اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سخنى در باب اخلاق و آشنايى با كتاب تحف العقول مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 38
پنجشنبه ، 28 فروردين 1393 ، 14:30

سخنى در باب اخلاق و آشنايى با كتاب تحف العقول

 

نوشته: علامه امينى

ترجمه: حسين عليزاده [1]

 

چكيده: اين گفتار، ترجمه مقدمه علامه عبدالحسين امينى بر كتاب
تحف العقول نوشته ابن شعبه حرانى دانشور شيعى قرن چهارم است كه
به درخواست مصحّع كتاب، استاد على اكبر غفارى بر نخستين چاپ
حروفى كتاب به سال 1376 قمرى نوشته است.

امينى اين گفتار كوتاه را با ارزش عقل آغاز مى‏كند و پيامبران و امامان
 عليه‏السلام را معادن عقل موهبتى الهى و احياگر آن مى‏داند. بر اين اساس،
كتاب تحف العقول را يكى از مهمترين منابع اخلاق مى‏شمارد كه مبتنى
بر احياى عقل الهى انسان است. آنگاه تحقيق مرحوم غفارى را
مى‏ستايد و مزاياى آن را بر مى‏شمرد.

كليدواژه‏ها: اخلاق ـ جايگاه عقل / پيامبران و امامان  عليه‏السلامـ احياى
عقل / تحف العقول (كتاب) ـ توصيف / حرّانى، ابن شعبه ـ آثار /
دانشمندان شيعه ـ سده چهارم / غفارى، على اكبر ـ تحقيق متون.

 

مقدمه

ارزش و ژرفايى كتاب الغدير چنان بر كارنامه علمى علامه امينى
سايه افكنده كه ديگر آثار او را تحت الشعاع قرار داده است. به
گواهى دانشورانى كه با علامه امينى زيسته‏اند، آن بزرگ مرد، با
جامعيتى ويژه، در زمينه‏هاى مختلف پژوهشى و فرهنگى،
طرح‏هاى مختلف داشت كه فرصت براى تبيين و پيگيرى
آنهارا نيافت.

يكى از اين حوزه‏ها، حوزه اخلاق است كه علامه امينى در آن
زمينه، بسى سخن‏ها داشت، و تنها اندكى از آنها را در
سخنرانى‏هاى عمومى خود مطرح ساخت.استخراج اين
ديدگاه‏ها، وظيفه جامعه فرهنگى امروز است.

در سال 1376 قمرى/ 1336 شمسى محقق فقيد مرحوم
استاد على اكبر غفارى، كتاب تحف العقول نوشته ابن شعبه
حرّانى دانشمند شيعه قرن چهارم را براى نخستين بار به چاپ
حروفى رساند. اين كار با افتتاح بخشى از كتابخانه امام
اميرالمؤمنين  عليه‏السلام در نجف توسط علامه امينى همزمان شد. و
مرحوم غفارى يك نسخه از كتاب را براى اهدا به آن كتابخانه،
به حضور علامه امينى فرستاد. امينى با نگارش مقدمه‏اى كوتاه
و ژرف به زبان عربى، بخشى از دغدغه‏هاى خود در باب
اخلاق را مطرح ساخت و جايگاه ابن شعبه حرّانى و ارزش
كتاب تحف العقول را بيان كرد. استاد غفارى اين مقدمه را در
آغاز كتاب تحف العقول (چاپ حروفى تهران) درج كرد، كه
بعدها به چاپ افست جامعه مدرسين قم نيز منتقل شد. با اين
كه چندين ترجمه فارسى از تحف العقول انتشار يافته، فارسى
زبانان تاكنون امكان بهره‏گيرى از اين مقدمه ارزشمند نداشتند.
بدين روى، ترجمه گفتار علامه امينى در پى مى‏آيد، تا وجهى
ديگر از منشور جامع امينى را نشان دهد.


بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم

تو را سپاس، اى آنكه آفريدى و روزى بخشيدى

و الهام كردى و سخن آموختى

و ابداع كردى و تشريع فرمودى

و بلندمرتبه‏اى و برترى گزيدى

و اندازه گرفتى و خوب اندازه كردى

و نگارگرى كردى و متقن ساختى

و دليل آوردى و ابلاغ كردى

و نعمت دادى و سرشار كردى

و عطا كردى و گرانبار كردى

و بخشيدى و پربار كردى

تو را سپاس و هزاران سپاس.

و درود بر تو اى ابوالقاسم پيامبر رحمت، نجات‏بخش امّت، سرور فرزندان آدم،
علّت آفرينش، راز هستى، نور زمين و آسمانهاى فرازين، محور مدار فلك و فرودگاه
وحى و فرشته! و درود بر خاندانت كه خداوند، ناپاكى را از آنان به شايستگى زدود.

سخن در ارزش عقل

آدمى گنجى شايان‏تر و گران‏بهاتر از عقل به خود نديده است كه ستون خيمه
اوست و هيچ ثروتى سودمندتر از آن نيست كه پروردگارش به او تحفه داده و ارزانى
داشته است، گنجى كه با آنان بر ديگر موجودات برترى يافته و آن سرشتى است كه
از كار زشت مى‏گريزد. فضيلتى است كه با آن، سعادت ابدى به دست مى‏آيد و با آن
آدمى در زندگانى به قلّه رستگارى و پيروزى راه مى‏يابد. عقل عنوان صفحات
فضايل انسانى است و پيشانى بند انسان كامل و اوج خيره‏كننده او و سرلوحه
بشارتهاى برترى او. عقل، تمام دارايى عمر انسان سعادتمند در هر دو جهان و بذر
هر خيرى است كه به دست مى‏آورد. عقل زيور هر خصلت ستوده است و كرامتى
است كه با آن بايد خود را آراست.

ارزش آدمى جز به عقل او نيست كه مايه انتظام اوست و به اندازه آن از دين‏دارى
و اطاعت حق بهره خواهد داشت. عقل برترين پيشاهنگ است و مايه زيبايى درون
و برون. با آن اعمال آدمى سنجيده مى‏شود و به ميزان آن پاداش مى‏يابد. با عقل،
آدمى به نيكبختى رسيده و از هلاكت و بدبختى رهيده است. عقل دليل شرافت او
و ميزان دستاورد و ميزان سنجش براى دستاوردهاى او از خير و شرّ است. خداوند،
از بندگان خود در روز قيامت براساس ميزان عقلى كه در دنيا به آنها داده، حساب
مى‏كشد. عقل، نشانه‏ها دارد، و ويژگى‏هاى انسان براساس آن مشخص مى‏شود.
عقل، صاحب خود را به كارهاى خير وا مى‏دارد، او را به مردم مى‏شناساند، و ميزان
عظمت روحى او را به مردم مى‏نماياند.

خرد ـ همچنان كه مولايمان اميرمؤمنان عليه‏السلام فرمود ـ بر دو گونه است: يكى
طبيعى و ديگرى اكتسابى، كه هر دو، گسل صعود و نزول مى‏پيمايند و فراز و فرود
مى‏پذيرند و دارنده آنها ميان نيك‏بختى و تيره‏بختى در نوسان است. نيك‏بخت
كسى است كه خدا او را به بهره خرد خوشبخت داشته و كارش را به سامان آورده و
كاميابش كرده است. نيك‏بخت خداى رحمان را مى‏پرستد و بهشت رضوان را به
دست مى‏آورد. به يارى خرد دست‏آوردهاى نيكويى مى‏يابد، خيرش افزون
مى‏شود،درونش پاك مى‏گردد، كارش نيكو مى‏شود و خصلتهايش درست مى‏گردد.

ديگرى تيره‏بختى است كه به ناشايستى مى‏گرايد، هوشش را در نيرنگ و
انديشه‏اش را در فريب به كار مى‏اندازد، از نيكوكارى مى‏پرهيزد و در آن كندى
مى‏كند. هرگاه سخن گويد، گناه جويد و چون كلامى گويد راه انحراف پويد، اگر
فتنه‏اى روى آورد به سوى آن مى‏شتابد و اگر زشتى ببيند خود را در آن مى‏افكند.

دانش در حقيقت نور عقل است و راه‏گشاى آن كه سنگلاخ را هموار مى‏كند و
كجى را مى‏زدايد، خردمند را به خير مى‏رساند و به راههاى سلامت و مسير سعادت
و صلاح به شاهراه كردار نيك مى‏كشاند. خردمند با آن كمال مى‏پذيرد و شكوفا
مى‏شود و كارش سامان مى‏يابد.

در سخنان حكيمانه امام صادق عليه‏السلام چنين آمده كه فرمود: بى‏خرد را صلاحى
نباشد و جاهل اهل خردورزى نيست.

تحف العقول چيست؟

تحف العقول مجموعه كلمات پاكيزه‏اى در موضوع دانش و دين و حكمت و
آداب و اخلاق و معارف است. خرد از ميوه‏هايش بهره‏مند مى‏شود، جان از آن
توشه مى‏گيرد و خردمند به آن انس مى‏جويد. سخنان گزيده و مرواريدهاى حكمت
است كه همچون چشمه‏اى روان است و خداوند بر زبان گوياى صالحان و صادقان
جارى ساخته است. درسهاى والاى دانشهاى برتر است كه حاملان آن خاندان
وحى‏اند و خردهاى سالم را مى‏پرورند، امامان معصومى كه ناپاكى جاهليت
دامانشان را نيالوده و جامه‏هاى پليد خود را بر اندامشان نپوشانده است.

اگر به سخنان پيامبران و جانشينان گذشته آنان و پيروانشان نظر كنى، تمامى آن
سخنان را كه فردى صالح و انديشمندى الهى و سخن‏ورى توانا، خطيبى گويا و
عارفى بيدار دل و پيشوايى پيروى شده از دوران آدم عليه‏السلام تا امروز گفته است، فروتر از
كلام سرور ادب، پيامبر بزرگ، آورنده كتاب و حكمت و نيز جانشينان برگزيده او
مى‏يابى. مى‏بينى كه گفتارهاى نيكوى ديگران در برابر سخنان ايشان نارساست و
حكمتش در برابر حكمت اينان ناقص است و هيچ‏يك از حكيمان سخن‏ور گذشته
و آينده، هر چند به هم يارى كنند، سخنى مانند ايشان نتوانند آورد؛ كه زبان هر
گوينده سخن‏ورى از آوردن نظير اينان درمانده و بيان هر صاحب سخن گويايى بر
ايشان حسرت برده و به گرد آن نرسيده و به كرانه‏هاى آن راه نيافته است.

آرى، اين سخنان كه از سرچشمه وحى جوشان خاندان عصمت تراويده،
تحف‏العقول است كه آيتى از بلاغت و فصاحت و استوارى لفظ و معناست، فروتر از
كلام داور است و فراتر از گفتار بشر. و هركس در آن نيك بنگرد قوى‏ترين برهان و
بهترين دليل را بر پيشوايى آن سروران و پادشاهان سخن و حكمت‏آموزان مى‏يابد و
آن را بزرگ‏ترين معجزه و برترين كرامت آن جانهاى پاك مى‏بيند كه تا ابد مى‏ماند و
بازگو مى‏شود و سپاس مى‏افزايد. بر عظمت فخر اين دودمان پاك، همين سخنان
جاودانه بس كه از صدق منطقشان در روزگار، آثار ماندگار رسيده و سخنان ژرفى كه
خداوند به ايشان الهام كرده و بر زبانشان نهاده، تمام جامعه بشرى بدان نياز دارد و
امّت مسلمان با آن اصلاح مى‏شود؛ به گونه‏اى كه هيچ هر حكيم خردمند،
اخلاق شناس بزرگوار، فيلسوف هشيار، عارف نصيحت‏گذار، پيشواى اصلاح‏گر از
آن بى نياز نيست و هيچ عاقلى از آن روى نمى‏گرداند.

آرى، هرگاه سخن ارزشمندى شنيدى كه به يكى از بزرگان جهان منسوب است
و آويزه گوشها شده، مطمئن باش كه از اين سرچشمه گوارا برداشته شده. و هرگاه
حكمتى بليغ يا اندرزى نيكو به گوش تو برسد، بدان كه قطره‏اى از اين درياى
بى‏كران است. و هرگاه رفتار صالحانه يا كردار نيكوكارى كه به بهترين كار دست
پوشانده تو را خوش آمد، بدان كه همه به كردار اين خاندن پاك و رهنما مى‏رسد، كه
درود و رحمت خداوند بر ايشان باد.

آرى، به خدا سوگند كه ايشان مايه حيات دانش و موجب مرگ نادانى‏اند.
شكيبايى ايشان نشان‏گر دانش آنها و ظاهرشان گوياى باطنشان است. سكوتشان به
حكم منطق است، با حق مخالفت ندارند و در آن اختلاف نمى‏دارند. آنان پايه‏هاى
اسلام و دست‏آويز پناه‏جويانند. به خاطر ايشان حق به پايگاه خود رسيده و باطل را
از جايگاهش فروكشيده و زبانش كوتاه گشته است. در كار دين به هشيارى و رعايت
مى‏انديشند نه از روى شنيدن و روايت، زيرا كه راويان علم بسيار و رعايت‏كنندگان
آن اندك‏اند[2].

اگر خداوند دوستى ايشان را با دوستارى خود همراه كرده، شگفت نيست. و اگر
پيامبر، بزرگى ايشان را در تمسّك و پيروى با قرآن كريم هم‏پايه كرده كه تا رسيدن به
او بر سر حوض كوثر از هم جدايى ناپذيرند، سخنى به حق گفته نه از روى هوى،
چرا كه اين بيان وحى است كه به او رسيده است.

و اگر اميرمؤمنان عليه‏السلام فرمود كه ما امامان گنجينه علم و حكمتيم و مايه امان اهل
زمين و نجات جوينده‏ايم، ما پرورش‏يافتگان پروردگار خوديم و ديگر مردم
پرورش‏يافتگان ما، اميران كلاميم و ريشه‏هاى آن از ما برآمده و شاخه‏هاى آن بر
وجود ما رسته است، ما درخت نبوّت و فرودگاه رسالت و محل رفت و آمد
فرشتگان و معدن دانش و سرچشمه‏هاى حكمتيم و ديگر سخنان بسيار نغز و پاكيزه
مانند اين را فرموده[3]، فقط حقيقت روشنى را بيان داشته است كه دوست و دشمن،
خواه ناخواه بدان اقرار دارند.

 

خداوند سبحان در دورانهاى گذشته، گروهى از برجستگان دين، استادان دانش
و پيشوايان حديث را بر آن داشت كه به گردآورى اين آثار و بازمانده‏ها و جمع اين
سخنان بپردازند تا براى جويندگان دانش و پيشگامان فضيلت و حاملان عقل و
خرد، دستمايه‏اى باشد. از اين‏رو، از سخنان آن سروران يعنى امامان اهل‏بيت عليهم‏السلام،
مجموعه‏هاى مستند فراهم كردند و كتابهايى گران‏بها، سرشار از گوهرهاى ناب گفتار
ايشان نگاشتند كه حاوى سرچشمه‏هاى حكمت و شامل جامع‏ترين كلمات و زبده
اندرزهاى شيوا و بيان امور نجات‏بخش يا هلاكت‏آور است.

در پيشاپيش آن مردان دانشى و تأليفات ايشان، اين كتاب گران‏قدر است كه
بى‏گمان راهنماى پرهيزگاران است، يعنى تحف العقول و مؤلف بسياردانِ آن، فقيه
بزرگ گوهرشناس، هديه روزگار و مايه فخر دانش و فضيلت در قرن چهارم
[هجرى]، شيخ ما ابومحمّد حسن‏بن على‏بن حسين‏بن شعبه حرّانى. او به زيبايى
گرد آورد، از پژوهشگرى خويش بهره جست و خوب از عهده برآمد و دستاوردى از
فضل فراوان و ادب سرشار خود فراهم آورد كه مراد خواهندگان، آرزوى
جويندگان، مطلوب دانشجويان، هدف پندآموز خيرخواه و سيراب‏كننده سخنور
اصلاح‏طلب است.

عجب نيست كه كتاب وى از روز نگارش تا روزگار ما، همواره در رديف والاترين
مجموعه‏هاى علم و عمل جاى دارد. دانشمندان برجسته بر آن همت گماشتند، در
فرهنگ‏نامه و زندگينامه‏ها با زيبايى تمام توصيف كردند، بر اعتبار كتاب و اعتماد
صاحب‏نظران بر آن و حسن شهرت و فوايد فراوان آن تصريح كردند.تراجم نگاران
مؤلف آن را به دانش، ژرف‏انديشى، فضل، مهارت، گرانقدرى، آبرومندى، شكوه،
اعتبار ستوده‏اند. علاوه بر همه اينها حسن سليقه و بِه‏گزينى او نشان‏گر خردمندى و
برهان قداست او و احاطه و كاردانى‏اش در علم حديث است[4].

اين كتاب گران‏بها كه با پست به دست ما رسيد و به «كتابخانه عمومى امام
اميرالمؤمنين عليه‏السلام» اهدا شده، به راستى گران‏بهاترين هديه و ارجمندترين ره‏آوردى
است كه دانشمند ممتاز و خلف صالح «ميرزا على‏اكبر غفارى رازى» ـ كه خداوند او
را بر كسب رضاى خويش توفيق دهد ـ در تهران به اهل علم و عموم، فايده‏رسان
قرار داده و ارمغانى ارجمند به كتابخانه‏ها داده كه مايه سپاس و دست‏مريزاد است.

اين چاپ، امتيازى بر چاپهاى پيشين دارد: سرشار از پانوشتهاى مفيد است و
حاوى استخراج احاديث از منابع استوار و توضيح واژگان دشوار و بيان نكاتى است
كه پژوهنده به درك ژرفاى دقايق و ظرافتهاى آن نياز دارد. همچنين شرح حال
كسانى را در بر دارد كه خواننده بر آنها وقوف مى‏يابد.

اينك ما از هديه‏كننده نيكوكار آن به خاطر هديه گران‏بهايش و تصحيح كتاب به
اين صورت چشمگير و زيبايى كم‏نظير و توجّه فراوان ايشان در ويرايش و پيرايش
آن سپاسگزاريم. خداوند از سوى ما و امّت مسلمان بهترين پاداش نيكوكاران را به
ايشان كرامت فرمايد. درود بر وى و آن گروه همكاران ارجمند، و رحمت و بركات
خداوند بر ايشان باد.

مديريت كتابخانه

عبدالحسين احمد امينى

1376 ه .ق.



[1]. پژوهشگر و نويسنده.

 

[2]. اين تعبيرات، از خطبه امام اميرالمؤمنين  عليه‏السلام اقتباس شده است.

 

[3]. اين تعبيرات از خطبه‏هاى آن امام همام اقتباس شده است.

 

[4]. براى نمونه بنگريد: امل الآمل، رياض العلماء، روضات الجنات، فوائد الرضوية، الذريعه، الفرقة الناجية نوشته
قطيفى.

 

 

 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: