذار». (حر عاملی، 1414: ج 8، ص 238)

   قاعدۀ لاضرر نیز توسط امام باقر7 از پیامبر6 نقل شده است. (حر عاملی، 1414: ج 18، ص 32) مبانی و معیارهایی مثل اشتهار حدیث در میان اصحاب، استناد به قول اعدل و اوثق، مخالفت حدیث با مذهب عامه، عمل به احتیاط و ... هم که در علاج اخبار متعارض از آن‌ها استفاده می‌شود، توسط امام باقر7 تبیین شده است. (مجلسی، 1983: ج 2، ص 245؛ عطاردی، 1381: ج 1، ص 170) علاوه بر این، امام با قیاس و رأی در حوزۀ احکام فقه مخالفت کرده و در جای‌جای سخنان خود این امر را مورد نکوهش قرار داده‌اند. به باور امام هرکس به رأی خود افتاء کند، حلال خدا را حرام و حرام او را حلال می‌گرداند. (کلینی، 1363: ج 1، ص 58) امام در بیانی در نکوهش قیاس فرموده‌اند:

   «إنّ السُّنّهَ لا تُقاسُ وَ کَیفَ تُقاسُ السُّنّهُ وَ الحائِضُ تَقضِی الصِّیامَ وَ لا تَقضِی الصَّلوهَ؟» (مجلسی، 1983: ج 2، ص 308) در سنت قیاس نمی‌شود؛ چگونه در سنت قیاس شود، در حالی که زن حائض روزه‌اش را قضا می‌کند، اما نماز را قضا نمی‌کند؟

   ایشان شاگردانشان را از پیروی از رأی و نظر شخصی بدون مستند شرعی باز می‌داشتند:

   عَن أبِی‌بَصیرٍ: قُلتُ لِأبِی‌جَعفَرٍ: یَرُدُّ عَلَینَا أشیاءٌ لانَجِدٌها فِی الکِتابِ وَ السُّنَّهِ فَنَقُولُ فِیها بِرَأیِنا؟ فَقالَ: أما إنّکَ إن أصَبتَ لَم تُؤجَرُ وَ إن أخطَأتَ کَذِبتَ عَلی اللهِ (برقی، 1330: ج 1، ح 213)

 

3-10-5. میراث حدیثی امام باقر7 در زمینه اخلاق

   مسائل اعتقادی و فقهی و کثرت پرسش و پاسخ در این زمینه‌ها، امام را از پرداختن به مسائل اخلاقی و اصلاح نفوس یاران بازنمی‌داشت. ایشان، در فرصت‌های مختلف، به بیان مسائل اخلاقی و تبیین ویژگی‌های مؤمنان واقعی می‌پرداختند تا از این رهگذر، به اصلاح نفوس یاران خویش همت گمارند. معرفی ویژگی‌های شیعیان واقعی (کلینی، 1363: ج2، ص76)، برادری مؤمنان (کلینی، 1363: ج 2، ص 166)، امانت‌داری (کلینی، 1363: ج 2 ص 162)، نیکوکاری (مجلسی، 1983: ج 75، ص 175)، توبه (کلینی، ط 1363: ج 2،‌ ص440)، حقوق همسایه (محمدی ری‌شهری، 1416: ج 1، ص 448)، صله رحم (محمدی ری‌ شهری، 1416: ج 2، ص 1055)، زهد (محمدی ری‌ شهری، 1416: ج 2، ص1170) و... از موضوعاتی است که روایات بسیاری از آن امام دربارۀ آن‌ها گزارش شده است.

3-10-6. میراث حدیثی امام باقر7 در زمینه تاريخ و سيره

   دوران امامت امام باقر7 مصادف با آغاز تاریخ‌نگاری اسلامی است. در اين دوران گروهی از محققان به جمع‌آوری گزارش‌های تاريخی از صدر اسلام تا آن زمان پرداخته و آنها را مدون می‏کردند. شخصیت علمی امام باقر7 و مرجعیت ایشان، باعث شد که بسیاری از تاریخ‌نویسان به ایشان مراجعه و برخی از حوادث تاریخی را بر پایۀ روایت‌های ایشان تنظیم و گزارش کنند؛ برای مثال با توجه به اينکه امام باقر7 در جريان حادثۀ عاشورا چهارساله بودند و در آن ماجرا حضور داشتند، گزارش‌های مختلفی را از حوادث آن روز بیان نموده‌اند؛ چنان‌که طبری، چگونگی شهادت امام حسين7 و فرزند شيرخوار ايشان را به طور کامل از امام‏ باقر7 نقل کرده است. (طبری، 1983: ج 4، ص 342؛ ابومخنف، بی‌تا: ص 172) علاوه بر این، ماجراهایی مثل قیام مختار (ابومخنف، بی‌تا: ص375)، ماجرای حکمیت (منقری، 1382: ص500)، ماجرای جنگ جمل (مفید، بی‌تا: ص 158) و... از مهم‌ترین مطالب تاریخی هستند که توسط امام باقر گزارش شده است. سیرۀ امامان پیشین نیز از جمله موضوعات مورد علاقۀ امام باقر7 بود که کم و بیش بدان پرداخته‌اند. (برای نمونه ر.ک: کلینی، 1363: ج 5، ص 151)

نتیجه‌گیری

   در جمع‌بندی آنچه گفته آمد، مطالب زیر را به عنوان رهاورد پژوهش تقدیم می‌دارد:

1. امام باقر7 تأثیری شگرف بر فرهنگ حدیثی شیعه دارد که این تأثیرات در اموری چون کثرت شاگردان ایشان و احادیث منقول از آن حضرت، فراوانی کتب تألیف‌شده در دورۀ امامت ایشان و دوره‌های پسین، گرایش اصحاب به پرسشگری، ارتقای علمی اصحاب و افزایش مراجعه مردم به اهل‌بیت نمود یافته است.

2. امام باقر7 با اقداماتی چون نشر حدیث در مجالس عمومی و خصوصی، ترویج عرضه حدیث، ترغیب مردم به حدیث‌پژوهی، تربیت شاگردانی مثل طبقۀ اول اصحاب اجماع، تأثیرگذاری بر محدثان اهل‌سنت و معرفی غالیان و منحرفان به جامعۀ علمی آن روز تأثیر بسزایی در رشد و ارتقای حدیث و دانش‌های مرتبط با آن داشتند؛ به گونه‌ای که نتایج تلاش‌های ایشان را در دوره‌های امامان بعدی می‌توان مشاهده کرد.

3. ایشان با طرح و تبیین مباحثی چون حجیت کلام اهل‌بیت، لزوم دقت در سماع، پرهیز از اعتماد به روات ضعیف، لزوم اخذ حدیث از راویان موثق، ابداع مشیخه‌نویسی، بیان اصول نقد متن حدیث، پرهیز دادن محدثان از انکار شتاب‌زدۀ حدیث و نیز طرح مسئلۀ وجود احادیث جعلی در میان میراث روایی موجود، در ارتقای دانش حدیث و تحکیم مبانی آن، گامی بلند برداشتند.

4. امام باقر7 میراث حدیثی منحصر به فردی را در همۀ موضوعات علوم اسلامی از تفسیر، اعتقادات، فقه و اصول استنباط گرفته تا اخلاق، تاریخ و سیره برای نسل‌های بعدی شیعیان از خود بر جای گذاشتند که این میراث، در کنار میراث حدیثی فرزندشان امام صادق7، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین منبع معرفتی شیعه به شمار می‌رود.

 

کتابنامه

قرآن کریم.

1. آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، (1983م)، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت: دارالاضواء، چاپ سوم.

2. ابن‌اثیر، علی بن ابی‌الکرم، (1966م)، الکامل فی التاریخ، بیروت: دارصادر.

3. ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، (1956م)، مناقب آل أبی‌طالب، نجف: حیدریه.

4. ابن‌الندیم، محمد بن ابی‌یعقوب، (بی‌تا)، الفهرست، تصحیح: رضا تجدد، بی‌جا، بی‌نا.

5. ابوریه، محمود، (بی‌تا)، اضواء علی السنه المحمدیه، بی‌جا، بی‌نا.

6. ابومخنف ازدی، لوط بن یحیی، (بی‌تا)، مقتل الحسین، تصحیح: ‌حسین غفاری، قم: بی‌نا.

7. امین، محسن، (بی‌تا)، أعیان الشیعه، تصحیح: حسن امین، بیروت: دارالتعارف.

8. امینی، نوروز، (1387ش)، «روایات اهل‌بیت در منابع اهل‌سنت»، فصلنامه علوم حدیث، شمارۀ 47، ص 184- 146.

9. بخاری، محمد بن اسماعیل، (1981م)، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفکر.

10. برقی، احمد بن محمد بن خالد، (1330ق)، المحاسن، تصحیح: جلال‌الدین حسینی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

11. بغدادی، اسماعیل پاشا، (بی‌تا- الف)، ایضاح المکنون، تصحیح: محمد شرف‌الدین، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

12. ------------------، (بی‌تا- ب)، هدیه العارفین، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

13. حرعاملی، محمد بن حسن، (1414ق)، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم: آل‌البیت، چاپ دوم.

14. حلی، حسن بن یوسف، (1417ق)، خلاصه الاقوال، تصحیح: جواد قیومی، قم: نشر الفقاهه.

15. حمیری، عبدالله بن جعفر، (1413ق)، قرب الاسناد، تصحیح: مؤسسه آل‌البیت، قم: مؤسسه آل‌البیت.

16. خطیب بغدادی، احمد بن علی، (1974م)، تقیید العلم، تصحیح: یوسف العش، بی‌جا: دار احیاء السنه النبویه.

17. خویی، ابوالقاسم، (1413ق)، معجم رجال الحدیث، بی‌جا، بی‌نا، چاپ پنجم.

18. دارمی، عبدالله بن بهرام، (1349ق)؛ سنن الدارمی، دمشق: اعتدال.

19. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، (1966م)، علل الشرایع، نجف: حیدریه.

20. ----------------------، (1338ش)، معانی الاخبار، تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم: انتشارات اسلامی.

21. ----------------------، (1362ش)، الخصال، تصحیح: علی‌اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

22. صفّار، محمد بن حسن، (1362ش)، بصائر الدرجات، تصحیح: حسن کوچه‌باغی، تهران: اعلمی.

23. طبری، محمد بن جریر، (1983م)، تاریخ الطبری، بیروت: اعلمی، چاپ چهارم.

24. طوسی، محمد بن حسن، (1404ق)، اختیار معرفه الرجال (رجال الكشّی)، تحقیق: سید مهدی رجائی، قم: آل‌البیت.

25. --------------------، (1363ش)، الاستبصار، تصحیح: حسن موسوی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم.

26. --------------------، (1364ش)، تهذیب الاحکام، تصحیح: حسن موسوی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم.

27. ----------------------، (1415ق)، رجال، تصحیح: جواد قیومی، قم: انتشارات اسلامی.

28. ----------------------، (1417ق)، الفهرست، تصحیح: جواد قیومی، قم: نشر الفقاهه.

29. عینی، محمود بن احمد، (بی‌تا)، عمده القاری، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

30. عطاردی، عزیزالله، (1381ش)، مسند الامام الباقر، مشهد: عطارد.

31. غروی نائینی، نهله، (1385ش)، «امام باقر (علیه السلام) و حفظ و صیانت حدیث»، فصلنامه تحقیقات 32. علوم قرآن و حدیث، سال سوم، شمارة اول، ص82-53.

33. قمی، عباس، (1388ش)، منتهی الآمال، تهران: میلاد، چاپ پنجم.

34. کلینی، محمد بن یعقوب، (1363ش)، الكافی، تحقیق: علی اكبر غفاری، تهران: دار الكتب الإسلامیه، چاپ پنجم.

35. مبارکفوری، محمد عبدالرحمن، (1990م)، تحفه الاحوذی بشرح جامع الترمذی، بیروت: دارالکتب العلمیه.

36. مجلسی، محمدباقر، (1983م)، بحارالانوار، بیروت: الوفاء، چاپ دوم.

37. محمدی ری‌شهری، محمد، (1416ق)، میزان الحکمه، قم: دارالحدیث.

38. مدیرشانه‌چی، محمدکاظم، (1372ش‌- الف)، درایه الحدیث، قم، انتشارات اسلامی.

39. --------------------، (1372ش‌- ب)، علم‌الحدیث، قم: انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.

40. مزی، یوسف، (1985م)، تهذیب الکمال، تصحیح: بشار عواد معروف، بیروت، بی‌نا، چاپ چهارم.

41. مسعودی، عبدالهادی، (1376ش)، «عرضۀ حدیث بر امامان (بخش اول)»، فصلنامه علوم حدیث، شمارۀ 6، ص 57-29.

42. ------------------، (1377ش)، «عرضة حدیث بر امامان (بخش دوم)، فصلنامه علوم حدیث، شمارۀ 9، ص 169-120.

43. معارف، مجید، (1374ش)، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، تهران: ضریح.

44. همو، (1381ش)، تاریخ عمومی حدیث، تهران: کویر، چاپ دوم.

45. معرفت، محمدهادی، (1380ش)، تفسیر و مفسران، قم: التمهید.

46. مفید، محمد بن محمد، (1414ق)، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تصحیح: مؤسّسه آل‌‌‌البیت، بیروت: دارالمفید، چاپ دوم.

47. ----------------------، (بی‌تا)، الجمل، قم: مکتبه الداوری.

48. منقری، نصر بن مزاحم، (1382ق)، وقعه صفین، تصحیح: عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مؤسسه العربیه الحدیثه، چاپ دوم.

49. موحد ابطحی، محمدعلی، (بی‌تا)، تاریخ آل‌زراره، بی‌جا، بی‌نا.

50. نجاشی، احمد بن علی، (1415ق)، رجال النجاشی، قم: انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.

51. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، (بی‌تا)، تاریخ الیعقوبی، بیروت: دارصادر.

 

 

 

 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: