اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سرمقاله مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 55
سه شنبه ، 9 آبان 1396 ، 12:02

بسم الله الرحمن الرحیم

   1. یکی از مباحث الهیات که سخت برای همگان پر جاذبه است و در همۀ زمان‌ها و همۀ مکان‌ها با علاقه پی می‌گیرند، مبحث عدل الهی است. این مبحث، با انگیزه دادن به انسان‌ها برای کارهای خیر گره خورده است؛ چرا که می‌تواند با نشان دادن ژرفای اختیار انسان، او را به کار خیر وادارد.

    طبعاً تشویق انسان به بهره‌گیری از فرصت‌ها و امکانات موجود  برای بهینه‌سازی دنیا و آخرت، زمانی به ثمر می‌رسد که انسان باور کند آگاه و مختار است و جبری در کار نیست. بلکه خدایی که او را آفریده، به او برنامه و توفیق می‌دهد و مدد می‌رساند تا زمینه را برای تکامل معنوی او فراهم سازد بدون اینکه مجبورش بدارد.

   2. زمینۀ مهم دیگر در بحث عدل، تببین حیطۀ مسئولیت انسان است. کریمۀ راهگشای «إنّ الله لا یغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بإنفسهم» زمانی در فرهنگ فردی و اجتماعی نهادینه می‌شود که ما: اولاً ارادۀ خود را «فعل واقعی» خود بدانیم. ثانیاً تأثیر ان در عوالم تکوین را نیز باور کنیم؛ و با  توجه تمام به تقدیر الهی، تدبیر انسان و تأثیر آن در امور را نیز نادیده نگیریم.

   3. فایده و ضرورت دیگر بحث عدل الهی، پاسخی به بحث شرور، تفاوت‌ها، تبعیض‌ها، دشواری‌ها، شکست‌ها، نامرادی‌ها و ناملایمات زندگی است که از دیرباز، همزاد بشر بوده و همچنان هست. دنیاگذاری است گذرا، که به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین7: «دار بالبلاء محفوفة و بالغدر معروفة». در این دنیای پرچالش چه باید کرد؟ تسلیم ناملایمات شدن و توجیه شکست‌ها به بیان شاعرانه که تصور شود «گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه ... » یا تغییر فضا در حدّ توان؟ گزینۀ دوم جز با قبول درونی اختیار انسان به نتیجه نمی رسد.

   4. بحث اخیر برای تمام بشر مطرح است. گسترۀ ناملایمات چنان کلاف سردرگمی برای انسان می‌سازد که عامی و عالِم را به خود مشغول می‌دارد. پیامد این مطلب، ظهور آثار فلسفی و ادبی فراوانی است که هر یک به بیانی و زبانی در مورد این امور ناگوار، از خود سلب مسئولیت کرده و گناه را به دیگران (فلک، روزگار، چرخ گردون کجمدار، گنبد دوّار، جبر تاریخ، شانس بد، بخت کج و ... ) افکنده‌اند. رباعیات منسب به خیام نمونۀ بارز این نگرش در ادبیات فارسی است. و این قصه همچنان ادامه دارد.

   5. میراث فرهنگی – عقیدتی گرانسنگ شیعی در این زمینه سخن بسیار دارد. اما این سخنان مانند موادّ معدنی در لایه‌های زیرین معدن‌های مختلف  نهفته است که باید نه تنها استخراج شود، بلکه با پردازش مناسب عرضه شود. لذا کارشناسی جامع الاطراف باید، تا پیوسته و بی گسست، پاسخ‌های مورد نیاز را از دل منابع معتبر برآورند.

    برای این‌کار، از یک سوی باید پرسش‌ها را درست و دقیق بشناسد؛ با منابع نیز دقیق (به گونۀ درایت نه روایت محض) آشنا باشد؛  نسبت به شیوۀ این استخراج آگاه باشد و سرانجام، با سلیقه‌ای در خور، تار و پود سخن  و محتوا را در هم آمیزد و به نیاز فکری نیازمندان پاسخ دهد.

   6. رسالت جهانی که دین خاتم دارد، از دیرباز ضرورتی گریزناپذیر برای سیر در آفاق اندیشگی پدید آورده است، که مجاهدات مخلصانۀ سلف صالح، آینه‌ای بر انجام وظیفۀ صادقانۀ آنان در این وادی است. ولی در دنیای ارتباط - محورِ فعلی، این ضرورت جدّی‌تر شده و تلاش سنگین‌تر می‌طلبد. سیر شتابناک تحوّلات و گردش آزاد اطلاعات در سطح جهان، همه گونه اندیشه و شبه اندیشه را سوار بر موج ارتباطات به سرعت به هر کرانۀ دنیا، بلکه به هر گوشه‌ای از ذهن‌ها می‌برد.

   اقتضای این چگونگی کاری است در عرصۀ پاسخ‌گویی، بسی فراتر از مجاهدت پیشینیان.

   7. در میان فلاسفۀ مغرب زمین، مسائل عدل‌الهی به ویژه در بحث شرور، بسیار بحث‌برانگیز است. ورود پخته و سنجیده در این عرصۀ اندیشه‌سوز، ضرورت تبیین وجه خردپذیر و پاسخ‌گوی نصوص وحیانی به مسائل فکری است. دنیای امروز ادعای محض را نمی پذیرد و برای این گونه پاسخ‌گویی‌ها مدرک و سند می‌خواهد که در قالب مقاله و پژوهش باید ارائه شود.

   8. در این شماره از سفینه، پروندۀ ویژه عدل‌الهی را می بندیم. بیش از چهل گفتار در باب جوانب و ابعاد مختلف عدل‌الهی که در این شش شماره (50 تا 55) منتشر شد، گوشه‌ای از ظرفیت فرهنگ غنی دو یادگار ماندگار رسول خاتم (یعنی قرآن و عترت) در این مسئلۀ مهم را می نمایاند. نیک می‌دانیم که هنوز ناگفته‌های گفتنی بسیار است، ولی امکانات محدود از یک سوی و ضرورت پرداختن به موضوع‌های دیگر، بیش از این مجال توجه به این مهم را به ما نمی‌دهد.

   در اینجا باید سپاس مجدد خود را از نویسندگان، داوران و ویراستاران که در نگارش، داوری و ویرایش مطالب کوشیدند، و نیز از خوانندگان فرهیخته که با حوصله و دقت مطالب را پی گرفتند، ابراز کنیم، بدان امید که در آینده نیز، همچان باب این همکاری گشوده بماند. دوام توفیق آن‌ها را به دعای خیر حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از خدای حکیم مسئلت داریم.

 

 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: