اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
نگاهی به موسوعة الامام الرضا علیه السلام ـ محمود ملکی تراکمه‌ای مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 40
دوشنبه ، 11 خرداد 1394 ، 09:13

نگاهی به موسوعة الامام الرضا علیه السلام  ـ محمود ملکی تراکمه‌ای

     فصلنامه تخصّصى مطالعات قرآن و حديث سفينه

     سال دهم، شماره 40 «ويژه پژوهش‌‌های رضوی»، پاییز 1392، ص 143 ـ 161

نگاهی به موسوعة الامام الرضا علیه السلام [1]

محمود ملکی تراکمه‌‌ای[2]*

چکیده: ‌‌این گفتار، مروری و نقدی بر کتاب موسوعة الامام الرضا علیه السلام  است که به سرپرستی سید محمد حسینی قزوینی در هشت جلد منتشر شده است. نویسنده در آغاز گفتار خود، ابتدا بیست کتاب دانشمندان سده‌‌های دوم و سوم از سخنان امام رضا علیه السلام  گرد آورده‌اند، نام می‌برد. و بعد از آن هشت کتاب از دانشمندان سده‌های چهارم تا کنون در‌‌ این موضوع یاد می‌کند. شیوه نگارش، ساختار کتاب، و پس از آن یازده نقد بر کتاب در ادامة گفتار آمده است.

کلیدواژه‌ها: موسوعة الامام الرضا علیه السلام  – معرفی و نقد/ امام رضا علیه السلام  – منابع مکتوب / امام رضا علیه السلام  – سخنان / حسینی قزوینی – سید محمد.

 

موسوعه امام رضا علیه السلام  (تألیف زیر نظر سید محمد حسینی قزوینی – انتشارات مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر عجل الله فرجه) جامع‌ترین اثری است که سخنان امام رضا علیه السلام  را در هشت جلد به ترتیب موضوعی گردآورده است. نگارنده در ‌‌این مقاله در آغاز به معرفی و روش کار محققان موسوعه امام رضا علیه السلام  پرداخته، ویژگیهای آن را برشمرده است. بخش دوم‌‌ این نوشتار به کاستیهای فنی و محتوایی ‌‌این اثر پرداخته است.

در آمد

گردآوری و نگارش سخنان پیشوایان معصوم edfrسیرۀ معمول در میان یاران آنان بوده است. ‌‌این سیره که مورد تأیید خود آن بزرگان نیز بوده از قرن اول هجری و با سفارشهای رسول الله 6و اهل بیتedfr رواج یافت. سبکهای مختلفی میان صاحبان‌‌ این کتابها رواج داشته است، از جمله گردآوری احادیث یکی از معصومان. در ‌‌این شیوه، تبویب آن اثر هم در همان محدوده سخنان آن امام صورت می‌گرفت.

در ‌‌این میان سخنان حضرت رضا علیه السلام  (م203) نیز به تبع مورد توجه دانشیان و یاران‌‌ ایشان قرار گرفت. پیشینۀ جمع و تألیف سخنان حضرت به زمان خود ‌‌ایشان بر می­گردد و حتی گاه مطلبی را خود حضرت نوشته­اند. در ‌‌اینجا نخسین نگارشها را از آغاز تا کنون به ترتیب زمان مرور می‌کنیم تا تاریخچه­ای از آن در دست داشته باشیم.

1- صحیفة الرضا علیه السلام

این کتاب که مسند الرضا علیه السلام  هم نامیده شده، مجموعه روایاتی است که امام از پدرانشان و ‌‌ایشان از رسول الله 6روایت کرده‌اند.‌‌ این مسند را چندی از یاران امام که مشهورترینشان احمد بن عامر طایی است، روایت کرده­اند. (نجاشی، ص 100)[3]. داوود بن سلیمان غازی نیز از راویان ‌‌این صحیفه به شمار است. (نجاشی، ص 161)

2- رسالة ذهبیه یا مُذهَّبه

رساله­ای است شامل سفارشهای پزشکی که امام علیه السلام  آن را برای مأمون نوشته­اند. (طوسی، ص413؛ آقابزرگ تهرانی، ج‏10، ص 46)

3- امالی امام رضا علیه السلام

این امالی را علی خزاعی، برادر دعبل روایت کرده است. (نجاشی، ص2 علیه السلام 6، ش  علیه السلام 2 علیه السلام )

4- امالی امام رضا علیه السلام

این امالی را فضل بن شاذان از امام روایت کرده است.‌‌ این کتاب به عنوان العلل (آقابزرگ تهرانی، ج ‏15، ص312) نیز شناخته شده و شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه (ج‏1، ص 299، 310، 454، 522، 541، و ج‏4، ص45 علیه السلام )  بخش‌‌هایی از آن و در علل الشرائع (ج‏1، ص 251) متن آن را نقل کرده است.

5- اهلیلجه

کتابی است منسوب به حضرت رضا علیه السلام  و شامل مباحثی در علم کلام. (امین، ج‏1، ص102، وص 133)

6- مجالس امام رضا علیه السلام  با اهل ادیان

این کتاب را حسین بن محمد، ابو محمد‌‌هاشمی، تصنیف کرده است. (نجاشی، ص 56، ش 131)

 علیه السلام - کتابی که موسی بن سلمه آن را از امام رضا  علیه السلام روایت کرده است. (همان، ص409، ش 1090)

8- کتابی که وُرَیزة بن محمد غسّانی آن را در سال 190 هـ از امام  علیه السلام روایت کرده است. (همان، ص 432، ش 1163)

9- کتاب علی بن مهدی بن صدقة رقی انصاری که از حضرت رضا علیه السلام  روایت کرده است. (همان، ص 2 علیه السلام  علیه السلام ، ش  علیه السلام 28)

10- نسخه­ای مبوّب و کبیر از محمد بن عبدالله لاحقی. وی راوی از امام رضا علیه السلام  است. ولی شاید ‌‌این نسخه را لاحقی از احادیث غیر امام رضا علیه السلام  هم گرد آورده باشد. (همان، ص 366، ش 990)

11- نسخه­ای که محمد بن علی بن حسین بن زید شهید از امام رضا علیه السلام  روایت کرده است. (همان، ص 366، ش 992)

12- نسخه­ای به روایت عبد­الله بن علی بن حسین بن زید شهید. (همان، ص22 علیه السلام ، ش599)

13- نسخه­ای به روایت عبد­الله بن محمد تمیمی‌رازی. (همان، ص 228، ش 603)

14- نسخه­ای به روایت عباس بن هلال شامی. (همان، ص 282، ص علیه السلام 49)

15- مسائل از امام علیه السلام  به روایت معاویة بن سعید. (همان، ص 410، ش1904)

16- مسائل از امام  علیه السلام به روایت حسن بن علی بن وشّاء. (همان، ص 39، ش80)

1 علیه السلام - مسائل از امام علیه السلام  به روایت سعد خادم، ابودُلَف عِجلی. (همان، ص 1 علیه السلام 9، ش4 علیه السلام 1)

18- مسائل از امام علیه السلام  به روایت صبّاح بن نصر هندی. (همان، ص202، ش 539)

19- مسائل از امام  علیه السلام به روایت عبد­الله بن محمد بن حصین اهوازی. (همان، ص 22 علیه السلام ، ش 59 علیه السلام )

20- مسائل از امام  علیه السلام به روایت عیسی بن عبد­الله بن سعد اشعری. (همان، ص 296، ش 805)[4]

اما آثاری که عالمان پس از عهد حضور امامانedfr در جمع و تدوین سخنان امام رضا علیه السلام ، جداگانه یا در ضمن کتابی، نوشته­اند چنین­اند:

1- عیون اخبار الرضا  علیه السلام اثر شیخ صدوق (م381). صدوق در ‌‌این کتاب روایات امام رضا علیه السلام  را گرد آورده است.

2- مفاخر الرضا  علیه السلام از حاکم نیشابوری (م405). از ‌‌این کتاب اثری نمانده است جز سه نقل که ابن حمزه طوسی در الثاقب فی المناقب از آن آورده است. (ص 483، ص496 وص546) هر چند با نقلهای به جا مانده و نام کتاب، بعید نیست‌‌ این کتاب را در زمرۀ مناقب به شمار آوریم. البته حاوی سخنان امام هم بوده است، چنانکه از یکی از نقلها (همان، ص 546) روشن می­شود.

3- تحف العقول از ابن شعبه حرّانی (قرن چهارم/ پنجم). وی در ‌‌این کتاب، سخنان امامانedfr جز امام عصر علیه السلام  را گرد آورده است. سخنانی نیز از امام رضا علیه السلام  در ‌‌این کتاب آمده است. (ص415 – 450)

4- بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار از علامه محمد باقر مجلسی (م1110). ‌‌این کتاب هر چند تبویب موضوعی دارد و سخنان هر امام در موضوع مرتبط جای گرفته است اما علامه در کتاب الروضه که از هر امام مواعظ و کوتاه سخنانی می­آورد، از امام رضا علیه السلام  نیز حکمتهایی نغز آورده است. (ج  علیه السلام 5، ص 334 – 35 علیه السلام )

5- عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال از شیخ عبد­الله بن نور­الله بحرانی اصفهانی (قرن دوازدهم). چند مجله از ‌‌این کتاب در تاریخ اهل بیتedfrg است، از جمله جلد 22 که دربارۀ امام رضا  علیه السلام است. سخنان آن حضرت در جای جای ‌‌این کتاب نقل شده است. (رک: ج22)

6- الصحیفة الرضویة الجامعة از استاد سید محمد باقر ابطحی.‌‌ این کتاب شامل دعاهای رسیده از امام رضا علیه السلام  تا حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف است.[5]

 علیه السلام - صحیفة الرضا علیه السلام  از جواد قیومی. ‌‌این کتاب شامل همۀ دعاهای امام رضا علیه السلام  است.

8- مسند الامام الرضا علیه السلام  از استاد عزیز الله عطاردی در دو جلد. ‌‌ایشان،‌‌ این کتاب را به فارسی نیز برگردانده­اند که با عنوان اخبار و آثار حضرت امام رضا  علیه السلام چاپ شده است.

9- موسوعة الامام الرضا علیه السلام  که در ‌‌این نوشتار درصدد بررسی برآنیم.

موسوعة الامام الرضا علیه السلام  را آقایان مهدی اسماعیلی، سید ابوالفضل طباطبایی، سید محمد موسوی و عبد­اله صالحی با اشراف حجة الاسلام سید محمد حسینی قزوینی[6] در مؤسسۀ تحقیقاتی ولی عصر عجل الله تعالی فرجه نوشته‌اند، و همین مؤسسه آن را منتشر کرده است. سخن آغازین ‌‌این کتاب از آیت الله خزعلی است.‌‌ ایشان در صفحه­ای چند، به بیان فضیلتهایی از امام علیه السلام ، از کتابهای اهل سنت پرداخته است.

پس از آن شیوۀ کار و برخی ویژگیهای موسوعه آمده است که در ‌‌اینجا بدانها می‌پردازیم:

شیوه نگارش

شیوه و ویژگیهای موسوعه - بنا بر آنچه از مقدمه و متن آن بر می‌آید- عبارت است از:

1- تبویب احادیث بر اساس موضوعات. همۀ حدیث در باب و موضوع ویژه‌اش می‌آید. و اگر از حدیث مطلب دیگری استفاده می­شود، در پاورقی به آن مطلب و باب مرتبط با آن اشاره و ارجاع داده می­شود. برای نمونه در عنوان «إنّهم[7] أهل النار» (حسینی قزوینی، ج2، ص224- 225) ‌‌این حدیث آمده است:

عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا علیه السلام  فَقَالَ لِي: مَاتَ‏ عَلِيُ‏ بْنُ‏ أَبِي‏ حَمْزَةَ، قُلْتُ نَعَمْ، قَالَ: قَدْ دَخَلَ النَّارَ، قَالَ، فَفَزِعْتُ مِنْ ذَلِكَ، قَالَ: أَمَا إِنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْإِمَامِ بَعْدَ مُوسَى أَبِي، فَقَالَ لَا أَعْرِفُ إِمَاماً بَعْدَهُ، فَقِيلَ لَا! فَضُرِبَ فِي قَبْرِهِ ضَرْبَةً اشْتَعَلَ قَبْرُهُ نَاراً. (طوسی- کشی، ص 444)

در پاورقیِ ذیل حدیث آمده است:

قطعة منه فی (السؤال عن الائمة فی القبر) و (ذمّ علی بن ابی­حمزه)

نیز هر ‌اندازه از حدیث که با باب مرتبط است، در همان باب ذکر می­شود، و تمام آن در عنوان دیگری می­آید. نمونه آن حدیثی است که در باب «اهتمامه بطعام ابنه8» (حسینی قزوینی ، ج2، ص 1 علیه السلام 5) است. در پاورقی اشاره شده که تمام‌‌ این حدیث در جلد اول آمده است؛ یعنی در باب«کیفیة ولادته و تکلمه عند ولادته علیه السلام » (همان ، ج1، ص160، رقم 112)[8]. اگر همۀ آن حدیث در اصل به موضوع خاصی مرتبط باشد، علاوه بر‌‌اینکه در همان موضوع می­آید، جزئیات آن ذیل سایر عنوانها ذکر می­شود. مثلاً حدیثی که متعلق به نماز است ولی نکاتی مرتبط با روزه، زکات و جهاد دارد، تمام حدیث ذیل عنوان «صلاة» و در پاورقی‌‌این تذکر می­آید که بخشی از حدیث در «صوم» و «زکاة» ذکر می‌شود. (همان، ج1، ص 14)

2- اگر حدیثی دارای الفاظی متفاوت و اسانیدی مختلف بود، حدیث از مصدر اقدم و متن اوسع ذکر شده و سایر طرقش در پاورقی می­آید. (همان، ج1، ص 14)

3- اصلاح تصحیفات سند یا متن (همان، ج1، ص 14) مثلاً در توضیح سندی ‌‌این‌گونه «الحمیری رحمه الله: محمد بن الحسین بن ابی­الخطاب قال: اخبرنا احمد بن محمد بن ابی­نصر عن ابی­الحسن الرضا علیه السلام » توضیحی چنین آمده است که شیخ حر عاملی و علامه مجلسی در یکی از دو نقل (بحار، ج96، ص95، وسائل، ج 11، ص 300، و ج12، ص 353) سند را بدین صورت آورده­اند: «احمد بن محمد بن عیسی عن احمد بن محمد بن ابی­نصر» و‌‌ این سند مربوط به حدیثی دیگر است. (حسینی قزوینی، ج2، ص 155)؛ اما در تحلیل‌‌ این سهو، خود سهو کرده­اند؛ چرا که علامه مجلسی در بحار الانوار سند را صحیح نقل کرده است. و شیخ حر در وسائل الشیعة هم - از آنجا که حدیثی بسیار نزدیک به ‌‌این حدیث را شیخ طوسی از احمد بن محمد بن عیسی از احمد بن محمد بن ابی­نصر نقل کرده (ج‏5، ص80) - سهواً به جای  محمد بن الحسین ابی الخطاب، احمد بن محمد بن عیسی نوشته است.

4- توضیح عبارتها و کلمه­های مشکل با استفاده از مصادر و کتابهای معتبر. (حسینی قزوینی، ج1، ص 15)

5- عدم ارزیابی اسناد. (همان، ج1، ص 15)

6- ردّ برخی احادیث منتسب به امام رضا علیه السلام .‌‌این احادیث در عنوانی به نام «احادیث مشتبهه» ذکر شده است. (همان، ج علیه السلام ، ص32 علیه السلام )

 علیه السلام - عدم نقل روایات فقه الرضا علیه السلام ؛ چرا که در نسبت آن به امام رضا علیه السلام  آرای متفاوتی وجود دارد. (همان، ج1، ص 15)

8- صحیفة الرضا علیه السلام  و مستدرک آن در ‌‌این موسوعه آمده است. (همان، ج1، ص 15)

9- از آنجا که ترتیب و تبویب بر اساس موضوعات بوده، از آوردن برخی متنهای طولانی مانند رسالۀ ذهبیه به دلیل تطویل پرهیز شده است.

10- به دلیل فراوانی احادیثی که متضمن علل احکام و غیر آن هستند، فصلی ویژۀ ‌‌این احادیث اختصاص داده شده است.

11- نام آنان که مورد مدح یا مذمت امام علیه السلام  قرار گرفته­اند، در خاتمه جای گرفته است. البته قبل از ‌‌این کتاب، چنین مبحثی در مسند الامام الرضا  علیه السلام از آقای عطاردی (ج2، ص 426-463) و عوالم بحرانی (ج22، ص438- 463) نیز آمده است.

12- سی و یک فهرست دارد. یکی از ‌‌این فهرست‌‌ها، مجموع فهرست‌‌های تفصیلی هر جلد است که در جلد هشتم (ویژۀ فهارس) تکرار شده است.

 

ساختار کتاب

  موسوعه دارای  شصت و دو فصل در نه باب و یک خاتمه است.

باب اول با عنوان «نسبت و حالات امام» در شش فصل است که مولد، اسامی ‌و القاب، شمایل، اقارب، سن و مدت امامت، شهادت و مدفن را دربردارد.

باب دوم با عنوان «فضائل» در شش فصل است: نص بر امامت، مناقب، نشانه­های امامت، معجزات، زیارت و توسل و آنچه دانشمندان و شاعران در بزرگداشت امام  گفته و سروده­اند.

باب سوم دربارۀ سیره و سنت امام در بردارندۀ‌‌ این مباحث است: سیرۀ اجتماعی و حالات امام با خلفای زمان خود است.

باب چهارم سخنان امام در اصول دین در چهار فصل، شامل توحید، نبوت، امامت و معاد و شفاعت است.

باب پنجم که احادیث حضرت در فروع دین است، یعنی: مقدمات فقه، طهارت، نماز و روزه تا حدود، قصاص و دیات.‌‌ این باب بیست و هفت فصل دارد.

باب ششم دربارۀ قرآن و دعاست.

باب هفتم مواعظ، اشعار، طب، فضایل شیعه و علل احکام و جز آن را، در پنج فصل جا داده است.

باب هشتم در دو فصل، ویژۀ مکاتبات و احتجاج‌‌هاست.

باب نهم شامل احادیثی و آثاری است که امام از فرشتگان و پیامبران و امامان پیشین و کسانی مانند ابن­عباس روایت می­کنند. احادیث قدسی نیز در‌‌ این فصل آمده است.‌‌ این باب، پنج فصل دارد.

خاتمه نیز شامل چهار فصل با عنوانهای احادیث مشتبهه، ممدوحان و مذمومان، فرقه‌های مختلف، ثقات و شاعران و اصحاب و راویان امام است.

نقد و ارزیابی

موسوعه حاضر با وجود برخی محاسن، کاستیهایی نیز دارد. با بیان ‌‌این موارد، امیدواریم در چاپ دوم موسوعه، ‌‌این اشکالات برطرف شده و کتابی در خور و جامع و کم عیب به محضر‌اندیشمندان عرضه شود.

1- انگیزه و علّت تألیف

هر محقق یا مؤلفی باید برای اثر خود دلیلی قانع کننده داشته باشد. مثلاً اگر در آن موضوع پیش از ‌‌این کاری شده، سبب کارش را متذکر شود تا برای خواننده ‌‌این سؤال پیش نیاید که چرا دوباره‌کاری صورت گرفته است. چنانکه گفتیم، مسند الامام الرضا علیه السلام  از استاد عزیز الله عطاردی کتابی در همین موضوع است. حال اگر کسی بپرسد با وجود ‌‌این کتاب، چرا موسوعه امام رضا علیه السلام  تألیف شده، محققان ‌‌این اثر هیچ جوابی برای آن ارایه نکرده­اند. البته ‌‌این سخن به معنای جامع­ نبودن موسوعه نیست؛ چرا که استفادۀ گستردۀ موسوعه از منابع اهل سنت، یکی از مزایای آن نسبت به مسند امام رضا علیه السلام  است که تقریباً مصادر آن آثار عالمان امامی‌است. بلکه بدین معناست که باید از کارهای پیشین سخنی گفته می­شد تا هم تلاشهای آنان یاد شود و هم با بیان تفاوت ‌‌این کار با آثار سابق، برتری و چرایی تألیف ‌‌این اثر نمایانده شود.

2- منابع دست چندم

تا زمانی که منبع اصیل وجود دارد، مراجعه به منابع دست چندم - آن هم برای کاری که قرار است خود مرجع شود - پسندیده نیست. اما ‌‌این اتفاق در موسوعه افتاده است.

در ‌‌اینجا  چند نمونه را یاد­آور می­شویم:

یک. به جای مراجعه به جامع الاصول ابن اثیر (ج12، ص  علیه السلام 15) که چاپ شده و در دسترس است (همان، ج1، ص 25 و ص 31) از مناقب اهل البیتedfr شیروانی استفاده شده است.

دو. الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم اثر جمال الدین یوسف بن حاتم عاملی شامی‌است.‌‌ این کتاب در سال 1420 بوسیلۀ انتشارات جامعۀ مدرسین منتشر شد. در ‌‌این موسوعه مطلبی از ‌‌این کتاب با واسطۀ کتاب الانوار البهیه محدث قمی ‌نقل شده است (حسینی قزوینی، ج1، ص 32). مطلب مورد اشاره به نقل از الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم، ص6 علیه السلام  علیه السلام  است، حال آنکه الدر النظیم هشت سال پیش از موسوعه چاپ شده است.

سه. اعیان الشیعه کتابی است سترگ، اما مبتنی بر آثار گذشتگان و مصدری دست چندم به شمار می­رود. مرحوم سید محسن امین، آمدن امام جواد  علیه السلام به خراسان را از تاریخ بیهق اثر ابن فندق نقل کرده است؛ لیکن در موسوعه از اعیان نقل کرده­اند با آنکه تاریخ بیهق بارها چاپ شده است. برای نمونه سال 1361ش کتابفروشی فروغی برای سومین بار آن را چاپ کرد. نیز در سال 1425 در دمشق به عربی برگردانده شده و در دسترس تاریخ نگاران است.[9]

چهار. برای معرفی «شِشتمَد» از لغت نامه دهخدا بهره گرفته­اند (دهخدا، ج1، ص 65) با آنکه اگر به خود تاریخ بیهق (ابن فندق، ص 34 – 36) مراجعه می­شد، جای دقیق ‌‌این روستا در زمان ابن فندق با استفاده از آن روشن می­شد که ششتمد دهی است از توابع رَبع زمیج، و زمیج یکی از دوازده ربع ِناحیت بیهق بوده است.

پنج. «المُنجِد لا ینجد» مثل گونه­ای است که بر زبان آشنایان به کتابهای لغت عربی رایج است. نقدهای یسری عبدالغنی عبدالله (ص 254) وارد بر ‌‌این کتاب، بیانگر درستی ‌‌این تعبیر است. وقتی کتابهای پیشین و اصیل لغت در دسترس است، چرا از منبعی متأخر چون المنجد استفاده کنیم؟ برای نمونه برای بیان واژۀ «راضة» (حسینی قزوینی، ج1، ص 2 علیه السلام 9) و «أثیرة» (همان، ج1، ص 356) از المنجد استفاده کرده­اند.

شش. مفتاح الفلاحِ شیخ بهایی (م1030) خود از آثار سابق استفاده کرده است تا چه رسد به تعلیقۀ مولی اسماعیل خواجویی (م11 علیه السلام 3/11 علیه السلام  علیه السلام ) برآن. ‌‌این تعلیقه چه اعتبار تاریخی دارد که برای اثبات شهادت امام رضا علیه السلام  با سمّ بدان استناد شده است؟ (همان،ج1، ص 99)

3- منبع نا متناسب

یک. «عُرَیض» نام مکانی است معروف در نزدیکی مدینه. برای شناساندن آن مراجعه به کتابهای مربوط به جغرافیا رواج دارد. اما در موسوعه برای معرفی آن از تاریخ قم بهره گرفته­اند. (همان، ج1، ص 292) محققان موسوعه که از مراصد الاطلاع برای برخی مکانها استفاده کرده­اند، بهتر بود برای معرفی «عریض» هم از‌‌این کتاب بهره گیرند.[10]

دو. «الاعوص» نام مکانی است نزدیکی مدینه. محققان موسوعه برای معرفی آن از پاورقی عیون اخبار الرضا علیه السلام  استفاده کرده و به صراحت در پاورقی آورده­اند «هامش العیون» (همان، ج1، ص318)، امّا بهتر بود کتابهای مربوط به مکانها و شهرها را می‌دیدند. در ‌‌این صورت، هم از منابع مرتبط و اصیل استفاده می­کردند و هم می­دانستند که «الاعوص» صحیح است نه «الاعوض».[11]

 

4- نیاوردن نام منبع

برای شناساندن «میسان» نوشته­اند: «من قری قهستان» (همان، ج1، ص 65) و هیچ منبعی نشان نداده­اند. ظاهراً منبع، مراصد الاطلاع است (بغدادی، ج‏3، ص 12 علیه السلام 3) چون در پاورقی قبل و بعد از آن، از مراصد الاطلاع استفاده کرده­اند.

5- توضیحی ناقص در پاورقی

موضعی در متن آمده است به نام «الصورَین». در پاورقی «الصوران موضع بقرب المدینة» شناسانده شده بدون مصدر. و توضیحی هم نداده­اند که «صوران» تثنیه است و به صورت «الصورَین» هم بکار می­رود.[12]

6- تطویل، سبب حذف برخی از متون

در موسوعه از رسالة ذهبیه و جز آن استفاده نشده است، چرا که سبب تطویل می­شود (حسینی قزوینی، ج1، ص 15)؛ و‌‌این با معنای موسوعی بودن سازگاری ندارد. ذهبیه بر اساس چاپ دار الخیام قم و تصحیح محمد مهدی نجف 65 صفحه است. در موسوعه­ای که در حجم هشت جلد ارائه شده، افزودن‌‌ این تعداد صفحه چه مشکلی ‌‌ایجاد می­کرد؟ برای‌‌ اینکه به ادعا بسنده نکرده باشیم، دو نمونه از اضافات بی­حاصل و بی­فایده را ذکر می­کنیم:

یک. نام علما در هر حدیثی که از کتاب آن عالم نقل شده، کامل آمده که در مجموع حجمی ‌را از کتاب گرفته است برای مثال در یک صفحه (همان، ج1، ص 89) دو بار آمده است: «محمد بن یعقوب الکلینی رحمه الله» یا در جایی «ابن حمزة الطوسی رحمه اله» (همان ، ج1، ص 318) یا «ابوعمرو الکشی رحمه الله» (همان، ج1، ص 391؛ و ج2، ص225) یا «ابو­علی الطبرسی رحمه الله» (همان، ج1، ص 29). همۀ‌‌ اینها را می­شد با تعبیری کوتاه­تر آورد.

دو. طولانی کردن پاورقی به شیوه­ای غیر فنی. برای نمونه یکی از ‌‌این پاورقی­ها را با همان چینش موسوعه می­آوریم:

الخرائج و الجرائح: 1/340 ح4، عنه البحار:49/50 ح50.

کشف الغمّة: 2/ 304 س 10.

الصراط المستقیم:2 /195 ح3، بتفاوت.

مشارق انوار الیقین: 96 س 20. عنه مدینة المعاجز:  علیه السلام /233 ح2286.

الثاقب فی المناقب: 183 ح 1 علیه السلام 0. عنه مدینة المعاجز:  علیه السلام /240 ح 2294.

تقدّم الحدیث‌‌ایضاً فی (علمه علیه السلام  بما فی الضمیر) (همان، ج1، ص 431(

این پاورقی در شش سطر آمده، حال آنکه می­شد آن را در چهار سطر جا داد. حال پاورقی­های هر صفحه را همین گونه حساب کنید تا ببینید چگونه  چنین چینشی از پاورقی­ها بر حجم کتاب افزوده است.

در پاورقی دیگر در همین صفحه ‌‌این گونه آمده است:

الثاقب فی المناقب: 4 علیه السلام 3 ح 396.

یأتی الحدیث بتمامه فی ج2 رقم 684. (همان، ج1، ص 431)

این دو سطر به راحتی در یک سطر جا می­گیرد.

بنابراین در یک صفحه، دست کم سه سطر از پاورقی­ها کاسته می­شود.

 علیه السلام - عدم استفاده از فقه الرضا علیه السلام

در موسوعه از فقه الرضا علیه السلام  استفاده نشده است؛ چرا که عالمان در صحت انتساب آن به امام رضا علیه السلام  اختلاف دارند. (همان، ج1، ص 15) اگر طولانی بودن را دلیل برای عدم نقل از فقه الرضا می‌آورند، چنانکه در مورد ذهبیه آوردند، شاید موجه­تر بود تا‌‌ این که سبب نقل نکردن را اختلاف در صحت نسبت بدانیم؛ چرا که در مقدمه (همان، ج1، ص 15) آمده است که متعرض صحت و ضعف احادیث نشده­اند. طبعاً آرا در مورد احادیث مختلف است. نیز برخی احادیث «من بلغ» و قاعدۀ تسامح در ادلۀ سنن را قبول دارند. از ‌‌این رو صحت و ضعف حدیث را برعهدۀ خوانندۀ دارای صلاحیت گذاشته­اند. اگر به فقه الرضا هم از همین زاویه نگریسته می­شد آوردن آن هیچ مشکلی نداشت و هر کس     - بنابر نظر خاصی که نسبت به آن اتخاذ کرده بود - با احادیث آن تعامل می­کرد.

8- اشتباه در نسبت کتاب

یک. العدد القوية لدفع المخاوف اليومية اثر رضی الدین علی بن یوسف بن مطهر حلی برادر علامۀ حلی است. متأسفانه در چند مورد که از ‌‌این کتاب استفاده شده، ‌‌این کتاب را به علامه حلی نسبت داده­اند[13]؛ البته در فهارس به درستی آمده است. (همان، ج8، ص 363)

دو. فرحة الغری في تعيين قبر أمير المؤمنين علی بن أبی­طالب علیه السلام  فی النجف از غیاث الدین عبدالکریم بن احمد بن موسی ابن طاوس است. وی فرزند سید احمد استاد علامۀ حلی و برادرزادۀ سید علی بن طاوس صاحب آثار متعدد در دعا نگاری است. در موسوعه، ‌‌این اثر به «السید بن طاووس» نسبت داده­اند (همان، ج1، ص 129) و بر اهل فن آشکار است که هرگاه «سید بن طاوس» بدون قرینه­ای بکار رود، به سید علی انصراف دارد. حتی ذهن  به سید احمد هم که شهرتش از سید عبدالکریم فرزندش بیشتر است، منصرف نمی­شود. مگر‌‌اینکه بگوییم خواننده با دیدن پاورقی و ارجاع به فرحة الغری متوجه می­شود.

9- سهو در نسبت منبع

در حدیثی که منبع آن امالی شیخ صدوق است نام شیخ طوسی در آغاز آن آمده است. (همان، ج1، ص 108- 109)

 

 

10- یک دست نبودن پاورقی

معنای «المِعوَل» را از المعجم الوسیط بدون ذکر صفحه آورده­اند. (همان، ج1، ص 365). ده صفحه بعد معنای همین کلمه را از لسان العرب ذکر کرده­اند. (همان، ج1، ص 3 علیه السلام 5) و ‌‌این نشان از ناهماهنگی در پاورقی­هاست که بر اساس منسجمی‌نیست.

11- الوسائل إلی المسائل

متنی بلند شامل ده مناجات با عنوان «الوسائل الی المسائل» را از مصباح کفعمی‌(همان، ج5، ص 288) از امام رضا علیه السلام  نقل کرده­اند. کامل­ترین نقل‌‌این ادعیه به صورت یکجا (ده تا) در مهج الدعوات است که آغاز آن چنین است:

عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَارِثِ النَّوْفَلِيِّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي وَ كَانَ خَادِماً لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ: علیه السلام  لَمَّا زَوَّجَ الْمَأْمُونُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا  علیه السلام ابْنَتَهُ كَتَبَ إِلَيْهِ أَنَّ لِكُلِّ زَوْجَةٍ صَدَاقاً مِنْ مَالِ زَوْجِهَا وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ أَمْوَالَنَا فِي الْآخِرَةِ مُؤَجَّلَةً مَذْخُورَةً هُنَاكَ، كَمَا جَعَلَ‏ أَمْوَالَكُمْ‏ مُعَجَّلَةً فِي الدُّنْيَا وَ كَثُرَ‌‌هاهُنَا، وَ قَدْ أَمْهَرْتُ ابْنَتَكَ الْوَسَائِلَ إِلَى الْمَسَائِلِ، وَ هِيَ مُنَاجَاةٌ دَفَعَهَا إِلَيَّ أَبِي قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ أَبِي مُوسَى قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ أَبِي جَعْفَرٌ قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ مُحَمَّدٌ أَبِي قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ أَبِي قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ الْحُسَيْنُ أَبِي قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ الْحَسَنُ أَخِي قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ص قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ: دَفَعَهَا إِلَيَّ جَبْرَئِيلُ علیه السلام  قَالَ: يَا مُحَمَّدُ رَبُّ الْعِزَّةِ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: هَذِهِ مَفَاتِيحُ كُنُوزِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَاجْعَلْهَا وَسَائِلَكَ إِلَى مَسَائِلِكَ تَصِلُ إِلَى بُغْيَتِكَ وَ تَنْجَحُ فِي طَلِبَتِكَ، فَلَا تُؤْثِرْهَا فِي حَوَائِجِ الدُّنْيَا فَتَبْخَسَ بِهَا الْحَظَّ مِنْ آخِرَتِكَ، وَ هِيَ عِشْرُونَ (کذا) وَسَائِلَ تُطْرَقُ بِهَا أَبْوَابُ الرَّغَبَاتِ، فَتُفْتَحُ وَ تَطْلُبُ بِهَا الْحَاجَاتِ فَتَنْجَحُ. و هذه نسختها... (ابن طاووس، ص258)

پس از آن سيد هبة الله بن ابی محمد موسوی در المجموع الرائق(ص426) آن را بطور کامل نقل کرد؛ اما در متن آن افتادگی رخ داده است. در المجموع الرائق چنین آمده است:

«لَمَّا زَوَّجَ الْمَأْمُونُ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ابنته» و آشکار است که ام الفضل همسر امام جواد علیه السلام  بود نه امام رضا علیه السلام . و از ‌‌این متن، پس از کلمه المأمون «ابا جعفر محمد بن» افتاده است. نیز در المجموع الرائق آمده است: «وَ هِيَ مُنَاجَاةٌ دَفَعَهَا إِلَيَّ أَبِي مُوسَى» که ‌‌اینجا هم سقطی رخ داده و آن هم افتادگی «دَفَعَهَا إِلَيَّ أَبِي قَالَ» پس از کلمۀ «مناجاة» است.

پس از آن مجلسی در بحار الانوار (ج‏91، ص 113) به طور کامل آن را از البلد الامین و آن هم از حضرت جواد علیه السلام  گزارش کرد، ولی ما هر چه  در البلد الامین جستجو کردیم‌‌ این ادعیه را به طور کامل نیافتیم، جز دعای اول که کفعمی‌در البلد الامین (ص 161) و مصباح (ص 393) از امام رضا علیه السلام  نقل کرده است. البته دعاهای نهم و دهم را نیز کفعمی‌ در مصباح (ص 415 و 400) از حضرت رضا علیه السلام  روایت کرده است.

محققان موسوعه امام جواد علیه السلام  (ج2 ، ص4 علیه السلام 6) که همان محققان موسوعه امام رضا علیه السلام  هستند، همین ادعیه را به نقل از مهج الدعوات به امام جواد علیه السلام  نسبت داده‌اند که درست هم همین است، زیرا امام ‌‌این دعاها را مهر ام­الفضل قرار داد و ‌‌این زمانی بود که حضرت رضا علیه السلام  به شهادت رسیده بودند.

بنا بر‌‌این جز چهار دعا از ‌‌این ادعیه که به امام رضا علیه السلام  نسبت داده شده، سایر دعاها به امام رضا علیه السلام  منسوب نیست، مگر ‌‌اینکه بگوییم امام جواد علیه السلام  از پدرشان حضرت رضا علیه السلام  روایت کرده‌اند که اگر به چنین مبنایی پایبند شویم، باید همۀ احادیثی که در اسنادشان نام امامانedfr به گونۀ مسلسل آمده، در عداد احادیث ‌‌ایشان بیاوریم. حتی بر پایۀ حدیثی از امام صادق که حدیث خود را حدیث پدرانشان می­داند (کلینی، ج1، ص53)، می­بایست ما در هر موسوعه‌‌ای از یک امام، احادیث همۀ امامان پیشین را بیاوریم.

امید است ‌‌این نکات در چاپهای بعدی اصلاح شود و بهره‌وری از ‌‌این کتاب ارزشمند، افزون شود.

 

 

منابع

ابن اثیر جزری، ابوالسعادات مبارک بن محمد. جامع الاصول فی أحادیث الرسول (تتمه، قسم التراجم). تحقیق: بشیر محمد عیون، بیروت. دار الفکر.

ابن بابویه، محمد بن علی (صدوق). علل الشرائع. قم. داوری، 1385.

_______. عيون أخبار الرضا علیه السلام  ، تصحیح: مهدی لاجوردی، تهران: جهان، 13 علیه السلام 8.

______. کتاب من لا يحضره الفقيه. تصحیح: علی اکبر غفاری. قم. جامعه مدرسین، 1413.

ابن حاتم شامی، یوسف. الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم. قم. جامعه مدرسین، 1420.

ابن حمزه طوسی، محمد بن علی ابن حمزه. الثاقب فی المناقب. تصحیح: نبیل رضا علوان، قم. انصاریان، 1419.

ابن طاووس، سید علی بن موسی. مهج الدعوات و منهج العبادات.  تصحیح: ابو­طالب کرمانی و محمد حسن محرر. قم. دار­الذخائر، 1411.

ابن فندق، على بن زيد البيهق. تاريخ بيهق. تقدیم و تعلیق: محمد قزوینی. کتابفروشی فروغی، 1363ش

امین، سید محسن. اعيان‏الشيعه. بیروت. دار­التعارف للمطبوعات، 1406.

آقابزرگ تهرانی، محمد محسن. الذريعة إلى تصانيف الشيعه. قم و تهران. اسماعیلیان و اسلامیه، 1408.

بحرانی، عبد الله بن نور الله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال‏. تصحیح: سید محمد باقر ابطحی. قم. انتشارات مدرسه امام مهدى(عجل الله تعالى فرجه الشريف)، 1413.

بغدادی، صفى الدين عبد المؤمن بن عبد الحق بغدادی، مراصد الاطلاع على اسماء الامكنة و البقاع. بیروت. دار الجیل، 1412.

بكرى‌اندلسی، عبد الله بن عبد العزيز، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع. بیروت. عالم الکتب، 1403.

جعفریان، رسول. حيات فكرى و سياسى امامان شیعه. قم، انصاریان، 1381ش.

حر عاملی، محمد بن حسن. [تفصیل] وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه. تحقیق: موسسة آل البیت لاحیاء التراث. قم. موسسة آل البیتedfr لاحیاء التراث، 1409.

حرانى، حسن بن على‏ بن شعبه. تحف العقول عن آل الرسول. تصحیح: علی اکبر غفاری. قم، جامعه مدرسین، 1404.

حسینی جلالی، سید محمد رضا. تدوین السنة الشریفه. قم. بوستان کتاب، 1418.

حسینی قزوینی، سید محمد و دیگران. موسوعة الامام الرضا علیه السلام . قم. مؤسسه تحقیقاتی ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، 1429.

حسینی قزوینی، سید محمد و دیگران. موسوعه الامام الجواد علیه السلام . قم: مؤسسه تحقیقاتی ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، 1419.

حموى بغدادی، ياقوت. معجم البلدان. بیروت. دار صادر، 1995م.

______. رجال الکشی (اختیار معرفة الرجال). تصحیح: حسن مصطفوی. مشهد. دانشگاه مشهد، 1409.

طوسی، محمد بن حسن. فهرست كتب الشيعة. تصحیح: سید عبدالعزیز طباطبایی. قم. کتابخانه محقق طباطبایی، 1420.

_______. تهذيب الأحكام. تصحیح: سید حسن موسوی خرسان، تهران. اسلامیه، 140 علیه السلام .

عطاردی، عزیز الله، مسند الامام الرضا علیه السلام . مشهد. آستان قدس رضوی، 1406.

کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی. المصباح (جُنة الأمان الواقية و جَنة الإيمان الباقية). قم. دار الرضی (زاهدی)، 1405.

_______. البلد الامين و الدرع الحصين. بیروت. اعلمی، 1418.

کلینی، محمد بن یعقوب. کافی. تصحیح: علی اکبر غفاری. تهران. اسلامیه، 140 علیه السلام .

مجلسی، محمد باقر. بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار. بیروت. دار إحياء التراث العربی، 1403.

موسوی، سید هبة الله بن ابی­محمد الحسن، المجموع الرائق من ازهار الحدائق، تحقیق: حسین درگاهی، 141 علیه السلام .

نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشيعه). تصحیح: سید موسی شبیری زنجانی. قم. جامعه مدرسین، 1365ش.

یسری عبدالغنی عبدالله.  معجم المعاجم العربیة. بیروت. دار الجیل، 1411/1991.

 

 



[1]. جا دارد در اینجا از فاضل گرانمایه آقای محسن صادقی که انگیزۀ نوشتن این متن از ایشان است، و نیز به دلیل نکته سنجیهایی که یادآور شدند قدر دانی کنم.

*. دانشجوی دکتری علوم حدیث تطبیقی دانشگاه قرآن و حدیث.

[3] . برای آشنایی بیشتر با چاپها وسایر راویان‌‌ این مسند، بنگرید: تدوین السنة الشریفة، ص 1 علیه السلام  علیه السلام ؛ و مقدمه‌‌ این مسند به تحقیق مدرسه امام مهدی علیه السلام .

[4] . از کتاب ارزشمند  تدوین السنة الشریفة (ص1 علیه السلام  علیه السلام  – 182) اثر استاد سید محمد رضا حسینی جلالی به نام‌‌ این آثار رهنمون شدم.

[5] . دعاهای امام رضا علیه السلام  از ص15 تا 113‌‌این مجموعه قرار دارد.

[6]. شایان ذکر است که بر جلد کتاب، مشرف آن آیت الله ابوالقاسم خزعلی قید شده؛ اما در شناسنامه کتاب نام آقای قزوینی به عنوان مشرف آمده است.

[7]. یعنی واقفیه.

[8] . در ج2، ص 1 علیه السلام 5 که به جلد یک ارجاع داده است، رقم به اشتباه 113 تایپ شده که صحیح آن 112 است.

[9]. برای نمونه آقای رسول جعفریان در حيات فكرى و سياسى امامان شیعهedfr (ص4 علیه السلام  علیه السلام ) همین مطلب را از تاریخ بیهق نقل و نقد کرده است. هر چند قزوینی در تعلیقه بر تاریخ بیهق(ص 299) به نحوی آن را پذیرفته است.

[10]. درمراصد الاطلاع على اسماء الامكنة و البقاع، ج‏2، ص 936 «عریض» معرفی شده است.

[11]. ببینیند: معجم البلدان، ج‏1، ص 223؛ معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، ج‏1، ص 1 علیه السلام 3.

[12]. ببینید: مراصد الاطلاع على اسماء الامكنة و البقاع، ج‏2، ص 855.

[13]. ببینید: موسوعة الامام الرضا علیه السلام  ، ج1، 85 93 و 110.

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: