اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
بررسی مستندات حدیث امامت امام رضا علیه السلام ـ زهره اخوان مقدم، فاطمه کاظمی‌نعمتی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 41
دوشنبه ، 11 خرداد 1394 ، 09:31

بررسی مستندات حدیث امامت امام رضا علیه السلام ـ زهره اخوان مقدم، فاطمه کاظمی‌نعمتی

     فصلنامه تخصّصى مطالعات قرآن و حديث سفينه

     سال یازدهم، شماره 41 «ويژه پژوهش‌های رضوی»، زمستان 1392،  ص 98 ـ 124

 

بررسی مستندات قرآنی حدیث امامت امام رضا علیه السلام

                                                                                                زهره اخوان مقدم[1]*

فاطمه کاظمی‌نعمتی[2]**

چکیده: ‌این مقاله، بررسی 31‌ آیه از مستندات قرآنی خطبه جامع امام رضا علیه السلام  در باب امامت را در بر دارد.‌این آیات، در موضوعهایی همچون: شرایط امامت، علل انحراف معاندان از خط ولایت و سرزنش آنان می‌باشد. نگارندگان دربارة ‌این ‌آیات، توضیحاتی آورده‌اند.

کلیدواژه‌ها: امام رضا علیه السلام - احادیث / امامت – خطبه امام رضا علیه السلام  / خطبه امامت امام رضا علیه السلام  – مستندات قرآنی.

 

مقدمه

1) مروری بر خطبه

    امام‌رضا علیه السلام  در مرو، پس از شنیدن سخن عبدالعزیز بن‌ مسلم، مبنی بر اختلاف مردم در بحث‌های مربوط به امامت ائمه اطهارedfr، سخنان مهمی ‌در ‌این باره مطرح فرمودند.

   در این حدیث به‌ آیات بسیاری استناد نموده‌اند. ‌ایشان به جهت برطرف کردن اختلاف‌ها، در صدد اثبات قرآنی موضوع امامت بر آمده و دسته‌ای از ‌آیات را صریحا و دسته‌ای دیگر را به شکل تلویحی بیان کرده‌اند. ‌این مقاله فقط به بررسی تطبیقی ‌آیات صریح می‌پردازد که 31‌ آیه و در قالب 6 گروه کلی جا می‌گیرد:

   گروه اول:‌ آیاتی در اثبات اکمال اسلام و جامعیت قرآن که بیانگر وجود مبنای قرآنی برای امامت است. (2آیه)

  گروه دوم: ‌آیاتی در شرایط امامت (6‌ آیه)

  گروه سوم:‌ آیاتی در صفات امام  (2 آیه)

  گروه چهارم: آیاتی که امام به نفرین مخالفین می‌پردازد (3‌ آیه)

  گروه پنجم: آیاتی در علل انحراف معاندان از خط ولایت ( علیه السلام  آیه)

  گروه ششم: ‌آیاتی در سرزنش و توبیخ مخالفان (11آیه)

2) منابع روایت امام رضا علیه السلام  در بارة متون کهن حدیثی:

‌    این روایت در چندین منبع روایی سدة چهارم تا ششم آمده است: 

2-1. کلینی رازی (م 329 ق) در کتاب کافی بخش اصول (ج 1، ص198-203)

2-2. کاتب نعمانی (قرن4) در کتاب " الغیبه" (ص116-119)    

2-3 تا 2-6. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق) (م381 ق) در چهار کتاب خویش: " کمال الدین و تمام النعمه" (ج2/ ص6 علیه السلام 5)؛ کتاب "معانی الاخبار" (ص33-34)؛ کتاب "عیون اخبار الرضا" (ج1، ص96 به بعد)/ کتاب "الامالی" (ص 399-402)

2- علیه السلام . ابن شعبه حرانی در کتاب " تحف العقول عن آل الرسول" (ص436-442)

2-8. ابو منصور طبرسی (م588 ق)  در کتاب " الاحتجاج" 23 علیه السلام -240)

بررسی مستندات قرآنی "حدیث امامت" امام رضا علیه السلام   

   در‌ این بخش ما به بررسی 31‌ آیه‌ای می‌پردازیم که امام رضا علیه السلام  به صراحت بدانها استناد کرده‌اند:

1. سوره الأنعام (6): آيه 38:

 مَا فَرَّطْنَا فِي الْکِتَابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ

 ما چيزى را در كتاب فرو گذار ننموديم.

   امام رضا علیه السلام  در پی بیان تمامیت کلام وحی و پاسخ‌گویی آن به همة نیازها و ضرورت‌های زندگی معنوی و مادی بشر، سخن خویش را با استناد به ‌این آیه آغاز می‌نماید. حضرتش گویی تلنگری به منکران امامت می‌زند و در همان ابتدای بحث به آنان گوشزد می‌کند که در قرآن همه چیز هست؛ فقط جوینده‌ای بی‌غرض می‌خواهد تا با قلبی روشن آنان را یافته و بپذیرد. خواهیم دید که خود ‌ایشان در ادامة کلام گهربارشان چگونه مسالة امامت و شرایط امام و مسایل مربوط به جانشینی پیامبر6 را از میان همین آیات قرآن بیان می‌دارد.

   علماء شیعه و سنی - بر مبنای اعتقادشان به جامع بودن یا نبودن قرآن - به تفسیر ‌این ‌آیه پرداخته‌اند. مفسّران شیعه به طور کلی، منظور از کتاب را لوح محفوظ  یا قرآن و یا هر دوی آنها (طباطبایی، الميزان، 141 علیه السلام ق، ج‏ علیه السلام ، ص:  علیه السلام 3- 80؛ طوسی، التبيان [بی‌تا]، ج‏4، ص: 2 علیه السلام ؛ طبرسی، مجمع البيان، 13 علیه السلام 2ش، ج‏4، ص: 461؛ همو، جوامع الجامع، 13 علیه السلام  علیه السلام ش، ج1، ص3 علیه السلام  علیه السلام ؛ حسینی شاه عبد العظیمی، تفسیر اثنا عشری، 1364ش، ص: 264؛ کاشانی، منهج الصادقین، 1336ش، ص: 38) و در جای دیگر به معنای اجل (طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏4، ص: 461) آورده‌اند. آنها عقیده دارند که خداوند در کتاب کوتاهی نمی‌کند و هر آنچه که برای منافع دین و دنیای انسان‌ها لازم است، در آن می‌آورد امامت و نحوة نصب امام و صفات و شرایط آن نیز که از مسایل مهم و زیر بنایی دنیا و عقبی می‌باشد در قرآن آمده است.

   اکثر مفسران سنی مذهب هم همین آراء را بیان می‌کنند، اما احتمالات دیگری را هم برای معنای آیه بیان می‌دارند و می‌گویند: کتابی که همه چیز در آن است، نمی‌تواند قرآن باشد؛ چرا که علوم بسیاری است که در قرآن نیامده است، و همچنین در معنای کتاب، مکتوب وقلم را هم ذکر می‌کنند. حتی گروهی از اهل سنت می‌گویند: مَا فَرَّطْنَا فِي الْکِتَابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ، باید خاص شود به بیان چیزهایی که معرفت به آن واجب است (فخر الدین رازی، مفاتيح الغيب، 1420ق، ج‏12، ص: 526؛ دروزه، التفسير الحديث، 1383ق، ج‏4،  ص: 88).

‌  اینگونه آنان که اعتقادی به جامع بودن قرآن و تبیان بودن آن ندارند، با تدابیری در مشروط و مقید نمودن دامنة ‌این شمول و جامعیت می‌کوشند، و آن را فقط در بیان واجبات و احکام و.. ، جامع و تبیان می‌دانند.

   برخی از آنان منظور از کتاب جامع را، لوح محفوظ می‌دانند (قرطبی 1364ش، ج‏6، ص: 419/[1]؛ زحیلی، التفسير المنير، 1418ق، ج‏ علیه السلام ، ص: 193؛  زمخشری، الكشاف، 140 علیه السلام ق، ج‏2، ص: 21؛  بلخی، تفسير مقاتل بن سليمان، 1423ق، ج‏1، ص: 560) که آن هم، در دسترس ما نمی‌باشد. گویی‌ این گونه می‌خواهند حقایق را در کتابی دور از دسترس بشر تصور کنند، تا برای نپذیرفتن مسایل، حجتی داشته باشند که به علت عدم دسترسی به حق منحرف شدند. (اخوان مقدم، اصول تفسیر برگرفته از روایات اهل بیتedfr، 89-90)

  2. سورة مائده/آیة 3:

الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کَفَرُوا مِنْ دِينِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً.

امروز كسانى كه كافر شدند از دين شما مأيوس شدند. از آنها بيم نداشته باشيد و از من كه خداى شما هستم بترسيد. امروز براى شما دين شما را كامل كردم و بر شما نعمت خود را تمام كردم و براى شما دين اسلام را پسندیدم.

   این آیه از مهم‌ترین آیات، در اثبات امامت اهل بیتedfr است. اکثر علمای شیعه در کنار نظرات مختلف دربارة "الیوم"، نزول آن را در حجة الوداع می‌دانند. (طبرسی، مجمع البيان، ص2 علیه السلام 3 به بعد) در روز غدیر بود که پیامبر علی علیه السلام  را به امامت و جانشینی بعد از خود انتخاب نمود. حدیث غدیر از مهم‌ترین احادیثی است که به شرح ماجرا می‌پردازد. پیامبر دست امام علی علیه السلام  را بلند کرده و فرمودند: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه".

   اما اهل سنت احتمالات دیگری برای روز نزول ‌این آیه و شان نزول آن بیان می‌دارند. البته ماجرای غدیر در برخی کتب معتبر اهل سنت نیز نقل شده است، اما برخی از آنان، گاه حدیث را غیر صحیح دانسته (دروزه، التفسير الحديث، ج‏9، ص: 30) و گاه در معانی لغوی کلمات حدیث، شبهه وارد می‌کنند. مثلاً می‌گویند: مولی در ‌این حدیث به معنای دوست آمده است و افادة معنای سرپرست و رهبری نمی‌کند. آنان گاه پا را فراتر گذاشته و به استهزای کسانی روی می‌آورند که در شأن نزول ‌این آیه به ذکر ماجرای غدیر می‌پردازند. (همانجا) اما در پاسخ باید گفت: اخبارى كه نزول آيه فوق را در جريان غدير بيان كرده، در رديف خبر واحد نيست كه بتوان با تضعيف بعضى اسناد آن، آنها را ناديده گرفت بلكه اخبارى است كه گروهی از محدّثان شیعی و سنّی آنها را متواتر می‌دانند. و اگر متواتر نباشد، لااقل مستفيض است، و در منابع معروف اسلامى نقل شده است. حتی باید گفت نزول ‌این ‌آیه در طلیعة غدیر را 30 نفر از دانشمندان و مفسران اهل سنت نیز در تالیفات ویژة خود نوشته‌اند. (امینی، الغدیر،1384ش، ج1، ص214و229) این گروه، به ترتیب زمان، از حافظ ابوجعفر طبری شروع و به شیخ محمد عبده مصری منتهی می‌شود.

   در بیشتر این منابع اشاره شده که آیة "الیوم اکملت" و "الیوم یئس" در روز غدیر سال دهم نازل شده و ناظر به امامت است.

 

3. سورة بقره / آیة 124:

وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِی الظالمین

و زمانى را، که ابراهيم را، پروردگارش به كلماتى آزمايش نمود، یاد کن. پس او آن كلمات را به اتمام رسانيد، خداوند فرمود: همانا ترا پيشواى مردم قرار دادم. ابراهيم گفت: از ذريه من هم پيشوا قرار ده، فرمود: عهد امامت من به ستمكاران نمي رسد.

   امام رضا علیه السلام ‌ آیه‌ای را برای بیان انتخاب کردند که چهار چوب‌های کلی مسالة امامت را در خود گنجانده است، از جمله:‌

  1. خدا نصب امام می‌کند

  2. حتی به تقاضای خلیل خود نیز در نصب امام توجهی ندارد

  3. امام نباید ظالم باشد

  4. امامت امری مهم، و عهدی الهی است و لذا به ظالمان و گنهکاران نمی‌رسد. لذا امام باید معصوم و دور از ظلم و گناه باشد.

  مفسران شیعه بر اساس ‌این آیه می‌گویند: مقام امامت به انسانهای ظالم نمی‌رسد و منصبی از سوی خداست.

   اما اهل سنت بیشتر  تکیه بر ‌این دارند که منظور از امام، نبی است و امام نمی‌تواند شامل ‌این آیه باشد. فخر رازی گوید: اگر بپذیریم در ‌اینجا مراد مطلق امامت است، در انتصاب امام به امامت از طریق تنصیص شکی نیست، اما اختلاف در ‌این است که‌ آیا امامت به غیر از نص الهی هم امکان دارد؟ چرا که در ‌این آیه به ‌این مساله نه با نفی و نه با‌ ایجاب نپرداخته است. (فخر الدین رازی، مفاتيح الغيب ، ج‏4، ص:31)  ابن عاشور می‌گوید: "لِلنَّاسِ إِماماً" بر ‌این دلالت می‌کند که خدا او را امام تمامی ‌مردم قرار داد. و کسی که به‌این منصب رسد، باید رسولی از سوی خدا، مستقل در شریعت باشد. چرا که اگر مستقل نباشد، ماموم او می‌شود نه امام. پس منظور از امام، پیامبری مستقل از رسل پیشین است.

   یا ‌این که لفظ دلالت بر ‌این می‌کند که ‌ایشان در همة امور، امام بودند و‌ این می‌طلبد که او نبی باشد. (ابن عاشور ، التحریر و التنویر ، ج1، ص681)

   برخی از عالمان شیعه ظاهر الفاظ را حجت دانسته و از امام همان معنای امام را برداشت کرده‌اند و نبی بودن امام در ‌این جمله را  با ارائة ادله نفی نموده‌اند. ایشان در اثبات ادعای خود دلائلی آورده‌اند از جمله ‌اینکه: جمله "انی جاعلک للناس اماما" بر ‌آینده دلالت دارد و وعده‌ای است که خدا به ابراهیم داده تا در‌ آینده او را امام قرار دهد. به ‌این دلیل که واژه امام، برای جاعل (اسم فاعل) معمول است و اسم فاعل، در آن عمل کرده و منصوبش نموده است. پس قطعا به معنای گذشته نیست، زیرا اگر اسم فاعل، در معنای گذشته باشد عمل نکرده و معمول نمی‌گیرد. حال که «جاعل» عمل کرده، نشان می‌دهد که به معنای حال و استقبال آمده است. بر ‌این اساس، معنای ‌آیه نمی‌تواند پیامبری و نبوت باشد، زیرا ابراهیم، قبل از‌این، پیامبر بوده و متوقف بر وعده‌ای نیست. (طباطبایی، المیزان،  ج‏1، ص: 26 علیه السلام )

   اشکال دیگر اهل سنت این است که شیعه امامت را بالاتر از رسالت می‌داند، پس با‌ این حساب مقام علی علیه السلام  را که امام است از مقام محمد6 که رسول است، بالاتر می‌دانند. در جواب باید گفت: ما دو نوع نبوت داریم؛ نبوت خاصه و عامه که مقام امامت بالاتر از نبوت عامه و پایین‌تر از نبوت خاصه می‌باشد. (شیرازی، شبهای پیشاور، 13 علیه السلام 2ش، ص281).

   ذیل‌ این‌ آیه جا دارد حدیثی از پیامبر6 ذکر  شود که فرمود: "دعوت الهی بر من و علی پایان گرفت، در حالی که هیچ کدام بر بتی سجده نکردیم پس من نبی شدم و او وصی" (علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، 140 علیه السلام ق، ص180)

  به طور کلی باید گفت طبق آیة صریح قرآن، ظالم ملعون است، (سوره هود/‌آیه 18و19) و برائت از او واجب است و هر کس از ظالم پیروی کند، ظالم است. ظلم در واقع قرار دادن چیزی در غیر جای خود است؛ پس هر کس ادعای امامت کند، ولی امام نباشد و هر که امامت را بر غیر اهل آن قرار دهد، ظالم وملعون است. (ابن بابویه، اعتقادات الامامیه، 1414ق، چ2، ص102-104)

   4و5. سورة انبیاء/ آیة  علیه السلام 3 و علیه السلام 2:

 وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ نَافِلَةً وَ کُلاًّ جَعَلْنَا صَالِحِينَ‌ وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَ إِقَامَ الصَّلاَةِ وَ إِيتَاءَ الزَّکَاةِ وَ کَانُوا لَنَا عَابِدِينَ‌

و ما اسحاق را به او عنایت فرمودیم و نیز نوه‌ای به نام یعقوب و همه آنها را مردانی صالح و پارسا مقدّر فرمودیم؛ و [نیز] ما آنها را پیشوایان معنوی انسانها قرار دادیم که به فرمان ما، مردمِ زمان خود را هدایت می‌کردند و ما نیکوکاری و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات را به آنها وحی فرمودیم و آنها پرستشگران مخلص ما بودند.

   اهل سنت منظور از امام را، نبی و کسانی که مقتدای خوبی‌ها هستند، بیان کرده‌اند. برخی دیگر، ‌آیه را منحصر در ظاهر دانسته و می‌گویند: سخن دربارة اسحاق و یعقوب است. (دروزه، التفسير الحديث، ج‏5، ص: 2 علیه السلام 6). گروهی از مفسران شیعی نیز، ائمه را به معنای ظاهری آن گرفته و می‌گویند که‌ این‌ آیه در صدد بیان شرایط امامت است. (طباطبایی، المیزان ج14، ص: 304؛  طیب، أطيب البيان، ج‏9، ص: 213). آنها معتقدند مقام امامت و پيشوايى بالاتر از مقام نبوت و رسالت است و اقتداء به آنها در جميع افعال و اقوال و تقريرات، بر امّت واجب است. (همانجا) شیعه منظور از صالحین را شایستگان برای امامت و نبوت می‌داند. (طیب، ج‏9، ص: 213) و‌ این عنوان را مدحی از جانب خدا می‌دانند. (طوسی، التبيان،  ج‏ علیه السلام ، ص: 264؛ طبرسی، مجمع البيان، ج‏ علیه السلام ، ص89)

   ابراهیم  علیه السلام بعد از پشت سر نهادن امتحانات سخت الهی در سال‌های پایانی عمر خود، بعد از سالها نبوت به مقام امامت نایل گردید. يعنى خداوند، علاوه بر مقام نبوت و رسالت، مقام" امامت" را نيز به او داد.

   از دیگر شئون انحصاری امام، ‌این است که خدا می‌فرماید: ما به آنها انجام كار خير را وحى كرديم و همچنين برپا داشتن نماز و اداى زكات (وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ).

   انبياء به مقام رهبرى «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً» نائل آمدند، در حالی که همواره بندة خدا هستند. «وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ». پس باید دانست حکومت و مدیریت جامعه جزء دین است. و کسی که دین ندارد، نباید در راس امور مملکتی باشد و زمام امور مسلمانان را به دست گیرد.

امامت آخرين مرحله سير تكاملى انسانى است، به معنى رهبرى همه جانبة مردم که در حقیقت، ايصال به مطلوب و هدايت تشريعى و تكوينى است.

   در ‌این بین گروهی، دست هدایت ائمه را رها می‌کنند و در پی پیروی از  امیال خود به دنبال دیگران می‌گردند تا به آنها اقتدا کرده و هدایت شوند. اینان از قول پیامبر بیان می‌دارند «أصحابي كالنجوم، بأيّهم‏اقتديتم اهتديتم». بزرگان شیعه در پاسخ به این مدّعا سخن گفته‌اند. (شیخ مفید، الافصاح فی الامامة، 1413ق، ص50؛ تمیمی‌مغربی، دعائم الاسلام، 1385ق ، ج1، ص86؛ نباطی بیاضی، الصراط المستقیم، 1384ق، ج3، ص146)

   به حکم عقل، صحابه نمی‌توانند ستارگان رهنما به هدایت باشند، در حالی که با شمشیر سر از تن هم جدا می‌کنند و تشنة خون همدیگرند. (کراجکی، التعجب،1421ق، چاپ اول، ص:95)

6. سورة آل عمران/‌ آیة 68:

 انَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ

محققاً سزاوارترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه او را متابعت نمودند و اين پيغمبر و كسانى كه ايمان آوردند و خداوند ولىّ مؤمنين است.

  امام رضا علیه السلام  اشاره‌ای ظریف به ‌این نکته دارند که اولی به ابراهیم، همان کسانی هستند که از ‌ایشان اطاعت کردند؛ پس در نتیجه اولی به پیامبراسلام6 هم، اطاعت کنندگان از ‌ایشان هستند.

‌   این آیه چندان مورد اختلاف شیعه و سنی نبوده و اگر هم اختلافی وجود داشت به بدنة اصلی بحث ما آسیبی نمی‌رساند. تنها این نکته منحصر به تفاسیر شیعه است که مفسران شیعه با استناد به روایاتی از اهل بیتedfrg منظور از مومنان را ائمهedfrg می‌دانند. در ‌این معنا ‌این نکته نهان است که اولی به ابراهیم علیه السلام  بعد از پیامبر، اهل بیت هستند (طبرسی، مجمع البيان، ج‏2، ص:  علیه السلام  علیه السلام 0 به بعد؛ حسینی شاه عبد العظیمی‌، تفسیر اثنا عشری،0، ج‏2، ص: 141)

  علیه السلام . سورة روم / آیة 56:

 وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ

و كسانى كه به آنها علم و ايمان داده شده، به آن مجرمين گفتند كه شما درنگ كرديد  در عالم برزخ به آن مقدارى كه در كتاب الهى ثبت شده تا روز قيامت. اینک اين است روز بعث و قيامت.

   در ‌این آیه برای"الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمان" در بین مفسران شیعه و سنی آرای مختلفی عنوان شده است. از جمله: ملائکه و فرشتگان، پیامبر اسلام6، مؤمنان، دانشمندان. (طبرسی، مجمع‌البيان،ج‏8، ص: 48 علیه السلام ؛ همو، جوامع الجامع، ج‏3، ص: 2 علیه السلام 4). اهل سنت بر‌ این آراء، ملک الموت را هم افزوده‌اند (بلخی، تفسیرمقاتل بن سلیمان، ج‏3، ص: 421).

   یکی از شئون معصومانedfr تفسیر ‌آیات قرآن است. در ‌این روایت، امام رضا علیه السلام  صراحتا، آیه مورد بحث را تفسیر کرده‌اند و مصداق «الذین اوتوا العلم و الایمان» را امیرالمؤمنین علیه السلام  می‌شمارند تا از ‌این رهگذر ثابت کنند آن کسی لیاقت امامت دارد که خداوند به او علم و ‌ایمان عطا کرده باشد، نه کسی که علم و ایمان را کسب می‌کند.

 8. سورة توبه /آیة 30:

وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ

يهود گفتند عزير پسر خدا است. نصارى گفتند مسيح پسر خدا است. اين گفتار اينها است كه تشبّه پيدا كردند به گفتار كسانى كه پيش از آنها كافر شدند خداوند اين‌ها را بكشد كه چگونه افتراء مى‏بندند.

   امام علیه السلام  در نهایت‌ اندوه، لب به نفرین ‌این شیطان صفتان می‌گشاید که خشت اول را کج گذاشتند و جمعی سفیه‌تر از خود را تا ثریا به بیراهه بردند. می‌فرماید: "خدا آنان را بکشد! چرا از حق روی گردان شده و به باطل روی آوردند؟"

  غالب مفسران شیعه و سنی تصریح کرده‌اند که‌ آیه در مقام نفرین است (طباطبایی، الميزان، ج‏16، ص: 321؛  ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، 1419ق، ج‏4، ص: 119؛ ابن أبي حاتم، تفسير القرآن العظيم، ج‏6، ص: 1 علیه السلام 84؛ زحیلی، التفسير المنير ج‏10، ص: 183؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن 1364ش، ج‏8، ص: 119/[1]؛ بلخی، تفسیرمقاتل بن سلیمان، ج‏2، ص: 16 علیه السلام /[1]؛ سیوطی، الدر المنثور ج‏3، ص: 230)

 یا کنایه از شدت عذاب است. (طیب، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص: 208). البته آن که به نفرین خداوند و برگزیدگان او دچار شود، در پی آن حتماً به عذاب شدید هم مبتلا خواهد شد. امام علیه السلام  پس از معرفی امام و ویژگی‌های او، مخالفان را با استناد  آیه نفرین کرده و می‌فرماید: خدا آنان را بکشد که با فکر ناقص خود در پی انتخاب و نصب حجّت خدا هستند.

9. سورة عنکبوت/ آیة 38:

وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَساكِنِهِمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ

ما طايفه عاد و ثمود را نيز هلاك كرديم، و مساكن (ويران شده) آنها براى شما آشكار است، شيطان اعمالشان را براى آنها زينت كرده بود، لذا آنان را از راه بازداشت، در حالى كه مى‏ديدند.

   امام رضا علیه السلام  به کسانی نفرین می‌کند که راه غلط رفته و در صدد معرفی حجّت خدا از طرف خود هستند. آنگاه این ویژگی مهم آنان را توضیح می‌دهد  که آنان با چنین عملی راه خدا را سدّ کرده و مردم را گمراه کردند، ولی نه از روی سهو و خطا. اینان خود به درستی می‌دانستند که حق چیست و کجاست، و ردای امامت سزاوار چه شخصی است، اما به علم خود عمل نکرده و مسیر انحراف را گشودند. شیطان نیز به یاریشان آمد و اعمال زشت و نکبت بارشان را زینت داد.

   در واقع امام رضا علیه السلام  هوشمندانه به علت انحراف آنان پی برده و بیان می‌دارند که شیطان اعمال آنها را در نظرشان آراسته و اینان نیز به سوء اختیار خود، در پی او راه افتادند. ‌این گونه آنان با خانه نشین کردن ولیّ الله، کتاب ناطق خداوندگار مهربان و حکمت جوشان الهی، بشریت را برای قرن‌های متمادی در تاریکی جهل و گمراهی وارد کردند و‌این واقعیتی غیر قابل انکار است.

 10. سورة قصص/ آیة 68:

وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ

و پروردگار تو خلق مي كند آنچه را كه بخواهد و برمی‌گزیند آنكه را كه صلاح داند. براى آنها اختيارى در این کار نیست. منزه است خداوند و بلندتر است از آنچه شرك مي‌آورند

   در تفاسیر شیعی، در ‌این‌ آیه سه مفهوم کلی قابل بحث است: "اختیارات الهی"، "اختیارات بشری"، "رابطة طولی" ‌این دو اختیار. شیعه اختیار همه جانبه، را فقط از آنِ خدا می‌دانند. "يَخْلُقُ ما يَشاءُ" اشاره است به اختيار تكوينى خدا، و مى‏فهماند كه اختيار او مطلق است و هيچ چيزى از مشيت او سر باز نمى‏زند، نه به خودى خود و نه به خاطر مانعى، و اين همان اختيار به معناى حقيقى آن است. (طباطبایی، الميزان، ج‏16، ص: 68)

   جمله "و يختار" اشاره به اختيار تشريعى دارد. خداوند که خالق ماست، بر مصلحت ما واقف‌تر است. و از آنجا که صاحب اختیار است، خود در انتخاب کسی که بر ملکش رهبری کند افضل و توانا است و ما باید بر اختیار او مطیع باشیم و امام برگزیدة او را اطاعت نماییم.

     در بین مفسران اهل سنت، گروهی صرفاً به بیان‌این موضوع پرداختند که اختیار الهی بالاترین اختیار است و آیه در بیان انحصار مطلق هر گونه خلق و اختیار برای خداوند، و ردّ قدرت اختیار از غیر اوست. (فخررازی، مفاتيح الغيب، ج‏25، ص: 11/[1]. دروزه، التفسير الحديث، ج‏3، ص: 338/[1]. زحیلی، التفسير المنير، ج‏20، ص: 149). اما در وقت عمل، آنچه را به صلاح دنیایشان باشد، بیان می‌دارند. در اموری به اختیار الهی سر می‌نهند که دنیایشان را به خطر نیندازد. دسته‌ای دیگر با بیان همین موضوع به‌ این نتیجه رسیدند که ‌آیه در بیان ‌این مطلب است که خداوند درمیان بندگانش، شایسته‌ترین را برای رسالتش برمی‌گزیند. (زحیلی، ج‏20، ص: 149)

   امام رضا علیه السلام ، با استناد به‌ این ‌آیه، تصریح می‌کند که امر انتخاب امام از اختیارات بشر نیست (ما کان لهم الخیره)

11. سورة احزاب/ آیة 36:

وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ و مَن یَعصِ اللهَ و رَ سو لَه فَقَد ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً

هیچ مرد و زن مؤمن را، در کاری که خدا و رسولش حکم کنند، اراده و اختیاری نیست. و هر کس نافرمانی خدا و رسولش کند، به گمراهی سخت و آشکاری افتاده است.

   این ‌آیه نیز می‌رساند که انسان در امر دین، در برابر امر خدا و رسول حقّ رأی ندارد. آنگاه تاکید می‌نماید که عصیان‌کنندگان در برابر امر خدا و رسول، قطعا به شکل آشکاری گمراه شده‌اند. این نکته، نتیجة ضرورت اطاعت همگان از خدا و رسول است.

در روايت مى‏خوانيم كه رسول خدا6 فرمود: «يا عباد الله انتم كالمرضى و رب العالمين كالطبيب، الا فسلموا لله امره تكونوا من الفائزين» (محدث نوری، مستدرک الوسائل،1408ق، ج3،ص1 علیه السلام  علیه السلام ؛ ورام، مجموعة ورام، [بی تا]، ج2،ص11 علیه السلام ، حلی، عدة الداعی140 علیه السلام ق، ص38) اى بندگان خدا! شما همچون بيمارید و خدا مانند طبيب است، مصلحت مريض در نسخه طبيب است نه آنچه بيمار تمايل دارد، پس تسليم امر خدا باشيد تا رستگار شويد.

 

12تا 1 علیه السلام . سورة قلم / آیات 36-41:

 ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ *أَمْ لَكُمْ كِتابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ* إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ *أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ  *سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ*  أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ

شما را چه می‌شود؟ چگونه داوری می‌کنید؟‌ آیا کتابی دارید که از آن درس می‌خوانید؟ یا ‌این که عهدی مستمر تا قیامت بر ما دارید تا به هر چه حکم کنید برای شما قرار دهد؟ از آنان بپرس کدامیک چنین چیزی را ضمانت می‌کنند؟‌ آیا شریکانی دارند؟ اگر راست می‌گویند شرکای خود را بیاورند.

   امام رضا علیه السلام  بعد از دفاع از حریم ولایت، با استناد به این آیات و به توبیخ منکران می‌پردازد و ‌این گونه به آنان گوشزد می‌کند که آنان برای ادعاهای خود هیچ دلیل و حجت قرآنی و الهی ندارند .

18. سوره محمد(6) 4 علیه السلام / آيه 24:

 أفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها

آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا ‌این که بر قلب آنها قفل است که حقايق را درك نمي‌کنند؟

   امام رضا علیه السلام  با استناد به ‌این آیه بیان می‌دارد که مسالة امامت و رهبری امت بعد از پیامبر6، در قرآن کریم گسترده و روشن است و ‌آیات بسیاری در ‌این باره وجود دارد، اما آنان به واسطة عنادشان با حق به جایی رسیده‌اند که بر قلب‌های خود قفل زده‌اند، لذا نمی‌توانند حق را درک کنند. اگر آنان ‌در قرآن تدبر می‌کردند، بی‌شک نشانه‌های هدایت را در آن عیان می‌دیدند.

   در واقع  امام علیه السلام  سرچشمة مخالفت با ولایت و سرپرستی ائمه علیه السلام  را با استناد به ‌این‌ آیه، عدم تدبر در قرآن و داشتن قلبهای مهرشده – به دلیل گناهانشان- می‌داند.

 

19. سورة توبه/ آیة 8 علیه السلام :

رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ

راضى و خشنود شدند به اينكه با متخلفين از خروج براى جهاد همراه شوند، و بر قلوب آنها مهر خورده پس آنها ديگر نمي فهمند.

   آیه در مورد منافقین است، و امام هشتم علیه السلام ، مصداقی از‌ این منافقان را مخالفان ولایت و سرپرستی ائمهedfr شمرده‌اند. حضرتش در بیان علل انحراف اینان از مسیر ولایت، به ‌این آیه اشاره می‌کند و می‌فرماید که چون قلب‌های آنها قفل است، حق را از ناحق تشخیص نمی‌دهند، امام راستین را تنها گذاشته و به گروه مخالفان پیوسته‌اند.

20 تا .22 سوره الأنفال 8/ آيات21-23:

لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ * وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ

و مثل كسانى مباشید كه گفتند شنيديم، حال آنكه نشنيدند. محققا بدترين جنبنده‏ها نزد خدا كسانى هستند كه گوش دل آنها كر است و زبان دل آنها لال است. آنها كسانى هستند كه تعقل نمي‌كنند و عقل ندارند. و اگر خداوند در اینان خیری سراغ داشت، گوش (دل) آنها را می‌گشود. و اگر گوش آنها را می‌گشود، باز هم (به سوء اختیار خود، نسبت به حق) پشت می‌کردند در حالی که روی گردان بودند.

   در ‌اینجا امام علیه السلام  به مخالفان توصیه کرده و پند می‌دهد که شما مثل کسانی نباشید که چنین منشی داشتند، یعنی در حالی که چیزی نشنیده بودند به دروغ گفته‌اند: ما شنیدیم. شما نشنیده‌اید و کر هستید، و بدترین جنبندگان نیز نزد خدا همین افرادی هستند که ناشنوا بوده‌اند.

   بدیهی است که مراد خداوند، کر بودن جسمی ‌نیست؛ زیرا‌ این یک عیب خلقتی است و از عدل خدا دور است که چنین کسی را شرّ و بد بنامد. لذا با جمله بعد همین منظور را تأکید می‌کند که: «لا یعقلون»، یعنی با گوش می‌شنوند، ولی نشنیده می‌گیرند و تعقل نمی‌کنند.

  امام علیه السلام  با استناد به آیة " قالوا سمعنا ..." گویی بیان می‌دارند که آنچه آنان ادعای شنیدن آن و قبولش را داشتند، اسلام و اوامر پیامبر6 بود. البته در واقع  آن را هم نشنیده و نپذیرفته بودند؛ چرا که اگر پذیرفته بودند، در همان کتاب و دین، تکلیف امامت مشخص شده بود و امامت به فرد لایق آن می‌رسید نه دیگران.

   23. سوره يونس/ آيه 35:

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ

به مشركان بگو: آيا از شركاء شما كسى هست كه بند‏گان را به راه حق هدايت كند؟ بگو: اللَّه است كه هدايت به حق مي‌فرمايد. آيا كسى كه به سوى حق هدايت كند، سزاوارتر است به اينكه متابعت شود يا كسى كه نمي‌تواند هدايت كند مگر آنكه خودش هدايت شود؟ پس شما را چه شده  كه اين چنين حكم مي‌كنيد؟!

   امام رضا علیه السلام  با استناد به ‌این ‌آیه، مخاطب را به مقایسة علی علیه السلام  و آل ‌ایشان با مدعیان منصب خلافت فرا می‌خواند  تا با وجدان خود قضاوت کند که کدام دسته برای امامت و رهبری سزاوارترند؟ کسی که هدایت شده و می‌تواند مردم را نیز هدایت کند و علم و توانایی او به ‌اندازه‌ای است که می‌فرماید: "سلونی قبل ان تفقدونی". (سیدرضی، نهج‌البلاغه1419 ق، ص280) یا کسی که خودش برای هدایت نیازمند دیگران است؟

   همان‌هایی که روزی شرک را ترک گفته و مسلمان گشته بودند و سالها از پیامبر6 درس ‌ایمان و اطاعت آموخته بودند، امامت و ولایت را آن گونه که خدا و رسول، امر نموده بودند، نپذیرفتند. آنان هرگز نخواستند بر فضیلت علی علیه السلام  و استحقاق‌ ایشان بر امامت اقرار کنند؛ در حالی که پیامبر6 بارها فرمود: «الحقّ مع علىّ و علىٌّ مع الحقّ»؟! (مرعشی، احقاق الحق و ازهاق الباطل، [بی تا]،  ج 5، ص 28)

   پیامبر6 سالها علی علیه السلام  را در دامن خود پروراند، تفسیر و تأویل تمام آیات را به او آموخت و بر او خواند و املا کرد، و برای فهم عمیق آن از جانب‌ ایشان، دعا کرد. ‌ایشان خود نقل می‌کنند "ما نزلت عَلَيْهِ آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ دَعَا اللَّهَ أَنْ يُفَهِّمَنِي [إِيَّاهَا] (الهلالی، کتاب سلیم بن قیس الهلالی1405ق، ص625) پیامبر6 در احادیث بی شماری بر فضیلت او اذعان نمود؛ از آن جمله در حدیث متواتر فرمود: "انَا مَدینةُ العِلمِ و عَلیٌ بابُها" و ‌این گونه حضرتش را برای امامت و تبیین کتاب الله شناساند و مردم را به پذیرفتن ایشان به عنوان امام امر فرمود.

   امام علی علیه السلام  می‌فرمایند: "كداميك از اين دو تن سزاوارتر به نشستن در مقام و جاى پيامبرند؟ شما از پيامبر6 شنيديد كه وقتى مرا براى ابلاغ سوره برائت، فرستاد فرمود: «صلاحيت ندارد از قول من مطلبى را برساند به جز خودم يا كسى كه از خودم باشد». شما را به خدا قسم مى‏دهم آيا اين مطلب را از پيامبر6 شنيديد؟ گفتند: آرى به خدا قسم، ما شهادت مى‏دهيم كه اين مطلب را از پيامبر6 شنيديم آن هنگام كه تو را براى سوره برائت فرستاد.

   حضرت فرمود: رفيق شما (ابوبكر) صلاحيت نداشت كه از قول پيامبر6 نوشته‏اى بقدر چهار انگشت را برساند و جز من براى ابلاغ آن صلاحيت پيدا نكرد! كداميك از اين دو سزاوارتر به مقام و جاى اويند؟ آنكه پيامبر6 بخصوص نام برده كه از اوست يا آن كسى كه بخصوص تعيين شده كه از پيامبر نيست؟ (الهلالی، اسرار آل محمد، 1416ق، ص306)

   با اين عمل پیامبر معلوم شد چه کسی يقينا از پيامبر6 نيست و چه کسی يقينا از پيامبر6 است. پس چرا آنان "مدینة العلم" را کنار زدند و به سوی کسانی متمایل شدند که در کوچک‌ترین مسایل درمانده و اظهار عجز می‌کردند.

  امام محمد‌باقر علیه السلام  می‌فرمایند: "هیچ حق و صوابی در نزد احدی از مردم یافت نمی‌شود و کسی از آنها را یارای رقم زدن تقدیر و قضایی نیست، مگر آنچه از ما اهل بیت خارج شود. هنگامی‌که دو دستگی بین آنها اتفاق افتد اشتباه از آنِ آنان و حق با علی علیه السلام  است". (کلینی،  اصول کافی، ج: 1 ص: 3993 (

   در تاریخ دیده شد که عمر حکمی ‌به اشتباه داد و امیرالمؤمنین علیه السلام  آن را اصلاح کرد و عمر بعد از آن، از علی علیه السلام  پوزش خواست؟ (شیرازی، شبهای پیشاور، 13 علیه السلام 2ش ص408)

24. سوره بقره/‌ آیة 269:

يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ

خداوند به هر كه بخواهد حكمت عنايت مي‌فرمايد. و هر كه را حكمت داد، خير كثيرى به او عنايت فرموده، ولى کسی جز صاحبان عقل متذكّر نمى‏شوند.

   امام رضا علیه السلام ، با اشاره به این آیه، به مسئله علم امام و ضرورت آن برای امام تصریح می‌کند. در واقع امام علیه السلام ، با استناد به ‌این ‌آیه به این نکتة مهم اشاره نموده‌اند که حکمتِ امام، حکمتی است که خداوند به او می‌بخشد، نه اینکه آن را از منبع خطا پذیر و ناتمام بشری به دست آورد. آن حکمت موهبتی را خداوند، "خیر کثیر" نامیده؛ همان خدایی که تمام دنیا را "متاع قلیل" نام نهاده است. و چنین نکاتی را فقط خردورزان می‌یابند.

  ویژگی‌ اهل بیتedfr این است که به تعبیر حضرت امیر علیه السلام : "هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ، وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ" (رضی، نهج البلاغه، حکمت14 علیه السلام ). آنان مصداق "اوتوا العلم" هستند، در حالی که خطاب به تمام بشر می‌فرماید: "و ما اوتیتم من العلم الّا قلیلا". لذا به حکم عقل، باید امامت مردم را بر عهده داشته باشند.

25. سوره بقره/ آیة 24 علیه السلام :

 قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً من الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ

پيامبرشان به آنها گفت: خدا، طالوت را به پادشاهى شما نصب كرد. گفتند: از كجا او را بر ما پادشاهى رواست، در صورتى كه ما به پادشاهى از او سزاوارتريم و او را مال فراوان و وسيع نيست؟ (آن پيامبر در جواب) گفت: خدا او را از بين شما برگزيد و او را در علم و جسم فزونى بخشيد. و خدا ملك خود را به هر كه خواهد بخشد، كه او وسعت دهنده و دانا است.

   این ‌آیه یکی از پر نکته‌ترین‌ آیاتی است که امام رضا علیه السلام  در جریان تبیین سیمای راستین امامت به آن استناد نموده‌اند.‌ و شامل صفات امام و شرایط او است، مانند طهارت روح، تخصص علمی ‌در همة شئون رهبری، و داشتن فن نظامی، توانایی و شجاعت لازم.

   مفسران شیعه از ‌این آیه به شرایط رهبری جامعه رسیده، بیان می‌کنند: چنانکه انتخاب پيغمبر با خداست، تعيين حاکم و مدبّر امور كشورى و لشكرى هم بايد به انتخاب او باشد، نه اینکه مردم به رأى خود كسى را انتخاب نمايند. مذهب اهل تسنن كه خلافت را به انتخاب مردم و اجماع امّت مي‌دانند. و سلطنت بنى‌اميه و بنى‌عباسى و ساير سلاطين جور را كه به قهر و غلبه و زور و نیرنگ و تزوير بر مردم مسلط شدند، به حق می‌داند. گرچه این خلفاى جور هم از علم بى‏بهره و هم از شجاعت و ساير كمالات عارى بودند.

   توهمى كه بنى‌اسرائيل بدان دچار بودند كه بايد نبوت در اولاد لاوى يكى از پسران يعقوب و سلطنت در اولاد يوسف پسر ديگر او باشد، توهم باطل است؛ زيرا طالوت كه خدا او را به پادشاهى برگزيد، نه از اولاد لاوى و نه از اولاد يوسف بود، و همچنين توهم اين كه نبوت و سلطنت در يك خانواده جمع نمي‌شود و بايد از هم جدا باشد نيز باطل است، زيرا داود هم مقام نبوت و هم مقام پادشاهى داشت. (طیب، أطيب البيان، ج‏2، ص: 503-506)

   برخی از مفسران اهل سنت در تفسیر ‌این‌ آیه، بنی‌اسراییل را به خاطر نپذیرفتن رهبری که خداوند برایشان برگزیده بود سرزنش می‌کنند، در حالی که خود‌ آیات بسیاری را که در معرفی امام بعد از پیامبر6 در قرآن آمده است و واقعة غدیر را فراموش کرده‌اند. (سید بن قطب، في ظلال القرآن، ج‏1، ص: 26 علیه السلام )

  برخی از مفسران سنی مذهب معتقدند، وقتی پیامبر بنی‌اسراییل گفت که خدا طالوت را برای پادشاهی انتخاب کرد، آنها مجبور بودند بپذیرند؛ چرا که متهم کردن نبی به کذب، تمام دین آنان را زیر سوال می‌برد. (فخر الدین رازی، مفاتيح الغيب،ص504 و505 )

   امّا هر آنچه بگویند، بر خودشان حجّت است؛ که چگونه از یاد برده‌اند که امامت در آل رسول الله قرار گرفته است، بزرگ مردانی که وارثان علم و عصمت و مناقب رسول الله بوده و با به دست آوردن‌ این شرایط شایستة پوشیدن ردای امامت می‌شوند. (قاضی زاهدی، گنجینة نور، 1430ق، ص299)

26. سوره نساء/ آيه 113:

وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً

و اگر فضل خدا بر تو و رحمت او نبود گروهی از آنها همت می‌گماشتند كه تو را گمراه كنند. و گمراه نمي‌كنند مگر خود را، و هيچگونه ضررى به تو نمي‌توانند وارد كنند. و حال آنكه خداوند بر تو كتاب و حكمت را نازل فرمود و آنچه را كه نمي‌دانستى تعليم فرمود و فضل خدا بر تو عظيم است.

   امام رضا علیه السلام  یکی از شرایط امامت را داشتن علمی‌خاص، معرفی می‌کند و در معرفی آن علم، آیاتی می‌آورد. از جمله همین آیه که می‌فرماید: به تو علمی‌ دادیم که پیش از ‌این نداشتی.

   باید دانست جملة "لم تکن" نشان می‌دهد اگر تعلیم خداوند نبود، تلاش پیامبر6 برای فراگیری آن علوم غیبی بی‌فایده بود، چون ‌این گونه معارف در اختیار مکاتب بشری نیست که کسی با کوشش آن را بیاموزد. پس دسترسی بشر به آن فقط از طریق پیوند با وحی ممکن می‌شود، و البته ائمهedfr هم که وارث پیامبر6 هستند، از ‌این علم بهره می‌برند. پس آنان بعد از نبی6 وارث ردای دانش و رهبری پیامبر6 شدند.

   مفسران شیعه در معنای "عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ" معانی‌ای گفته‌اند: علمی‌ که با اسباب عادی به دست نمی‌آید. (طباطبایی، الميزان، ج‏5، ص:  علیه السلام  علیه السلام )، قوانین ناشناخته. (طبرسی، مجمع البيان، ج‏3، ص: 166)، امور پنهانی و مكنونات ضماير و امور دين و احكام، علم به ربوبيت حق و جلال كبريائى و معرفت عبوديت نفس و قدر حال او، علم ما كان و ما سيكون. (حسینی شاه عبد العظیمی، تفسير اثنا عشري ،ج‏2، ص: 5 علیه السلام 0)، خبر اولین‌ها تا آخرین‌ها. (طوسی، التبيان، ج‏3، ص: 325).

  اهل سنت نیز همین معانی را ذکر نموده‌اند، به علاوه: علم به خیر و شر (ابن أبي حاتم. تفسير القرآن العظيم، ج‏4، ص: 1065)  و علم غیب، افزوده بر کتاب (ابن عاشور، التحرير و التنوير، ج‏4، ص: 252).

   در ‌این‌ آیه، سخن از کتاب و حکمتی است که خداوند به پیامبرش عطا فرمود، و در ادامه بیان می‌دارد که خداوند رسولش را مجهز به سلاحی کرد که مانندش در هیچ کس نبود. و آن علمی‌ بود که پیامبر6 پیش از آن درباره‌اش چیزی نمی‌دانست و آن همان راز عصمت ‌ایشان بود.‌ این نکته هم از شیعه نقل شده است و هم از سنی. (فضل الله، من وحي القرآن، ج‏ علیه السلام ، ص: 453تا 45 علیه السلام ؛ /زحیلی، التفسير المنير، ج‏5، ص: 263)

2 علیه السلام  و 28 سورة نساء / آیات 54 و55:

أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِيراً

آیا مردم به خاطر نعمتی که خدا از فضل خویش به آنان ارزانی داشته، بر آنها حسد می‌برند؟ در حالی که ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم. و فرمانروایی بزرگ دادیم. پس برخی از آنان به ‌ایشان ‌ایمان آورده و برخی دیگر، از راه حق باز داشتند. و آتش افروختة جهنم آنان را کفایت کند.

   امام رضا علیه السلام  پس از اشاره به اوصاف امام از قبیل علم و قدرت، با استناد به ‌این ‌آیه تأکید می‌کنند که ‌این نعمت‌ها خدادادی است و نباید کسی به آنها حسادت ورزد. اشاره به ‌اینکه ‌این مخالفان، حق را یافته و بدان علم دارند و فقط به سبب حسادت به جایگاه ائمه، فضل و برتری ‌ایشان را انکار کرده و حق ‌ایشان را غصب می‌کنند.

   مفسران شیعه برای کلمة "ناس" که مورد حسد قرار دارند، مطالبی بیان داشته‌اند. مهم‌ترین نکته، ‌این است که ‌این اهل بیت پیامبر6 هستند که به خاطر داشتن نعمت امامت و علمی‌که خداوند به آنها عطا نموده است، مورد حسادت واقع شده‌اند (کاشانی، منهج الصادقين، ج‏3، ص: 49). اهل بیت در احادیث بسیاری بر‌این مساله تاکید داشتند. اهل سنت بیشتر بر ‌این عقیده‌اند که منظور از ناس، رسول خدا به تنهایی و یا همراه اصحابشان، هستند و احتمالاتی هم در علت مورد حسادت واقع شدنشان بیان داشته‌اند.     اما برخی از اهل سنت، آل رسول خدا را معنای ناس در ‌این جمله می‌دانند (فخر الدین رازی، مفاتيح الغيب، ج‏10، ص: 105). گاهی ‌این مطلب را از قول امامان  شیعه نیز بیان می‌دارند. (سیوطی، الدر المنثور، ج‏2، ص: 1 علیه السلام 3؛ ابن أبي حاتم، تفسير القرآن العظيم، ج‏3، ص: 9 علیه السلام 8). واقعیات تاریخی نیز صحّت همین نظر را نشان می‌دهد، که چگونه مخالفان و ظالمان حاکم، حقانیت اهل بیت را شناختند، ولی به دلیل حسادت، نادیده گرفتند. امام صادق علیه السلام  این حقیقت را در ضمن پاسخی به پرسش عبدالله بن بکیر (یا: بکر) ارّجانی تبیین می‌فرماید. این پرسش و پاسخ، بخشی از حدیثی طولانی است که ابن قولویه قمی در کتاب کامل الزیارات (باب 108: نوادر الزیارات، حدیث 2) آورده است.

عبدالله می‌پرسد: آیا امام، تمام آنچه میان شرق و غرب وجود دارد، می‌بیند؟

 امام صادق علیه السلام  پاسخ می‌دهد:

   فرزند بکیر! چگونه حجّت خدا بر تمام آنها باشد، اما آنها را نبیند و بر آنها حکم نراند؟ و چگونه حجّت باشد بر گروهی که از دیدة او نهان باشند و بر آنها قدرت نیابد؟ و چگونه از سوی خدا وظیفه‌ای را ادا کند و شاهد بر مردمی باشد که نمی‌بیند؟ و چگونه حجّت بر کسانی باشد، در حالی که آنها از او پوشیده‌اند؟

  اینها در حالی است که امام میان مردم و خدا قرار داده شده تا امر خداوند را در میان آنها اقامه کند. و خداوند می‌فرماید: "وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاس" (سبأ/28)، یعنی تمام کسانی که روی زمین هستند (پیامبر بر تمام آنها رسول است). و حجّت، پس از پیامبر، در جای او قرار دارد: راهنمای آنهاست در مواردی که با هم اختلاف می‌کنند، حقوق الهی مردم را می‌گیرد، به امر الهی اقدام می‌کند، و در مورد بعضی از آنها نسبت به بعضی دیگر انصاف می‌ورزد.

   اگر چه حجّت، از آنها باخبر نباشد، چه کسی حکم الهی را اجرا کند که فرمود: "سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ" (فصلت/53). کدامین آیه در آفاق به جز ما است که خداوند به اهل آفاق ارائه کند؟ خداوند فرمود: "وَ ما نُرِیهِمْ مِنْ آیَةٍ إِلَّا هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِها" (زخرف/ 48). کدام آیه و نشانة الهی بزرگتر از ما (اهل بیت) است؟

   به خدا سوگند بنی‌هاشم و قریش عطیة خدا به ما را می‌شناسند، ولی حسد آنها را به هلاکت کشانید، چنانکه ابلیس را به وادی هلاک برد. آنها هنگامی که مضطرّ می‌شوند و بر جان خود بیمناک می‌گردند، از ما می‌پرسند و ما برای آنها توضیح می‌دهیم. نزد ما می‌گویند: ما شهادت می‌دهیم که شما اهل دانشید. سپس بیرون می‌روند و می‌گویند: هیچ کس ندیدیم گمراه‌تر از کسانی که پیروی اینان (اهل بیت) کنند و گفتارشان را بپذیرند. (ابن قولویه، کامل الزیارات، 13 علیه السلام 5 ش، ص 343)

29. سورة قصص/ آیة50:

فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

پس اگر به تو پاسخ مثبت نمی‌دهند و ايمان نمي آورند، پس بدان جز اين نيست كه اين‌ها از هواهاى نفساني خود متابعت مي‌كنند. و گمراه‏تر از كسى كه از هواى نفس خود متابعت كند بدون اينكه خداوند او را هدايت كرده باشد كيست؟ محققا خدا قوم ستمكاران، را هدايت نمي‌كند.

  در ‌اینجا امام علیه السلام  پس از ‌این همه پند و نصیحت و توبیخ و تبیین و کنایه و تصریح، گویا به مخالفان می‌فرماید که ‌اینها همه برای نفع خودتان است و اطاعت شما سود و زیانی برای ما ندارد. امام علیه السلام  از ‌این ‌آیه در سرزنش مخاطبین خود استفاده کردند تا تذکّری به آنها دهند و بت‌های ذهنی و فکری آنها را بشکنند، چنانکه حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام  چنین کرد و نتیجه این شد که به تعبیر قرآن: "فَرَجَعُوا إِلى‏ أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ" (انبیاء/ 64).

   باشد که به خود آیند و بفهمند که کسی که امامت امام علیه السلام  را - بعد از نزول آیات الهی و بیان روایات نبوی- رد کرده و نمی‌پذیرد، بی شک راه خدا یعنی راه عقل را در پیش نگرفته و در پی هوا و هوس خویش رفته است.

30. سورة محمد (6) / آیة 8:

الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ  

و كسانى كه كافر شدند، نابودی و هلاکت براى آنها است و خداوند، اعمال آنها را از بين مى‏برد.

   امام رضا علیه السلام  بیان می‌دارد مردمی‌که علی علیه السلام  را رها نمودند و امام و رهبری غیر از‌ ایشان برای خود برگزیدند، از حق تجاوز كردند و كتاب خدا و سخن رسول را پشت سر نهادند. خدا ايشان را نكوهش نمود و دشمن داشت، امام نیز آنها را نفرین می‌کند و خبر از حبط اعمالشان می‌دهد.

31. غافر/‌ آیه 35:

 الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ

كسانى كه در آيات الهيّه بدون برهان مجادله مي‌كنند، عداوت و غضب الهى در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آورده‏اند، برای آنان بسی بزرگ است. و خداوند بر قلب هر متكبّر جبّارى مهر مي‌نهد.

  امام علیه السلام  در آخرین فراز از کلامشان، پس از اتمام حجّت، اشاره می‌کند که نپذیرفتن حجّت منصوب منصوص الهی، مصداق مجادله در آیات الهی است، و خشمِ بزرگِ خدا و مؤمنان راستین را در پی دارد. سر انجام، چنین کسانی به کیفر کردار خود می‌رسند که مُهر بر دلهاشان نهاده شود.

 

 

منابع

1) قرآن

2) نهج البلاغه

3) ابن أبي حاتم ،عبد الرحمن بن محمد، تفسير القرآن العظيم، عربستان، مکتبة نزار مصطفی، الباز، چاپ سوم، (1419ق)

4) ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام  (دو جلد در یک مجلد)، [بی‌جا]، انتشارات جهان، چاپ اول، (13 علیه السلام 8ق).

5) ابی بطریق، یحیی بن حسن،  العمدة، قم، جامعه مدرسین، (140 علیه السلام ق)

6) ابن عاشور, محمد بن طاهر، التحرير و التنوير، [بی جا]، [بی نا]، [بی تا]

 علیه السلام ) ابن کثیر، اسماعیل بن عمرو، تفسير القرآن العظيم، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ سوم (1419ق).

8) امینی، عبدالحسین. الغدیر (14ج)، تحقیق: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، قم، دائره المعارف الفقه الاسلامی(1384ش).

9) بلخی، مقاتل بن سليمان، تفسير مقاتل بن سليمان، بیروت، دار احیاء التراث، چاپ اول (1423ق).

10) تمیمی‌مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، مصر، دار المعارف، چاپ اول (1385ق).

11) حرانی، حسین بن شعبه، تحف العقول(یک جلد )، قم، جامعه ی مدرسین، چاپ دوم، (1404ق).

12) حر عاملی، محمد بن حسن بن علی بن محمد بن حسین، وسائل الشیعه، قم، آل البیت، چاپ اول، (1409ق).

13) حسینی شاه عبد العظیمی، حسین بن احمد تفسیر اثنا عشری، تهران، میقات، چاپ اول (1364ش)

14) حسینی مرعشی، نور الله احقاق الحق و ازهاق الباطل، تهران، مطبعه الاسلامیه، [بی تا] .

15) حلی، ابن فهد، عدة الداعی(یک جلد )، [بی جا ]، دار الکتاب الاسلامی، چاپ اول، (140 علیه السلام ق).

16) حلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر،  نهج الحق و کشف الصدق، قم، دار الهجرة، چاپ اول (140 علیه السلام ق).

1 علیه السلام )---------------------------------- ، کشف الیقین، مصحح: حسین درگاهی، [بی‌جا ]، موسسة چاپ و انتشارات، چاپ اول (1411ق).

18) دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، دار احیاء الکتب العربیة (1383ق).

19) رضوی زاده، سید علی، آفتاب طوس، تهران، انتشارات آسیا [بی‌تا].

20) زحیلی، وهبة بن مصطفی، تفسیر المنير في العقيدة و الشريعة و المنهج، بیروت، دار الفکر المعاصر، چاپ دوم (1418ق).

21) زمخشری، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم (140 علیه السلام ق).

22) سراج، محمد ابراهیم، رضای خدا، تهران، انتشارات نبوی (1388).

23) سیدقطب، بن ابراهیم شاذلی، في ظلال القرآن، بیروت، دار الشروق، چاپ هفدهم، (1412ق) 

24) سیوطی، جلال الدین، الد المنثور فی التفسیر الماثور، قم، کتابخانة مرعشی (1404ق).

25) شیخ مفید، محمد بن محمد، الافصاح فی الامامه(یک جلد )، محقق و مصحح: کنگرة شیخ مفید، قم، کنگرة شیخ مفید، چاپ اول (1413ق).

26) شیرازی، سلطان الواعظین، شبهای پیشاور(یک جلد )، تهران، دار الکتب الاسلامی، چاپ پنجم (13 علیه السلام 2ش).

2 علیه السلام ) طاهری، مرتضی، امام یگانه ی دوران، قم، دلیل ما، چاپ دوم (1385 ش).

28) طباطبایی، محمدحسین، الميزان في تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی‌جامعة مدرسین حوزة علمیة قم، چاپ پنجم (141 علیه السلام ق).

29)طبرسی، ابو منصور، احمد بن علی، الاحتجاج(یک جلد )، مشهد، مرتضی (1403ق).

30) طبرسی، فضل بن  حسن، جوامع الجامع، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول (13 علیه السلام  علیه السلام ش).

31) -------------------- مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، (13 علیه السلام 2ش). 

32) طوسی، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار احیاء التراٍث العربی، [بی تا].

33) طیب، سید عبد الحسین، أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، اسلام، چاپ دوم (13 علیه السلام 8ش) .

34) ظهیری، علی اصغر، وصیت نامه‌های چهارده معصومedfr، قم، انتشارات نهاوندی، چاپ دوم، (13 علیه السلام 9ش).

 35) فخر الدین رازی ابو عبد الله، محمد بن عمر، مفاتيح الغيب، بیروت، دار التراث العربی، چاپ سوم (1420ق).

36) فضل الله، سید محمد حسین، من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم(1419ق).

3 علیه السلام ) قاضی زاهدی، احمد، گنجینة نور (پرسش‌های مردم و پاسخ‌های عالم آل محمد 6 امام رضا علیه السلام )، قم، نشر حاذق، چاپ اول (1430ق).

38) قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول (1364ش).

39) غفوری، علی، سرگذشت و شهادت هشتمین امام شیعیان امام رضا علیه السلام ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی‌(1394 ق).

40) کاشانی، ملا فتح الله، منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تهران، محمد حسن علمی(1336ش).

41) کراجکی، محمد بن علی، التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة، قم، دار الغدیر، چاپ اول (1421ق).

42) کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، (1365ش).

43) محدث نوری  میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، چاپ اول (1408ق).

44) مدیر شانه چی، کاظم، درایت الحدیث، قم، جامعة مدرسین، چاپ چهارم (1384ش).

45) نباطی بیاضی، علی بن یونس، الصراط المستقیم، نجف، الحیدریة، چاپ اول (1384ق).

46) نعمانی، محمد بمن ابراهیم، الغیبه، محقق و مصحح: علی اکبر غفاری، تهران، صدوق، چاپ اول (139 علیه السلام ق).

4 علیه السلام ) نیلی نجفی، علی بن عبدا لکریم، منتخب الانوار المضیئة (یک جلد )، قم، خیام (1401ق).

48) ورام بن ابی الفراس، مجموعة ورام، قم، مکتبة الفقیه، [بی‌تا].

49) هلالی، سلیم بن قیس، اسرار آل محمد، ترجمه و تصحیح اسماعیل انصاری زنجانی، قم، الهادی، چاپ اول (1416ق).

 50) ------------------، کتاب سلیم بن قیس، قم، الهادی، چاپ اول (1405ق).

رساله:

* اخوان مقدم، زهره، "اصول تفسیر بر گرفته از روایات اهل بیتedfr"، رسالة دکتری دانشگاه امام صادق علیه السلام .



*. استاد یار دانشگاه علوم و فنون قرآنیcom                          .dr.zo.akhavan.gmail

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: