اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
تحليل نبوّت پيامبر اكرم از زبان امام معصوم : در دعاى افتتاح مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 30
دوشنبه ، 13 شهریور 1391 ، 14:55

دکتر سوسن آل رسول

سیده فاطمه رهنما

چكيده: دعاى افتتاح كه منتسب به حضرت صاحب الامر (عج) است، داراى مضامين عالى و بلندى است كه گنجينه‌اى از معارف توحيد، نبوّت و امامت را در بر دارد. در اين مقاله، بحث نبوّت آن بررسى مى‌شود.اين دعا با صلوات بر پيامبر خاتم، باب پيامبرشناسى را گشوده و در ضمن صلوات، بارزترين ويژگيهاى پيامبر 9 را برشمرده است. در اين تحقيق، ضمن تحليل اصل اعتقادى نبوّت، ويژگيها و اوصاف عبوديّت، رسالت، امانت، برگزيدگى، محبوبيّت، حفظ سرّ الهى و مبلّغ بودن نبىّ اكرم 9 بررسى مى‌شوند.
كليد واژه‌ها: دعاى افتتاح / صلوات / عبد / رسول.
1. مقدّمه
در فرهنگ انسان‌ساز اسلام، مفاهيمى وجود دارند كه بى‌نياز از هرگونه استدلال 
و پرسش‌اند و تنها با داشتن تصوّرى از آنها پذيرفته مى‌شوند. دعا، يكى از اين مجموعه مفاهيم ارزشمند است. دعا در لغت به معنى بانگ زدن و خواندنى است كه پيوسته با اسم طرف مقابل همراه است (راغب اصفهانى، ص 315) و در اصطلاح، گفت‌گو با خداوند به‌گونه طلب حاجت و درخواست حلّ مشكلات از درگاه او يا مناجات يا ذكر صفات جلال و جمال ذات اقدس اوست (مشكينى، ص 17) كه در اين معنا، مخاطب فقط خداوند است. از اين‌رو حقيقت دعا چيزى جز عبادت نيست. به همين دليل است كه قرآن و روايات معصومين : بر آن تأكيد مى‌ورزند. چنان كه خداوند در قرآن بندگان خود را به دعا فرمان مى‌دهد و مى‌فرمايد: (وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ...) (غافر (40) /60) : «پروردگارتان گفت: بخوانيد مرا تا شما را پاسخ گويم» و همچنين پيامبراسلام 9 مى‌فرمايند: «الدّعاءُ مُخُّ العبادة و لايهلک مع الدّعاء احدٌ» (راوندى، ص 17)، «دعا مغز عبادت است و با دعا كسي هلاك نميشود.»
بسيارى از دعاهايى كه از طريق رسول خدا 9 و اهل بيت : به‌دست ما رسيده‌اند، تنها يك تقاضاى شخصى و مناجات فردى نيستند بلكه دنيايى از عرفان و تعليم و تربيت و برخوردار از محتوا و ژرفاى خاصّى هستند و به‌طور كلّى با طرز تفكّر و شيوه درخواستهاى ما در دعاهايمان مباينت دارد. در اين دعاها آنچه كمتر به زبان مى‌آيد مال و مقام دنياست و آنچه به‌طور دائم گفته مى‌شود، رضا و قرب خداست. (متّقى، ص 30)
معصومين : در مناجات و ادعيّه خود  غالبا دوهدف اساسى را درنظر داشتند. هدف اوّل: سپاس خداوند متعال كه در نيكوترين قالب‌هاى معرفتى ابراز شده است؛ هدف دوم: تربيت انسان‌ها و دعوت قافله آدميان به‌سوى سعادت جاودانى، پرستش حق و حيات طيّبه. (نيك‌زاده، ص 84ـ85)
ماه مبارك رمضان كه بزرگ‌ترين طرح دينى سالانه، جهت خودسازى جسمى و معنوى و بهسازى الگوى زندگى دينى است بهترين فرصت براى نقد و بررسى 
اصول اعتقادى و اخلاقى و مبانى فكرى و ارتقاى تعميق آنها است. هر دين‌دارِ روزه‌دارى مكلّف است با عمل به توصيه‌هاى معنوى و دينى درباره سير و سلوك در اين ماه، به روزه‌دارى و پرهيز از خوردن و آشاميدن اكتفا نكند و ماه مبارك رمضان را حقيقتاً نقطه عطف و تحوّل زندگى خود قرار دهد. در اين مسير، انس با قرآن و ادعيّه ويژه ماه مبارك رمضان مى‌تواند نقش موثّرى داشته باشد. يكى از ابزارهاى تحقّق اين امر مهم، دعاى افتتاح است كه توصيه شده در شب‌هاى مبارك ماه رمضان خوانده شود.
دعاى افتتاح درس‌نامه عرضِ حاجت بنده سرشار از نياز به درگاه خداى بى‌نياز است؛ آموزه‌اى از امام مهدى ـ ارواحنا فداه (عج) ـ براى فراگيرى پيروان و دوستدارانش، تا بهترين لحظات مناجات با خدا را در ماه خدا به مدد آن سپرى كنند. دعاى افتتاح مانند ساير ادعيّه چنان با تار و پود توحيد، رسالت و امامت به هم آميخته كه تفكيك آنها دشوار است. اين دعا زمزمه مناجات انسان است با خداى خويش كه غناى خالق و نياز مخلوق را به تصوير مى‌كشد و درهاى اميد را به روى انسانِ نااميد مى‌گشايد و در سرتاسر آن، نصر و فتح را نويد و لطف بى‌دريغ خدا به خلق را نشان مى‌دهد. اين دعا با تكيه و تأكيد بر بحث توحيد و كشاندن انسان به مقام حمد و سپاس، تلاش مى‌كند درك آدمى را از خدايش تصحيح كند. چنان‌كه پس از قرآن، همين ادعيّه مأثوره‌اند كه ابواب فراوانى از حكمت دينى را به روى انسان مى‌گشايند؛ به‌خصوص ادعيّه‌اى كه جامع‌تر باشند، مانند دعاى شريف افتتاح كه گرچه به صورت حمد، صلوات، دعاها و درخواستها خودنمايى مى‌كند، بيان‌كننده سه اصل از مهم‌ترين اصول دين، يعنى توحيد، نبوّت و امامت است.
دعاى افتتاح كه منتسب به حضرت صاحب‌الامر(عج) است، از مضامين عالى خداشناسى، پيامبرشناسى و امام شناسى و... برخوردار است. ولى متأسّفانه با توجّه به نياز مردم عصر ظهور به آموزشِ اين دعا، هنوز مهجور مانده و جايگاه 
واقعى خويش را پيدا نكرده و فقط به ماه مبارك رمضان محدود شده، گرچه رمضان طرح خودسازى و پيرايش سالانه، در يك برنامه سى‌روزه است. اين برنامه يك ماهه، آغاز برنامه سالانه است و رمضان هر سال، نقطه تحويل و تحكيم و تمديد و تجديد پيمان با امام خويش است.
حضرت ولى عصر(عج) در دعاى افتتاح، زيباترين و جامع‌ترين حمدهاى الهى را با عبارات گوناگون انشا نموده‌اند و پس از پايان حمد و ثناى الهى، به روشى بسيار زيبا و با صلوات بر پيامبر 9، باب نبوّت و پيامبرشناسى را باز و اوصاف و ويژگيهاى ايشان را بيان مى‌كنند.
2. صلوات بر پيامبر اكرم 9 در دعاى افتتاح
نبوّت، وظيفه‌اى الهى و نيابتى ملكوتى است كه از آن مى‌توان به نمايندگى خداوند تعبير كرد. خدا اين مقام را ويژه برگزيدگان و بندگان شايسته و مقرّب و كامل خود قرار داده، آنها را براى راهنمايى انسان‌ها فرستاده است تا مردم را به خير و صلاح در امور دنيا و آخرت راهنمايى كنند و از پليديهاى اخلاقى و رسوم فاسد و عادات زشت، پاك سازند و آنها را پرهيز دهند تا دانش و معرفت بياموزند و راه و روش كمال و سعادت را بيان كنند تا انسان‌ها به كمال انسانيّت نايل شوند و در دنيا و آخرت به درجات عالى برسند. يكى از نكات بسيار بارز اين دعاى شريف، ايجاد ارتباط با رسول گرامى و در نتيجه، معرفت به آن مقام شامخ است كه اين هدف در وهله اوّل با صلوات هاى متعدّد بر ايشان دنبال شده است.
در صلواتهاى اين دعا، يك دوره پيامبرشناسى وجود دارد كه امام 7 بعد از حمدهاى هيجده‌گانه، با عبارت «اللهُمَّ صَلِّ على» بر حضرت پيامبر 9 درود فرستاده و ضمن اشاره به بارزترين اوصاف ايشان، حضرت را معرّفى نموده و بر ايشان صلوات فرستاده‌اند و آن هم صلواتى با ويژگيهاى خاصّ و از جمله آنكه عبارت دعايى «اللهُمَّ صَلِّ علي» در يك دوره صلوات بر چهارده معصوم، مجموعآ 
سه‌بار و آن‌هم براى پيامبر 9 و اوّلين امام 7 و آخرين امام(عج) به‌كار برده شده است كه حكايت از حسّاس بودن مقام ايشان مى‌كند.
«اللّهمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ...» : و از اينجا زمينه را براى بيان مجموعه‌اى از خواسته‌هاى خود فراهم كرده‌اند و اين، خود حكايت از آن دارد كه ائمّه هدى هرگاه حوايج مهمّى داشته و خواهان نيازهاى امر دنيا و آخرت بوده‌اند، ابتلا به رسول‌اكرم 9 و خاندان گرامى او درود و تحيّت مى‌فرستادند و سپس تقاضاى خود را يكى پس از ديگرى عرضه مى‌داشتند؛ چنان كه در اين دعا هم چنين فرموده‌اند و صد البتّه بايد سرآغاز ذكر حوايج، نام نامى و گرامى رسول‌اكرم 9 را بر زبان جارى ساخت. او گوهر گران‌قدر عالم آفرينش است كه بدون شك خداى تعالى به واسطه وجود اقدس آن بزرگوار، تمام خواسته‌هاى داعى را برمى‌آورد و دعاى او را به اجابت مى‌رساند. (زمرّديان، ص 330ـ331)
روح انسان به جهت تعّلق به ابدان، در قبول انوار الهى ناقص است و از آن نمى‌تواند مستفيذ و بهره‌مند شود مگر در وقتى كه علاقه ميان او و روح پيغمبرى كه صاحب دعوت آن زمان است استحكام پذيرد. زيرا كه ارواح مقدّس انبيا از علايق، مبّراست و پيوسته از مبدأ فيّاض، فيوض كلّيّه متوجّه ايشان است. پس زمانى كه روح كسى با روح پيامبراكرم 9 سنخيّت يابد، پرتوى از آن به روح آن كس مى‌تابد و به قدر استعداد خود فيض‌پذير مى‌شود. بنابراين هيچ واسطه و آشنايى بهتر از صلوات براى آشنايى با سيرت آن حضرت نيست. (عسگرپور، ص 110ـ111)
در فرازى از اين دعا امام(عج) ويژگى صلوات بر پيامبر 9 را به اين صورت بيان مى‌كنند:
... أَفْضَلَ وَ أَحْسَنَ وَ أَجْمَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَزْكَى وَ أَنْمَى وَ أَطْيَبَ وَ أَطْهَرَ وَ أَسْنَى وَ أَكْثَرَ مَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ وَ أَنْبِيَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ أَهْلِ الْكَرَامَةِ عَلَيْکَ مِنْ خَلْقِکَ

در اينجا امام 7 برترين و كامل‌ترين صلوات را براى پيامبر خاتم 9 طلب مى‌فرمايد و اين مربوط به نظام عاطفى و خويشاوندى نيست، بلكه سرّ اين دعا اين است كه او فردى ممتاز بوده است و به همين دليل خداوند متعال از بين خلايق او را برگزيده و چون بهترين بنده بوده است، والاترين و ارجمندترين صلوات را براى آن بزرگوار درخواست مى‌دارد. در عين حال امام7 چگونگى سپاسگزارى و قدردانى را به امّت تعليم مى‌دهد كه در مقابل زحمات طاقت‌فرساى آن مُنجى عالم، چگونه بايد ارادت قلبى خود را ابراز كرد.
در اين فراز، امام معصوم 7 پيامبراكرم 9 را با جملاتى خوانده است كه فوق آن را نمى‌توان تصوّر كرد؛ چرا كه امام عصر(عج) تقاضاى چنان سلام و درودى براى حضرت خاتم 9 از خداوند عالم كرده است كه احدى در آن مقام با او همسانى و برابرى نداشته باشد. البتّه معلوم است كه درخواست امام 7 هرگز گزاف و بى‌حساب و غيرمتناسب و بدون زمينه نيست، بلكه خواسته‌اى معقول و با ضابطه است. معرّفى و خواسته‌هاى امام 7 در حقّ رسول گرامى اسلام، همگى راستين و سزاوار مقام نبيّاكرم 9 است؛ زيرا بلندترين مقام قرب الهى از آن كسى است كه دست به‌كارى زده كه در توان هيچ‌يك از فرشتگان و پيامبران گذشته نبوده است. آنچه در اين فراز نورانى جلوه‌نمايى مى‌كند واژه‌ها و صيغه‌هاى تفضيلى است كه برترين، نيكوترين، كامل‌ترين، پاك‌ترين و رشد يافته‌ترين درودها، بركتها، رحمتها و سلام‌ها را نثار وجود نازنين پيامبراكرم 9 مى‌كند. (فلّاح، ص 113)
2ـ2. معرّفى مقام پيامبر اكرم 9 در دعاى افتتاح
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ أَمِينِکَ وَ صَفِيِّکَ وَ حَبِيبِکَ وَ خِيَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ حَافِظِ سِرِّکَ وَ مُبَلِّغِ رِسَالاَتِکَ أَفْضَلَ وَ أَحْسَنَ وَ أَجْمَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَزْكَى وَ أَنْمَى وَ أَطْيَبَ وَ أَطْهَرَ وَ أَسْنَى وَ أَكْثَرَ مَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ وَ أَنْبِيَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ أَهْلِ 
الْكَرَامَةِ عَلَيْکَ مِنْ خَلْقِکَ.
خدايا بر محمّد، بنده و رسولت و امين و برگزيده‌ات، دوست و با فضيلت‌ترين خلق و حافظ سرّ تو و رساننده رسالتهاى تو درود فرست؛ چنان كه برترين، بهترين، زيباترين، كامل‌ترين، پاك‌ترين، پرنموترين، خوشبوترين و پاكيزه‌ترين و بلندترين درودها باشد؛ درودى بيش از درود، بركت، مهرورزى، منّت و سلاح مى‌باشد كه بر ديگر بندگان، پيامبران، رسولان، برگزيدگان و كريمان مى‌فرستى.
اين بند از دعا موقعيّت رسول اكرم 9 را از نظر مقام و مرتبت به حدّ والاى خود بيان مى‌كند (زمرّديان، ص 816) و اوصاف ممتازى براى آن حضرت برمى‌شمارد كه عبارت‌اند از:
2ـ1. عبدالله
اوّلين صفت بيان‌شده براى پيامبر اكرم 9 توسّط امام زمان(عج)، صفت عبد است.
حضرت مقدّم فرموده است عبوديّت را بر رسالت، زيرا صفت عبوديّت، اشرف از رسالت است و ايضاً روايت شده است از حضرت صادق 7 در شرف عبوديّت كه «عين» عبد، عبارت است از علم به خدا و «با»ى آن، عبارت است از دورى از غير او و «دال» آن، عبارت است از قرب به خدا كه مأخوذ است از دنو به خداى سبحانه. (مدرّسى چهاردهى، ج 1، ص 176)
در اين فراز امام معصوم 7 پيامبراكرم 9 را معرّفى مى‌كند كه او بنده‌اى تمام عيار است و هرگز از خود حرفى ندارد، بلكه هرچه هست وحى پيام خداست و از بهترين بندگان است كه خداوند متعال برگزيده است و اينكه او در كمال امانت آنچه را كه مى‌بايست عمل كند، به‌جا آورده و تو پيوسته به او گفته بودى كه مشفقانه عمل كند و او را رحمت براى جهانيان قرار دادى و او هم بر آنچه دستور داده بودى عمل كرد و مشفقانه نصيحت نمود. (ممدوحى كرمانشاهى، ج 1، ص 417)

بنده بودن خدا شرايطى دارد و وظايفى در آن شرايط داخل است تا كسى بتواند بگويد من بنده خدا هستم. البتّه ادّعاى مخلوقيّت، مستلزم هيچ شرطى نيست و همه كس و همه موجودات مى‌توانند بگويند ما مخلوق خدا هستيم ولى ادّعاى بندگى، فقط در شأن انبيا و اولياى خداست و از همين جهت است كه مقام بندگى در مرتبه‌اى قرار دارد كه اعضاى اصلى اهل بهشت را صاحبان اين مقام تشكيل داده‌اند. (زمرّديان، ص 307ـ308)
هم چنان كه خداوند مى‌فرمايد: (فَادْخُلي في عِبادي) (الفجر (89) / 29)، «پس در زمره بندگان من درآى.» و سپس مى‌فرمايد: (وَ ادْخُلي جَنَّتي) (الفجر (89) /30)، «پس به بهشت من درآى».
نتيجه آنكه مقام بندگى در مرتبه‌اى است كه اهمّيّت آن را قرآن مجيد رسانيده و از اين جهت است كه امام 7 در درود مخصوص بر رسول‌اكرم 9 عرض مى‌كند : «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبدِکَ...»
حقيقت اين مقام در شأن انبيا و اولياى خدا مصداق كامل دارد و آنان مى‌توانند اين ادّعا را داشته باشند. بنده خدا رسول‌اكرم 9 است كه خداى تعالى در مقام شايستگى، او را با اين سِمت خوانده است:
(سُبْحانَالَّذي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَالْمَسْجِدِالْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِالْأَقْصَى...) (الاسراء/1)
منزّه است آن ]خدايى [كه بنده‌اش را شبانگاهى از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى سير داد...
برجسته‌ترين سيماى حضرت كه بستر رسيدن به كمالات ديگرش بود بندگى و عبوديّت او بود. (خمينى، ص 124) در هفت آيه از قرآن كريم، صفت «عبد» براى خاتم پيامبران ذكر شده است كه هر كدام با توجّه به سياقش، وجهى از «عبد» بودن پيامبر 9 را بيان مى‌فرمايد. مهم‌ترين صورت اصلى «عبد»، در عبادت آشكار 
مى‌شود و رسول خاتم 9 نيز از همان اوايل بعثت اين علامت بندگى را داشته‌اند : (عَبداًّ إذا صَلّي) (العلق (96) /10). عبادت و بندگى خداوند براى آن حضرت، عاملى جهت گوشه‌گيرى و رهبانيّت نبود، بلكه خود نوعى حركت و رشد بود تا ديگران را آگاه و حقايق را برايشان بازگو نمايد و اصل حقيقت، پذيرفتن بندگى خدا در برابر بندگى بتهاست و والاترين وظيفه «عبد»، آن است كه با رساندن پيام مولا، بندگان را از ظلمات خارج كند و به‌سوى نور رهنمون شود.
2ـ2. رسول‌الله
خطاب به رسول از آن جهت ]است[ كه عظمت رسالت را در مقابل منافقان بيان فرمايد، كه هدايت اصلى به‌دست خداوند است و پيامبر فقط پيام‌رسان الهى است؛ هرچند كه منافقان، حق را مى‌بينند ولى به سمت كفر شتابان‌اند. (مكارم شيرازى، ج 4، ص 383)
در هر دو آيه، ملاطفت و مهربانى الهى به رسول به‌گونه‌اى بيان شده است كه ايشان با همان يقين كمال يافته، بتوانند از دو مسير گزند مردم جاهل و منافقان عالم به‌راحتى پيام الهى را ابلاغ نمايند. صفت «رسول» براى خاتم پيامبران 9 در قرآن كريم جمعاً 140 مرتبه تكرار شده است.
رسول، انسانى است كه خداوند او را با رسالتى ويژه به‌سوى قومى مبعوث مى‌كند تا ايشان را به آموزه‌هاى اسلام هدايت نمايد. او در اين مأموريّت، معجزه يا معجزاتى از جانب خداى‌متعال به‌همراه دارد كه گواه بر صدق رسالت اوست و بدين وسيله، حجّت بر مردمى كه خداوند وى را به‌سوى آنان فرستاده است تمام مى‌شود. تكذيب و مخالفت با آن پيامبر، بدبختى و عذاب يا هلاكت دنيا را درپى خواهد داشت و انواع عذاب در آخرت. اينجاست كه به پيامبر نذير و منذر يعنى بيم‌دهنده گفته مى‌شود. از طرفى ديگر، ايمان به رسول و فرمان‌بردارى از وى، سعادت دنيا و رحمت و بخشايش و رضايت و بهشت خدا را در آخرت به‌همراه 
دارد و در اين صورت، اين پيامبر بشير و مبشّر، يعنى بشارت‌دهنده نيز است. (عسگرى، ج 2، ص 32)
2ـ3. امين‌الله
سومين صفت از اوصاف پيامبر 9، «امين‌الله» است كه امام زمان(عج) به آن اشاره فرموده‌اند. ايشان امين وحى بودند؛ يعنى قوانين و مقرّرات و دستورات و حلال و حرام خدا را در طول بيست و سه سالى كه به‌عنوان رسول در بين مردم بودند و با وجود آنكه به مشتقّات و بلاها دچار مى‌شدند، بدون كم و زياد و تغيير و تبديل به مردم مى‌رساندند.
پيامبراكرم 9 هرگز از خود حرفى نداشت، بلكه مأموريّتى الهى داشت و همه آنچه را كه به آن امر مى‌فرمود يا از آن نهى مى‌كرد، متن دستور حضرت حق بود؛ يعنى آنچه را از خداوند متعال مى‌گرفت با دقّت تمام در چهارمرحله زير حفظ و به‌طور صحيح و بدون كم و كاست به مردم ابلاغ مى‌كرد. اين چهار مرحله عبارتند از :
اوّلاً: آنچه حضرت از جبرئيل دريافت نمود تمام آن چيزى بود كه جبرئيل بايد تحويل مى‌داد.
ثانياً: آنچه را كه دريافت نمود بادقّت تمام حفظ كرد، به‌طورى كه هيچ چيزى از آن كم نشد.
ثالثاً: آنچه را كه به مردم ابلاغ فرمود تمامى آن چيزى بود كه مأمور ابلاغ آن بود.
رابعاً: آنگاه كه رسالت خود را مى‌رساند به بهترين و عالى‌ترين نوع تبليغ متوسّل گشت و هنرمندانه‌ترين روش را در دعوت از مردم به‌كار گرفت (ممدوحى كرمانشاهى، ج 1، ص 273).
پس امينى بالاتر از پيام‌آور وحى نيست، آن‌هم اين‌گونه كه مورد تأييد پروردگار قرار گرفته است. حضرت محمّد 9، امين خداست؛ يعنى كسى كه خداوند تنها او را از ميان تمام بندگان خود برگزيده است تا زمام اختيار دين و دنياى مردم را 
به‌دست او بدهد. حضرت از زمان نوجوانى به‌دليل امانت‌دارى و درست‌كارى و اعتمادى كه همه به او داشتند به محمّد امين ملقّب گشت و در اين دعا مى‌گوييم پيامبر 9، امين خدا بود؛ چرا كه آنچه نزد او به امانت مى‌گذاشت از علوم و معارف و دستوراتى كه از ناحيه غيب به حضرت مى‌شد، كم و زياد و فراموش نمى‌كرد و مأمور ابلاغ وحى بود (طالعى، ص 40).
2ـ4. صفىّالله
صفىّ، به‌معناى كسى است كه به‌سبب ناب‌بودن و دورى از ناخالصيها برگزيده شده است. (مصطفوى، ج 6، ص 258) وقتى عسل را آب مى‌كنند و مومش را مى‌گيرند، خالص و مُصفّا يعنى تصفيّه‌شده مى‌شود و پيامبراكرم 9 به اعتبار اينكه تصفيه شده موجودات و خلاصه آنهاست يا اينكه از دَغل و عيوب روحى تصفيه شده است، به او «صفىّ» مى‌گويند. (ايزدى، ص 194)
اصطفا در اصطلاح اسلامى يعنى خداوند بنده‌اش را از شائبه و ناخالصيهاى موجود در ديگران تصفيه و پاك كرده است يا او را بر ديگران برگزيده است. پيامبراكرم 9 عصاره خلقت و برگزيده خداست و پيامبران، همگى برگزيدگان خدايند. (عسگرى، ج 2، ص 30) و مصطفى هم از همين معنا گرفته شده كه يكى از القاب رسول‌اكرم 9 و به معنى برگزيده است.
قرآن درباره پيامبران واژه‌هايى مانند «اصطفا» و «اجتبا» به‌كار مى‌برد و ناگفته پيداست كه «گزينش»، آهنگ تفضّل دارد نه استحقاق؛ زيرا بنابر استحقاق، انسانى كه واجد ملاكات لازم براى پيامبرى است خودبه‌خود براى چنين مقامى معيّن مى‌گردد و نيازى به انتخاب و گزينش نيست ولى ممكن است گفته شود گزينش اصطفا با استحقاق منافات ندارد؛ زيرا قائل به استحقاق نيز قبول دارد كه پيامبران از جانب خدا برگزيده مى‌شوند لكن مستحق‌ترين و سزاوارترينِ اين گزينش هستند، چنان كه پس از نام بردن گروه بسيارى از پيامبران چنين مى‌فرمايد: (وَاجْتَبَيْناهُمْ 
وَهَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ) (الانعام (6) / 87)، «آنان را برگزيديم و به راه راست هدايت كرديم».
2ـ5. حبيب‌الله
واژه حبيب كه در اين فراز از دعاى شريف، توسّط امام عصر(عج) به‌عنوان صفت براى پيامبر اكرم 9 به‌كار برده شده، واژه‌اى است كه در قرآن به‌كار نرفته ولى مشتقّات واژه «حبّ» در كلام خداوند بسيار آمده است. ما در فارسى به «حبيب»، «دوست» مى‌گوييم و براى بنده چه مقامى بالاتر از اين كه خداوند، انسانى را به‌عنوان دوست خود برگزيند. خداوند كسانى را به دوستى خود مى‌گيرد كه مبرّا از رذايل و متّصف به فضايل اخلاقى هستند و براى شناختن صفات و ويژگيهاى دوستان خدا، بى‌شك بايد آن را در قرآن جست‌جو كرد. قرآن مى‌فرمايد:
(فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ) (آل‌عمران (3) / 76)، (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الُْمحْسِنينَ) (البقرة (2) / 195)، (وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ) (آل‌عمران (3) / 146) ، (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ) (الصف (61) / 4)، (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ) (البقرة (2) / 222)
در اين آيات و آياتى ديگر كه در آنها گروه‌هاى متّقين، محسنين، صابرين، متوكّلين، توّابين، متطهّرين مورد محبّت و دوستى خداوند معرّفى شده‌اند، صراحتاً به برخى ويژگيهاى اخلاقى آنها اشاره شده است. برحسب ملاك‌هاى قرآنى، رسول خدا در مرتبه والاى اين حالات و ويژگيها قرار دارد و خداوند در تصديق اين بيان فرموده‌اند: (وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ) (القلم (68) / 4)، «و تو اخلاق عظيم و برجسته‌اى دارى» اين آيه شريفه هرچند به‌خودى خود حُسن خُلق رسول خدا9 را مى‌ستايد و آن را بزرگ مى‌شمارد، ليكن با درنظر گرفتن خصوص سياق، به خصوص اخلاق پسنديده اجتماعيش نظر دارد؛ اخلاقى كه مربوط به معاشرت است از قبيل استوارى بر حق، صبر در مقابل آزار مردم و عفو و اغماض، سخاوت، مدارا و 
تواضع (طباطبايى، ج 19، ص 619). همچنين خداوند مى‌فرمايد: (قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) (آل‌عمران (3) / 31)، «بگو اگر محبّت خدا در دلهايتان مستقر شده، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد.» از اين آيه، روشن مى‌شود كه بين پيروى رسول 9 و محبّت خدا ملازمه هست. هركس كه پيرو رسول خدا9 باشد، خدا او را دوست مى‌دارد و معلوم است كه خداى‌تعالى بنده‌اى را دوست نمى‌دارد مگر وقتى كه پيرو رسولش باشد و وقتى از رسول9 پيروى كردند، به هر صفت خوبى كه خدا آن را دوست مى‌دارد متّصف مى‌شوند مانند تقوا، عدل، احسان، صبر، ثبات، توكّل، توبه و خود را از پليديها دور نگه مى‌دارند. پس دليل انتخاب شدن پيامبر 9 به مقامى كه خداوند حبيب او شود، روشن گشت.
2ـ6. خيرة‌الله
خير، چيزى است كه همه كس به آن راغب مى‌شوند مانند عقل، عدل، فضل و هر چيز سودمند ديگر. نقطه مقابل خير، شر است (راغب اصفهانى، ص 300) و خيرة به معنى برگزيده آيد مثل «محمّدٌ صلى الله عليه و آله خيرة‌الله من خلقه» است (قرشى، ص 318) يعنى خداوند او را از بين همه خلايق برگزيده است. به چيز خوب خير گويند؛ زيرا دلپسند است و آدمى به آن ميل مى‌كند .
در قرآن كريم، حضرت محمّد 9 با صفت «خيرة» وصف نشده‌اند ولى در اين قسمت از دعا، حضرت مهدى(عج) پيامبر 9 را با صفت «خِيَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ» معرّفى كرده‌اند؛ يعنى «برگزيده‌ترينِ تو از بين خلق». در اين قسمت ادلّه برگزيده شدن پيامبر 9 را برحسب آيات و روايات ذكر مى‌كنيم.
بر طبق روند دعا ،در اين  صلوات بر پيامبر 9 دليل برگزيده شدن ايشان را يكى پس از ديگرى نام برده‌اند كه به‌ترتيب چنين است: عبد خدا، رسول خدا، امانت‌دار خدا، صفىّ خدا، حبيب خدا، و انسانى با اين صفات، دور از ذهن نيست كه درباره‌اش گفته شود: «خِيَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ»؛ چرا كه هر كدام از اين اوصاف، از مراتب بالاى اعتقادى اخلاقى ويژه‌اى در صاحب خود حكايت مى‌كند؛ چه رسد به آنكه 
همه اين خصوصيّات در يك نفر جمع باشد.
به‌علاوه، باتوجّه به آيه (... اللهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه...) (الانعام (6) / 124)، روشن است كه انتخاب الهى و رسالت، قبل از هر چيز مستلزم آمادگى روحى، پاكى ضمير و سجاياى اصيل انسانى، انديشه قوى و بالاخره پرهيزگارى فوق‌العاده‌اى در مرحله عصمت است و وجود اين صفات مخصوصاً آمادگى براى مقام عصمت، چيزى است كه جز خدا نمى‌داند و خدا مى‌داند اين مقام را در چه جايى قرار دهد. (مكارم شيرازى، ج 5، ص 431) (وَلَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى‌الْعالَمينَ) (الدخان (44) / 32)، «همانا آن‌ها را از روى علم بر مردم جهان برگزيدم». اين آيه نشان‌دهنده اين است كه انتخابى بدون حساب نبوده بلكه انتخاب و اختيارى از روى علم و قابليّت بوده است. همچنين در آيه (....كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ) (آل‌عمران (3) / 110)، «... شما بهترين امّتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‌ايد» و (... هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ماجَعَلَ عَلَيْكُمْ فِيالدِّين مِنْ حَرَجَ...) (الحج (22) / 78)، «... او شما را برگزيد و بر شما در اين دين سختى قرار نداد...» گوياى اين موضوع‌اند كه امّت اسلام برترين امّت‌اند و بر تمامى امّتهاى عالم برترى و فضيلت دارند (طباطبايى، ج 18، ص 215) و مراد از «كُنتُم خيرَ أُمَّهٍ»، اهل بيت رسول خدا 9 است. (سيوطى، ج 2، ص 64؛ طباطبايى، ج 3، ص 591) نكته مهم اين است كه در اين آيه مسلمانان به‌عنوان بهترين امّت معرّفى شده‌اند؛ چرا كه براى خدمت به جامعه انسانى بسيج گرديده‌اند و يكى از ادلّه بهترين امّت بودن آن‌ها ايمان داشتن آن‌ها به خدا ذكر شده است. پس دليل بهترينِ امّتها بودنشان روشن شد. زيرا آن‌ها داراى آخرين اديان آسمانى هستند و آخرين دين روى حسابِ تكامل، كامل‌ترين است. (طباطبايى، ج 4، ص 584)
پس آخرين پيامبر نيز كامل‌ترين و بهترين پيامبر مى‌باشد زيرا كه دين او و كتاب او و برنامه‌اى كه او براى سعادت بشر مى‌آورد كامل‌ترين و بهترين است و مگر مى‌شود امّتى را كه او هدايت كرده بهترين امّت باشند ولى خود برگزيده‌ترين نباشد. رسول خدا 9 فرموده‌اند: به من چيزهايى داده‌اند كه به احدى از انبيا نداده‌اند يكى اينكه كليدهاى زمين را در اختيار دارم و 
اينكه امّتم را بهترين امّت قرار دادند.» (طباطبايى، ج 3، ص 591)
و نيز مى‌فرمايند: خداوند خلايق را آفريد، عرب را برگزيد و قريش و بنى‌هاشم و من انتخابى از انتخاب‌شده‌ها هستم. (مجلسى، ج 25، ص 248) پيامبراكرم9 «خِيَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ» است؛ زيرا برگزيده انبيا شد، اصطفا و اجتبا شد و درنهايت از طرف خدا اختيار شد؛ چرا كه همه خوبيهاى خَلق و خُلق در او جمع بود.
امام (عج) در اينجا درخواست صلوات و درودى براى جدّ بزرگوارشان مى‌كنند، بدين‌گونه كه برتر باشد از آنچه درود فرستادى و بركت دادى و رحمت دادى و تهنيت فرستادى بر هر يك از بندگان خاصّت و پيغمبران و فرستادگان و برگزيدگان و اهل كرامت و احترام؛ يعنى درودى را خواهان است كه از همه بالاتر باشد و تا به‌حال بر كسى نفرستاده باشد. در حُسن ختام فراز صلوات بر پيامبر اكرم 9 بايد اضافه كرد كه اين مأموريّت چه در زمان غيبت و چه در زمان ظهور بر عهده وجود مقدّس امام زمان(عج) است كه جدّ بزرگوارشان را بر همگان بشناسانند.
2ـ7. حافظ سرّالله
سِرّ يعنى نهان، امر پوشيده. (قرشى، ج 3، ص 253) سِرّ به معنى نجوا و راز گفتن و سرّ، حديث مكتوم در نفس است و خدا هم حديث نفس و سخن باطنى و هم راز گفتن را مى‌شنود. (قرشى، ج 3، ص 253) در آيه (وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ) (التحريم (66) / 3) و (تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ) (الممتحنة (60) / 1)، «به محبّتى كه در دل به آن‌ها دارند آگاه‌شان نموده‌اند» و اين معنى، به «يظهرون»، يعنى «دوستى را بر آنان آشكار مى‌كنند» تفسير شده است. سِرّ به معنى راز، امر نهفته و چيزى كه در نفس پنهان كننده است. (زمرّديان، ص 323) «و آن مطلب پنهانى است كه انسان به هر كسى نمى‌تواند بگويد.» (ايزدى، ص 194) اميرالمومنين 7 در بيان خصوصيّات آل پيامبر مى‌فرمايد: «وَمَوْضِعَ سِرِّهِ» (نهج البلاغه، خطبه 2، 47) «آل پيامبر محلّ اسرار حضرتند.»
اين جمله از فقره مورد شرح دعاى افتتاح (حافظ سِرِّکَ) در معنا به‌قدرى واجد 
اهمّيّت است كه در خلال دعاها و زيارتها و به‌خصوص زيارت جامعه كبيره و در چند مورد ديگر با مضامين گوناگونى تكرار شده و چنين آمده است: «وحَفَظَهً لِسِرِّه وَاختارَكُم لِسِرِّه  مومِنُ بِسِرِّكُم». لذا چنين نمودار است كه موضوع اسرار الهى بسيار مهم و معناى آن در سطحى گسترده است.
روايات بسيارى است گوياى آنكه اسرار الهى كه نزد پيامبراكرم 9 بود به اميرالمومنين 7 سپرده شد و اميرالمومنين 7 به امام مجتبى 7 و همچنين به سلسله امامان تا امام زمان(عج) رسيد. اين اسرار را بايد حجّت خدا بداند؛ آن‌كس كه جهان در انتظار مقدم اوست؛ آن‌كس كه بايد رهبرى خلق عالم را به‌عهده گيرد و زمانى در رسد كه سير تكامل دانش بشرى به‌مرحله‌اى درآيد كه به اذن خداى‌تعالى پرده‌ها برداشته و رازها آشكار گردد و خلق عالم اين شايستگى را پيدا كنند كه به‌وسيله آن بزرگوار با پاره‌اى ديگر از اسرار الهى آشنا شوند. (زمرّديان، ص 194)
2ـ8. مبلّغ رسالات الهى
«و مُبَلِّغِ رِسَالاتِکَ». پيامبر 9 ابلاغ كننده رسالات و پيام‌هاى پروردگار بود. حضرت علاوه بر مقام نبوّت، رسالت هم داشتند. هم از وحى خبر داشتند و هم مأمور به ابلاغ دستورات الهى يا اتمام حجّت بودند. (ايزدى، ص 195)
خداوند، پيام‌هاى خود را براى تبليغ به هر كسى نمى‌سپارد. رساننده پيام‌هاى الهى، بنده برگزيده خداست كه به حكمت الهى در لباس بشرى است، امّا با مقام الهى و آسمانى. دقّت در هر يك از اين تعبيرات، دريچه‌اى از مقام الهى پيامبر 9 را به‌روى ما مى‌گشايد. اينك ماييم و اين نعمتِ بس ارزنده خداداد كه به‌عنوان امّت او برخوان احسان معنوى او نشسته‌ايم» (طالعى، ص 41)
پس بايد او را ارج نهيم و قدر آن را بدانيم.

نتيجه
بهترين قالب ارتباطى ميان انسان و معبود خود، قالب دعا و نيايش است؛ به‌طورى كه در فرهنگ اسلامى مهم‌ترين آموزه‌هاى دينى از اين طريق بيان شده است. باتوجّه به اينكه دعاى افتتاح در بردارنده سه اصل از مهم‌ترين اصول دين، يعنى توحيد، نبوّت و امامت است، مى‌تواند يكى از تأثيرگذارترين ادعيّه در جهت تعميق آثار معنوى دعا و تحكيم زيربناى اعتقادى افراد شود.
هر كدام از دعاهايى كه از پيامبران و امامان معصوم : به‌دست ما رسيده، خوانى است آسمانى كه براى ما گسترده‌اند تا از آن بهره گيريم و به غناى معنوى دست يابيم. سخن اين است كه در لابه‌لاى سطور هر دعا، به‌قدرى حقايق نهفته است كه ره‌توشه‌اى است براى حركت هميشگى كاروان انسان‌ها به سرمنزل انسانيّت، به اين شرط كه در آن‌ها ژرف بنگريم و عبارات آن را كه در كمترين كلمات، عميق‌ترين معانى را دارند سرسرى نگيريم و از آن آسان نگذريم.
متن‌پژوهى دعاى افتتاح ما را به اين دستاورد رهنمون مى‌شود كه صلوات بر رسول اكرم9 در ادعيّه، جزء لاينفكّ دعاست؛ چرا كه خود دربردارنده يك دوره اصول اعتقادى است. از بررسى مسئله نبوّت در دعاى افتتاح، دليل برترى و انتخاب رسول اكرم 9 براى مقام رسالت و اسوه حسنه بودن بر ما روشن شد و اينكه صلوات بر نبىّ مكرّم اسلام يكى از ضرورى‌ترين شروط قبولى دعاست و نيز معيار و ملاك هاى برترين انسان ، و بهترين درس را به ما تعليم مى‌دهند. ناگفته پيداست كه اين نوشتار كوچك هرگز مدّعاى بيان تمام حقايق آن دعاى بزرگ و جايگاه نبوت در اين دعا را ندارد. از اين رو با تمام وجود اميد مى‌رود كه امام عصر (عج) خردى اين نوشتار را به بزرگى آسمان آساى خود بپوشاند و بداند كه مى‌دانيم و ايمان داريم كه اين مطلب نمى بود از يمى.

منابع
1. قرآن.
2. نهج البلاغه.
3. ايزدى، عبّاس. شرح و تفسير (عرفانى، فلسفى و اخلاقى) دعاى افتتاح، آفتاب خوبان. بى‌جا،  1383 ش.
4. خمينى، سيّد روح‌الله. تفسير سوره حمد. تهران: عروج، بى‌تا.
5. راغب اصفهانى، حسين‌بن محمّد. المفردات فى غريب‌القرآن. ناشر دارالعلم الدار الشاميه، دمشق : بيروت، 1412 ق.
6. راوندى، قطب‌الدين. الدعوات. انتشارات مدرسه امام مهدى (ارواحنا فداه)، قم: 1407ق.
7. زمرّديان، احمد. وصال العارفين شرحى بر دعاى عرفه امام حسين 7. دفتر نشر فرهنگ اسلامى، بى‌جا، 1387 ش.
8. زمرّديان، احمد. بيان حقيقت بيانات ولىّ عصر(عج) شرح افتتاح. كتابفروشى اسلاميّه، بى‌جا،  1350 ش.
9. سيوطى، عبدالرحمن جلال‌الدّين. الدّرالمنثور فى تفسيرالمأثور. قم: كتابخانه آية‌الله مرعشى نجفى، 1404 ق.
10. فلّاح، سيّد مجتبى. ره توشه راهيان نور (مرورى بر دعاى افتتاح). قم: رشيد، 1388 ش.
11. قرشى، سيّد على‌اكبر. قاموس قرآن. تهران: دارالكتب الإسلاميّه، 1371 ش.
12. طالعى، عبدالحسين. درسهايى از دعاى افتتاح. تهران: شركت نشر بهينه فراگير، 1387 ش.
13. طباطبايى، سيّد محمّد حسين. الميزان. ترجمه: سيّد محمّدباقر موسوى همدانى. قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم، 1374 ش.
14. عسگرپور، مويد. ذكر اسرارآميز صلوات. قم: انتشارات جمال، 1383 ش.
15. عسگرى، سيّد مرتضى. عقايد اسلام در قرآن. مترجم: محمّد جواد كرمى، انتشارات منير، بى‌جا، 1386 ش.

16. متّقى، عبدالله. دعا. تهران: كانون نشر و پژوهشهاى اسلامى، بى‌تا.
17. مدرّسى چهاردهى، محمّدعلى. شرح و ترجمه صحيفه سجّاديّه. تصحيح: فاضل پاكتچى، منشورات مكتب المرتضويّه لاحياء آثارالجعفريّه، بى‌جا، بى‌تا.
18. مجلسى، محمّد باقر. بحارالانوار الجامعه لدرر أخبار الأئمّه الأطهار. تهران: دارالكتب الاسلاميّه، بى‌تا.
19. مشكينى، على. المصباح المنير. قم: نشر الهادى، 1370 ش.
20. مصطفوى، حسن. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360ش.
21. مكارم شيرازى، ناصر. تفسير نمونه. تهران: دارالكتب الإسلاميّه، 1374 ش.
22. ممدوحى كرمانشاهى، حسن. شهود و شناخت. قم: بوستان كتاب، 1385 ش.
23. نيك‌زاده، الياس. سرّ مرتبط در فلسفه نيايش. مشهد: نشر رستگار، 1384 ش.
 

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 6 دی 1391 ، 15:35
 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: