اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
بازخوانی یک سند تاریخی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 12
شنبه ، 28 مرداد 1391 ، 14:32

    باز خوانى يك سند تاريخى
    گزارش بيانات جمعى از عالمان در مورد امام عصر ارواحنافداه‏
    در سال 1331 شمسى‏
    به كوشش: محمّد حسين شهرى‏

 

چکیده : جمعى از عالِمان بزرگ تهران در ماه شعبان 1371 هجرى قمرى (مطابق با 1331 شمسى) در مجلسى گرد هم آمدند و  به سفارش مدير مجلس ـ مرحوم حاج محمّد علّا مه ـ هر كدام چند دقيقه در مورد امام مهدى7سخن گفتند. اين مقاله، گزارشى است از آن جلسه، كه بر اساس نوار كاست موجود، تهيّه و تدوين شده است. در اين مقاله، سخنانى از عالمان تهران، حجج اسلام محمّدتقى فلسفى، عباسعلى محقّق خراسانى، ميرزا على محدّث زاده، محمود حلبى خراسانى، آقا نجفى شهرستانى، سيّد محمّد سلطان‌الواعظين شيرازى، علي‌اصغر اعتماد الواعظين، عباسعلى اسلامى شاهرودى و در پايان، قطعه شعرى از گوينده‌اى ناشناس همراه با توضيحى از محمّد علامه ـ به نقل از كتاب خاطرات اوـ آمده است

مقدّمه

اين گفتار بر اساس يك حلقه نوار كاست تهيّه شده كه مرحوم حاج محمّد علّا مه مدّاح در سال 1331 شمسى، از گفتار چند تن از وعّاظ مشهور و بزرگ روزگار خود تهيّه كرده، دانشمندانى كه همه، قالب اين تنِ خاكى را رهاكرده و به ديار باقى شتافته‌اند. نشر اين گفتار يادبودى از آن عالِمان خادم دين و آيين است كه نسل جديد، از برخى فقط نام و نشانى شنيده است. و در مورد برخى ديگر ـ بدان رو كه آثار مكتوب ندارند يا منتشر نشدهـ اكنون حتّى نامى از آنان، در ميان نيست. مرحوم حاج محمّد علّا مهى مداح در مورداين مجلس مىنويسد :

سال 1331 شمسى، شب 12 شعبان المعظّم بود و عدّه‌اى از وعّاظ محترم تهران، در منزل ما جمع بودند. مرحوم آقاى فلسفى، مرحوم آقاى حلبى، مرحوم حاج آقا نجفى شهرستانى، مرحوم حاج سلطان الواعظين شيرازى، مرحوم حاج محقّق خراسانى، مرحوم حاج ميرزا على اصغر اعتماد الواعظين، مرحوم حاج شيخ عبّاسعلى اسلامى، مرحوم حاج ميرزا على محدّث‌زاده، فرزند مرحوم مغفور حاج شيخ عبّاس قمى، مرحوم حاج شيخ هادى محقّق، مرحوم حاج آقا صمدى اصفهانى و چندنفر ديگر بودند و دربارهى تفسير اين آيهى شريفه:و نُريدُ أن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضعِفُوا فِي الأرض و نَجعَلَهُمْ أئمَّةً وَ تَجعَلَهُمُ الْوارِثين.[1] بحث مىكردند. آقاى فلسفى فرمودند كه هر كدام درباره ىآيه، پنج دقيقه صحبت كنند. ضبط صوت در اين دايره، بين افراد مىگشت و سخنان آنها را ضبط مىكرد. (اگر بگردم، شايد اين نوار راـ كه بسيار ارزنده استـ در كتابخانهى منزلم بيابم.) هر كدام از دوستان با فرصت كمى كه داشتند و با تبحّر خاصّ خودشان، موضوع را بررسى و دربارهى آن صحبت كردند.[2]

با تشكر از جناب حجّةالاسلام سيّد محمّدحسين سبط كه اصل اين سند را در اختيار ما قرار دادند، يادآور مىشود كه اصل نوار، از ابتدا افتادگى دارد. نيز، با وجود كوششى كه براى شناخت گويندگان بزرگوار ـ بر اساس صداى آنهاـ به عمل آمد، آخرين گوينده شناخته نشد، كه اميد است اين كاستىها در آينده جبران شود.

حجّت‌الاسلام محمّدتقى فلسفى

... ولىّ الله پرچم اسلام را به اهتزاز مي‌آورد و كلمهى مقدّس حق را در جهان فرمانروا مىنمايد. چندى قبل چند شعرى تقديم امام عصر7كرده بودم كه در اينجا به يادگار مىخوانم. اميد است مقبول پيشگاه مقدّس آن جناب گردد.

ماه شعبان به جهان محشر موعود نمود         تا ز خود حجّت ثانى عشر آورده برون

كوثر و جنّت و تسنيم و درخت طوبى         ز لب و روى و قد اين پسر آورده برون

جاء ربّک كه بُدى وعدهى روز عرفات         بين خدا را ز جبين بشر آورده برون

نقش جاء الحق، بر شهپر بازوش نوشت         يعنى از حق به جهان بال و پر آورده برون

اى شه كون و مكان، آتش هجران رخت         قلب، خون كرد و ز راه بصر آورده برون

كى ز جبريل رسد مژده بَرِ منتظران         كايزد از پرده شه منتظر آورده برون

فلسفى معذرت از هديهى خود مىطلبد         طبعش از مكتب عشقى هنر آورده برون

و السّلام عليک يا ولى الله و رحمةالله و بركاته

 

حجّت‌الاسلام عبّاسعلى محقّق خراسانى

بسم الله الرّحمان الرّحيم

و نُريد أن نمنّ على الَّذينَ استضعفوا في الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثين.

البتّه تنزيل اين آيهى كريمه از لحاظ آقايان محترم وعّاظ، مكرّر گذشته است كه موضوع موسىبن عمران است و بشارت يوسف به آمدن موسىبن عمران و نجات بني‌اسرائيل از دست قبطىها و فرعونىهاست؛ ولكن آيه‌اى ظاهرآ در قرآن مجيد تناسبش از اين آيهى كريمه نسبت به حضرت بقيةالله فى الأرضين امام عصر ] بيشتر [نيست. و لذا در شب نيمهى شعبان، اوّل اذان صبح و فجر صادق كه دو فجر حقيقتآ با هم طلوع كرده است: فجر اوّل، فجر ولىّ عصر و وجود او از رحم طاهرهى نرجس خاتون مقارن با فجر ظاهر طلوع كرده. حضرت عسكرى كه آن پسر را به حضورش خواست، فرمود: بخوان. اوّلين كلمه‌اى كه بعد از استعاذه فرمود همين آيهى كريمه را خواند :أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم، و نريد أن نمنّ على الّذين استضعفوا في الأرض. مىخواهد به تمام مردم دنيا بفهماند كه از همهى وسايل مأيوس باشيد و كاملا منتظر آمدن من باشيد... اين امّت منم و نجات‌دهندهى همهى شما منم. خدايا به همهى ما توفيق انتظار مرحمت كن كه :افضل العبادة انتظار الفرج.

باز آى، اى هماى همايون كه مرغ دل         پر مي‌زند به آرزوى آشيان تو

در صورت بديع تو چندين معانى است         يا رب چه صورتى كه ندانم بيان تو

اى باغبان تو را چه شود گر بياورد          باد صبا نسيمى از طرف بوستان تو

و السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

 

حجّت‌الاسلام ميرزا على محدّث‌زاده

بسم الله الرّحمان الرّحيم

لا حول و لا قوّة إلّا  بالله العلىّ العظيم، أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم و نُريدُ أن نمنّ على الّذين استضعفوا في الأرض و نجعلهم أئمّة.

همانطورى كه اساتيد محترم فرمودند اين آيهى شريفه اشاره است به حضرت موسىبن عمران كه به جناب يوسف بشارت مي‌دهد به ظهور جناب موسىبن عمران سلام‌اللهعليه همانطورى كه بني‌اسرائيل در انتظار موسى بودند و روزها را مىگذراندند با كمال عسرت و سختى چون تحت فشار و مضيقه فرعون قرار گرفته بودند، به انتظار يك نفر مصلح و يك نفر مردى ] بودند[ كه بتواند دفع مهمّات از آنها كند و گرفتارىها را از بين ببرد. ساليان دراز در انتظار موسى سلام‌اللهعليه بودند. و همينطور در عصر حاضر هم بايد جمعيّت مسلمين در اثر فشار و مضيقه و بدبختى در انتظار يك نفر مصلح باشند كه البتّه خود پيغمبر و خاندان عصمت و طهارت به شيعيانشان مكرّر در مكرّر بشارت داده‌اند كه اگر از عمر دنيا يك روز باقى مانده باشد، حضرت بقيّةالله خواهد آمد و تمام گرفتارىها و ناراحتىهاى جمعيّت مسلمين و مؤمنين را برطرف خواهد فرمود. و ما البتّه شب و روز را در انتظار آن حضرت بوده و هستيم و اين خود عبادتى است، همانطورى كه گفته شده افضل عبادت و افضل عبادات انتظار فرج است. در آن دعاى شريف ندبه هم در روزهاى جمعه مؤمنين موقعى كه مىخوانند، به همين جمله و مطلب اشاره مىشود: أين معزّالأولياء و مذلّ الأعداء؟ آن كسى كه بايد به دوستان خدا كمك كند و دشمنان خدا را از بين ببرد، يگانه كسى كه در انتظار او هستند، حضرت مهدى صاحب‌الزّمان است. مرحوم شيخ بهايى مىگويد:

هر در كه زدم صاحب آن خانه تويى تو         هر جا كه شدم پرتو كاشانه تويى تو

در كعبه و بتخانه كه جانانه، تويى تو         مقصود من از كعبه و بتخانه، تويى تو

مقصود تويى، كعبه و بتخانه بهانه

و السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

 

حجّت‌الاسلام محمود حلبى خراسانى

بسم الله الرّحمان الرّحيم

فانتظروا إنّي معكم من المنتظرين

موضوع انتظار فرج كه عامّه و خاصّه در روايات نقل كرده‌اند، از امورى است كه نه تنها از جنبهى روحانى مفيد است، بلكه از جنبهى مادّى فايدهى بيشترى دارد؛ زيرا كه از نظر روانشناسى همه مي‌دانيم انسان در موقعى كه قطع اميدش از جميع عوامل و اسباب مادّى و روحى مىشود، در اين موقع، اگر ابتلا به بليه‌اى پيدا كرد يأس از فرج كشندهى او خواهد بود و اگرچه آن بلا كشنده نباشد. مانند بيمارى كه چون در شدّت بيمارى واقع گردد و به او بگويند كه طبيب و دكتر به شما دوايى نمىتواند بدهد و شما را مأيوس از علاج مىكند. طبيب و دكتر اگر بيمار را مأيوس كرد و بيمار اميدش از بهبودى قطع شد، خود اين قطع اميد بر او فشار روحى وارد مىكند و او را مىكشد، و اگرچه آن بيمارى كشنده نباشد؛ برخلاف اين كه اگر اميدوارى داشته باشد و روزنهى اميدى يا از عوامل مادى و يا به اسباب غيبى ] برسد[. مسلمانانى كه اميدوارند به عوامل غيبيّه، در بلايا و شدايد، تحمّل و طاقتشان بيشتر است از طبيعيّون و ماديّون كه به جز وسايل مادّى و عوامل طبيعى قائل و معترف به عامل و وسيلهى ديگرى نيستند. و اين خود يك نعمت بزرگى است از براى روحانيّت، ولو اين كه به فرض محال، روحانيّت واقعيّتى نداشته باشد. روى اين فايده و عائده براى ما دستور انتظار فرج داده‌اند و ما را اميدوار كرده‌اند به يك بزرگوارى كه در شكنجههاى سخت ممكن است او به داد و فرياد ما برسد و در ابتلائات عمومى بالاخره او اصلاح خواهد كرد. لهذا در جريان قضاياى ابتلاى عمومى، تنها چيزى ] است[ كه شيعه را نگه‌دارى مىكند و بلكه عامّه را، زيرا كه عامّه هم انتظار مهدى و مصلح كل را دارند. گو اين كه با ما فرق داشته باشند در موضوع مهدى كه آيا از ولد حسين است يا از امام حسن، آيا مولود و موجود است و يا در آخرالزّمان موجود خواهد شد؛ ولى در اصل مهدى و اين كه او مصلح است و اين كه او دفع امور است و كاشف هموم است، آنها هم با ما همعقيده هستند. لهذا مىتوان گفت: امّت اسلام از عامّه و خاصّه براى همين زمينه‌اى كه صاحب اسلام به دست آنها داده است در شدايد و بلايا راحتتر و آسودهتر از ديگران هستند. خدا را قسم مي‌دهم به ذات پاكش و به اسم اعظمش كه به زودى همهى جهانيان يعنى مسلمانان و بالأخص شيعه را از اين انتظار به در آورد و شب هجران را به صبح وصال آن بزرگوار به پايان برساند. چون مجلس، مجلس بزرگوارى است، حضّار اغلبآ و يا كلاّ  از نوكران امام عصر ارواحنافداه مىباشند و همه انتظار فرج آن بزرگوار را دارند و در تعظيم و تجليل آن حضرت كوشا مىباشند، من هم مقتضى مي‌دانم كه از لسان همهى برادران و آقايانى كه تشريففرما هستند، چند شعر خطاب به امام عصر ارواحنافداه بخوانم و عرايضم را خاتمه دهم.

اى چرخ كهن به طلعت نو         از بوى تو، خور گرفته پرتو

از حزم تو شد زمين گرانبار         وز عزم تو شد فلك سبك‌رو

بندى ز كمند تو مجرّه است         نعلى ز سمند تو مه نو

اى بندهى قصر توست قيصر         وى چاكر درگه تو خسرو

چرخ از لب كامِ تو زند بال         گامى بزن و به بال او شو

اين دشنهى تيز ماه برگير         وين خوشهى نورسيده بِدْرو

يابن‌العسكرى، همه غلامان تواند و به اين شعر زبان حالشان مترنّم است.

آقا جان،

جان بر لب و دل به جان رسيده         وين كارد به استخوان رسيده

صلّي‌الله عليك و على آبائك الاطهرين و رحمة الله و بركاته

 

حجّت‌الاسلام آقا نجفى شهرستانى

بسم الله الرّحمان الرّحيم

و الحمد لله ربّ العالمين و صلّى الله على محمّد و آله الطّاهرين و على آله الطيّبين الطّاهرين المعصومين.

در محفلى كه اساتيد سخن هستند نوبت به امثال ما نخواهد رسيد؛ ولى اين فيض و اين نطق بود از بزرگان كه اين ناچيز را هم شركت دادند.

و نريد أن نمنّ على الّذين استضعفوا. خداى تبارك و تعالى منّت بزرگ در عالم تكوين گذاشته است. اين اراده، ارادهى تكوينى است و اين ايمان و اعتقاد به اين كه هر وقت در حالت ضعف و ناتوانى افتاديد، قدرت و قوّه‌اى هست كه شما را از اين ضعف و ناتوانى نجات بدهد، يك اتّكاى بزرگ و يك اتّكال عظيمى براى مردم در هر طبقه و هر دسته‌اى كه باشند. با كمال جرئت مىتوان گفت به همان ملاكى كه ايمان به حق نگهدار مردم است، ايمان به ولىّ مطلق نگهدار مردم خواهد بود. اعتقاد به خداى تبارك و تعالى سبب مىشود كه مردم در گرفتارىها و نكبات و ابتلائات، خود را نبازند و نگهدار قلب و حالات خود باشند و نفس را از اختيار به در نبرند و به همان ملاك براى تمام بشر بايد يك متّكاى اخرى و يك ملجأ بيشترى بعد از مقام ذات اقدس حق باشد كه آن ملجأ اسباب آرامش قلب و نگهدارى آنها بشود. اشاره فرمودند كه فِرَق مسلمين معتقدند به مهدى موعود. البتّه همه مي‌دانيد كه همهى ملل عالم منتظرند منجى را ولى در مقام تشخيص و صغرى اشتباه كرده‌اند. و شكر مىكنيم خدا را كه ما آن دسته‌اى هستيم كه هم به اصل كلّى معتقديم و هم در صغرى اشتباه نكرده‌ايم. و مهدى موعود ما روى اين حساب، آن كسى است كه پيغمبر اكرم او را معرّفى كرده است و على7در روايات اشاره فرموده است و ائمّهى هدى يكى بعد از ديگرى اشاره كردند و تصريح كردند، به حدّى كه مىتوان گفت كه اخبار در اين باب به صورت متواتر رسيده و مجموعآ تواتر معنوى دارد؛ از اين كه مهدى موعود خواهد آمد و به حدّى بود به اين كه تعيين مهدى فرمودند و انتظار فرج را ائمّهى هدى براى خودشان از عبادات شمردند. و اگر براى امام، اين انتظار از عبادات بود براى ما بيشتر مورد استفاده خواهد بود و اين انتظار براى ما يك نمونه و يك وسيله‌اى است كه به خواست خداى تبارك و تعالى ناجى ما باشد و در آخر الزّمان اميدواريم كه ما از انصار و اعوان او قرار بگيريم و همچنان كه در آن دعاى مأثور وارد در دعاى عهد به اين كه خدايا اگر بنا شد ما بميريم قبل از ظهور مهدى، خدايا ما را از قبر به در آور و ما را قدرت اين بده كه در جوار او و در تحت ولاى او نصرتش كنيم.

از خداى تبارك و تعالى همين معنا را مىطلبيم و اميدواريم همهى ما از انصار و اعوان حضرت ولى عصر باشيم و در تحت لواى مقدّس او عرض ارادت كنيم.

و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

حجّت‌الاسلام سيّد محمّد سلطان الواعظين شيرازى

بسم الله الرّحمان الرّحيم

و صلّى الله على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين

به مصداق آيهى شريفهى (و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا  ليعبدون) غايت خلقت بشر، عبادت و عبوديّت است. و عبادت بر دو قسم است: عبادات واجبه و عبادات مستحبّه. بديهى است آنچه از مضامين اخبار متكاثره معلوم و مستفاد مىگردد، فوايد و نتايج عبادات مستحبّه براى بشر بيشتر از عبادات واجب است. براى اين كه عبادات مستحبه از روى عشق و علاقه است. لهذا هر عملى كه از روى عشق و علاقه باشد و طمع و ترس و خوف در او راه نداشته باشد، مسلّمآ اثر و نتيجه‌اش بيشتر مىگردد. فلهذا يكى از عبادات مستحبّه در دورهى آخرالزّمان كه مضامين اخبار متكاثره بر آن حكم مىكند، انتظار فرج ولى عصر امام زمان عجّل‌اللهتعالىفرجه مىباشد كه حتّى ائمّهى هدى صلوات‌اللهعليهم‌اجمعين قبل از ميلاد با سعادت آنحضرت در ازمنهى خود اين انتظار را مىكشيدند و گريهها مىكردند و منتظر بودند. و از براى ما هم دستور داده شده است كه در دورهى آخرالزّمان هيچ عبادتى براى شيعه پرثوابتر و پرفايدهتر از انتظار فرج آن وجود مقدّس نمىباشد. اين نكته بايد مورد عنايت و توجّه ما قرار بگيرد كه اين انتظار فرج و دعاكردن براى ظهور آن حضرت كه خودش به پسر مهزيار مىفرمايد: «پسر مهزيار! به شيعيان من سلام من را برسان و بگو براى ظهور من دعا كنند كه خدا فرج من را نزديك كند.» و البتّه مجامع شيعيان در هر جا منعقد است علامت شيعه اين است كه بايستى در مقام دعا برآيند و از خدا بخواهند كه خدا آن وجود مقدس را از پس پردهى غيب ظاهر كند؛ زيرا تا آن وجود مقدّس نيايد شكستگىها اصلاح نخواهد شد. ولى آن نكته‌اى كه بايد ما كاملا به آن توجّه كنيم، عبارت از اين است كه انتظار فرج كشيدن مقدّماتى دارد؛ به اين معنا كه آدمى وقتى مىخواهد انتظار فرج بكشد، مانند انتظار يك ميهمانى عزيزالوجود است. وقتى انسان، انتظار آمدن ميهمان عزيزالوجود را دارد، كاملا خانه را پاك و پاكيزه و وسايل آمدن را براى ميهمان عزيز مهيّا مىكند. آنگاه در مقام انتظار برمي‌آيد. ما هم كه مىخواهيم انتظار فرج بكشيم، شرط اوّل اين است كه بايستى خانهى دل را كاملا پاك كنيم از ارجاس و كثافات و اخلاق رذيله و صفات ناپسنديده. وقتى خانهى دل را پاك كرديم، آماده و مهيّاى ظهور آن وجود مقدس مىگرديم. و الّا  اگر كسى آلوده باشد و سراپا غرق اخلاق رذيله و صفات ناپسنديده باشد، اگر اين آدم در مقام دعا برآيد كه خدايا فرج ولى عصر را نزديك كن، اين نفرين است ] كه[ دربارهى خودش دارد مىكند. زيرا كه ولى عصر امام زمان ذخيره‌اى است براى سعادتمندى اهل ايمان و بالأخره موجب بدبختى و بيچارگى اهل نفاق است چنانكه در قرآن مىفرمايد :(بقيّةالله خيرٌ لكم إن كُنتم مؤمنين). يعنى اگر مردم اهل ايمان هستند، از وجود مقدّس آن حضرت ابدآ باك ندارند؛ زيرا كه ولى عصر امام زمان براى آن نمي‌آيد كه مؤمنين را بيازارد؛ بلكه مي‌آيد انتقام بگيرد از آن كسانى كه اهل ظلم و جور هستند، آن كسانى كه اخلاق رذيله و صفات ناپسنديده ملكهى ثانوى آنها شده است. پس ما در شرط اوّل بايد خودمان را پاك و خانهى دل را كاملا از هر رجس و كثافتى پاك كنيم، آن‌وقت انتظار بريم كه اميدواريم كه خداوند اين عيونِ ديدهى ما را به آن طلعت زيبا روشن و منوّر گرداند كه نميريم و نميريد و آقايان همه زنده بمانيم انشاءالله كه در ركاب آن وجود مقدّس آمادهى جانبازى گرديم و إنشاءالله زنده باشيم و به همين زودى بشنويم نداى جبريل را كه فرياد مي‌زند «ألا يا أهل العالم جاء الحقّ و زهق الباطل إنّ كان الباطل كان زهوقآ.»

هله عاشقان بشارت كه نماند اين جدايى         برسد زمان دولت، بكند خدا خدايى

و السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

 

حجّت‌الاسلام على اصغر اعتماد الواعظين

الحمدلله ربّالعالمين و السّلام على خير خلقه و أشرف بريّته، حبيبنا و طبيب نفوسنا و شفيع ذنوبنا أبيالقاسم محمّد صلّى الله عليه و آله الطيّبين الطاهرين و رزقنا الله شفاعتهم يوم القيامة آمين يا رب العالمين. قال الحكيم فى كتابه العظيم: بسم الله الرّحمان الرّحيم، ذلک الكتاب لا ريب فيه هدىً للمتّقين الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلاة و ممّا رزقناهم ينفقون.

به همين بيان و منطقى كه آقايان بزرگان و رجال خطابه و اساتيد سخن ] گفتند[، به مناسبت ولادت موفور السعادة ولى عصر امام زمان عجّل‌اللهتعالىفرجه در پانزدهم ماه شعبان مجلس ضيافتى تشكيل شد و در اطراف ولادت ولى عصر عجّل‌اللهتعالىفرجه به عنوان يادگار، از آقايان رفقا و اساتيد چندين جمله باقى بماند. اين آيهى كريمه‌اى را كه قرائت كردم، در معناى غيب، بعضى از علماى علم تفسير فرمودند: مقصود مؤمنين به امام زمان عجّل‌اللهتعالىفرجه است. معناى غيب آن امامى است كه از نظر مردم غايب است. ائمّهى هدى براى ما بيان كرده‌اند، هر يك به نوبهى خود از آمدن اين يگانه مرد آسمانى و اين رجل روحانى صحبت به ميان آورده‌اند إنَّ في قائمنا سنن من سنن الأنبياء. براى دوازدهمى ما خاندان طهارت، مانند انبياى گذشته شباهتها و سنّتهايى هست؛ مانند موسى مىماند از نظر خفاى ولادت؛ مانند ايّوب است از نظر صبر برابر حوادث و بلاهاى جهان طبيعت؛ مانند صالح پيغمبر است ] كه[ سالهاى دراز از ميان مردم غايب بود و پنهان، وقتى صالح آمد مردم او را نشناختند؛ مانند يوسف پيغمبر است؛ حضرت يوسف، ميان برادران بود؛ برادرها يوسف را مي‌ديدند ولى او را نمىشناختند و حضرت يوسف آنها را كاملا مىشناخت. امام زمان7وقتى مي‌آيد؛ غالب مردم مىگويند ما اين آقا را مكرّر در مكرّر در مجالس و محافل ديده بوديم؛ ولى او را نمىشناختيم. امام زمان تمام مردم را مىشناسد.

يك چشم زدن غافل از آن شاه، نباشيد         ترسم كه نگاهى كند آگاه نباشيد

بيمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض و السماء. پروردگارا! به آبروى ولى عصر امام زمان عجّل‌اللهتعالىفرجه قَسَمَت مي‌دهيم، الها ديدههاى ما را به جمال اين مرد آسمانى و اين مصلح كل روشن كن.

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره روبه رو         شرح دهم غم تو را نكته به نكته مو به مو

مي‌رود از فراق تو خون دل از دو ديده‌ام         دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو

از پى ديدن رُخَت همچو صبا فتاده‌ام         خانه به خانه در به در كوچه به كوچه كو به كو

و السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

 

حجّت‌الاسلام عبّاسعلى اسلامى شاهرودى

أعوذ بالله من الشّيطان الرجيم. بسم الله الرّحمان الرّحيم. وعد الله الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم في الأرض كما استخلف الّذين من قبلهم و ليمكنّن لهم دينهم الّذي ارتضى لهم و ليبدلنّهم من بعد خوفهم أمنآ يعبدونني لا يشركون بي شيئآ.

خدا در اين آيهى وافى هدايت، چهار وعدهى صريح به كسانى كه ايمان به خدا آورده‌اند و طبق ايمانشان عمل مىكنند، داده است و در وحلهى اولى چون مضامين آيهى قرآن اطلاق نسبت به تمام اقوام و ملل و خانوادهها و افراد دارد، هر فردى و هر جمعى كه متّصف به صفت ايمان و اعمال صالحه شود، بهره‌اى از اين چهار نويد پروردگار خواهد برد: تمكّن در زمين يعنى از بين رفتن دشمنان آن فرد يا آن جمعيّت يا آن مملكت و جانشين شدن او و باقى ماندن او. در وحلهى ثانى متمكّن شدن از اداى وظايف ديني‌اش بدون بيم و ترس. در مرحلهى سوم مبدّل شدن ناامنى و خوف و بيمش به امن و امانت و راحتى و آسودگى بال. و در مرحلهى چهارم توفيق پيدا كردن كه اعمال خالص بدون شرك به جا آورد. امّا مورد خصوصي‌اش كه معناى كلّى او واقع شود در آخرالزّمان است و تاكنون هم چنين وعده‌اى عملى نشده است. از ابتداى بعثت پيغمبر اكرم اين چهار وعده‌اى كه خدا به مسلمين داده است، هنوز كاملا عملى نشده است و شاهدش هم همين است كه ما هنوز دشمنانى در اطراف جهان داريم كه هر يك به نوبه‌اى مسلّط بر مسلمانان‌اند و مسلمانان در ضعف و ناتوانى به سر مىبرند و ديگر دشمنانى براى عدم اجراى قوانين اسلام موجوداند كه به واسطهى موانع معيّنه مسلمين نمىتوانند تمام احكام اسلام را عملى كنند. و همچنين دشمنان و دژخيمانى كه در اطراف و اكناف مسلمين‌اند و مسلمين در منتهى درجهى خوف و بيم در دست آنها به سر مىبرند هنوز چنان امنيّتى كه خدا وعده داده است براى آنها حاصل نشده است و همچنين جهان پر از بتپرست است.

ششصد ميليون جمعيت بودايى كه فقط بت مىپرستند و ساير اديان ديگر نيز بهره‌اى از بتپرستى دارند و مسلمانها و اهل توحيد در اقليّت‌اند. پس بنابراين كه وعدالله و لم يخلف الله وعده  خدا وعده‌اى كه داده، خلف نمىكند. بايد چنين وقت و زمانى بر مسلمين بيايد كه اين چهار وعدهى پروردگار به نحوهى كلّى نسبت به عامّهى مردم حاصل گردد. پس كسانى كه مخالف با مهدى موعود و امام زمان‌اند و در عين حال مقرّ و معترف به قرآن‌اند، ناچارند بگويند يا خدا خلف وعده مىكند يا اين آيه در قرآن نيست يا اين مطلب براى مسلمين حاصل شده است يا چنين روزى خواهد آمد كه خدا به وعدههاى خود عمل كند. و آن روزى كه خدا وعدههاى خود را عمل كند، همان روزى است كه فرمودند امام زمان بيايد يملا الأرض قسطآ و عدلا بعد ما ملئت ظلمآ و جورآ. چنين روزى را بايد مسلمين و شيعيان انتظار داشته باشند. حالا مىخواهد زنده باشند در ركاب او جنگ كنند يا در عالم ديگرى باز ناظر اعمال او خواهند بود، چون ما عقيده داريم بعد از مرگ زنده‌ايم و تمام اسرار كون را بهتر از زمان حياتمان مىفهميم. پس بنابراين انشاءالله اميدواريم كه خدا فرجش را نزديك كند و ما و جميع دنيا بهرهمند از اين چهار وعدهى سريع قرآن بشويم و چشم ما به جمالش روشن گردد.

و السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

 

گوينده‌اى ناشناس

بسم الله‌الرّحمان الرّحيم

به افتخار تشرّف در محضر مقدّس استادزادهى مكرّم و مخدوم معظّم آقاى محدّث‌زاده، بعد از استفاده از تراوشات علمى و ذوقيّههاى روحى بزرگان و استوانههاى دانش و خطابه، ما هم مأمور شديم كه جزو اين عدد اظهار حياتى كرده باشيم. چنين متناسب ديدم كه مخمّسى را كه سالهاى قبل به مناسبت ولادت با سعادت ولى عصر سلام‌الله عليه و على آبائه المعصومين سروده‌ام تقديم نمايم.

صبا گر بگذرى بر سايهى گلنار فام ما         ببر از راه احسان نزد آن مهوش پيام ما

به آن خورشيد طلعت گو به پايان رفت شام ما         بيا در بزم و پر كن از مى اقبال جام ما

جهان بر كام ما شد كن مه عشرت به كام ما

زنى تا كى مخالف مطبرى شهباز را دم زن         همايون طالع ما را گهى زير و گهى بم زن

حجازى مي‌رسد اكنون عراق و ترك بر هم زن         به دشت حاجيانى بانگ جاء الحق به عالم زن

كه گردون بزد اكنون سكّهى شاهى به نام ما

نما عشرت كه ما را تخت عزّت برقرار آمد         شب ديجور دين را صبح صادق رهسپار آمد

به سوى مشعل دين زيت لم تمسسه نار آمد         تمام دين، كمال شرع ختم هشت و چهار آمد

ز برج نرجسى ظاهر شد آن قدر تمام ما

چو طى بنمود گردون چهارده روز از مه شعبان         برون شد چهارده ماهى كه شد خورشيد از او حيران

عجب، ماهى كز او صدقآ و عدلا تمّتِ قرآن         ولى افسوس كاين مه گشته پشت ابرها پنهان

فغان و درد كن در پرده غايب شد امام ما

مه برج ولايت حجّت آخرزمانى تو         به تنها صاحب اوصاف خوبان جهانى تو

امام انس و جانى وارث پيغمبرانى تو         شها تا كى به پشت پردهى غيبت نهانى تو

بيا از پرده بيرون كش ز دشمن انتقام ما

شغالان دور ما بگرفته اى ضرغام دين مهدى         ز ترياك جفا مرديم آخر ده به ما شهدى

ز كف شد طفل دين اى دايه آور از وفا مهدى         به ره گمگشتگان راهى نما اى هادى مهدى

بيا از پرده بيرون كش ز دشمن انتقام ما

البتّه اين افتخارى بود كه در اين روز و در اين موقعيّت نصيب بنده گرديد. اميدوارم خداى متعال چشم همه را به جمال مقدّسش روشن بفرمايد و همه را و صاحب اين خانه را جزو خدمتگزاران پاك‌دامن اين آستانه محسوب بفرمايد.

و السّلام عليكم و رحمة الله

 


[1]. قصص (28) / .6

[2]. علّا مه، محمّد، خاطرات شصتسال خدمتگزارى در آستان اهل بيت: تهران: آفاق: 1381، ص .97

 

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 25 آذر 1391 ، 11:50
 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: