اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سر مقاله مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 57
دوشنبه ، 7 خرداد 1397 ، 09:12

بسم اللّه الرحمن الرحیم

 

 

1. عظمت قرآن – این کتاب سترگ الهی – از نخستین روزهای نزول چنان دیده­ها و خردها را خیره کرده که با وجود تحدّی آن از همان زمان تا کنون، هنوز در خلال قرون، آوردن مانندش را نتوانسته­اند، گرچه مخالفان این کار را دوست می­داشتند.

این واقعیت سبب شد در باب این کتاب مقدس آسمانی تفریطی پیش آید و افراطی.

   تفریط این بود که دست و پاهای عاجزانه زدند تا به نوعی در تضعیف کتاب بکوشند. و هرچه بیشتر کوشیدند، کمتر نتیجه گرفتند. البته در دهه­های اخیر، از انکار به تأویل روی آوردند و مباحثی زمینی همچون هرمنوتیک را به عرصۀ آسمانی قرآن کشاندند که اکنون مورد بحث نیست.

2. اما افراط این بود که به بهانۀ عظمت قرآن، گروهی اندک شمار، از همان روزهای صدر اسلام، زمزمۀ «حسبنا کتاب الله» بر زبان آوردند و خود را از تبیین پیامبر بی­نیاز دانستند. آیا خودشان به این شعار عقیده داشتند یا نه؟ بحث دیگری است که تاریخ خلاف آن را به ما نشان می­دهد. مثلاً در تاریخ می­بینیم که مدعیان همان سخن، وقتی در سقیفه نشستند، به حدیث نبوی استناد کردند تا بهره­ای مادی از تحفۀ معنوی پیامبر را برای خود برگیرند. این سخن بگذار تا وقت دگر.

3. زمزمۀ «حسبنا کتاب الله» را در زمان صدور، هیچ کس جدّی نگرفت، مگر اندک شماری همچون خوارج که آنها هم به عنوان جمعیتی افراطی دیری نپاییدند و رفتند. ولی این اندیشه همچون آتشی زیر خاکستر در تاریخ ماند، تا حدود دوازده قرن بعد، که از مناطقی مانند مصر و هند، بار دیگر افرادی آمدند و آن قصّۀ کهن را تجدید کردند. البته این بار با چاشنی جدید نقد (و گاهی اوقات، ردّ سنّت) که به بهانۀ وجود مطالب سست و ضدّ عقل و ضدّ قرآن و ضدّ اخلاق که در مهمترین متون حدیثی سنّی جای گرفته بود، آمیخته با تقدیسی که مانع از دستیابی نقد و بررسی به حریم آنها می­شد.

4. پیروان دیدگاه قرآن­بسندگی تا آنجا که مهمترین متون حدیثی مورد توجّه عموم مردم خود (و حتی خواصّ جامعه شان) را نقد می­کردند، راهی علمی را می­پیمودند. زیرا هالۀ تقدیسی که دور کتابهای یادشده را گرفته بود و تا امروز بر گرد آنها هست، هیچ توجیه عقلی یا دینی یا علمی ندارد. نقدهایی که بی­توجّه به آن هالۀ تقدیس نسبت به آن گروه از متون مخصوصاً صحیحین سامان یافته، علم درایة الحدیث را چند گام به پیش برده و همین برای صحت این راه کافی است. خوشبختانه بیشتر این نقدها – اگر نتوانیم ادعا کنیم که تمام آنها – به شیوۀ علمی بوده و غبار تعصب گروهی و فرقه­ای بر آنها ننشسته است. بدین روی، ضرورت تداوم منش علمی آن است که این راه تداوم یابد.

5. اما پیروان قرآن­بسندگی – یا چنانکه خود را نام نهاده بودند: اهل القرآن یا قرآنیّون – از این مقدمۀ صحیح به نتیجه­ای غلط رسیدند. نتیجۀ بیشتر آنها نفی کامل حجیت حدیث بود با این ادعا که قرآن ما را بس است و نیازی به منبعی جز آن نداریم. طرفه اینکه برای اثبات این مدّعا بسی کتابها نوشتند و سخنها راندند و کسی نپرسید که اگر نیازی به منبعی غیر قرآن نیست، این همه گفت و شنود برای چیست؟

   مهمتر اینکه اینان منابع غنیّ حدیث شیعی را نادیده انگاشتند و شتاب زده حکم کلّی در بارۀ سنّت صادر کردند، با اینکه راه ارزیابی و اعتبارسنجی این منابع، از روز اول بر روی همۀ افراد واجد صلاحیّت علمی و تقوایی گشوده بوده و هست.

6. برخورد خشن و تند مراکز رسمی دینی با قرآنیّون، سبب شد تا این مدّعا به پشتوانۀ مظلومیت نیز دست یابد. این ابزار مغالطه هر جا گام به میدان نهاده، مسیر صحیح استدلال را تغییر داده و راهی دیگر پیش پای موافقان و مخالفان قرآن­بسندگی گشوده است. متولّیان آن مراکز این آموزۀ قرانی را ندانستنه­اند یا ندانسته انگاشتنه­اند که کتابی الهی که می­فرماید: «ادع إلی سبیل ربّک بالحکمة و الموعظة الحسنة ...» چگونه اجازه دهد که یک نقد درون دینی را با برچسب ارتداد پاسخ دهند و از میدان به در کنند؟ بگذریم که آیا آن متولّیان به راستی دعوت به حکمت می­کردند یا تقدیس بی­وجه؟

7. به هر حال، این قصه ادامه یافت. گسترش فضای ارتباطات و ابزارهای ارتباطی دامنۀ این رویکرد را به جاهای دیگر کشانید و چالشها را بیشتر کرد. طبعاً دیار ما – ایران – نیز از این موج دور نماند و آثاری در این وادی پدید آمد. تفاوت اساسی موج ایرانی با امواج مصری و هندی این بود که از ایرانیها انتظار بیشتری می­رفت که محسّنات گنجینۀ حدیثی گرانبار شیعی را بیشتر ببیند و «اخبارگرایی» را «اخباری­گری» وانمود نکند و تنها به مباحثی همچون علل الحدیث – یعنی عواملی که به زعم آنها یا حتی به نظر دیگران نیز – سبب تضعیف حدیث می شود – بسنده نکند.

8. ولی در اینجا قصه­ای تکرار شد که پیش از آن در دین گریزی دهه­های پیش شاهد بودیم، مانند نزاع دین و عقل، که در مسیحیت تحریف شده مطرح بود نه در فرهنگ شیعی که این دو را دو روی یک سکّه می­بیند و هر دو را حجت خدا می­داند، یکی حجت ظاهره و دیگری حجت باطنه. در آن نزاع پیشین، اندیشمندان ایرانی صورت مسئلۀ اندیشمندان فرنگی و مارکسیست و مانند آنها را عیناً به فضای ایران کشاندند، در حالی که: «آب در کوزه بود و اینان اظهار تشنگی می­کردند».

   در قضیۀ قرآن­بسندگی نیز، همان مدّعاهای مصری و هندی با تغییرات ویژۀ خودش تکرار شد و این ذخیرۀ علمی و معنوی را نادیده گرفتند.

9. این فرآیند و علل و عوامل پیدایش و گسترش آن، زمینۀ کاری علمی و گسترده بر اساس نقد و بررسی منصفانه است که خوشبختانه در چندین رسالۀ دانشگاهی و مقالۀ علمی انجام شده است، گرچه مانند دیگر مسائل ما، نه تنها آینده­نگرانه با آن مواجه نشدیم، بلکه خیلی دیر به آن پرداختیم. اما تا کنون یک شمارۀ ویژۀ این موضوع در مجلات علمی مطرح نشده بود.

   سفینه آغاز پانزدهمین دورۀ انتشار خود را فرصتی مناسب یافت تا به این مهم توجه کند و یک سلسله گفتارها را در این زمینه عرضه کند. با این آگاهی که شاید یک شماره مجله برای دستیابی به هدف کفایت نکند و بحث در دو سه شماره پیگیری شود. ناگفته پیداست که مجال سخن در یک فصلنامه کوتاه است و گفتنی­ها فراوان. پس باید بِه­گزینی مطالب را مدّ نظر گیرد.

   آیا این هدف در مقالات این شماره تأمین شده یا نه؟ این پرسش را باید اهل نظر و پژوهشیان پاسخ دهند و مسیر پیش روی ما را بهتر ترسیم کنند، ولی مسلّم این است که هدف، عمل به همان آیۀ شریفه بوده که بدان اشاره شد. یعنی اینکه نیّت­خوانی و ذهن­خوانی نکنیم، بلکه سخن را ببینیم و «ما قال» را تحت الشعاع «من قال» نگردانیم.

10. سفینه چهارده سال پر فراز و نشیب را پشت سر نهاده و اکنون به پانزدهمین سال حیات خود وارد می­شود. اکنون این نوجوان بیش از گذشته به کمک اساتید و محققان نیاز دارد، تا راهنمایی­های خود را از آن دریغ نکنند و آن را همچون گذشته به دست عنایت بنوازند.

   باور ما این است که حرکتی که مخلصانه آغاز می­شود، لطف و عنایت الهی را از آغاز تا انجام همراه دارد. ولی دشواریهایی در مسیر وجود دارد که جز با کمک دوستان همدل حل        نمی­شود.

   مانند همیشه دیدۀ امید به دعای خیر «تالی و ترجمان قرآن» یعنی امام مهدی عجل الله فرجه بسته­ایم که در مسیر روشنگری نسبت به کتاب گرانسنگ الهی دست ما را بگیرد و از لغزشها و خطاها ما را در امان نگاه دارد.

 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: