اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
پژوهشی در تراث رضوی علیه السلام بر مبنای رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی ـ سیدمصطفی مطهری، رضا یاری مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 40
دوشنبه ، 11 خرداد 1394 ، 09:10

پژوهشی در تراث رضوی علیه السلام  بر مبنای رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی ـ

سیدمصطفی مطهری، رضا یاری

     فصلنامه تخصّصى مطالعات قرآن و حديث سفينه

     سال دهم،  شماره 40 «ويژه پژوهش‌های رضوی»،  پاییز 1392،  ص 10 ـ 39

 

 

 

 

 

پژوهشی در تراث رضوی علیه السلام  بر مبنای رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی

سید مصطفی مطهری[1]*

رضا یاری[2]**

چکیده: ‌این گفتار، مروری است بر میراث مکتوب بازمانده  از 94 تن راویان امام رضا علیه السلام   که به تفکیک انواع نوشته‌ها معرفی شده است. که نوشته‌اند. نمونة یک نسخه کتاب المسائل از حسین بن مهران، و نسخة عبدالله بن محمد تمیمی ‌رازی در پی آمده است. مبنای اصلی مقاله، دو کتاب رجال نجاشی و الفهرست شیخ طوسی است.

کلیدواژه‌ها: امام رضا علیه السلام  – میراث مکتوب / راویان امام رضا علیه السلام  – آثار / المسائل حسین بن مهران (کتاب)/ نسخة عبدالله بن محمد تمیمی‌رازی (کتاب) / رجال نجاشی (کتاب) / فهرست طوسی (کتاب).

مقدمه

   پژوهش درباره تراث (میراث فرهنگی و معنوی) روایی شیعه می­تواند نتایج پرفایده‌ای را در معرفی و شناخت عمیق‌تر از معارف امامیه رقم بزند. در میان ‌این تراث علمی، آثار مکتوب انتقال یافته از امام رضا علیه السلام  ویژگی‌های برجسته‌ای دارد که پژوهش‌های جدیدی را ضروری می­نماید.

   علاوه بر انتقال تراث منقول از آن امام همام در قالب­های گوناگون، مجموعه‌های انتقال یافته، به لحاظ کمی ‌نیز، از ضابطه­مندی بیشتری در نشر برخوردار هستند. در ‌این راستا باید به نقش برجسته و ممتاز دو عالم بزرگ شیعی، ثقةالاسلام کلینی و شیخ صدوق در بهره­گیری و انتقال حداکثری‌ این میراث توجه نمود. همچنین دقت­های کم نظیر مرحوم نجاشی و شیخ طوسی در ارائه گزارشهای روشن و دقیق از مجموعه تراث علمی‌ شیعه خصوصاً ‌این تراث، علاوه بر کاستن از دشواری­های عرصة بازسازی تراث، به شناخت جامع­تری از آثار امام رضا علیه السلام  کمک کرده است.

   نوشتة حاضر توضیحات کوتاهی درباره یکی از همین گروه فعالیت‌های متمرکز در عرصة بازخوانی تراث منقول از امام رضا علیه السلام  است که بر اساس دو کتاب فهرستی پیش گفته در حال تکمیل است. ‌این تلاش دو محور اصلی دارد:

   محور نخست عهده دار معرفی صاحبان تراث رضوی و انواع قالب­های اولیه ‌این آثار شامل کتاب، مکاتبه، نسخه، رساله، مسند، نسخه است.

    محور دوم به ارائه آگاهی‌هایی از قبیل شخصیت شناسی صاحب اثر، طرق به اثر یا آثار و نیز بازشناسی ‌این آثار در قالب­های ذکر شده می‌پردازد.

   آنچه در پی می‌آید، مختصری از شیوة مورد استفاده در ‌این فعالیت به همراه معرفی صاحبان تراث رضوی و انواع قالب­های اولیه‌ این آثار است که دو نمونه از آن ـ شامل دو نوشته با قالب‌های مسائل و نسخه ـ نیز ارائه شده‌اند.

   لازم به ذکر است نتیجه فعالیت حاضر، در قالب یک کتاب جامع، در پژوهشکده کلام اهل بیت وابسته به پژوهشگاه قران و حدیث، در آستانه چاپ قرار دارد.

1. شیوه کار

   کلیات شیوه مورد استفاده در ‌این فعالیت چنین بوده است:

   1ـ1. تهیه فهرستی از تراث رضوی، بر اساس داده‌های دو عالم و فهرست نگار بزرگ شیعه، شیخ طوسی و مرحوم نجاشی.

    از آنجا که کتاب فهرستی مرحوم نجاشی نسبت به گزارشهای شیخ، حاوی گزارشهای کاملتری درباره تراث رضوی به لحاظ کمی‌ و کیفی است، به عنوان محور اصلی ارجاعات قرار گرفته و گزارشهای شیخ طوسی به عنوان تکملة آن بیان شده است. به عبارت دیگر آنجا که مرحوم نجاشی متذکر اثری منقول از امام رضا علیه السلام  نشده، از گزارش شیخ استفاده شده است. بنابراین در ‌این مرحله، ‌این دیدگاه که نجاشی کتاب خود را ناظر به فهرست شیخ نوشته، چندان مورد لحاظ واقع نشده است، زیرا هدف اطلاع یافتن از همه گزارشهای مربوط بوده است.

   1-2. بررسی‌هایی درباره روایات رضویِ مصنّفانی که گزارشی از آثار آنان در دو کتاب فهرستی نجاشی یا شیخ طوسی ارائه شده است.

‌این بررسی در دو بخش انجام شده است:

   بخش نخست در مورد گروهی از اصحاب امام رضا علیه السلام  است که نجاشی یا شیخ طوسی برای آنان کتاب/کتب ذکر کرده‌اند، اما آن را مستقیما به امام رضا علیه السلام  منسوب نکرده­اند. در ‌این بخش بررسی‌های محدودی ـ بر اساس کتب اربعه و وسائل الشیعه صورت گرفته است تا برخی موارد مانند ارزیابی انتقال تراث ‌ایشان به ‌این کتب مشهوره مشخص، و زوایای‌ این دست گزارشها روشن‌تر شود.

   بخش دوم درباره گروهی از اصحاب امام رضا علیه السلام  است که نجاشی یا شیخ طوسی برای آنان کتاب/ کتب ذکر کرده‌اند و آن را مستقیما به امام رضا علیه السلام  منسوب کرده­اند. در ‌این مرحله ابتدا همانند مرحله پیشین عمل شده است.‌ این بخش هدف اصلی کار بوده است، لذا گردآوری مجموعه روایات مربوط به قالب‌های مختلف تراث رضوی با لحاظ پیشینه ‌این گروه تلاش‌ها و توجه به مواردی همانند جمع‌آوری، یکسان‌سازی و گزینش انجام شده است.

   1-3. در مرحله بعد توضیحاتی درباره شخصیت شناسی صاحب اثر، بررسی گزارشها از نحوه انتساب اثر یا آثار و طرق به آن در صورت نیاز، و به تناسب موارد، بر اساس دو کتاب فهرستی نجاشی یا شیخ طوسی و نیز مجامع روایی صورت پذیرفته است.

2. معرفی گونه­های تراث امام رضا علیه السلام  

   بی‌تردید تلاش اصحاب امامیه در بهره­گیری از علم عالم اهل بیتedfr چه در شرایط پیچیده پس از شهادت امام کاظم علیه السلام  و چه پس از آن و در دوران هجرت امام از مدینه به مرو، امری پر واضح است[3]. همچنین روند گسترش شهرهای شیعی و بسط ید آن امام، خصوصاً در دوران مأمون عباسی تاثیر بسزائی در نشر معارف امامیه داشته است.

   به همین جهت، تلاش فزایندة عالمان و اصحاب امامیه در بهره­مندی از دانش آن حضرت، سبب پدید آمدن قالب­های گوناگون و متنوع میراث روایی امام رضا( علیه السلام ) شد که به جرات می­توان گفت در میان همه اهل بیتedfr تنوع قالبی و دقت بیشتری در سطح انتقال دارد.

   البته ممکن است عناوین و الفاظ بکار رفته در گزارشهای کتب فهرستی درباره ‌این تنوع قالب‌ها، به لحاظ تعریف علمی ‌هم­پوشانی داشته باشند، ولی برای رعایت امانت در نحوه گزارش ‌این گروه کتب، همان عناوین و الفاظ را در مسیر مطالعات به کار گرفتیم.

2ـ1. کتاب[4]

      بیشترین عنوان به­کار رفته در مجموع گزارش­ها، به واژه «کتاب» اختصاص دارد که خود شامل دو گونه می­شود:

   الف: کتاب­هایی که به جهت کیفیت انتساب به راوی و امام، به روشنی در بردارنده کلام امام رضا علیه السلام  است. برای نمونه می­توان به کتاب داود بن سلیمان اشاره نمود که نجاشی در ترجمه وی چنین آورده است: «له کتاب عن الرضا علیه السلام ».[5]

   ب: کتاب­هایی که به احتمال زیاد حاوی روایاتی از چند امام از جمله امام رضا علیه السلام  می‌باشد.‌ این احتمال، از آنجا ناشی می­شود که مصنِّف، در شمار راویان از امام رضا علیه السلام  یاد شده، اما کتاب او همانند قسم اول به صورت مستقیم به امام نسبت داده نشده است. برای نمونه نجاشی در ترجمه «ابراهیم ابی الکرام» و «ابراهیم بن ابی محمود» آورده است: «روی عن الرضا علیه السلام ، له کتاب»[6]. در‌ این موارد بر اساس جستجوهای انجام شده می‌فهمیم که راوی/ مصنف دارای روایاتی با سند واحد از امام رضا علیه السلام  و از امام دیگر است که مجموع ‌این روایات بر اساس معیارهای بازیابی متون، کتاب مصنِّف مورد نظر را سامان می­دهد. برای نمونه می­توان به روایت سلیمان بن جعفر بن ابراهیم اشاره کرد.

2ـ 2. مسائل[7]/ مکاتبه[8]

       اصحاب امامیه پرسش­های خود را از امامان، گاه به صورت شفاهی و گاه به صورت کتبی پرسیده‌اند. ‌این مسائل، گاه در طول زمان و یا یک­جا مطرح شده است. مانند مسائل محمد بن سنان و مسائل احمد بن عمر الحلال. نجاشی، درباره ارتباط‌ این گروه نوشته­ها با امامان چنین می­آورد: «له عنه علیه السلام  مسائل».[9] البته ممکن است ‌این نحوه پرسش در مواردی به نحو مکاتبات نیز بوده است، اما به نظر می­رسد حجم میان مسائل و مکاتبات متفاوت باشد. در نمونه دیگر نجاشی در ترجمه «محمد بن احمد بن عبدالله بن مهران»، مکاتبه­ای را برای پدر وی در ارتباط با امام رضا علیه السلام  گزارش کرده است.[10] البته در ترجمه «احمد بن عبدالله»، تنها از دو کتاب برای وی خبر می­دهد[11]  که بعید است مکاتبه مذکور یکی از آن دو کتاب­ باشد.

 

 

 

 

2ـ3. مسند[12]

       امام رضا  علیه السلام بر اساس ضروریات زمان و مخاطب، گاه در بیان روایت، آن را به اسناد خود از پدرانشان از پیامبر6 ختم می­کردند. در‌ این باره شیخ طوسی، از مسندی از امام رضا علیه السلام  در ترجمه «اسماعیل بن علی» نام برده است.[13]

2ـ4. رساله[14]

       امامان شیعه گاه بر اساس ضرورت­های زمانی، نوشته­هایی را به یکی از اصحاب/ اشخاص در قالب نامه/ رساله ارسال می­نمودند، همان‌گونه که گاه رساله­هایی از طرف اصحاب/ اشخاص به ‌ایشان ارسال می­شده است. نمونه­ای از ‌این رساله­ها، نامه­‌ای از امام رضا  علیه السلام به ابراهیم بن ابی البلاد است که نجاشی آن ­را چنین می‌آورد: «کان للرضا  علیه السلام الیه رسالة».[15] البته رساله­ها گاه همپوشانی‌هایی با مسائل/ مکاتبه‌ها دارند.

2ـ5. نسخه[16]

       نجاشی از گروهی مکتوبات با عنوان نسخه یاد کرده است که به احتمال، مراد وی، تمییز میان آثار یک مولف و یا نسخه­های یک مجموعه نقل شده از یک مصنف بوده است. یکی از بارزترین نمونه­های‌ این مطلب را می­توان در ترجمه «احمد بن عامربن سلیمان» مشاهده نمود.[17]

3. فهرست تراث رضوی

    هر چند تعداد راویان از امام رضا  علیه السلام بیش از تعداد کسانی است که گزارش آثار آنها ارائه شده است، با ‌این همه می­توان از فهرست زیر - که بر اساس دو فهرست مرحوم نجاشی و شیخ طوسی فراهم شده است - به عنوان مجموعه گزارش شده از آثار روایی منسوب به امام رضا  علیه السلام یاد نمود.

   در جدول زیر، عنوان صاحب اثر (به ترتیب الفبای افراد)، ارجاع به کتاب فهرستی مرحوم نجاشی و یا الفهرست مرحوم شیخ طوسی = «ست» و بیان قالب اثر ارائه شده است. همچنین كتاب، مشتمل بر روايات، مواردی است که فهرستین به نقل روایت راوی از امام رضا علیه السلام  تصریح یا اشاره کرده­اند و برای آن راوی نگاشته­ای را بصورت مستقیم به امام منتسب نکرده­اند. در‌این موارد، از تعبیر «كتاب مشتمل بر روايات» و با رمز «*» استفاده شده است که می‌رساند نقل روایت از امام رضا علیه السلام  منحصر به نقل آن کتاب توسط آن راوی نیست.

 

 

 

 

 

 

صاحب اثر

شماره صفحه در رجال نجاشی[18]

قالب نگاشته بر اساس فهرستین

1.         

إبراهيم بن أبي البلاد

22

رساله

2.         

‏إبراهيم بن أبي الكرام

21

كتاب مشتمل بر روايات

3.         

إبراهيم بن أبي محمود

25

*

4.         

إبراهيم بن بشر

23

مسائل

5.         

إبراهيم بن‌هاشم أبو إسحاق‏

11 ست

*

6.         

‏أحمد بن الحسن بن إسماعيل‏

 علیه السلام 4

*

7.         

‏أحمد بن عامر بن سليمان

100و 229

نسخه

8.         

‏أحمد بن عبدالله‏ بن مهران

346

مکاتبه

9.         

‏أحمد بن عمر الحلال

99

مسائل

10.      

‏أحمد بن عمر بن أبي شعبة

98

*

11.      

أحمد بن محمد بن عمرو

 علیه السلام 5

کتاب[19]

12.      

‏إدريس بن عبد الله بن سعد

104

*

13.      

إسحاق بن آدم بن عبد الله‏

 علیه السلام 3

*

14.      

إسماعيل بن علي (بن علي)

33 ست

مسند

15.      

إسماعيل بن مهران بن ابي نصر

2 علیه السلام

*

16.      

إسماعيل بن همام بن عبد الرحمن

30

*

17.      

‏الحسن بن الجهم بن بكير

50

*

18.      

‏الحسن بن علي بن زياد

40

مسائل

19.      

‏الحسين بن سعيد بن حماد

150 ست

*

20.      

‏الفضل بن شاذان بن الخليل‏

30 علیه السلام

[کتاب]العلل و *

21.      

جعفر بن بشير البجلي

110 ست

کتاب

22.      

حبيب بن المعلل الخثعمي

141

*

23.      

الحسن بن علي بن فضال

36و258

کتاب یا نسخه

24.      

الحسن بن محبوب السراد

123ست

*

25.      

الحسن بن محمد بن الفضل

51

نسخه و *

26.      

الحسن بن محمد بن سهل النوفلی

38

[کتاب] مجالس وکتاب

27.      

الحسین بن محمد بن الفضل

56

[کتاب] مجالس

28.      

الحسين بن مهران بن محمد

56

مسائل

29.      

حمدان بن المعافى أبو جعفر

138

*

30.      

حمزة بن يعلى الأشعري

141

*

31.      

‏دارم بن قبيصة بن نهشل

162

*

32.      

داود بن القاسم الجعفري

182

مسائل

33.      

داود بن سليمان بن جعفر

161

کتاب

34.      

داود بن علي اليعقوبي

160

*

35.      

داود بن كثير الرقي

156

*

36.      

الريان بن الصلت

165

*

37.      

زكريا بن إدريس بن عبد الله

1 علیه السلام 3

*

38.      

زكريا بن آدم بن عبد الله‏

1 علیه السلام 4

مسائل و *

39.      

زياد بن مروان أبو الفضل

1 علیه السلام 1

*

40.      

‏سعد بن سعد بن الأحوص

1 علیه السلام 9

مسائل و *

41.      

سعد خادم أبي دلف

216 ست

مسائل

42.      

‏سعيد بن جناح

192

*

43.      

سعيد بن جناح الأزدي

182

*

44.      

سليمان بن جعفر بن إبراهيم

183

*

45.      

‏صباح بن نصر الهندي

202

مسائل

46.      

صفوان بن يحيى ابومحمد

198

*

47.      

العباس بن هلال الشامی

282

نسخه

48.      

عبد الرحمن بن أبي نجران

236

*

49.      

عبد السلام بن صالح

245

کتاب

50.      

عبد العزيز بن المهتدي

245

*

51.      

عبد العزيز بن يحيى

244

کتاب

52.      

عبد الله بن الصلت أبو طالب

21 علیه السلام

*

53.      

عبد الله بن سعيد بن حيان‏

21 علیه السلام

کتاب

54.      

‏عبد الله بن علي بن الحسين

22 علیه السلام

نسخه

55.      

‏عبد الله بن محمد بن حصين‏

22 علیه السلام

مسائل

56.      

عبد الله بن محمد بن علي

228

نسخه

57.      

‏عثمان بن عيسى أبو عمرو

300

کتاب

58.      

علي بن أسباط بن سالم

253

*

59.      

‏علي بن الحسن بن رباط

251

*

60.      

‏علي بن النعمان الأعلم

2 علیه السلام 4

*

61.      

‏علي بن سيف بن عميرة النخعی

2 علیه السلام 8

*

62.      

علي بن علي بن رزين

2 علیه السلام  علیه السلام

کتاب

63.      

علي بن مهدي بن صدقة

2 علیه السلام 8

کتاب

64.      

علي بن مهزيار الأهوازي

254

*

65.      

عمرو بن سعيد المدائني

28 علیه السلام

*

66.      

الفتح بن یزید الجرجانی[20]

311

مسائل

67.      

کلثوم بنت سلیم

319

کتاب

68.      

محمد بن أبي عمير زیاد

32 علیه السلام

*

69.      

‏محمد بن الحسن بن زياد

363

*

70.      

‏محمد بن القاسم بن الفضيل‏

362

*

71.      

‏محمد بن جمهور أبو عبدالله

33 علیه السلام

رساله و *

72.      

محمد بن سنان أبو جعفر

328

مسائل

73.      

محمد بن سهل بن اليسع

368

مسائل

74.      

‏محمد بن صدقة العنبري

364

*

75.      

‏محمد بن عبد الله بن عمرو

366

نسخه

76.      

‏محمد بن علي بن الحسين

366

نسخه

77.      

‏محمد بن عمرو بن سعيد

369

نسخه

78.      

‏محمد بن عيسى بن عبد الله‏

338

*

79.      

‏محمد بن فضيل بن كثير

36 علیه السلام

مسائل

80.      

مرزبان بن عمران

423

*

81.      

‏معاوية بن حكيم بن معاويه

412

*

82.      

‏معاوية بن سعيد

411

مسائل

83.      

معمر بن خلاد

412

*

84.      

‏مقاتل بن مقاتل البلخي

424

کتاب

85.      

‏موسى بن سلمة

409

کتاب

86.      

نصر بن قابوس اللخمي

42 علیه السلام

کتاب

87.      

وريزة بن محمد الغساني

432

کتاب

88.      

‏هارون بن عمر بن عبدالعزیز

439

*

89.      

هاشم بن إبراهيم العباسي‏

436

کتاب

90.      

الهيثم ( هيثم ) بن عبدالله

436

کتاب

91.      

یحیی بن الحسن بن جعفر

442

*

92.      

ياسر الخادم

515ست

مسائل

93.      

يونس بن عبد الرحمن

44 علیه السلام

*

94.      

يونس بن يعقوب بن قيس

446

*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4ـ نمونه‌های تطبیقی

4-1. گزارشی در قالب المسائل

       ـ الحسین بن مهران ابو عبدالله[21]

   از وی با تعبیر «ابن­ابی­نصرالسکونی»[22] نیز یاد شده است. در حالی که برقی و ابن­غضائری وی را از جمله اصحاب امام کاظم   علیه السلام ذکر کرده­اند[23]، شیخ طوسی در رجال، او را از اصحاب امام رضا علیه السلام  یاد می­کند[24] و کشّی نیز به تفصیل به گزارشی از وی و ارتباط او با امام رضا  علیه السلام پرداخته است.[25] نجاشی، اما با جمع میان ‌این دو رأی، او را از اصحاب هر دو امام برشمرده است.[26]

    آنچه درباره اعتقادات وی در کتب رجالی گزارش شده، حاکی از تردیدها و شبهاتی است که وی درباره امامت امام رضا علیه السلام  داشته است به نحوی که وی را در ردیف معتقدان به جریان واقفه قرار داده است. هر چند به روشنی از سرانجام ‌این اعتقاد وی اطلاعی در دست نیست. با ‌این همه دو گزارش از کشی درباره وی قابل ملاحظه است.

نخست گزارشی از مجلس محمد بن الفضیل با امام رضا علیه السلام  است که امام رضا علیه السلام  خطاب به "الحسین بن مهران" فرموده‌اند: «اذهب الله نور قلبک و ادخل الفقر بیتک»[27].

   دوم گزارش مکاتبه‌ای از ابن مهران به امام در جهت حل شبهات و مسائلی درباره موضوع واقفه است که امام پاسخ پرسش‌های وی را برای او ارسال می‌کند. امام به الحسین بن مهران دستور عدم کتمان می‌دهد، لذا برای اطلاع یافتن اصحاب از محتوای آن، استنساخ شده است.[28]

   تقدم و تاخر ‌این دو گزارش چندان روشن نیست. با ‌این همه گزارشی از حضور سران واقفه - از جمله ابن مهران - در ابتدای امامت امام رضا علیه السلام  در نزد ‌ایشان، می‌تواند گواهی بر تاخر دعای امام باشد[29]. ابن غضائری با تعبیر «واقف ضعیف» از وی یاد می‌کند.[30] شیخ در طریق خود به کتاب وی، از فهرست حمید بن زیاد بهره جسته است[31]. از دیگر سو در کتب روایی شیعه تنها یک روایت از وی به نقل از امام رضا علیه السلام  گزارش شده است که صفوان بن یحیی ناقل آن بوده است. در ‌این روایت، دو سؤال فقهی ابن مهران از امام رضا علیه السلام  به همراه جواب آن آمده است.[32]

   کم شمار بودنِ نقل از وی، خود می­تواند گواهی بر دقت عالمان امامیه در دوره‌های بعدی در عدم نقل احادیث وی باشد که ممکن است منشاء اعتقادی داشته باشد. با ‌این ملاحظه، می‌توان جانب واقفی بودن را ترجیح داد.[33]

   در میان عالمان رجالی و فهرست نگاران متقدم، شیخ طوسی و ابن غضائری، کتابی برای وی برشمرده‌اند، کشّی از مکاتبه‌ای از وی با امام یاد کرده است و نجاشی ضمن اشاره به نقل وی از امام کاظم و امام رضا8 به وجود نگاشته‌ای با قالب مسائل اشاره می­کند.[34]

   درباره ‌این گزارشها دو احتمال وجود دارد: نخست آنکه وی یک نوشته با دو تعبیر کتاب و المسائل داشته است. در‌این صورت تک روایت صفوان از وی، به نقل از همان کتاب و یا به تعبیر دیگر المسائل است. دوم تعدد ‌این تعابیر است، بدین معنا که وی دو اثر با قالب­های کتاب و المسائل داشته است.

   البته به علت کمی ‌روایات وی، نمی‌توان قضاوت درستی از اتحاد یا عدم اتحاد ‌این دو اثر ارائه نمود، اما توجه به دو نکته بسیار مهم است: نخست ‌این احتمال است که مراد از مسائل مجموعه روایاتی باشد که صفوان نمونه­ای از آن­ را با عنوان مسائل الحسین بن مهران یاد کرده است و نامة ذکر شده توسط کشّی، همان کتابی است که شیخ نام برده است. دوم آنکه در هر دو گزارش نجاشی و شیخ، طریق نقل به عبیدالله بن احمد بن نهیک ختم می­شود.

   از ‌این رو، و با توجه به تأخّر نجاشی و دقّت وی، می­توان حکم به اتّحاد ‌این کتاب و مسائل نمود. در‌این صورت مکاتبه نقل شده توسط کشی، همان المسائل به شمار می‌آید. و می­توان چنین احتمال داد که عنوان مسائل، برگرفته از قسمت پایانی نامه­ای است که کشی آن را گزارش می‌کند، و امام در آنجا می‌فرماید: فقد اجبتک فی مسائل کثیره.[35]

ـ منابع روایی؛

   اصول كافي، ج6، ص158، ح20؛ رجال‏الكشي، ص600، رقم1121

ـ متن المسائل؛

   بر اساس روایت رجال‏الكشي ص 600، رقم1121

«حمدويه قال حدثنا الحسن بن موسى قال حدثنا إسماعيل بن مهران عن أحمد بن محمد قال كتب الحسين بن مهران إلى أبي الحسن الرضا علیه السلام  كتابا. قال: فكان يمشي شاكّاً في وقوفه، قال: فكتب إلى أبي الحسن علیه السلام  يأمره و ينهاه، فأجابه أبو الحسن علیه السلام  بجواب و بعث به إلى أصحابه فنسخوه و رد إليه، لئلا يستره حسين بن مهران. و كذلك كان يفعل إذا سأل عن شي‏ء فأحبّ ستر الكتاب. و هذه نسخة الكتاب الذي أجابه به:

 بسم الله الرحمن الرحيم. عافانا الله و إياك. جاءني كتابك تذكر فيه الرجل الذي عليه الخيانة و العين، تقول أخذته و تذكر ما تلقاني به و تبعث إليّ بغيره، و احتججت فيه فأكثرت و عِبت عليه أمرا و أردت الدخول في مثله، تقول إنه عمل في أمري بعقله و حيلته، نظرا منه لنفسه و إرادة أن تميل إليه قلوب الناس ليكون الأمر بيده و إليه، يعمل فيه برأيه و يزعم أني طاوعته فيما أشار به عليّ

 و هذا أنت تشير عليّ فيما يستقيم عندك في العقل و الحيلة بعدك، لا يستقيم الأمر إلا بأحد أمرين: إما قبلت الأمر على ما كان يكون عليه، و إما أعطيت القوم ما طلبوا و قطعت عليهم، و إلّا فالأمر عندنا معوج، و الناس غير مسلّمين ما في أيديهم من مال و ذاهبون به

 فالأمر ليس بعقلك و لا بحيلتك يكون، و لا تفعل الذي تجيله بالرأي و المشورة، و لكنّ الأمر إلى الله عز و جل وحده لا شريك له، يفعل في خلقه ما يشاء. من يهدي الله فلا مضلّ له و من يضلله فلا‌هادي له، و لن تجد له مرشدا

 فقلت و أعمل في أمرهم و أحتل فيه، و كيف لك الحيلة؟ و الله يقول: ﴿و أقسموا بالله جهد أيمانهم لا يبعث الله من يموت بلى وعدا عليه حقا﴾ [النحل /38] في التوراة و الإنجيل إلى قوله عز و جل ﴿و ليقترفوا ما هم مقترفون ﴾[الانعام/113].

 فلو تجيبهم فيما سألوا عنه استقاموا و سلّموا و قد كان منّي ما أنكرتَ و أنكروا من بعدي و مدّ لي لقائي، و ما كان ذلك مني إلا رجاء الإصلاح لقول أمير المؤمنين صلوات الله عليه: اقتربوا اقتربوا، و سلوا و سلوا، فإن العلم يفيض فيضا؛ و جعل يمسح بطنه و يقول: ما ملئ طعام و لكن ملأه علم، و الله ما آية نزلت في بَرّ و لا بحر و لا سهل و لا جبل إلّا أنا أعلمها و أعلم فيمن نزلت

 و قول أبي عبد الله علیه السلام : إلى الله أشكو أهل المدينة إنما أنا فيهم كالشّعر أتنقل، يريدونني على أن لا أقول الحقّ، و الله لا أزال أقول الحق حتى أموت. فلما قلت حقا أريد به حقن دمائكم، و جمع أمركم على ما كنتم عليه أن يكون سرّكم مكنوناً عندكم غير فاش في غيركم، و قد قال رسول الله6 سرّاً أسرّه الله إلى جبريل، و أسرّه جبريل إلى محمد، و أسرّه محمد إلى عليّ صلوات الله عليهم، و أسرّه عليّ إلى من شاء

 ثم قال: قال أبو جعفر علیه السلام : ثم أنتم تحدّثون به في الطريق، فأردت حيث مضى صاحبكم أن ألّف أمركم عليكم لئلا تضيّعوه في غير موضعه، و لا تسألوا عنه غير أهله فتكونوا في مسألتكم إياهم هلكتم، فكم دعيّ إلى نفسه و لم يكن داخله

ثم قلتم: لا بد إذا كان ذلك منه، يثبت على ذلك و لا يتحول عنه إلى غيره. قلت: لأنّه كان من التقية و الكف أوّلاً، و أما إذ تكلم فقد لزمه الجواب فيما يسأل عنه، فصار الذي كنتم تزعمون أنكم تذمّون به، فإنّ الأمر مردود إلى غيركم، و إنّ الفرض عليكم اتباعهم فيه إليكم. فصيّرتم ما استقام في عقولكم و آرائكم، و صحّ به القياس عندكم بذلك لازما، لما زعمتم من أن لا يصحّ أمرنا زعمتم حتى يكون ذلك عليّ لكم

 فإن قلتم إن لم يكن كذلك لصاحبكم فصار الأمر إن وقع إليكم، نبذتم أمر ربكم وراء ظهوركم ﴿فلا أتبع أهواءكم قد ضللت إذا و ما أنا من المهتدين ﴾ [الانعام/56] و ما كان بدّ من أن تكونوا كما كان من قبلكم، قد أخبرتم أنها السنن و الأمثال، القذّة بالقذّة، و ما كان يكون ما طلبتم من الكفّ أولاً و من الجواب آخراً، شفاء لصدوركم و لا ذهاب شككم. و ما كان بدّ من أن يكون ما قد كان منكم، و لا يذهب عن قلوبكم حتى يُذهبه الله عنكم

و لو قدر الناس كلهم على أن يحبّونا و يعرفوا حقنا و يسلّموا لأمرنا، فعلوا. ﴿و لكن الله يفعل ما يشاء و يهدي إليه من أناب ﴾ [الرعد/2 علیه السلام ]

فقد أجبتك في مسائل كثيرة، فانظر أنت و من أراد المسائل منها و تدبرها. فإن لم يكن في المسائل شفاء، فقد مضى إليكم منّي ما فيه حجة و معتبر، و كثرة المسائل معيبة عندنا مكروهة. إنما يريد أصحاب المسائل المحنة، ليجدوا سبيلا إلى الشبهة و الضلالة. و من أراد لبساً لبس الله عليه و وكله إلى نفسه. و لا ترى أنت و أصحابك أنّي أجبت بذلك. و إن شئت صمتّ، فذاك إلىّ لا ما تقوله أنت و أصحابك، لا تدرون كذا و كذا، بل لا بدّ من ذلك، إذ نحن منه على يقين، و أنتم منه في شك.»

4-2. گزارشی در قالب نسخه

      ـ عبدالله بن محمد بن علی بن عباس

    در گزارش مرحوم نجاشی درباره توثیق یا تضعیف وی سخنی گفته نشده، هر چند که بیان مفصل عنوان صاحب اثر ـ عبدالله بن محمد بن علی بن العباس بن‌ هارون التمیمی ‌الرازی ـ می‌تواند اشاره‌ای به جایگاه اجتماعی خاندان او داشته باشد. شیخ نیز به ترجمه وی نپرداخته است. مجموعه یکپارچه روایت وی در عیون اخبار الرضا[ علیه السلام ]  نقل شده است[36] که طریق به آن همانند نجاشی[37] است و سایر مصادر – که چند سطر بعد، یاد می‌شود – نیز تنها بر اساس همین طریق، نسخه را نقل کرده­اند. غالب ‌این مجموعه، روایات نبوی است و در سلسله اسناد، امامان شیعه قرار دارند. در پاره­ای از روایات، ناقل روایت از پیامبر، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و یا امیرالمؤمنین علی علیه السلام  است.

   مرحوم صدوق برای جلوگیری از تکرار اسناد، پس از ذکر یک سند، ‌این مجموعه را با دو عبارت «بهذا الاسناد» و «باسناده» آورده است. شایان ذکر است ‌این مجموعه مشتمل بر روایات کلامی‌در اثبات امامت، منزلت و مقامات اهل بیت است.

   عنوان کامل صاحب نسخه، عبدالله بن محمد بن علی بن العباس بن ‌هارون التمیمی‌الرازی است[38] که فرزندش ابومحمد الحسن از وی نقل کرده است، اما در اسناد بصورت معمول، از جد عبدالله یعنی علی نامی ‌برده نشده است. مثلا چنین آمده است: «الحسن بن عبدالله بن محمد بن العباس».

   نکته دیگر آنکه در طریق مرحوم صدوق در عیون اخبار الرضا علیه السلام ، الحسن بن عبدالله بن محمد یعنی فرزند صاحب نسخه‌ این اثر را بدون واسطه از امام نقل کرده است.[39] اما در خلال بیان ‌این مجموعه، مرحوم صدوق به روایت الحسن بن عبدالله بن محمد از پدرش از امام رضا علیه السلام  اشاره می‌کند.[40]

   همچنین تمامی‌ گزارشهای پراکنده در سایر کتب، مانند: دلائل­الامامه، کمال‌الدین، الامالی­للصدوق،[41] الخصال و... در مجموعه گزارشهای عیون اخبار الرضا علیه السلام  یافت می‌شود.

منابع روایی

   عيون‏أخبارالرضا علیه السلام ، ج2، ص 58 الی 68، ح214 الی 314؛ الأمالي‏للصدوق ص علیه السلام  علیه السلام ، ح علیه السلام  و ص236، ح10 و ص334، ح؛ الخصال ج1، ص31، ح108 و ص303، ح80 ؛ كمال‏الدين ج1، ص239، ح58؛ دلائل‌الإمامة، ص452، ح428/ 32؛ كنز الفوائد، ج‏1، ص32 علیه السلام .

متن نسخه؛

   بر اساس عیون‏أخبارالرضا علیه السلام  ج: 2 ص : 58 الی 64،  روایات 214 تا 314؛

1 . حدثنا محمد بن عمر بن محمد بن سلم بن البراء الجعابی قال حدثنی أبو محمد الحسن بن عبد الله بن محمد بن العباس الرازی التمیمی ‌قال حدثنی سیدی علی بن موسى الرضا علیه السلام   قال حدثنی أبی موسى بن جعفر قال حدثنی أبی محمد بن علی قال حدثنی أبی علی بن الحسین قال حدثنی أبی الحسین بن علی قال حدثنی أبی علی بن أبی طالب علیه السلام  قال: قال رسول الله6: من مات و لیس له إمام من ولدی، مات میتة جاهلیة و یؤخذ بما عمل فی الجاهلیة و الإسلام[42].

2. و بإسناده قال: قال رسول الله6: أنا و هذا یعنی علیا یوم القیامة كهاتین، و ضم بین إصبعیه، و شیعتنا معَنا، و من أعان مظلومنا كذلك.

3. و بإسناده قال: قال رسول الله6: من أحبّ أن یتمسّك بالعروة الوثقى، فلیتمسك بحبّ علیّ و أهل بیتی.

4. و بإسناده قال: قال رسول الله6: الأئمة من ولد الحسین علیه السلام ، من أطاعهم فقد أطاع الله و من عصاهم فقد عصى الله عز و جل. هم العروة الوثقى و هم الوسیلة إلى الله عز و جل.

5. و بهذا الإسناد قال: قال رسول الله6: أنت یا علیّ و ولدای خیرة الله من خلقه.

6. و بإسناده قال: قال رسول الله6: خُلقت أنا و علی من نور واحد[43].

 علیه السلام . و بإسناده قال: قال رسول الله6: من أحبّنا أهل البیت، حشره الله تعالى آمنا یوم القیامة.

8. و بإسناده قال: قال رسول الله6 لعلیّ: من أحبك كان مع النبیین فی درجتهم یوم القیامة، و من مات و هو یبغضك فلا یبالی مات یهودیا أو نصرانیاً.

9. و بهذا الإسناد قال: قال رسول الله 6 فی قول الله عز و جل «و قفوهم إنهم مسؤلون»[44] قال عن ولایة علی علیه السلام .

 10. و بإسناده قال: قال رسول الله6 لعلی و فاطمة و الحسن و الحسین علیه السلام  و العباس بن عبد المطلب و عقیل: أنا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم.

11. و بهذا الإسناد قال: قال علی علیه السلام  قال رسول الله6: أنت منی و أنا منك.

12. و بهذا الإسناد قال: قال رسول الله6: یا علی! أنت خیر البشر، لا یشكّ فیك إلا كافر[45].

13. و بهذا الإسناد قال: قال رسول الله6: ما زوّجت فاطمة إلّا لما أمرنی الله بتزویجها.

14. و بهذا الإسناد قال: قال رسول الله6: من كنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و أعن من أعانه و انصر من نصره و اخذل من خذله و اخذل عدوه، و كن له و لولده، و اخلفه فیهم بخیر، و بارك لهم فیما تعطیهم، و‌ایدهم بروح القدس، و احفظهم حیث توجّهوا من الأرض، و اجعل الإمامة فیهم، و اشكر من أطاعهم، و أهلك من عصاهم، إنك قریب مجیب.

15. و بإسناده قال: قال النبی6: علیّ أول من اتبعنی، و هو أول من یصافحنی بعد الحق.

16. و بهذا الإسناد قال: قال النبی6: یا علی! أنت تبرئ ذمتی و أنت خلیفتی على أمتی.

1 علیه السلام . و بإسناده قال: قال النبی6: لا تقوم الساعة حتى یقوم قائم للحق‏ منا، و ذلك حین یأذن الله عز و جل له. و من تبعه نجا و من تخلف عنه هلك. الله الله! عباد الله فأتوه و لو على الثلج، فإنه خلیفة الله عز و جل و خلیفتی[46].

18. و بإسناده قال: قال رسول الله6 و هو آخذ بید علی [ علیه السلام ]: من زعم أنّه یحبّنی و لا یحبّ هذا فقد كذب.

19. و بإسناده قال: قال رسول الله6: توضع یوم القیامة منابر حول العرش لشیعتی و شیعة أهل بیتی المخلصین فی ولایتنا. و یقول الله عز و جل: هلمّوا یا عبادی إلیّ لأنشرن علیكم كرامتی، فقد أوذیتم فی الدنیا.

20. و بإسناده عن علی قال: قال رسول الله6: خلقتَ یا علی! من شجرة خلقتُ منها؛ أنا أصلها و أنت فرعها، و الحسین و الحسن أغصانها، و محبّونا ورقها. فمن تعلّق بشی‏ء منها، أدخله الله عز و جل الجنة.

21. و بإسناده عن الحسن بن علی عن أبیه علیه السلام  قال: قال رسول الله6: لا یبغضك من الأنصار، إلّا من كان أصله یهودیا.

22. و بإسناده قال: قال علی علیه السلام  إنه لعهد النبی6 الأمی ‌إلیّ أنه لا یحبّنی إلا مؤمن و لا یبغضنی إلا منافق.

23. و بإسناده قال: قال النبی6: لا یحل لأحد یجنب فی هذا المسجد، إلّا أنا و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و من كان من أهلی، فإنهم منی[47].

24. و بإسناده قال: قال النبی6: لا یرى عورتی غیر علی إلّا كافر.

25. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: ترِد شیعتك یوم القیامة رِواءً غیرَ عطاشٍ، و یرِد عدوّك عِطاشاً یستسقون فلا یُسقَون.

26. و بإسناده قال: قال النبی6: بغض علیّ كفر، و بغض بنی ‌هاشم نفاق.

2 علیه السلام . و بإسناده قال: قال علی علیه السلام : دعا لی النبی6 فقال: اللهم اهد قلبه و اشرح صدره و ثبّت لسانه، و قِهِ الحر و البرد.

28. و بإسناده قال: قال علی علیه السلام : أمرت بقتال الناكثین و القاسطین و المارقین.

29. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: تعوّذوا بالله من حب الحزن.

30. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: لا یؤدّی عنی إلّا علیّ، و لا یقضی عداتی إلّا علیّ.

31. و بإسناده عن علی علیه السلام  عن النبی6 أنه قال لبنی ‌هاشم: أنتم المستضعفون بعدی.

32. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: خیر مال المرء و ذخائره الصدقة.

33. و بإسناده عن النبی6 قال: عفوت لكم عن صدقة الخیل و الرقیق.

34. و بإسناده عن النبی6 أنه قال: خیر إخوانی علی، و خیر أعمامی‌ حمزة و العباس صنو أبی.

35. و بإسناده عن علی عن النبی6 قال: الاثنان و ما فوقهما جماعة.

36. و بإسناده عن علی عن النبی6 قال: المؤذّنون أطول الناس أعناقاً یوم القیامة.

3 علیه السلام . و بإسناده عن علی عن النبی6 أنه قال: المؤمن ینظر بنور الله.

38. و بإسناده عن علی عن النبی6 قال: باكروا بالصدقة، فمن باكر بها لم یتخطّاه الدعاء.

39. و بإسناده قال النبی6:  الحسن و الحسین خیر أهل الأرض بعدی و بعد أبیهما و أمهما أفضل نساء أهل الأرض.

40. و بإسناده عن النبی6 قال: خیر نساء ركبن الإبل، نساء قریش أحناه على زوج.

41. و بإسناده عن النبی6 قال: من جاءكم یرید أن یفرّق الجماعة و یغصب الأمة أمرها و یتولى من غیر مشورة فاقتلوه، فإن الله عز و جل قد أذن ذلك.

42. و بإسناده عن رسول الله6 قال: نزلت هذه الآیة «الذین ینفقون أموالهم باللیل و النهار سرا و علانیة»[48] فی علیّ.

43. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6 فی قوله عزوجل «و تعیها أذن واعیة»[49] قال: دعوت الله أن یجعلها أذنك یا علی.

44. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: ما رأیت أحدا أبعد ما بین المنكبین من رسول الله.

45. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: أول ما یسأل عنه العبد، حبنا أهل البیت.

46. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: إنی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی و لن یفترقا حتى یردا علی الحوض[50].

4 علیه السلام . و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: كان النبی6 یضحی بكبشین أملحین أقرنین.

48. و بإسناده عن علی علیه السلام : دعا لی النبی6 أن یَقِیَنی الله عز و جل الحرّ و البرد.

49. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: أنا عبد الله و أخو رسوله، لا یقولها بعدی إلا كذّاب.

50. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال لی النبی6: فیك مثل من عیسى، أحبّه النصارى حتى كفروا، و أبغضه الیهود حتى كفروا فی بغضه.

51. و بإسناده قال: قال النبی6: إن فاطمة أحصنت فرجها، فحرّم الله ذریتها على النار.

52. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6:  محبك محبی و مبغضك مبغضی.

53. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6:  لا یحبّ علیا إلا مؤمن، و لا یبغضه إلا كافر.

54. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6:  الناس من أشجار شتى، و أنا و أنت یا علی من شجرة واحدة.

55. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال إن النبی6 یتختّم فی یمینه.

56. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی 6:  تقتل عمارا الفئة الباغیة.

5 علیه السلام . و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: من تولّى غیر موالیه، فعلیه لعنة الله و الملائكة و الناس أجمعین.

58. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: نهى النبی6: عن وطء الحبالى حتى یضعن.

59. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: الأئمة من قریش.

60. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: من كان آخر كلامه الصلاة علیَّ و على علیّ دخل الجنة.

61. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: إنكم ستعرضون على البراءة منّی، فلا تتبرءوا منّی فإنّی على دین محمد6.

62. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: لقد علم المستحفظون من أصحاب محمد أنّ أهل صفّین قد لعنهم الله على لسان نبیه، و قد خاب من افترى.

63. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال لی النبی6: ما سلكتَ طریقاً و لا فجّاً إلّا سلك الشیطان غیر طریقك و فجّك.

64. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: یقتل الحسین شرّ الأمّة و یتبرّأ من ولده من یكفر بی.

65. حدثنا محمد بن عمر الحافظ قال حدثنا الحسن بن عبد الله التمیمی ‌قال حدثنی أبی قال حدثنی سیدی علی بن موسى الرضا علیه السلام   عن أبیه موسى بن جعفر عن أبیه جعفر بن محمد عن أبیه محمد بن علی عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه الحسین عن فاطمة بنت رسول الله6 إن النبی علیه الصلاة و السلام قال لعلی علیه السلام : من كنت ولیه، فعلی ولیه و من كنت إمامه فعلی إمامه.

66. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: دفع النبی6 الرایة یوم خیبر إلیّ فما برحت حتى فتح الله على یدی.

6 علیه السلام . و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: أمرتُ أن أقاتل الناس حتى یقولوا لا إله إلا الله. فإذا قالوها فقد حرم علیّ دماؤهم و أموالهم.

68. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال ما شبع النبی6 من خُبز بُرّ ثلاثة‌ایام، حتى مضى لسبیله.

69. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: سلمان منا أهل البیت.

 علیه السلام 0. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: أبو ذر صدیق هذه الأمة.

 علیه السلام 1. و بهذا الإسناد عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: من قتل حیّةً فقد قتل كافرا.

 علیه السلام 2. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: یا علی لا تُتبع النظرة، النظرة؛ فلیس لك إلا أول نظرة .

 علیه السلام 3. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: إن النبی6 لما وجّهنی إلى الیمن، قال: إذا تقوضی إلیك، فلا تحكم لأحد الخصمین دون أن تسمع من الآخر. قال: فما شككت فی قضاء بعد ذلك.

 علیه السلام 4. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: لعن الله الذین یجادلون فی دینه، أولئك ملعونون على لسان نبیه [علیه و آله السلام] 

 علیه السلام 5. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: «و السابقون السابقون»[51] فیّ نزلت. و قال علیه السلام   فی قوله عز و جل «أولئك هم الوارثون الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون»[52] فیّ نزلت .

 علیه السلام 6. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6:  من قرأ‌ایة الكرسی مائة مرة، كان كمن عبد الله طول حیاته.

 علیه السلام  علیه السلام . و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال رسول الله6: خیركم من أطاب الكلام و أطعم الطعام، و صلّى باللیل و الناس نیام.

 علیه السلام 8. و بإسناده عن علی علیه السلام  أنه ذكر الكوفة، فقال: یدفع عنها البلاء كما یدفع عن أخبیة النبی6.

 علیه السلام 9. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: من كذّب بشفاعة رسول الله، لم تنله.

80. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: لا تذهب الدنیا حتى یقوم رجل من ولد الحسین، یملؤها عدلا كما ملئت ظلما و جورا .

81. و بإسناده عن علی علیه السلام  أنه شرب قائما و قال: هكذا رأیت النبی6 فعل.

82. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: العلم ضالّة المؤمن.

83. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: من غشّ المسلمین فی مشورة، فقد برئت منه .

84. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: نحن أهل البیت لا یقاس بنا أحد، فینا نزل القرآن و فینا معدن الرسالة.

85. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال رسول الله6: أنا مدینة العلم و علی بابها.

86. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: إن الله عز و جل اطّلع على أهل الأرض اطلاعة فاختارنی، ثم اطلع الثانیة فاختارك بعدی، فجعلك القیّم بأمر أمتی من بعدی، و لیس أحد بعدنا مثلنا.

8 علیه السلام . وبهذا الإسناد عن علی علیه السلام  فی قول الله عز و جل «و له الجوار المنشآت فی البحر كالأعلام»[53] قال: السفن.

88. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6:  عمار على الحق حین یقتل بین الفئتین إحدى الفئتین، على سبیلی و سنتی، و الأخرى مارقة من الدین خارجة عنه.

89. و بإسناده قال: قال النبی6:  سدّوا الأبواب الشارعة فی المسجد إلّا باب علی علیه السلام .

90. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6:  إذا متّ ظهرت لك ضغائن فی صدور قوم یتمالئون علیك و یمنعونك حقك.

91. و بإسناده قال: قال النبی6:  كفّ علیّ كفیّ.

92. و بإسناده عن الحسین بن علی علیه السلام  قال: ما كنا نعرف المنافقین على عهد رسول الله6 إلّا ببغضهم علیاً و ولده علیه السلام . 

93. و بإسناده عن الحسین بن علی علیه السلام  قال: قال رسول الله6: الجنة تشتاق إلیك و إلى عمّار و سلمان و أبی ذر و المقداد.[54]

94. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: إن أمتی ستغدر بك بعدی، و یتبع ذلك برّها و فاجرها .

95. و بإسناده قال: قال النبی6: من سبّ علیاً فقد سبنی و من سبّنی، فقد سبّ الله.

96. و بإسناده قال: قال النبی6: أنت یا علیّ فی الجنة، و أنت ذو قرنیها .

9 علیه السلام . و بإسناده عن الحسین بن علی علیه السلام  قال: خطبنا أمیر المؤمنین علیه السلام  فقال: سلونی عن القرآن، أخبركم عن‌ایاته فیمن نزلت و‌این نزلت .

98. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال النبی6: إنی أحبّ لك ما أحبّ لنفسی، و أكره لك ما أكره لها.

99. و بإسناده عن الحسین بن علی علیه السلام  قال: قال لی بریدة: أمرنا رسول الله6 أن أسلّم على أبیك بإمرة المؤمنین .

100. و بإسناده عن الحسین بن علی علیه السلام  قال: قال رسول الله6 لعلی: بشّر لشیعتك أنی الشفیع لهم یوم القیامة یوم لا ینفع إلّا شفاعتی .

101. و بإسناده عن علی علیه السلام  قال: قال رسول الله6: وسط الجنة لی و لأهل بیتی.

6ـ دامنه منابع مورد جستجو

منابع مورد استفاده در‌این پژوهش که از طریق نرم افزار جامع احادیث مورد استفاده قرار گرفته است، عبارتند از؛

1. ابن ابی جمهور احسائی، محمد بن علی، عوالی‏اللآلی، 4ج، قم، سیدالشهداء، 1405ه.ق.

2. ابن بطریق، یحیی بن حسن حلی، العمده، 1ج، قم، جامعه مدرسین، 140 علیه السلام ه.ق.

3. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، التحصین، 1ج، قم، امام مهدی علیه السلام ، 1406ه.ق.

4. _________، عده الداعی و نجاح الساعی، مصحح: موحدی قمی، احمد، بی جا، مکتب الاسلامی، 140 علیه السلام ه.ق.

5. احمد بن موسی بن طاوس، بناء المقالة الفاطمیة، 1ج، قم، موسسه آل البیت، 1411ه.ق.

6. احمدی میانجی، علی، مکاتیب الائمة، مصحح: مجتبی، فرجی،  علیه السلام ج، قم، دارالحدیث، 1426ه.ق.

 علیه السلام . اربلی، علی بن عیسی، كشف‏الغمة، 2ج، تبریز، مکتبه بنی‌هاشم، 1381ه.ق.

8. استرآبادی، سید شرف الدین حسینی، تأویل‏الآیات‏الظاهرة، 1ج، قم، جامعه المدرسین، 1409ه.ق.

9. اسکافی، محمد بن همام، التمحیص، 1ج، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، 1404ه.ق.

10. امام رضا علیه السلام ، صحیفة الرضا علیه السلام ، 1ج، مشهد، کنگره جهانی امام رضا  علیه السلام ، 1406.

11. _____، طب الرضا علیه السلام ، 1ج، قم، خیام، 1402ه.ق.

12. _____، فقه الرضا علیه السلام ، 1ج، مشهد، کنگره جهانی امام رضا علیه السلام ، 1406

13. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، 1ج، قم، دارالکتب الاسلامیه، 13 علیه السلام 1ه.ق.

14. حرانی، حسن بن شعبه، تحف‏العقول، 1ج، قم، جامعه مدرسین، 1404ه.ق.

15. حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، مصحح: محمدباقر محمودی، 2ج، تهران، مجمع احیاء الثقافة الااسلامیة، 1411ه.ق.

16. حمیری قمی، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، 1ج، تهران، کتابخانه نینوی، بی تا.

1 علیه السلام . سید رضی الدین، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس، التحصین، 1ج، قم، موسسه دارالکتب، 1413ه.ق.

18. ___________، فرج‏المهموم، قم، دارالذخائر، بی تا.

19. سید رضی، محمد بن حسین بن موسی، خصائص الائمه، 1ج، مجمع البحوث الاسلامیه، 1406ه.ق.

20. شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، 1ج، نجف، کتابخانه حیدریه، بی تا.

21. شیخ الطائفه، ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، 4ج، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1390ه.ق.   

22. _______، الغیبه، قم موسسه معارف اسلامی، 1411ه.ق.

23. _________، تهذیب الأحكام،10ج، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ه.ش.

24. ________، مصباح المتهجد، 1ج، بیروت، موسسه فقه الشیعه، 1411ه.ق.

25. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، 29ج، قم، موسسه آل البیت، 1409ه.ق.

26. شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، معانی الاخبار، 1جلد، قم، جامعه مدرسین، 1403ه.ق.

2 علیه السلام . _________،  من لا یحضره الفقیه، 4ج، قم، جامعه مدرسین،1413ه.ق.  

28._________، التوحید، 1ج، قم، جامعه مدرسین، 1398ه.ق.     

29. _________ ، ثواب ‏الأعمال، 1ج، قم شریف رضی، 1364ه.ش.

30. _________، علل الشرایع، قم، مکتبه الداوری، بی تا.

31. _________، عیون اخبار الرضا علیه السلام ، جهان، 13 علیه السلام 8ه.ق.

32. _________، فضائل الاشهر الثلاثه، قم، مکتبه الداوری، بی تا.

33. شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، التوحید، كمال الدین و تمام النعمة، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1395ه.ق.   

34. شیخ قطب الدین، سعید بن عبدالله بن حسین راوندی، الخرائج و الجرائح، قم، موسسه امام مهدی(عج)، 1409ه.ق.

35. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الاختصاص، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ه.ق.

36. ________، الامالی، مصحح: علی اکبر غفاری، 1ج، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ه.ق.

3 علیه السلام . طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، مصحح: سید محمدباقر خرسان، 2ج، مشهد، نشر مرتضی، 1403ه.ق.

38. طبری آملی صغیر، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الامامة، 1ج، قم، بعثت، 1413ه.ق.

39. عبدالله و حسین ابنا بسطام، طب ‏الأئمة(edfr)، 1ج، قم، شریف رضی،1411ه.ق.

40. علامه زین الدین، علی بن یونس نباطی بیاضی، الصراط المستقیم، نجف، کتابخانه حیدریه،1384ه.ق.

41. علامه مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، 110ج، بیروت، موسسه الوفاء،1404ه.ق.

42. علی بن‌هاشم بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، 2ج، قم، موسسه دارالکتب، 1404ه.ق.

43. عماد الدین، محمد بن ابی قاسم طبری، بشارة المصطفی، 1ج، نجف اشرف، کتابخانه حیدریه، 1383ه.ق.

44. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، 2ج، تهران، چابخانه علمیه، 1380ه.ق.

45. کراجکی، محمد بن علی، کنزالفوائد، مصحح: نعمه، عبدالله، 2ج، قم، دارالذخائر، 1410ه.ق.

46. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 8ج، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ه.ش.

4 علیه السلام . كوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیرفرات، 1ج، چاپ و نشر، 1410ه.ق.‏

48. مازندرانی، محمد بن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، علامه، 13 علیه السلام 9ه.ق.

49. محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، قم، کتابخانه‌ایت الله مرعشی، 1404ه.ق.

50. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، 1ج، قم، انصاریان، 1426ه.ق.

51. النعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، 13 علیه السلام 9ه.ق.

52. نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل(خاتمه المستدرک)، 28جلد، قم موسسه آل البیت، 1408ه.ق.

سایر منابع

1. ابن ابی جمهور احسائی، محمد بن علی، عوالي‏اللآلي، 4ج، قم، سیدالشهداء، 1405ه.ق.

2. ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة، بیروت، موسسه الرسالة، 141 علیه السلام ه.ق.

3. ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمة، بیروت، دارالاضواء، 1409ه.ق.

4. استرآبادی، محمدجعفر شریعتمدار، لب اللباب، قم، دارالحدیث، 13 علیه السلام 8ه.ش.

5. تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، تحقیق: موسسه نشر اسلامی، قم، 1410ه.ق.

6. تهرانی، ملاعلی کنی، توضیح المقال، قم، دارالحدیث، 1380ه.ش.

 علیه السلام . جدیدی نژاد، معجم مصطلحات الرجال و الدرایة، قم، دارالحدیث، 1380ه.ش.

8. حارثی، حسن بن عبدالصمد، وصول الاخیار الی اصول الاخبار، تحقیق: عبدالطیف کوه­کمری، قم، مجمع ذخائر اسلامی، 1401ه.ق.

9. حسینی، محمد بن محمدباقر، الرواشح السماویة، قم، موسسه ولی عصر، 1419ه.ق.

10. خوئی، ابوالقاسم بن سید علی اکبر موسوی، معجم رجال الحدیث، 23 ج، قم، مركز نشر آثار شيعه، 1410ه.ق.‏

11. خنجی، ابن روزبهان، وسیلة الخادم الی المخدوم، قم، انصاریان، 13 علیه السلام 5ه.ش.

12. سمهودی، علی بن عبدالله، جواهر العقدین فی فضل الشرفین، بغداد، وزارة الاوقاف، 140 علیه السلام ه.ق.

13. شهید ثانی، زین الدین علی بن احمد، الرعایة فی علم الدرایة، تحقیق: عبدالحسین محمدعلی بقال، قم، کتابخانه‌ایة الله مرعشی، 1413ه.ق.

14. طریحی، فخرالدین، جامع المقال، تحقیق: محمدکاظم طریحی، تهران، چاپخانه حیدریة، بی تا.

15. عاملی کاظمی، سید حسن صدر، نهایة الدرایة، تحقیق: ماجد غرباوی، نشر مشعر، بی تا.

16. عدة الرجال

1 علیه السلام . فصلنامه کلام اسلامی، ش85، موسسه تعلیماتی ـ تحقیقاتی امام صادق( علیه السلام ) ، 1392ه.ش.

18. مامقانی، عبدالله ، تنقیح المقال، نجف اشرف، چاپخانه المرتضویة، بی تا.

19. ______، مقباس الهدایة، تحقیق: محمدرضا مامقانی، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1411ه.ق.

20. وحید بهبهانی، محمدباقر بن محمد اکمل، فوائدالوحید، تحقیق: سید‌محمدصادق بحرالعلوم، قم، مکتب اعلام اسلامی، 1404ه.ق.

 



*. پژوهشگر پژوهشگاه قرآن و حدیث.

**. پژوهشگر پژوهشگاه قرآن و حدیث (دارالحدیث).  Reza_yari_5 علیه السلام @yahoo.com

[3]. نمونه‌ای از اوج‌ این بهره گیری را می‌توان در جریان نقل روایت سلسلة الذهب مشاهده نمود. تعداد گزارشگران از جریان ورود امام رضا علیه السلام  به نیشابور در منابع اهل سنت، ده هزار نفر(خنجی اصفهانی، بی تا: 345)، بیست هزار نفر(ابن صباغ مالکی، 1409: 243؛ ابن حجر هیثمی، 141 علیه السلام ، 3: 595؛ سمهودی، 140 علیه السلام : 344)، سی هزار نفر(خنجی اصفهانی، 229: 13 علیه السلام 5) گزارش شده، و البته روایت بیست هزار مشهور است.  

[4]. در تعریف‌ این کلمه، گفته‌اند: ان الكتاب مستعمل في كلمات الرجاليين في معناه المتعارف، و هو اعم مطلقا من الاصل و النوادر(فوائد الوحید، ص32).یطلق علی الاصل کثیرا، و ربما یطلق فی مقابل الاصل، و ربما یطلق علی النوادر فی مقابل الکتاب(فوائد الوحید، ص32-33). قیل: الکتاب ما کان فیه کلام المعصوم و کلام مصنفه‌ ایضا(فوائد الوحید،ص33). قیل: الکتاب ما کان مبوبا و مفصلا(فوائد الوحید، ص34). ان الکتاب اعم من الاصل(عده الرجال، ج1، ص95؛ نهایه الدرایه، ص529). الکتاب اعم مطلقا من الاصل و النوادر، بل الجمیع حتی التصنیف و التالیف فی العرف المتاخر، و ان کان احیانا یطلق بعضها علی بعض، اما للمناسبه او بناء علی خلاف الااصطلاح المتجدد (توضیح المقال، ص235؛ مقباس الهدایه، ج3، ص32-33). به نقل از کتاب معجم مصطلحات الرجال و الدرایه، ص125-126.

[5]. رجال النجاشی، ص161، ر426.

[6]. همان، ص21، ر29 و ص25، ر43.

[7]. هی مجموعة مختصة بما سألها صاحب الکتاب من احد الائمة فی مسائل متفرقة. معجم مصطلحات الرجال و الدرایة، ص156.

[8]. هو ما حکی کتابة المعصوم سواء کتبه ابتداء لبیان حکم او غیره، او فی مقام الجواب. و هل یخصّ بکون الکتابة بخطه الشریف؟ ظاهر بعض العبائر و صریح اخر الاختصاص، و التعمیم غیر بعید. لب اللباب(میراث حدیث شیعه، دفتر دوم)، ص455؛ توضیح المقال، ص2 علیه السلام 6؛ مقباس الهدایة، ج1، ص283.

[9]. رجال النجاشی، ص99، ر248 و ص328، ر888.

[10]. همان، ص346، ر935.

[11]. همان، ص346.

[12]. هو الحدیث الذی اتصل سنده مرفوعا من راویه الی منتهاه الی المعصوم، و اکثر ما یستعمل فی ما جاء عن النبی. و یقال له: «المتصل» و «الموصول»‌ ایضاً. الرعایة فی علم الدرایة، ص96؛ وصول الاخیار، ص100؛ الرواشح السماویة، ص12 علیه السلام ؛ جامع المقال، ص4؛  توضیح المقال، ص2 علیه السلام 2؛  نهایة الدرایة، ص186؛ مقباس الهدایة، ج1، ص202.

[13]. الفهرست، ص32، ر3 علیه السلام .

[14]. هی المراسلات التی جرت بین الاصحاب و الائمة، و حفظت و دونت حول مسالة واحدة غالبا، او موضوع معین. الرسالة من قبلهم تقضی بعدالة الرجل و وثاقتة ( تنقیح المقال، ج1، ص210). الرسالة من قبلهم edfrg لیست بدلیل علی حسن (قاموس الرجال، ج1، ص علیه السلام 0). به نقل از معجم الرجال ص 68.

[15]. نجاشی، ص22، ر32.

[16]. هی عنوان عام لبعض رسائل صغیرة من مؤلفات القرون الاولی، تحتوی علی مسائل و احکام عملیة دینیة، فهی من مصادر التشریع، وهی کالاصول الاربعمئة، یرویها الراوی لها عن مصنفه مع الواسطه، فیعبر عنها بنسخة فلان عن فلان ... .فلعل النسخه اسم لکتاب جمع فیه احکام تاسیسیه وضعها الامام و املاه علی الرواری، فی قبال الاصل الذی هو کتاب جمع فیه احکام امضائیه، نقلها الراوی (وهو المصنف للاصل او الراوی عن آبائه) ثم عرضها علی الامام، و اخذ تاییده لها (الذریعه، ج24، ص148). ان نسخه قریبة من الاصل فی کونها مرویة (الذریعه، ج24، ص318). به نقل از معجم مصطلحات الرجال و الدرایة، ص 183.

[17]. رجال النجاشی، ص100، رقم250.

[18]. شماره‌های صفحات ، مطابق با کتاب رجال نجاشی است که به عنوان محور بحث قرار داده شده است. در صورتی که عنوان مذکور تنها بر گرفته از فهرست شیخ طوسی باشد در همان جا با تعبیر «ست» به همراه شماره صفحه آن،  از‌این مصدر یاد می‌شود.

.[19] عنوان «کتاب» بر اساس انتساب مستقیم کتاب آن راوی به امام رضا علیه السلام  می­باشد.

[20]. در اصل پژوهش به نحوه گزارش نجاشی و شیخ درباره او توجه شده است.

[21]. ابن غضائری، 51.

[22]. رجال النجاشی، 56.

[23]. برقی، 51؛ ابن غضائری، 51.

[24]. رجال الطوسی، 355.

[25]. رجال کشی، ص599، رقم1121.

[26]. رجال النجاشی، 56.

[27]. رجال کشی، 406.

[28]. همان، 599.

[29]. عیون اخبار الرضا، ج2، ص214.

[30]. رجال النجاشی؛ ابن غضائری، همان

[31]. الفهرست، ص 14 علیه السلام

[32]. الکافی، ج6، ص156.

[33]. علامه حلی علاوه بر بهره گیری از کلمات نجاشی و ابن غضائری، از تعبیرات قلیل المعرفه بالرضا و ضعیف الیقین استفاده کرده است. الخلاصه، ص 216.

[34]. منابع پیشین.

[35]. رجال کشی، ص603.

[36]. عيون ‏أخبارالرضا علیه السلام ، ج2، ص58 ـ 68، ح214ـ314

[37]. رجال النجاشی، ص228، رقم603.

[38]. رجال النجاشی، همان.

[39]. عيون ‏أخبارالرضا( علیه السلام )، ج2، ص58، ح214؛ كنز الفوائد، ج‏1،ص32 علیه السلام .

[40]. عيون ‏أخبارالرضا( علیه السلام )، ج2، ص64،ح2 علیه السلام 8.

[41]. امالی صدوق، ص علیه السلام  علیه السلام ، ح علیه السلام  و عيون‏ أخبارالرضا( علیه السلام )، ص64، ح255.

[42]. كنزالفوائد، ج‏1، ص32 علیه السلام .

[43]. الخصال ج1، ص31، ح108؛ الأمالي ‏للصدوق، ص236، ح10 و فی سندهما «حدثني أبي»

[44]. صافات (3 علیه السلام ) / 24.

[45]. الأمالي ‏للصدوق ص علیه السلام  علیه السلام ، ح  علیه السلام  و فی سنده «قال حدثني أبي، عبد الله بن محمد بن علي بن العباس بن هارون التميمي»

[46]. دلائل الإمامة، ص452، ح428/ 32 و فی سنده «عن ابیه».

[47]. الأمالي ‏للصدوق، ص334، ح5.

[48]. بقره (2) / 2 علیه السلام 4.

[49]. الحاقة (69) / 12.

[50]. كمال‏ الدين، ج1، ص239، ح58 و فی سنده «حدثنی ابی».

[51] . واقعة (56) /10.

[52] . مؤمنون (23) /10-11.

1. الرحمن (55) / 24.

[54]. الخصال، ج1، ص303، ح80.

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: