اللهم و صلّ علی الطاهرة البتول، الزهراء ابنة الرسول، امّ الائمة الهادین ... و مستودعاً لحکمة؛ (بحارالانوار ، ص 181) اللهم صلّ علی فاطمة بنت نبیّک و زوجه ولیّک و امّ السبطین الحسن و الحسین ...؛(بحارالانوار، ج 99 ، ص 45) اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
معرفی کتاب مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
شماره سفینه - سفینه 1
يكشنبه ، 19 شهریور 1391 ، 11:59

حميد سليم گندمى

پيام جاودانه (سخنى چند پيرامون قرآن كريم و آفاق آن)، نوشته محمد رضا حكيمى . قم : دليل ما ، چاپ اول ، 1382، 382 صفحه، وزيرى
اين كتاب مجموعه گفتارها و مقالههايى از نويسنده است كه در موضوع قرآن تدوين و گردآورى شده است.
استاد محمد رضا حكيمى با الهام از آيه 24 سوره محمد6 (اَفَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرآنَ اَمْ عَلى قُلُوبٍ اَقْفالُها)، عناوين فصول يا گفتارهاى بيستگانه كتاب را «تدبّر» (تدبر نخست تا تدبر بيستم) نام نهاده است.
مؤلف محترم از دريچه‌اى نو به موضوعات و مسائل مطرح شده در كتاب پرداخته است. و قرآن و پژوهش در قرآن را از ديدگاه معارفى بررسى كرده است.   در تدبر نخست با عنوان «معارف 
چيست ؟» سخن گفته است. و در تدبّر سوم (شرك به قرآن كريم) مشكلى بزرگ را مطرح كرده است و مىنويسد : «مشكل اين است كه رشته‌اى به عنوان قرآنشناسى معارفى، نه تفسير قرآن اصطلاحى، در دانشگاهها كه هيچ، در هيچ يك از حوزهها نيز وجود ندارد. و مدرسان و  استادانى نيز براى اين رشته به هم نمي‌رسند. چه بسا اكثريت فراوانى از مدعيان فضل و نظر اسلامى، از اين رشته واز اين موضوع و ابعاد آن، تصوّر درستى نيز نداشته باشند و همين تفسير گويى و تفسير نويسى به سبك متعارف را، كمال قرآن شناسى بشمارند، و تفسيرهاى متداول و متعارف را، حدّ نصاب قرآن شناسىِ معارفى و معارف شناسىِ قرآن بشناسند.» (ص 76 ـ 77 ).
تعريفى كه مؤلف از قرآنشناسى معارفى ارائه مي‌دهند، متكى بر شناخت معارف از خودِ قرآن كريم و احاديث نبوى و اوصيايى (ائمه:) است، به طور كاملا خالص و مستقل از هر اقتباس و التقاط و امتزاجى كه تصور شود، چرا كه معارف قرآن و عترت، از هرگونه شرك و شريك فكرى و فرهنگى بىنياز و مستغنى است.
مؤلف در همين تدبر سوم اشاره مىكند كه معارف در حدّ اعلاى ممكن در قرآن كريم آمده است و خداوند متعال براى نزول قرآن منت مىگذارد، و اگر قرار باشد معارف قرآنى هم‌رديف و هم رده اصطلاحات و مفاهيم بشرى ـ مثلا يونانيان يا اسكندرانيان يا هنديان يا گُنوسيان و... ـ باشد نزول معارف قرآنى تكرار است و منّتى نمىتواند داشته باشد. (ص 88)
در تدبر چهارم (رأى تراشى در برابر قرآن كريم ) نيز تأكيد مىكند كه در برابر قرآن كريم از خود رأى نتراشيد... قرآن را بفهميد و مورد تدبر قرار دهيد اما با كليد خودِ قرآن و با استناد به فرمايش امام صادق7 :«اِنَّ اللّه اَنزَلَ فى القرآنِ تبْيانَ كُلّ شَىء» خداوند در قرآن بيان هر چيز را آورده است. (بحارالانوار، ج 92، ص 81.)نويسنده، از اين حديث نتيجه مىگيرد كه كليد فهم قرآن نيز در خود قرآن كريم است وگرنه «تبيان كُلّ شَىء» نمىبود.اين كليد، پرسيدن از اهل ذكر و رجوع به آنان است كه قرآن كريم در دوجا به آن فرا خوانده است.   و عقل آزاد نيز آن را تأييد مىكند و ما اگر
جز اين راه را بپيماييم به حقايق قرآنى نمي‌رسيم و از شناختهاى وحيانى محروم مىمانيم.
اگر با ديدگاه معارفى به قرآن بنگريم، در آن صورت خلا تحقيق و پژوهش در بسيارى از مسائل مهم قرآن شناختى ـ كه تاكنون توجهى به آنها نشده است ـ به چشم مىخورد. استاد محمد رضا حكيمى به همان روشى كه در كتاب «مكتب تفكيك» حدود 900 مسئله را مطرح و توجه دانشمندان را به تحقيق در آن مسائل جلب كردند، در تدبر دهم (مسائل قرآن شناختى) ذيل عنوان احياىِ عظيم، در 14 بخش يا موضوع اصلى، حدود 110 موضوع و مسئله را مطرح و پيشنهاد مىنمايد كه دريچههاى جديدى براى تحقيق و تدبر در قرآن كريم مىباشند.
موضوعات اصلى چهاردهگانه ـ كه در ذيل هر كدام، چهار تا بيست موضوع فرعى ديگر ذكر شده است ـ عبارتند از  :
1 ـ ماهيت اهتداى قرآن (پنج موضوع )
2 ـ حكمت راستين و آموزگاران آن (چهار موضوع )
3 ـ عذر تقصير به پيشگاه قرآن و اهل بيت:(پنج موضوع )
4 ـ تمدن اسلامى و تمدن قرآنى ـ تفاوت فوق تصور (پنج موضوع )
5 ـ تهاجم فرهنگى و سابقه آن در اسلام (پنج موضوع )
6 ـ حركت سياسى ترجمه : 1 ـ در حكومت اموى (ده موضوع )
7 ـ حركت سياسى ترجمه : 2 ـ در حكومت عباسى (چهار موضوع )
8 ـ نگاهبانان قرآن (دوازده موضوع)
9 ـ نقشهاى سياسى و قرآن كريم: 1 ـ نقش مخالف (چهار موضوع)
10 ـ نقشهاى سياسى و قرآن كريم : 2 ـ نقش موافق (چهار موضوع)
11 ـ اصول جامعه سازى قرآنى (هشت موضوع)
12 ـ تنفيذ تربيت قرآنى (دوازده موضوع )
13 ـ تأويل (بيست موضوع)
14 ـ قلب انسانى و قرآن (هشت موضوع)
در تدبر بيستم با عنوان «قلب قرآن»، بر مبناى روايات بيان مىكند كه سوره مباركه يس قلب قرآن يعنى حيات و عصاره قرآن است و بر فراگيرى سوره مباركه يس و ژرفيابى انوار و اسرار اين سوره بس عظيم تأكيد شده است.
ديگر عناوين (تدبّرهاى ) كتاب، نيز خواندنى است، از جمله :
قرآن كريم، كتابى عين گرا ؛ قرآن كريم و منظومه قرآنى ؛ حروف بسيطه در قرآن كريم (با مباحثى ابتكارى وتازه در مورد حقيقت حروف ) ؛ قرآن كريم و تفكر ؛ قرآن كريم در صحيفه سجاديه ؛ قرآن و زندگى ؛ قرآن كريم در نگاه عصر و نسل ؛ قرآن كريم و عدالت.
حميد سليم گندمى

مقايسه ميان اسلوب قرآن و حديث با علم كلام در طرح عقايد، نوشته نيكو ديالمه، تهران : پيام آزادى، چاپ اول، 1378، 272 صفحه، رقعى
مؤلف در پيشگفتار اشاره مىكند كه يافتن مسير هدايت، تنها در گرو تمسك به قرآن است كه هادى حقيقى و مشرع نظام رب العالمين به اقتضاى وجودى انسان، نازل فرموده است. (ص 12).
حضرت رسول اكرم6 فرمودند  :«مَنْ طَلَبَ الْهُدى فى غَيرِهِ اَضَلَّهُ اللّه» هر كسى از غير قرآن طلب هدايت كند، خداوند او را گمراه خواهد ساخت. ( بحارالانوار، ج 92، ص 31.)
از طرف ديگر فهم بخش مهمى از قرآن با تمسك به كلام معصومان: امكانپذير است. امام على 7خطاب به كميل فرمودند  :
يا كميلُ لا تأخُذْ اِلّا عَنّا تَكُنْ مِنّا(وسايل الشيعة، ج 18 ، ص 16. )
آنچه كه در اين كتاب بر آن تأكيد شده است، روش بيان عقايد در قرآن و كلام معصومين: در موضوع مبدأ و معاد است كه روششناسى (متدلوژى) خاص قرآن كريم واهل بيت: با روش متكلمان در طرح بحث مبدأ، وجود خدا وحدانيت الهى و بحث معاد و ضرورت آن مقايسه و بررسى شده است.
مؤلف محترم تأكيد مىكند كه در بيان اين بررسى، « صرفآ به دنبال بيان شيوههاى اثبات و دعوت به موضوع مبدأ و معاد است و به هيچ وجه به دنبال ذكر و اثبات اين مطلب نيست كه قرآن و حديث مردم را به امرى دعوت مىكنند و متكلمان به امرى ديگر.»(ص 14) اما اگر تأثير روش  و اسلوب طرح مسائل را بپذيريم به ناچار بايد قبول كنيم كه نتيجه حاصله از طريق روش متكلمان دعوت و اثبات مبدأ و معاد با طريق روش قرآن و ا هل بيت: ـ به دليل تفاوت در شيوه و روش ـ الزامآ يكسان نخواهد بود. در شيوه متكلّمان، اِسكات خصم و اثبات استدلالى مورد نظر است. امّا در روش پيامبران و امامان (روش قرآن و حديث)، عقايد حقّه در دل و جان انسان مىنشيند، چرا كه آن حجّتهاى الهى با فطرت انسان سخن مىگويند و درونِ آنها را مخاطب خود مي‌دانند. از اين رو، سخن آنان در قلب و جان، و هم در عمل انسان، اثر مىگذارد و آنها را تغيير مي‌دهد.
مطالب اين كتاب در قالب سه بخش ارائه شده است  :
بخش 1. پژوهشى در علم كلام است. در اين بخش وجه تسميه موضوع، تعريف، هدف، و روش كلام، ارتباط آن با ساير علوم و تاريخ علم كلام با اشاره به دو فرقه معتزله و اشاعره بررسى شده است.
در بخش 2 . مقايسه ميان اسلوب قرآن و حديث با علم كلام در بحث مبدأ در ضمن سه فصل بررسى شده است: در فصل اول روش متكلمان، در فصل دوم روش قرآن كريم و در فصل سوم روش معصومين: مطرح و گفتگو شده است.
در بخش 3. در ضمن چهار فصل، اسلوب قرآن و حديث با علم كلام در بحث معاد بررسى شده است در پايان كتاب ذيل عنوان «نتيجه كلى» به استنتاج كلى از مباحث مطرح شده پرداخته است.

 

 

 

آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 18 آذر 1391 ، 11:15
 

خبرنامه

نــــام:

ایمیل: